| یکشنبه ۱۳ آذر ۸۴ |
 |
 |
طرفداران جدایی دین از سیاست کجا هستند و در معادلات سیاسی ایران امروز چگونه ارزیابی می شوند؟ این پرسشی است که پیاپی تکرار می شود و پاسخ می طلبد. اخیرا که بحث ظهور موعود در محافل حکومتی ایران بالا گرفته و ایجاد تنش کرده است، پرسش ها پیرامون وزن طرفداران جدایی دین از حکومت در ایران جدی تر شده است. پاسخ به پرسش سهل و ممتنع است. سهل است، از آن رو که طرفداران جدایی دین از حکومت در ایران امروز همه جا حضور دارند، جز در سطوح بالای مدیریتی و ممتنع است از آن رو که قانون اساسی و دیگر قوانین راه را بر ورود عرفی گرایان (طرفداران جدایی دین از حکومت) به حوزه های تصمیم گیری بسته است.
نظام گزینش صدر تا ذیل حوزه های مهم سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی را به افرادی سپرده که پیشینه ی آنها جانبداری از اختلاط دین و حکومت بر پایه ی خویشاوندی با بزرگان یا باور قلبی یا به انگیزه ی برخورداری از جاه و مقام و ثروت ثبت شده است. نظام گزینش بر خلاف آنچه شایع کرده اند با شیوه ی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات آغاز نمی شود و در حوزه های انتخابات هم پایان نمی یابد. نظام گزینش در تمام ارکان جمهوری اسلامی تزریق شده تا طرفداران جدایی دین از حکومت به درون سیستم راه پیدا نکنند. فزون بر آن نظام گزینش چنان قوی پنجه و همه جانبه امور را در کنترل دارد که افراد و گروه های مؤسس انجمن ها ، سازمان ها ، احزاب ، مطبوعات ، انتشارات و تشکل های کارگری و کارفرمایی چنانچه در سوابق شان نقطه نظرهای جدایی دین از حکومت پررنگ و مشهود باشد ، رد صلاحیت می شوند. این شکل از رد صلاحیت توسط وزارت ارشاد اسلامی ، وزارت کشور و نهادهای انضباطی و نهادهایی با نامهای متتوع دیگر تحقق می یابد و نموداری است از قدرت نظام گزینش که شورای نگهبان فقط نماد زورمند آن است . نظام گزینش شبکه ای و سراسری عمل می کند و به " حذف " منتقدان در همه ی سطوح می پردازد .
با این وضعیت طرفداران جدایی دین از حکومت و سیاست همه جا هستند جز آنجا که باید باشند . همزمان با انتخابات دور نهم ریاست جمهوری از باب خالی نبودن عریضه یک حزب عرفی گرا اعلام حضور کرد که بعد از اعلام وجود لب فروبست و تبدیل به دلیل محکمه پسندی شد برای جلب توجه جهانی و تأکید بر اینکه در ایران عرفی گرایان هم می توانند حزب تأسیس کنند !
نظام گزینش محدود نمی شود به سلب حق مشارکت در امور مهم سیاسی از طرفداران جدایی دین از حکومت . این نظام چنان قوی پنجه و همه جانبه عمل می کند که به افراد و سازمانهای دینی – سیاسی که در بالا بردن تب انقلاب و تأسیس جمهوری اسلامی جانفشانی ها کرده اند اجازه نمی دهد وجهه ی قانونی پیدا کنند .
این است که بدنه ی حکومت و امور علمی ، دانشگاهی ، کارشناسی ، هنرها ، ادبیات ، کسب و کار و چرخه ی زندگی روزانه را طرفداران جدایی دین از حکومت و سیاست ( عرفی گرایان ) می چرخانند و ریاست و سروری و امتیازات خاص در انحصار مدعیان پرچمداری حکومت دینی است .
هرچه هست نظم و نسقی است که شهروندان را به درجه یک و درجه دو تقسیم کرده و رندانه حقوق آنها را از هم تفکیک نموده است . با آنها دوگونه برخورد می کند و برای توجیه رفتار غیر عادله به قانون و شرع استناد می جوید . قانون را خود ساخته و شرع را منحصرا خودی ها تفسیر می کنند !
فرصت رئيس جمهور احمدی نژاد کوتاه است
اين گزارش پيش از اين در یازدهم آذر ماه 1384 در واشنگتن پريزم منتشر شده است.
