تبليغاتX
M

M

کودک آزاری+سندیکای واحد

علت عدم تعقيب جرم كودك آزاري در ايران بي اطلاعي مردم از قوانين است: يك حقوقدان  [ ۱۳۸۴ سه شنبه ۲۶ مهر ]
يك عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس مي گويد: كودك آزاري در كشور افزايش نيافته است و ضرورتي هم براي تدوين قانون جديدي در مورد جلوگيري از ضرب و شتم كودكان وجود ندارد. موسي قرباني گفت قانون مجازات اسلامي به طور جامع در دست است و با مجرمان برخورد مي شود. محمدحسين آغاسي حقوقدان در تهران در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: اشاره ايشان به ماده 59 قانون مجازات اسلامي است، ولي در اين قانون پيش بيني شده هرگونه صدمه و اذيت و شكنجه جسمي و روحي كه به كودكان زده شود، به نحوي كه بهداشت رواني و جسمي آنها را به خطر اندازد، مجازات تا شش ماه حبس يا ده ميليون ريال جزاي نقدي و حتي در ماده پنج مي گويد كودك از جريام عمومي است. آقاي آغاسي مي گويد: وقتي پدري كنترل خودش را از دست بدهد و تنبيهي كه كرده از روي عصبانيت باشد و حدش از متعارف عبور كند، قابل تعقيب است و دادگاه ها هم برخورد مي كنند، اما علت اين كه اين خانواده ها تعقيب نمي شوند، بيشتر ناشي از عدم اطلاع از مقررات قانوني مردم و كساني است كه شاهد كودك آزاري هستند.

 

 

bus_in tehran _vahed سنديكاي کارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران از رانندگان خواست روز دوشنبه از مسافران بليط نگیرند
سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه روز دوشنبه از رانندگان شركت واحداتوبوسراني خواست تا از گرفتن بليط از مسافران خودداري كنند. اين اقدام در اعتراض به بي توجهي مسئولان به خواست هاي كارگران شركت واحد صورت گرفته است. منصور اصانلو رئيس هيات مديره سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه به راديو فردا مي گويد: به علت نبود تشكيلات و امكان گردهمايي كارگران، شرايط معيشتي كارگران بسيار نامساعد شده است و از 16 شهريور و حركت اعتراضي ما به خواست ها ما توجهي نشده بود و پس تشكيل جلسات متعدد با مسئولان امروز صبح از رانندگان خواستيم از مسافران بليط دريافت نكنند و اين نه تنها يك اعتراض خشونت آميز نيست، بلكه حق رانندگان است، زيرا راننده وظيفه دريافت بليط ندارد و طبق قانون راهنمايي رانندگي هر عاملي كه حواس راننده را پرت كند خلاف است. آقاي اصانلو مي گويد اين حركت تا حدي موفقيت آميز بود و ساعت ده صبح برگه هاي بازگشت به كار سه تن از اخراجيان را دادند.
مسعود ملك [ audio ] (rm) صدا | (wma) صدا [ 4:53 mins ]

سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه روز دوشنبه از رانندگان شركت واحداتوبوسراني خواست تا از گرفتن بليط از مسافران خودداري كند. اين اقدام در اعتراض به بي توجهي مسئولان به خواست هاي كارگران شركت واحد صورت گرفته است. منصور اصانلو رئيس هيات مديره سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه به راديو فردا مي گويد: به علت نبود تشكيلات و امكان گردهمايي كارگران، شرايط معيشتي كارگران بسيار نامساعد شده است. سرانجام به گفته آقاي اصانلو در روز سيزدهم خردادماه سنديكاي كارگري توسط كارگران و بدون دخالت هيچ نهاد دولتي و يا حكومتي رسميت پيدا كرد، اما علت حركت اعتراضي كه روز دوشنبه صورت گرفت چه بود؟

