وعده "خفه کردن" مخالفان با "واکنش سريع"
تشکيلات زيرزميني درست کرديم براي حکومت کردن!
فضاي تهديد و ارعاب عليه منتقدان حکومت، به تدريج ابعاد جديد تري مي يابد. وعده "در نطفه خفه کردن ۳ يا ۴ درصد ناراضي" و هشدار در مورد "اعدام انقلابي ۲۱۰ روزنامهنگار"، جديدترين نمودهاي اين فضاي جديد هستند که همين ديروز در رسانه هاي کشور بازتاب يافتند.
وعده در نطفه خفه کردن ناراضيان را"دکتر رامشت" رئيس جديد دانشگاه اصفهان داده است. سخنان دکتر رامشت، که اسم کوچک و سوابق او در هيچ يک از دومنبع ذکر خبر مربوطه ـ سايت هاي انتخاب و امروز ـ نيامده، بسيار خواندني است. از همه جالب تر اينکه نظريه سرکوب آقاي دکتر رامشت، برگرفته شده از" يک نظريه آمريکايي" است که" يکي از مشاوران کاخ سفيد داده است". بر اساس گزارش اين دو سايت، دکتر رامشت، رئيس جديد دانشگاه اصفهان در ضيافت افطاري با کارآفرينان اين دانشگاه، تاکيد کرده: "چه کسي گفته ما جناحي عمل نميکنيم؟ آيا کسي گفته ما نبايد جناحي عمل کنيم؟ ما نميتوانيم جناحي عمل نکنيم. مگر ميشود؟ما شش سال سختي کشيدهايم و تشکيلات زيرزميني درست کردهايم و آدم ها را با هم متحد کردهايم، راي گرفتهايم از مردم! و حالا ميخواهيم حکومت کنيم و ما تعيين ميکنيم که چه کسي باشد و چه کسي برود. ما اجازه ميدهيم کساني که همفکر ما نيستند و در جناح ما نيستند براي خودشان فعاليت کنند، ولي نميگذاريم مدير زيرمجموعه ما کسي به جز همفکران خودمان باشد. در عملکرد تشکيلاتي مورد علاقه ما حتي معاونين دانشگاه را تشکيلات انتخاب نموده است و سهم کساني که زحمت کشيدهاند را ادا نموده است".
اين آقاي دکتر، که ظاهرا بخشي از گفته هاي محافل "خودي" اصول گرايان را در جمع مطرح مي کرده، همچنين با اشاره به "تغيير و تحولات سريع و صدور بيش از۴۰ حکم در دانشگاه اصفهان در کمتر از يک ماه"، با مقايسه دولت احمدي نژاد و دولت امام اول شيعيان، گفته است:" شما تاريخ را نخواندهايد. علي(علي) از روزي که حاکم شد ظرف يک هفته عزل و نصب ها را انجام داد".
رامشت همچنين در مورد عدم توديع و معارفه مديران در اين دانشگاه گفته: "ما توي اين دانشگاه هيچکس را توديع نکرديم و هيچکس را هم معارفه نکرديم. چرا بايد از کساني که خيانت کردند به بيتالمال، خيانت کردند به ملت، کساني که به نواميس مردم تجاوز کردند، تشکر کنيم؟ اينها چهار روز قبل از آمدن من استعفاي خودشان را به رئيس قبلي دادند و سرکار نبودند و سيستم يک معاونت را"فشل"کردند، چرا بايد از آنها تشکر کنم؟ معاوني که چهار روز بعد از آمدن مي رود در دفترش قرار داد امضاء مي کند و تاريخش را براي بيست روز قبل مي زند، چرا بايد از او تشکر کرد؟ مديران قبلي کارمندان را بدبخت کردند. ۲۸۰ نفر از ۴۵۰ نفر پرسنل دانشگاه از بستگان درجه يک مديران سابق ميباشند".