محمد تهوری
" ایران پس از انتخابات" موضوع نشستی بود که دقایقی پس از غروب آفتاب روز 29 نوامبر(8 آذر) با حضور کریم سجادپور، محسن سازگارا و مهرانگیز کار در کندی اسکول دانشگاه هاروارد در شهر کمبریج در بوستون برگزار شد.
آینده ایران و ابهام هایی که پس از برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بوجود آمده همچنان سوالات فراوانی در اذهان تحلیل گران داخلی و خارجی قرار داده است که به نظر می رسد برای یافتن پاسخ های آن تحلیل گران مجبور به برگزاری نشست های متعدد و بررسی ابعاد پیچیده این انتخابات و وضعیتی که پیش روی دولت و ملت ایران قرار داده باشند.
چهار ماه پیش نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران با رقابت 7 نامزد از جناح ها و جریان های سیاسی – حکومتی برگزار شد که در عین ناباوری ناظران نامزد يکی از محافظه کارترين گروه های اسلامگرا به پیروزی رسید. انتخاب آقای احمدی نژاد از آن جهت شگفتی آفرید که اولاً ايشان تا روز قبل از انتخابات در تمامی نظرسنجی ها در رتبه پنجم یا ششم قرار داشت دوماً وی چهره یی ناشناخته بود وهمچنين هیچ کدام از جناح های سیاسی، بخصوص در ابتدای دوره انتخابات از وی حمایت نکرده بودند و نتيجتاً شائبه تقلب و جابجایی آراء در انتخابات مهمترین موضوعی بود که روزهای پس از انتخابات ذهن تحلیلگران را به خود مشغول کرده بود .
کریم سجاد پور اولین سخنران اين نشست بود که با مورد توجه قرار دادن توسعه اقتصادی بعنوان الویت اول مردم ایران گفت: "روزهای پس از انتخابات در ایران در حالی سپری می شود که کمتر کسی از دمکراسی صحبت می کند آنها بر این باورند که حق تعیین سرنوشت را در اختیار ندارند لذا قادر به تغییر سرنوشت نیستند."
وی که فارغ التحصیل رشته روابط بین الملل است و سالها مسائل سیاسی ایران را تعقیب می کند معتقد است : "توسعه اقتصادی جایگزین توسعه سیاسی در اذهان مردم ایران شده است و آنها خواهان بهبود اوضاع اقتصادی شان بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد هستند."
به اعتقاد آقای سجاد پورانتخابات نشان داد که در تحلیل ها دیگر نمی توان نقش بسیج و سپاه را نادیده گرفت چراکه آنها نقش موثرتری را در صحنه سياسی کشور بازی می کنند.
یک نکته به نظرآقای سجاد پور قابل توجه است و آن اینکه بر خلاف کشوری مثل ترکیه که حکومت تلاش کرد دین را از سیاست جدا کند، در ایران مردم خواهان جدایی دین از سیاست هستند، یعنی تلاش برای جدایی دین از سیاست این بار از پایین به بالا است.
آقای سجادپور در پاسخ به این پرسش که آیا آقای احمدی نژاد موفق به تحقق برنامه هایش خواهد شد یا خیر؟ به ذکر این جمله بسنده کرد که اساساً نباید منتظر تحقق برنامه های آقای احمدی نژاد باشیم چرا که شعارهای انتخاباتی و اهداف آرزومندانه او در زمانی که مشکلاتی اساسی گريبانگير ملت می باشد، تحقق بخشيدن به برنامه هایش را با مشکلات بسياری روبرو خواهد کرد.
بحران های پیش روی احمدی نژاد
محسن سازگارا از چهرهای فعال سیاسی ایران که مدتی است درآمریکا به فعالیت های پژوهشی مشغول است تصویر ایران پس از انتخابات را با محور قراردادن دو چالش عمده پیش روی دولت رئيس جمهوراحمدی نژاد، بحرانی توصیف کرد.
سازگارا گفت : آقای احمدی نژاد با دو مشکل عمده " سیاست خارجی"و" اقتصاد" روبرواست بطوریکه از یکسو قادر به حل بحران هسته ایی که این روزها در جامعه بین الملل به جد دنبال می شود نیست و از سوی دیگر فرار سرمایه ها، سقوط ناگهانی ارزش سهام بورس و دشواری های مشابه بحرانی است که ظرف شش ماه رئیس جمهور را با مشکل جدی روبرو خواهد کرد.