منصور اصانلو: علت اين حركت اين بود كه از 16 شهريور كه ما اعلام كرديم رانندگان، چراغ هاي اتوبوس ها را روشن كنند و اكثريت همكاران اجرا كردند، هشت دليل و خواسته از كارفرما داشتيم كه اين كارفرماي عزيز ما از آن تاريخ تا كنون متاسفانه آنها را برآورده نكرده بودند كه دو سه شرط اصلي يكي بازگشت به كار كارگران سنديكايي اخراجي بود، دومي دادن حقوق دوران تعليق اين بيكارشده هاي صنفي سنديكايي و سوم نگرفتن بليط به دليل اين كه وظيفه راننده نيست و كمك راننده بايد بگيرد و در شركت واحد سالها كمك راننده داشتيم و چهارمين موضوع انحلال شوراها است. ما چند روز پيش به دفتر آقاي طلايي رفتيم و آقاي نوريان آمد، دكتر عليخاني آمد و نمايندگاني هم از سنديكا شركت داشتيم، به اين چهار توافق ما دست پيدا كرديم كه جناب طلايي براي جلوگيري از اغتشاش و درگيري و شورش در شهر قول دادند كه اين مشكلات را آقاي نوريان حل كنند و آقاي نوريان هم اين قول را پذيرفتند و ما پس از آن مذاكرات طولاني با جناب آقاي خليلي داشتيم در دفترشان، يك مذاكره مشترك با آقاي نوريان و آقاي خليلي دوباره داشتيم و يك مذاكره هم امروز در دفتر آقاي شمسايي كه بالاخره امروز ساعت ده صبح برگه هاي بازگشت به كار سه تن از اخراجيان را دادند و تا آن زمان مي خواستند ببينند چند درصد كارگران به حرف سنديكا گوش مي كنند و بليط نمي گيرند. و اين حركت نه تنها يك اعتراض خشونتبار نبود، بلكه يك حق است، زيرا راننده كه نبايد بليط بگيرد، او بايد مواظب رانندگي باشد. بنابراين اسم اين حركت را حتي اعتراض نمي شود گذاشت، زيرا مقررات راهنمايي رانندگي مي گويد هر عاملي كه حواس راننده را پرت كند، خلاف است چه برسد به ماشين هايي مانند اتوبوس هاي دوكابين 17 متري كه هزاران نفر در روز با راننده سر و كار دارند. آقاي نوريان قول دادند همه افراد به كار برگردند و روز 27 هم با دكتر عاليخاني مشاور حقوقي آقاي مديرعامل ما جلسه اي خواهيم داشت اولا درباره انحلال شوراها و دوم درباره همين مساله كمك راننده ها كه ما سپس وارد مذاكره شويم و چانه زني كنيم و يكي از فوايد اين كار اين است كه 12 هزار جوان به كار كشيده مي شوند.

مسعود ملك (راديو فردا): پس به نظر شما نتيجه حركت امروز موفقيت آميز بود؟

منصور اصانلو: من راضي هستم و اميدوارم طي چهار يا پنج روز آينده هم ساير دوستان ما به سر كار باز گردند، حقوق معوقه شان را بگيرند و به هر حال آرزو داريم با هوشياري مسئولانمان و بالا رفتن صبر و تحمل نيروهاي امنيتي و انتظامي و همينطور تلاشي كه براي آگاهي كارگرانمان در سنديكا داريم مشكلات حل شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مهر1384ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

خرسواری +فیلتر+شلاق وبلاگ نویس+شورای انقلاب فرهنگی+دوشغله+دانشجو زندانی+طنز+مهرانگیز

 

امـّا....


آنکه برای نخستين بار در تاريخ بشر بر الاغ سوار شد و خرسوارى را به ديگران ياد داد، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود و با اين كارش واكنشهاى گوناگونى را برانگيخته بود. هوشمندان و پويندگان و جويندگان، اين كار را ستوده بودند زيرا آن را كارى يافته بودند كارستان. از آن پس نه تنها نيروى آن چار پاى خرزور به خدمت انسان در آمده بود، بلكه اين كار، راه را براى بهره بردارى از ديگر چرندگان و پرندگان و خزندگان نيز باز كرده بود. خرسوارى توان باربردارى و ترابرى انسان را چند چندان كرده بود و راه براى بهره وری از جانوران در راستاى نيازهاى انسان بازشده بود. پس آنان كه خواهان پيشرفتن انسان بسوى فردايى بهتر بودند، اين كار را ستوده بودند.