رئيس جديد دانشگاه اصفهان، با اشاره به"نحوه پاسخگويي مديران دولت خاتمي" اظهار داشته: "يکي از معاونين دانشگاه چند صفحه از عملکردهايش را رديف کرده بود. هر کس نداند و اين ليست را مي ديد فکر مي کرد عجب مدير کارآمد و پاسخگويي است ولي ما ميدانيم ايشان ۹ ميليارد تومان بودجه پژوهشي را وقتي مي خواستند تقسيم کنند، نامه زدند که ۲۴ ساعت وقت داريم پروپوزال هاي طرح هايتان را براي دريافت بودجه تحويل نماييد. او فکر مي کرد که خم رنگرزي است که مي توان پروپوزال را 24 ساعته نوشت. اين است پاسخگويي مديراني که در پي نشان ها هستند".
دکتر رامشت، سپس به بحث"خفه کردن در نطفه" مي رسد و مي گويد:" بر اساس يک نظريه آمريکايي که يکي از مشاوران کاخ سفيد داده است اگر ۲۵ درصد مردم طرفدار شما باشند، ۵۰ در صد هم به طور اتوماتيک هواداري مي کنند. ۱۰ الي۱۲ درصدرا مي توان خريد، همچنين ۱۰ الي۱۲ درصد ديگر را مي شود ترساند و ۳ الي۴ درصد بقيه را هم که به هيچ صراطي مستقيم نمي شوند مي توان با نيروي واکنش سريع خفه کرد".
اعدام ۲۱۰ روزنامه نگار!
شايد در راستاي همين نوع "عمليات زيرزميني" است که اسامي ۲۱۰ روزنامه نگار ايراني مستحق اعدام نيز در سايتي به نام"سپاه اسلام" درج شده است. اين سايت، که قبل از انتخاب محمود احمدي نژاد، فعاليت خود را محدود کرده بود، مجددا فعال شده است. بر اساس بيانيه مندرج در پايگاه اينترنتي "سپاه اسلام"، به"روزنامه نگاران ناراضي و مخالف با جمهوري اسلامي که هراز چندگاهي به عناوين مختلف، مخالفت و ضديت خود را با نظام مقدس جمهوري اسلامي به معرض نمايش مي گذارند" اخطار داده شده که به زودي " با ياري سپاه اسلام به درک واصل خواهند شد". بيانيه تهديد به قتل روزنامه نگاران ايراني در وبلاگي منتشر شده که دو آگهي از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي هم در آن ديده مي شود. يک آگهي مربوط به" وبلاگ نويسي" است و ديگري درباره" داستان نويسي".
متن بيانيه را ببينيد
در بيانيه "سپاه اسلام" آمده است:
"اينك كه ميبينيم قلم به دستان شيطانصفت باز هم جريتر از پيش با به كارگيري قلمهاي خودفرخته و سياه كمر به قتل فرهنگ اسلام و اصول حقه دين محمد بستهاند
در ادامه اعدام انقلابي دشمن زبون و فاسد درتمام سالها ي گذشته اين سرزمين، با تمام توان آمدهايم تا نسل فساد و تباهي را در اين ديار بخشكانيم
آمدهايم تا مزدوران و كافرصفتان سرسپرده به شيطان را به رسم ارهابيون و با ياري سپاه اسلام به درك واصل كنيم.
وقتي آيات الهي در چنگال خفتزدگان قلم به دست در حال فروپاشي است صبوري جايز نيست. روز جزاي كفار ضد دين تا آن زمان كه از ريشه بخشکند ادامه خواهد داشت.
ما - پاسداران گمنام سپاه اسلام - با استعانت به خداي متعال و در سايه كريم قرآن نشانههاي كفر و فساد را از اين خاك برخواهيم كند و به مردم مسلمان و دلسوخته و بازماندگان شهدا نويد روزي بهتر را خواهيم داد.
اينك كه حكم الهي از برق شمشيرهاي سپاه اسلام سربرميآورد از مردم غيور ميخواهيم تا براي خشكاندن قلمهاي سياه كفر بر درگاه الهي دعا كنند."