به گفته سازگارا، آقای احمدی نژاد نه تنها در تامین نظر معلمان، کارگران و دانشجویان با مشکل روبرو است بلکه رای منفی مجلس به سومین وزیر پیشنهادی او برای تصدی وزارت نفت نشان داد دولت در تعامل با مجلس که اکثریت آن را محافظه کاران تشکیل می دهند، با مشکل جدی دست به گریبان است.
این فعال سیاسی تغییر و تحولات پس از انقلاب را به چهار دسته تقسیم کرد و گفت: جنگ ، ترور و رفورم شاخصه سه جمهوری اول و اسلامی نبودن شاخصه جمهوری چهارم است.
به گفته محسن سازگارا چنانچه انتخاباتی آزاد و دمکراتیک امروز در ایران برگزار و مردم خواهان شرکت درآن باشند، سکولارها برنده انتخابات خواهند بود و قطعاً نفر بعدی که در ایران قدرت را در دست می گیرد باید چهره جدید داشته باشد.
وی آنگاه در پاسخ به پرسشی اظهار داشت :" تحریم های اقتصادی خط قرمز رژیم است و چنانچه جامعه بین الملل تحریم های اقتصادی را به دمکراسی و حقوق بشر پیوند بزند ما شاهد تن دادن حاکمیت به دمکراسی و حقوق بشر خواهیم بود."
دانشجویی دلایل پیروزی آقای احمدی نژاد بررقيب او، آقای هاشمی رفسنجانی، در دور دوم انتخابات را جویا شد و سازگارا پاسخ داد: "رقیب احمدی نژاد در جامعه ایران به عنوان مظهر ضعف اقتصادی کشورو ضعف نظارت بر خزانه مالی ملت شناخته می شد و وی توانست با طرح شعارهایی همچون " قطع دست دزدان و..." از این فرصت به نفع خود استفاده کند.
این فعال سیاسی در خاتمه طرح موضوع عدم کفایت رئیس جمهور را هوشمندانه توصیف و آن را مفید ارزیابی کرد.
مطابق قانون اساسی چنانچه دو سوم نمایندگان مجلس رای به عدم کفایت رئیس جمهور دهند وی با حکم رهبری از سمت خود عزل می شود و ظرف دو ماه باید انتخابات ریاست جمهوری برگزار شود.
حقوق زنان و نویسندگان در معرض خطر است
مهرانگیز کار، حقوقدان و از فعالان حقوق بشر نیز در این نشست گفت : "حقوق زنان، نویسندگان و NGO ها در معرض خطر است."
وی در توضیح این مطلب با اشاره به گشایش یک جامعه مدنی ضعیف در دولت خاتمی گفت : "دولت آقای خاتمی اگر درتحقق وعده هایش شکست خورد ولی توانست فضای بحثی ایجاد کند که پیش از آن بسته بود. این مهم از طریق مطبوعات و دانشجویان اصلاح طلب میسر شد."
خانم کار اضافه کرد: " وزرای کشور و ارشاد بی آنکه مجلس قانون جدیدی وضع کرده باشند در حوزه عمل با حمایت از مطبوعاتی که از طرف دستگاه قضایی با فشار روبرو بودند و با صدور مجوز فعالیت برای NGO های مستقل که تا پیش از این امکان ثبت آنها و فعالیت شان وجود نداشت، این فضا را ایجاد کردند."
به گفته خانم کار زنان و جوانان در پرتو این فضا توانستند حرکتی انجام دهند و همچنين ناشران و فیلم سازان از یک آزادی نسبی برخوردار شدند و این تنها با حمایت مجریان میسر شد ولی در دولت آقای احمدی نژاد این وزارتخانه ها به افرادی سپرده شده اند که به مخالفت با جامعه مدنی و آزادی شهرت دارند. بنابراین در حوزه اجتماعی نگرانی زیادی برای برخورد با دستاوردهای هشت ساله اصلاحات یعنی برخورد با NGO ها ، زنان ، جوانان و هنرمندان وجود دارد.
این فعال حقوق بشر با تصریح اینکه نظام جمهوری اسلامی دمکراتیک نیست تلاش های 8 سال گذشته اصلاح طلبان برای دمکراتیزه کردن رژیم را نافرجام خواند.
خانم کار درپاسخ به این پرسش که رفورمیست ها امکان فعالیت مجدد می یابند خاطر نشان کرد:" رفورمیست ها در ایران سخت برای فعالیت دوباره کار می کنند ولی مشکل آنها این است که به قانون اساسی معتقدند و می خواهند در چارچوب آن فعالیت کنند لذا ره به جایی نمی برند چون این قانون ظرفیت لازم را دارا نیست."