اما واپسگرايان اين رويداد را به فال نيك نمى گرفتند و برآن بودند كه خرسوارى "بدعت گذارى" در كار خداست كه گفته اند؛ " از تو حركت، از خدا بركت. نگفته بودند كه از خر حركت از خدا بركت. آنان هر آنچه درباره زيانمندى اين كار مى توان پنداشت و گفت و نوشت، پنداشتند و گفتند و نوشتند. اين كه خرسوارى سبب افتادن انسان از خر رمنده مى شود و استخوانهاى خر سواران را مى شكند. نيز اين كه ماهيچه هاى ران ها و پاهاى آدم ِ خرسوار اندك اندك آب مى شود و او را از راه رفتن بازمى دارد. اين كه خرسوار، هر جا كه خرش بخواهد او را مى برد. و اين هم كه آوردن خر در جامعه انسانى كار ِ درستى نيست چرا كه نبايد خر را " داخل آدم" دانست و او را به ميان مردم راه داد. برخى از اين هم فراتر مى رفتند و مى گفتند كه خردارى و خرسوارى، اخلاق جوان ها را فاسد مى كند! چرا؟
 
 پاسخش آسان نبود. شايد اين گرفتارى ريشه در چيزى ديگر داشت و كارى با خريت خر نداشت.

به
هررو، واپسگرايان اين نوآورى را كارى "الكى" و نيزهم "خركى" مى دانستند و تا توانسنتد با جهانى شدن آن مبارزه كردند و افسانه ها ساختند. اما كار از كار گذشته بود و سواران بر پيادگان پيشى گرفتند و نهضت خرسوارى را جهانى كردند.

كسى كه راديو را ساخت، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود و با اين كارش واكنشهاى گوناگونى را برانگيخته بود. هوشمندان و پويندگان و جويندگان، اين كار را ستوده بودند زيرا كه كارى بوده بود كارستان. از آن پس نه تنها ديگر نيازى به جارچى و فراخوان نبود كه مردم را نيز نمى بايست
، برای آگاه کردن از رويداها و فرمان های تازه حکومتی به ميدان شهركشاند. روزگار رسانه هاى همگانى آغاز شده بود و همگان مى توانستند از همه چيز و همه جا با خبر شوند و صداى سياستمداران و زمامداران و آموزندگان و خوانندگان و نوازندگان و رامشگران را شب و روز بشنوند. راديو، مرزها و ديوارهاى فاصله انداز را از ميان برده بود و راه را براى رسانه هايى بهتر و برتر، چون تلويزيون، اينترنت،موبايل و آیپاد با
زكرده بود.

اما واپسگرايان اين رويداد را به فال نيك نمى گرفتند و برآن بودند كه راديو "بدعت گذارى" در كار خداست. ا ين رسانه مردم را از هم جدا مى كند و جايى براى گفتگو و خوش و بش با ديگران باز نمى گذارد. آنان برآن بودند كه با آمدن اين جعبه جادو، نهاد ِ خانواده ازهم مى پاشد و شيرازه امور از هم مى گسلد. نيز اين كه اگر قرار باشد همگان همه چيز را بشنوند و بدانند، خلايق خداى نكرده هوايى مى شوند و خوابها و خيال
هاى گنده تر از خود
شان به سرشان مى زند. هم ا ين كه اين ابزار افسون، كتابخوانى را از سرِ مردم مى اندازد و آنان را آسان پسند و ارزان فروش مى كند. و نيز چه و چه و..... چه هاى ديگر.


پس تا توانستند با جهانى شدن آن مبارزه كردند و افسانه ها ساختند. اما كاراز كار گذشته بود و همه اخبار اين جنگ جهانى سنت و بدعت را از راديوهاى خود پى گيرى مى كردند.

كسى كه تلويزيون را ساخت، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود و با اين كارش واكنشهاى گوناگونى را برانگيخته بود. هوشمندان و پويندگان و جويندگان، اين كار را ستوده بودند زيرا آن را كارى يافته بودند كارستان. از آن پس.....

اما واپسگرايان اين رويداد را به فال نيك نمى گرفتند و برآن بودند كه تلويزيون "بدعت گذارى" در كار خداست. ا ين رسانه مردم را.....