دليل تبريک زود هنگام رييس جمهور به آنجلا مرکل:
بالاخره خانم مرکل يک"زن" است
بحث تبريک زود هنگام محمود احمدي نژاد به خانم آنجلا مرکل، با توضيحات نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، ابعاد جنسيتي هم گرفت.
محمد نبي رودکي، نماينده شيراز و نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي،امروز در گفت و گو با خبرگزاري کار ايران، با تاکيد بر اينکه" نبايد اهميت داد كه برخيها تبريك احمدينژاد به خانم مركل را شتاب زده توصيف كردهاند" اظهار داشت: "تبريك زود هنگام احمدينژاد به دليل اينكه يك خانم به عنوان صدراعظم انتخاب شده بود صورت گرفت".
پيش از اين ايسکانيوز، به نقل از دفتر روابط عمومي رياست جمهوري، اعلام کرده بود که:" احمدي نژاد با ارسال پيام تبريکي به" مناسبت انتخاب خانم آنجلا مرکل به سمت صدراعظم جمهوري فدرال آلمان" اظهار اميدواري کرده که:"روابط دوکشور در راستاي منافع دو ملت بيش از پيش گسترش" يابد ومناسبات" از طريق گفت و گو و رايزني هاي مستمر" تعميق يابد.
به دنبال درج اين خبر، در سايت ها و مخابره آن از طريق خبرگزاري ها، سايت انتخاب، مطلبي را منتشر کرد که به رييس جمهور و مشاوران وي يادآور مي شد: "خانم مرکل هنوز به صدر اعظمي انتخاب نشده است!"
توضيحاتي که از پس درج اين نامه براي توضيح تبريک زودهنگام رييس جمهور منتشر شد، وضع را بدتر کرد. آخرين توضيح که متعلق است به نايب رئيس کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس، به گفته سايت انتخاب نشانگر "ضعف اطلاعات کميسيون سياست خارجي مجلس" است. اين نماينده مجلس در اين مورد به خبرگزاري کار گفته است:"مناسبات نظام بين الملل ايجاب مي کند که روساي کشورها به نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري کشورهاي دوست در سطحي که توسط مردم به منتخب تبديل مي شوند نيز تبريک گويند که رئيس جمهوري ايران نيز بر طبق اصل حکمت، عزت و مصلحت آن را انجام داد."
به اين ترتيب مشخص شد آقاي نبي رودکي، گمان مي کند خانم مرکل به "رياست جمهوري" آلمان انتخاب شده و از وجود کهلرخبر ندارد. اين اشتباه شايد هم ناشي از جدايي پست هاي صدر اعظمي و رياست جمهوري در آلمان باشد.
توضيح آقاي رودکي، همچنين روشن مي کرد که به عقيده ايشان، انتخابات "رياست جمهوري" آلمان هم "نمايشي" است، به همين دليل با مقايسه انتخابات آلمان با انتخابات رياست جمهوري ايران، مي گويد: "انتخابات رياست جمهوري آلمان بسيارمشابه با انتخابات ايران در طي مراحل اصولي پس از گزينش مردم است". وي سپس بر همين اساس، نتيجه گيري مي كند:" مركل به عنوان صدراعظم كشور آلمان برگزيده شده است و در خصوص اينكه ميگويند ايشان هنوز از مجلس آلمان راي نگرفته و صدر اعظم نشده است، بايد گفت؛ مراحل بعدي تماما نمايشي است".
اما آقاي رودکي بر همه اين توضيحات، يک عامل جنسيتي را هم مي افزايد: "به هر حال رئيس جمهوري
ايران براي اينكه يك خانم به عنوان صدراعظم انتخاب شده به ايشان زودتر تبريك گفت!"