اگر چه این نشست با مشارکت فعال دانشجویان و دیگر شرکت کنندگان در مدت زمان کوتاه توانست به بررسی گوشه هایی از تغییر و تحولات ایران پس از انتخابات بپردازد ولی پرسش های مربوط به تحولات ایران بعد از انتخابات، شرکت کنندگان را بر آن داشت تا برخی از آنها را پس از پایان جلسه بصورت انفرادی با سخنرانان در میان بگذارند.
تغییر و برکناری جمع کثیری از مدیران، افزایش اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام ، گسترش ترویج خرافه در کشور، اقتصاد متزلزل، تقلب در انتخابات ، اختلاف نظر برخی روحانیون با ولی فقیه، احتمال حمله نظامی امریکا به تاسیسات هسته ایی از جمله موضوعاتی بودند که در حاشیه جلسه مطرح شد.
---
محمد تهوری، مدت 7 سال است که در حرفه خبرنگاری مشغول به کار است. سابقه آقای تهوری شامل کار در روزنامه ايران و در بخش های پارلمانی، سياسی و اجتماعی می باشد.
* نگرانی مسئولین حکومت از اعتقادات خرافی رئیس جمهوری اسلامی:
تحلیل فایناشنال تایمز
اظهارات محمود احمدی نژاد در دیدار با آیت الله جوادی آملی که
طی آن رئیس جمهوری اسلامی ادعا کرد هنگام سخنرانی در سازمان ملل
در نیویورک احساس می کرد هاله ای از نور گرد او را فرا گرفت، به
گزارش روزنامه فایناشنال تایمز سبب نگرانی عده ای از روحانیون
ارشد شیعه و مسئولان حکومت جمهوری اسلامی شد. اکبر اعلمی
نماینده مجلس شورای اسلامی نیز به رئیس جمهوری اسلامی تذکر داد که
تحت تاثیر «اباطیلی نظیر آنچه که در نیویورک رخ داد» قرار نگیرد.
احمدی نژاد در سخنرانی خود در سازمان ملل اشاراتی نیز به امام
دوازدهم شیعیان داشت، که «غایب» دانسته می شود. کابینه احمدی نژاد
معادل 17 میلیون دلار به بازسازی مسجد جمکران در نزدیکی شهر قم
اختصاص داده است که گفته می شود امام زمان هر هرهفته از آن بازدید
می کند.
** حکم اسلامی قطع دست و پای یک متهم به سرقت در زندان اهواز اجرا
شد: نظر یک روزنامه نگار
مجازات اسلامی یک مرد ایرانی در اهواز، بازتاب نسبتا گستردهای در
رسانههای خبری جهانی داشت. بر اساس حکم دادگستری اهواز، که مورد
تایید مقامات بالاتر جمهوری اسلامی هم قرار گرفت، روز چهارشنبه
دست و پای این مرد در زندان کارون اهواز قطع شد. مجتبی گهستونی ،
روزنامه نگار اهوازی، در مصاحبه با رادیوفردا میگوید: این مرد
متهم بود به سرقت مسلحانه از منازل و بانکها، و روز سه شنبه جمعی
در اهواز به تماشای مراسم قطع دست راست و پای چپ وی نشستند و انجام
اینگونه مجازات یک امر عادی تلقی می شود و تاثیری در کاهش از جرائم در
استان خوزستان نداشته است. وی گسترش ناامنی و سرقت مسلحانه در
استان خوزستان را نتیجه مستقیم فقر و دیگر معضلات اجتماعی می
داند.