زنان سانسور مي شوند
در کنفرانس بين المللي در ژنو هنگاميکه از سيد محمد خاتمي، رييس جمهور پيشين سوالات بسياري درباره فيلترينگ گسترده سايت هاي اينترنتي کردند، وي پاسخ داد که تنها سايت هاي مبتذل و مغاير با ارزش هاي جامعه و سايت هايي که به دين اسلام توهين مي کنند فيلتر مي شوند و مسدود کردن سايت هايي خارج از اين حيطه را تکذيب کرد. حقيقت ان است که نام ايران هم در ميان نام کشورهايي که فيلترينگ گسترده اي را عليه سايت هاي اينترنتي اعمال مي کنند به چشم مي خورد. فيلترينگي که نوک پيکان آن برخلاف اظهارات رئيس جمهور پيشين تنها متوجه سايت هاي غير اخلاقي و مغاير با ارزش هاي دين اسلام نيست.
جمهوري اسلامي ايران يکي از کشورهايي است که سند را امضا کرده است. در مقدمه مقررات و ضوابط شبكه هاي اطلاع رساني رايانه اي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز مي خوانيم که به منظور انتظام امور و فعاليت هاي اطلاع رساني و توسعه خدمات دسترسي به اينترنت در کشور، مقررات و ضوابط شبکه هاي اطلاع رساني رايانه اي با مد نظر قرار دادن نکات اصلي که در ذيل ذکر مي شود تنظيم گرديده است:
- حق دسترسي آزاد مردم به اطلاعات و دانش
- مسئوليت مدني و حقوقي افراد در قبال فعاليتهاي خود
- رعايت حقوق اجتماعي و صيانت فرهنگي و فني كشور در اين قلمرو
- ايجاد حداكثر سهولت در ارائه خدمات اطلاع رساني و اينترنت به عموم مردم.
اما نگاهي به فيلترينگ سايت هاي اينترنتي در سال هاي اخير تناقض ميان واقعيت و نکات کليدي مطرح شده در مقدمه مقررات و ضوابط شبکه هاي اطلاع رساني رايانه اي را نمايان مي سازد.
بررسي ها حکايت از آن دارد که سه دسته از کشورهاي جهان به فيلترينگ گسترده وب سايت هاي اينترنتي دست مي زنند.
- کشورهايي با حکومت هاي کمونيستي، که چين و کوبا و ويتنام سردمداران فيلترينگ در اين دسته از کشور ها به شمار مي روند.
- کشورهايي با حکومت هاي اسلامي. عربستان سعودي، امارات متحده عربي و ايران از جمله کشورهاي اسلامي هستند که فيلترينگ گسترده اي در انها به چشم مي خورد.
- ديگر کشور هاي توتاليتر از جمله کشورهاي استقلال يافته شوروي و حکومت هاي آفريقايي.
فيلترينگ در ايران
..................
در يک دهه اخير استفاده از اينترنت در ايران رشدي روزافزون و به طبع آن تاسيس (آي اس پي) و (آي تي سي) نيز روندي چشمگير داشته است. روز به روز به تعداد مشتريان اين دنياي مجازي افزوده شده وتعداد صفحات وب نيز افزون تر.
پيشتر گفتيم که ايران هم در زمره کشورهايي است که معتقد است دسترسي نا محدود به اينترنت براي شهروندان و جامعه مشکل ساز و خطر افرين است. در ايران، نخستين گروه وب سايت هايي که فيلتر شدند، وب سايت هاي پورنوگرافي بودند. مسدود ساختن اين دسته از سايت ها اعتراض چنداني را موجب نشد. دليل اين امر شايد مغايرت محتواي چنين سايت هايي با ارزش هاي حاکم بر جامعه و خانواده ها باشد. ديري نگذشت که گروه دوم وب سايت ها هم اسير سانسور شدند. اين گروه از وب سايت ها، محتواي سياسي داشتند و مسدود ساختن آنها اولين اعتراضات جدي را در ميان مشتريان دنياي مجازي موجب شد. چند تايي طومار اعتراضي و لوگو- عموما به همت وبلاگ نويس ها- ساخته و صداي اعتراض کاربران ايراني منعکس شد. تا بدين جا اين ادرس وب سايت مورد نظر بود که مسدود مي شد، اما موج بعدي هم در راه بود.
خشک و تر با هم مي سوزند
...........................
يک روز صبح يا شب پشت رايانه شخصي خود مي نشينيد، صداي گوش خراش اما هيجان انگيز مودم را با جان و دل مي شنويد و بالاخره وارد دنياي مجازي مي شويد. همه ما مشتري ثابت چند تايي وب سايت و بلاگ هستيم که همه روزه اولين صفحه هاي اينترنتي هستند که سراغشان مي رويم. صفحه باز مي شود اما به اين منظور که نوشته اي با فونت درشت را جلو چشمانت بگذارد با اين مضمون که کاربر محترم! بنا بر قوانين جمهوري اسلامي ايران دسترسي به اين سايت ممنوع مي باشد! اما چرا؟ با خود فکر مي کني سايت مورد نظر نه محتوايي غير اخلاقي دارد، نه سياسي است، نه مخالف نظام حاکم بر کشور، نه ضد دين. پس جريان چيست؟ اينجا است که شما هم با سيستم" خشک و تر با هم مي سوزند" مواجه شده ايد. در اين شيوه فيلترينگ که اين روزها بسيار هم به چشم مي خورد "لغت" يا "حرف" فيلتر مي شود و ديگر هر وب سايت بخت برگشته اي که در آدرس خود حرف يا واژه مربوطه به چشم مي خورد مسدود مي شود؛ فارغ از محتوا که شايد علمي باشد، شايد فرهنگي، شايد اجتماعي، شايد تنها يک صفحه شخصي روزنگاري يا هرچيز ديگر. اما نکته اي که در اين ميان توجه آدمي را جلب مي کند تنوع فيلترينگ و ناهمگون بودن آن در ميان شرکت هاي ارائه دهنده خدمات اينترنتي است. راستي! چه کس يا کساني متولي فيلترينگ هستند؟
اين قصه سر دراز دارد
.....................
اولين متولي مسدود کردن وب سايت ها وزارت مخابرات و فناوري اطلاعات بود. ليستي از سوي مقامات قضايي در اختيار اين وزارت خانه قرار مي گرفت و بنا بر ان ليست وزارت مخابرات و فناوري اطلاعات مبادرت به فيلترينگ مي کرد. اما پس از چندي وزارت خانه مسئوليت اين امر را به شرکت هاي ارائه دهنده خدمات اينترنتي واگذار کرد، البته همراه با ليستي از سايت هايي که شرکت مزبور بايد ان ها را مسدود مي ساخت و تذکري مبني بر اينکه شرکت مزبور نه تنها بايد نشاني سايت هاي ذکر شده در ليست را فيلتر کند که هر زمان خود وب سايت ديگري را ديد که محتواي ان برخلاف ضوابط جمهوري اسلامي بود و نام ان در اين ليست به چشم نمي خورد را هم بايد فيلتر کند! اينگونه است که مشاهده مي کنيم يک شرکت اينترنتي سايت سياسي يا شخصي يا هر نوع سايت ديگري را فيلتر کرده است اما شرکت اينترنتي ديگر خير. نکته قابل توجه در اينجا، تنوع جملاتي ات که در پي مسدود بودن يک سايت بر مونيتور نقش مي بندد. گاه با جمله "بنا بر دستور مقام قضايي دسترسي به اصلاعات اين سايت ممنوع مي باشد" گاه با جمله " بنا بر قوانين جمهوري اسلامي ايران دسترسي به اين سايت مجاز نمي باشد" و گاه " کاربر محترم! چنانچه ادرس مورد نظر شما به اشتباه مسدود شده است فرم زير را پر کرده و براي ما ارسال نماييد" به چشم مي خورد و البته شخصا بارها فرم مربوطه را پر کرده و ارسال نموده ام و نه پاسخي دريافت کرده ام و نه تغييري را مشاهده.
و "زنان" ممنوع مي شوند!
.........................