** بررسی مواضع وزیر امور اقتصادی و دارایی و تضاد آن با سیاستهای
اقتصادی رئیس جمهوری اسلامی
داوود دانش جعفری وزیر امور اقتصادی و دارایی جمهوری اسلامی در
نخستین مصاحبه مطبوعاتی پس از تصدی به این سمت به شرح برنامه های
اقتصادی خود پرداخت. دانش جعفری ارزش سرمایه خارجی وارد شده به
ایران را بیش از پنجاه میلیارد دلار ذکر کرد که 33 برابر رقم
اعلام شده توسط سازمانهای متعبر اقتصادی مانند آنکتاد است. پیش
بینی دانش جعفری درباره پایین آمدن نرخ تورم نیز با پیش بینی های
شمار زیادی از محافل کارشناسی داخلی و بین المللی نمی خواند. اما
مهمترین نکته در سخنان وی تضاد آشکار میان مواضع اقتصادی وی و
محمود احمدی تژاد بود. دانش جعفری هوادار اقتصاد آزاد است
درحالیکه اعتقاد های اقتصادی رییس جمهوری اسلامی بیشتر به
انقلابیون چپ جهان سومی در سال های 1960 میلادی شباهت دارد
نوشته ها و یادداشتهای ناصر زرافشان در زندان در غیبت او ضبط شد: مصاحبه با زرافشان
ناصر زرافشان وکیل خانوادههای قربانیان قتلهای زنجیرهای که برای مرخصی استعلاجی بیرون از زندان به سرمیبرد، همزمان با برگزاری مراسم هفتمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، از پنجشنبه شب به زندان بازمیگردد. ناصر زرافشان در مصاحبه با رادیو فردا درباره محدودیتهایی که با آنها در زندان روبروست، میگوید: طی همین مدتی که من بیرون بودم، هفت، هشت روز پیش ریختند و تمام نوشتهها، ترجمهها، یادداشتها و همه چیز بنده را بردند. آقای زرافشان میافزاید قانون حق مطالعه و ترجمه و نوشتن را در زندان از کسی سلب نکرده است. وی که چهارسال از پنج سال مدت حبس را گذرانده، درباره فراهم شدن شرایط بتواند زودتر از موعد پنج ساله آزاد شود، ضمن اعلام بیخبری، می گوید: هرگز در ذهن خودم این تصور را نپروراندم که با شرایطی زودتر بیایم بیرون، من در این ماجرا پای حق ایستادهام، همچنان که دوست و برادر عزیزم گنجی پای حق ایستاده و خود ما تصمیممان این است که زندانمان را بکشیم.
مراسم هفتمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده روز جمعه در امامزاده طاهر کرج برگزار خواهد شد. ولی ناصر زرافشان وکیل خانواده های این دو و سایر قربانیان قتلهای زنجیرهای که حدود دو هفته برای مرخصی استعلاجی بیرون از زندان به سرمیبرد، از امشب بار دیگر به زندان بازمیگردد. حدود چهار سال پیش ناصر زرافشان متهم به افشای اسناد محرمانه پرونده قتلهای پروانه و داریوش فروهر، مختاری و پوینده و شماری دیگر از فعالان سیاسی منتقد و مخالف جمهوری اسلامی و نویسندگان دگراندیش، محکوم به 5 سال حبس شد. امروز (پنجشنبه) پیش از بازگشت به پشت میلههای زندان، ناصر زرافشان به پرسشهای رادیو فردا پاسخ داد.
امیر مصدق کاتوزیان(رادیو فردا): آقای ناصر زرافشان شما توانستید که در هفتمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر شرکت کنید در مدت مرخصی استعلاجیتان، ولی فردا که هفتمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده در کرج برگزار میشود، گفته می شود که در آنجا حاضر نخواهید بود، درست است؟
ناصر زرافشان (وکیل مدافع خانوادههای قربانیان قتلهای زنجیرهای): بله طبیعی ترین چیز این بود که من در مراسم یادبود موکلم بروم و شرکت کنم و این کار را هم کردم و متاسفم که علیرغم نظر پزشکان معالج و بیمارستان این داستان را امروز قطع کردند و گمان میکنم بیارتباط با مراسم فردا نبوده است و در نتیجه من هم آن اقداماتی را که در ادامه جریان معالجه توصیه شده بود از طرف پزشکان معالجم، فعلا معلق گذاشتم و بر می گردم به زندان.
ا. م. ک: شکایاتی داشتین در مورد این که در بندتان مسائلی اتفاق میافتد، زندانیان دیگری هستند، آیا اینها بر طرف شده؟
ناصر زرافشان: ما طی مدت طولانی زندانیان سازمان قضایی نیروهای مسلح را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم با زندانیان سیاسی – عقیدتی قاطی میکردند که خب این تبعات و عواقب ناجوری داشت. یکی دو سالی کشمکش بود تا سرانجام چند ماه پیش این تفکیک صورت گرفت و الان آنها در زندان نیستند. آنها را بردند به زندان دیگری. در زندانی که دوستان سیاسی – عقیدتی هستند، محکومین یا متهمین سازمان نیروهای مسلح را دیگر نمیآورند. جا دارد که در اینجا از ستمی که بر دوست و برادر و همبند من اکبر گنجی و خانوادهاش رفته است، یاد بکنیم و امیدوارم که سریعتر او را هم به قسمت عمومی بیاورند پیش ما و موجبات آزادیش فراهم شود.