از انجايي که اينجا يک وب سايت فمينيستي و زنانه و من هم يک فمينيست هستم و بي شک مشتري پر و پا قرص سايت هاي زنان اجازه دهيد از اين تريبوني که در اختيار من قرار گرفته است استفاده کنم و تاکيد کنم بر انچه که اين روزها سيستم وب گردي هاي من و امثال من را مختل کرده است. يک روز صبح صفحه گوگل عزيز را باز کردم و در قسمت مربوطه نوشتم " Women’s Leadership”
نتايج جستجو بر صفحه مانيتور ظاهر شد. روي اولين لينک کليک کردم و جمله " بنا بر دستور مقاو قضايي دسترسي به اطلاعات اين سايت ممنوع مي باشد" روي صفحه مانيتور نقش بست. لينک دوم و باز همين جمله، لينک بعدي و باز همين عبارت. خيلي بعيد بود که تمامي اين سايت ها که علمي هم محسوب مي شدند مسدود باشد پس قضيه از جاي ديگري آب مي خورد. آدرس وب سايت فارسي "زنان ايران" را تايپ کردم و باز همين عبارت. اين بار واژه "Women” بود که مسدود شده بود.
نکته جالب توجه مسدود شدن "زنان" و نه "زن" هم بود به قول دوستي حضور دسته جمعي زنان حتي در حد آدرس يک وب سايت هم ايجاد ترس مي کند! اين بار شماره تلفن پشتيباني شرکت اينترنتي مزبور را گرفتم و پرسيدم که چرا اين واژه را فيلتر و امثال من را از دسترسي به اطلاعات ضروري که ابزار کار ما هست باز داشته اند. مرد جوان پاسخ داد ما ماموريم و معذور و تماس تلفني را قطع کرد! فرداي آن روز کارت اينترنت ديگري را امتحان کردم و باز هم "زنان" در محاق سانسور! حتي وارد دپارتمان مطالعات زنان هيچ دانشگاهي هم نمي شود رفت! باز تماس تلفني با اين يکي شرکت ارائه دهنده خدمات اينترنتي و مردي که با بي حوصلگي توضيحات و سوال من را مي شنود و با غرولند مي گويد خانم شما انگار حواستون نيست کجا داريد زندگي مي کنيد ها! اينجا ايران است ها! ...يعني اينکه "همين است که هست!"
زن و وبلاگ نويسي؟
...................
خوب! باز از آنجايي که اينجا يک وب سايت فمينيستي و زنانه و من هم يک زن و از قضا وبلاگ نويس هم هستم اندکي از سانسور وبلاگ هاي زنان هم بگويم. در مقوله سانسور وبلاگ ها با هر دو شيوه فيلتر آدرس وبلاگ و فيلتر واژه يا حرف مواجه هستيم. وبلاگ هاي زنان هم برخي به دليل محتواي نوشته هايشان و برخي به دليل آدرس وبلاگ در محاق فيلتر گرفتار امده اند. زنان وبلاگ نويس کمتر سياسي نويس هستند و بيشتر از زندگي خود، آرزوها و ديدگاه هاي خود و مسايل اجتماعي مي نويسند. اما با اين همه باز گرفتار اين گيوتين سانسور مي شوند و گاه آنقدر بي ربط که حيرت زده فکر مي کني چه چيز اين وبلاگ بر خلاف ارزش هاي مورد نظر متوليان فيلتر است؟! براي مثال، وبلاگ "ندا" از اولين وبلاگ نويسان ايراني که الان بيش از دو سال است که صاحب آن ديگر در ان چيزي نمي نويسد فيلتر شده است.
از ديگر زنان وبلاگ نويسي که وبلاگ هاي آنها فيلتر شده اند مي توان از زيتون، سرزمين افتاب، از بالاي ديوار، سايه، زن آزاد و وبلاگ انگليسي خورشيد خانوم ياد کرد. معمولا وبلاگ نويسان بعد از آنکه گرفتار فيلترينگ مي شوند، وبلاگي ديگر با آدرسي که اندک تفاوتي با آدرس اصلي انها دارد باز مي کنند. وبلاگي که اصطلاحا به ان "آيينه" مي گويند و نوشته هاي خود را در هر دو وبلاگ قرار مي دهند.
اما برخورد با مقوله وبلاگ نويسي تنها به مسدود کردن آدرس تعدادي از وبلاگ ها محدود نشده است. وبلاگ نويسي نياز به ملزوماتي دارد از جمله شمارشگر، سايت هاي رايگان آپلود عکس و مهم تر از همه سيستم بلاگ رولينگ. يکي از اولين ملزومات وبلاگ نويسي که فيلتر شد، سايت شمارشگر "ند استات" بود. سايتي که نمايان گر تعداد بازديد کننده هاي روزانه وبلاگ و آدري آي پي بازديد کننده ها بود. در گام بعدي سايت "فليکر" که فضاي رايگاني را براي اپلود عکس در اختيار کاربران قرار مي داد مسدود شد. و در هفته هاي اخير علني ترين شکلل مبارزه با وبلاگ نويسي را با فيلتر کردن سايت "بلاگ رولينگ" شاهد بوديم. با مسدود ساختن اين سايت چرخه وب گردي عملا دچار اختلال شد. "بلاگ رولينگ" سايتي است که وبلاگ نويسان با پر کردن فرمي در آن و وارد ساختن ادرس وبلاگ خويش به روز شدن خويش را به اطلاع ساير وبلاگ نويسان مي رسانند و همچنين لينک هايي را که به وبلاگ هاي مورد علاقه خويش مي دهند هم با استفاده از سرويس اين سايت است. مسدود شدن "بلاگ رولينگ" خشم بسياري از وبلاگ نويسان را برانگيخت و بسياراني آن را اعلان جنگ علتي به وبلاگ نويس ها دانستند. وبلاگ نويسان بسياري معتقدند که مسئولان با فيلتر کردن چنين سايت هايي درصدد آن هستند که وبلاگ نويسان را سرخورده کرده و پديده وبلاگ نويسي را به حاشيه برانند. فيلترينگ سايت" بلاگ رولينگ" سراسري است و تمام شرکت هاي ارائه دهنده خدمات اينترنتي در سراسر ايران اين وب سايت را مسدود کرده اند. در تماس تلفني که با خدمات پشتيباني آي اس پي که از آن استفاده مي کنم داشتم خانمي که پاسخ تلفن را داد از دستور اکيد مقامات قضايي براي مسدود ساختن اين سايت گفت و در آخر هم به ذکر اين نکته پرداخت که "بلاگ رولينگ" هم پيش سايت هاي دوست يابي "اورکات" و "گزاگ" رفت!
وبلاگ نويسان در طي اين سال ها حرکاتي پراکنده و بعضا کوتاه مدت را براي مبارزه با سانسور سامان دهي کرده اند. از ساخت طومار اعتراضي و لوگو گرفته تا برپايي سمينار پالتاکي که اخرين ان همين چندشب پيش برگزار شد. در اين ميان وبلاگ ها و وب سايت هايي براي جمع آوري اخبار مربوط به فيلترينگ هم ساخته شده است. يکي از مهم ترين اين سايت ها، وب سايت انگليسي “Stop Censoring Us” هست
که به همت حسين درخشان نويسنده وبلاگ "سردبير :خودم" و همکاري وبلاگ هاي "خورشيد خانوم" و "لگو فيش" راه اندازي شده است و اخبار مربوط به سانسور را پوشش مي دهد. وبلاگ هاي ديگري هم با هدف دور زدن فيلترينگ و معرفي فيلتر شکن راه اندازي شده اند.
سانسور هميشه تاريخ وجود داشته است. هدف آن نيز بر همگان اشکار است: حفظ قدرت. دولت هاي غير دموکراتيک نيز براي حفظ موازنه قدرت به نفع خويشتن دست به اقدامات بسياري زده و مي زنند؛ از سرکوب تجمعات دموکراتيک و مدني گرفته تا صرف چند ميليون دلار پول براي خريد نرم افزارهاي فيلترينگ از کشورهاي غربي . اما به نظر نمي رسد که ديگر اعمال چنين شيوه هايي نتيجه باب ميل و دلخواه را به دنبال داشته باشد.