ا. م. ک: به غیر از این مشکلات دیگری...
ناصر زرافشان: مشکل که، زندان میدانید مرتب مسائلی هست. طی همین مدتی که من بیرون بودم، باز ریختند و تمام نوشتهها، ترجمهها، یادداشتها و همه چیز بنده را بردند. قانون حق مطالعه و ترجمه و نوشتن را در زندان از کسی سلب نکرده. من حالا قضاوتی نمیکنم. منتظرم برگردم و ببینم دلیل این کار چه بوده و نوشتههایم را پس بگیرم و اگر دیدم ممانعتی هست، خب برخورد می کنم. برای این که رفتم زندان بکشم، نرفتم که از همه حقوق انسانی محروم بشوم. باید ببینم موجب و دلیلش چه بوده.
امیر مصدق کاتوزیان (رادیو فردا): این نوشتهها مربوط به پرونده قتلهای زنجیرهای بوده یا این که کتابهای دیگری بوده؟
ناصر زرافشان: خیر، در مورد مسائل جاری جامعه است. ترجمه یکی دو کتاب بوده. مسائلی است که به هر حال من از روزی که خودم را شناختم و پیش از آن که وارد دانشگاه بشوم، از سی سال، چهل سال پیش با آن درگیر بودم و مسائلی است که پرداختن آنها حق و حتی تکلیف هر شهروند آگاه و فعالی است. باید به آن پرداخت. من نمیفهمم دنبال چه بودند و به چه دلیل اینها را برداشتند و بردند؟
ا. م. ک: بیش از چهار سال از دوران حبس پنج سالهتان را شما گذراندید. آیا شرایط دارد فراهم میشود برای این که شما زودتر از موعد پنج ساله آزاد شوید؟
ناصر زرافشان: من اطلاعی ندارم داخل مجموعه چه خبر هست. ولی هرگز در ذهن خودم این تصور را نپروراندم که با شرایطی زودتر بیایم بیرون. این هزینهایست که تصمیم گرفتم بایستم، روی حقیقت بایستم و هزینهاش را هم هر مقدار هست، بپردازم. موضع خودم همیشه این بوده و حسابی هم که برای خودم می کنم این است که تمام این مدت زندانم را بکشم و بیایم بیرون برای این که حرفم را بتوانم بزنم. برای این که حق آزادی عقیدهام را از دست ندهم و برای این که به کسی در مجموع بدهکار نباشم. اگر کسانی که به اصطلاح پرونده سازی کردند، اگر کسانی که خودشان میدانند چه کردند در کل ماجرای قتلهای زنجیرهای و پرونده بنده و اکبر و دیگرانی که در این زمینه صحبت کردند، و همه را زدند اینها، این پرونده هم در جنب آن داستان تشکیل شده، اگر کسانی که این کارها را کردند خودشان بخواهند عدول کنند از آن رویه و سابقه، بحث دیگری است. ولی من توی این ماجرا پای حق ایستادم و همچنان که دوست و برادر عزیزم گنجی پای حق ایستاده و خود ما تصمیممان این است که زندانمان را بکشیم.
ا. م. ک: وقتی بیایید بیرون مطالبی دارید در مورد قتلهای زنجیرهای که میخواهید اضافه کنید به چیزهایی که قبلا گفتید؟
ناصر زرافشان: مطالب که بسیار است. بر خلاف آنچه که ادعا شده که افشای اسرار دولتی، هیچ سری هنوز افشا نشده. ولی من وقتی بیایم بیرون، همچنان وکیل خانوادههای مظلوم و قربانی شده هستم. من که نمیتوانم بچه هشت، نه سالهای را که جلوی پدرش قطعه قطعه کردند، فراموش بکنم که. طبیعی است هیچ انسان شرافتمندی فراموش نمیکند. من سمتم در پرونده سر جای خودش هست. این پرونده هم در محضر جامعه و مردم همچنان مفتوح است. این مطالبه جامعه است. حق من نیست، حق اولیای دم است. من فقط وکالت از آنها دارم که روزی رسیدگی و احقاق حق شود و این خونها پایمال نشود