منبع: تريبون فمينيستي ايران
/ميزگرد جنبش دانشجويي و فضاي سياسي پس از انتخابات/
مهدي امينيزاده: جريان دانشجويي نقد را از خود آغاز كند
سعيد حبيبي: نگاه به خارج كه كاري عبث و بيهوده است
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي
ميزگردي «جنبش دانشجويي و فضاي سياسي پس از انتخابات» از سوي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه شهيد رجايي برگزار شد و «مهدي امينيزاده» و «سعيد حبيبي» اعضاي طيف علامهي دفتر تحكيم در آن سخنراني كردند.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، ابتدا «سعيد حبيبي» با ابراز تأسف از اينكه آمار بالاي جرايم مختلف نشاندهندهي وضعيت نامناسب اخلاق در جامعه است»، عملكرد تشكلها و نيروهاي اجتماعي را بسيار ضعيف ارزيابي كرد و افزود: در حال حاضر، متأسفانه فعاليتهاي مدني با مشكلات جدي روبرو است. از لحاظ اقتصادي با فقر و تبعيض و اختلاف شديد طبقاتي روبرو هستيم. نظام توليدي و نظام اقتصادي بسيار دچار مشكل است و از لحاظ سياسي نيز، گروههاي مختلف از مشكل عظيمي كه از آن به آنومي يا ناهنجاري سياسي ياد ميشود، رنج ميبرند.
وي در ادامه با بيان اينكه «از بين بردن فقر و تبعيض به سادگي امكانپذير نيست»، جايگزيني سرمايهداران را در اين عرصه، حاصل سادهانگاري اين شعارها دانست.
حبيبي با تشبيه ايران به يك كشتي كه در 100 سال گذشته به سوي ساحل آزادي حركت كرده، گفت: امروز دوباره اين كشتي به گل نشسته و نيازمند نسيم تازهاي هستيم و در واقع دو نوع نگاه به نيروي محركه وجود دارد، نگاه به خارج كه كاري عبث و بيهوده است و نگاه به درون. متأسفانه امروز شاهديم كه قبح توجه به خارج از كشور شكسته شد و پارهاي از فعالان عرصهي سياسي به راحتي بحث آن را مطرح كردند كه به نظر من به عنوان يك ايراني، اين عقيده موجب نجات ايران نخواهد شد بلكه تأكيد دارم كه اين تحول بايد از درون صورت بگيرد. بنابراين بايد بپذيريم كه به يك تحول جدي نيازمنديم.
حبيبي در ادامه با بيان اينكه «تنها جنبش اجتماعي كه ميتواند زمينهساز اين تحول باشد، جنبش دانشجويي است»، تأكيد كرد: بايد به تصور من، براي ساختن آيندهي كشور، رهتوشه را برداشته و قدم در راه بيبرگشت بگذاريم. براي توشه برداشتن در اين راه، چهار نكته را بايد مورد نظر قرار داد، يعني به لحاظ اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي بايد در اين راه قدم برداريم .اين جنبش بايد از لحاظ اخلاقي مسؤوليتپذير و متعهد باشد.
وي همچنين به بررسي تاثيرات جنبش دانشجويي بر تحولات كشور اشاره و خاطرنشان كرد: اولين برنامه تقويت مسؤوليتپذيري در خود و در برابر كشور است و اينكه نبايد بيانديشيم كه كار سياسي، كاري است كه گاهي بايد به آن پرداخت، چه بسا اگر اينگونه فكر كنيم كاري از پيش نخواهيم برد.
عضو دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) با اشاره به «دوري از قدرت» كه در سالهاي اخير مطرح شده، گفت: دفتر تحكيم وحدت به اين نتيجه رسيده است كه ب