پس تا توانستند با جهانى شدن آن مبارزه كردند و افسانه ها ساختند. اما كاراز كار گذشته بود و همه.....


كسى كه تلفن را ساخت، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود و با اين كارش واكنشهاى گوناگونى را برانگيخته بود. هوشمندان و پويندگان و جويندگان، اين كار را ستوده بودند زيرا آن را كارى يافته بودند كارستان. از آن پس.....

اما واپسگرايان اين رويداد را به فال نيك نمى گرفتند و برآن بودند كه راديو كارى "بدعت گذارى" در كار خداست. ا ين.....

پس تا توانستند با جهانى شدن آن مبارزه كردند و افسانه ها ساختند. اما كاراز كار گذشته بود و.....

كسى كه ماشين فكس را ساخت، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود و با اين كارش واكنشهاى گوناگونى را برانگيخته بود. هوشمندان و پويندگان و جويندگان، اين كار را ستوده بودند زيرا آن را كارى يافته بودند...........

اما واپسگرايان اين رويداد را به فال نيك نمى گرفتند و برآن بودند كه راديو كارى "بدعت گذارى" در كار خداست. ا ين.....

كسى كه ويديو را ساخت، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود و با اين كارش اكنشهاى.....
كسى كه كامپيوتر را ساخت، انسان نوآورى بود كه كار تازه اى كرده بود.....
کسى كه ايميل را
ساخت.....

کسی که آیپاد را.....
كسى كه وبلاگ.....

اما واپسگرايان اين رويدادها را به فال نيك نمى گيرند و برآنند که.....

اما.....

 

شوراي‌ عالي‌ انقلاب‌ فرهنگي به رياست احمدی نژاد پخش‌ فيلم‌هاي‌  حاوی مكاتب‌ "مخرب‌ غربي‌ " را ممنوع‌ كرد!

جمال كريمي راد   : داشتن فرصت براي برعهده داشتن دو شغل همزمان به خودم مربوط است!!!

به گزارش راديو فردا  ماجرای دو شغله بودن اعضای کابینه محمود احمدی نژاد همچنان حل ناشده باقی مانده است. مهدی چمران رئیس شورای شهر تهران و عضو کابینه دولت گفت حتي اگر مارا بکشید از شورای شهر نمی رویم! و مسعود زریبافان عضو شورای شهر تهران و دبیر دولت هم گفت حاضر نیست تنگه شورای شهر را رها کند. آقای موحدی کرمانی نماینده آقای خامنه ای در سپاه پاسداران در نامه ای از یک فرمانده سپاه خواست عضویت درکابینه را رها کند و تاکید کرد آیت الله خامنه ای دوشغله بودن را ممنوع کرده است. روزنامه کیهان هم در چند مورد عضویت اعضای شوراها در کابینه را غیر قانونی خواند و از رئیس جمهوری اسلامی خواست اعضای شورا را از کابینه اش کنار بگذارد. اما یکی از اعضای مجلس شورای اسلامی اعلام کرد رهنمود آقای خامنه ای تنها در باره افراد سپاه است. جمال كريمي راد نيزدر پاسخ به پرسش خبرنگاری که پرسید آیا وقت کافی برای انجام هردو وطیفه را دارید، گفت وقتش دیگر به خود ما مربوط است.

حکم 30 ضربه شلاق يک وبلاگ نويس در زندان تبريز اجرا شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 مهر1384ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

لیلیت+«فيلتر» مصونيت است، نه محدوديت!+مردان فمینیست+سانسور+نوبل IG

چهره محذوف زن

جادی

کد مطلب:4

9/27/2005

جادی
www.Jadi.net
JadiJadi@gmail.com

اگر مشغول خواندن این سایت هستید، احتمالا طرفدار حقوق زنان و آزادی بیان هستید. احتمالا به اندازه کافی درباره حذف آگاهانه زن از رسانه های حکومتی مطلع و به آن معترض هستید. حالا سوال اینجاست که دلیل این حذف چیست و در مقابل آن چکار باید کرد ؟

به تصویر نگاه کنید. این تصویر بخشی از کارت «عشاق» مجموعه تارو (یا تاروت) طراحی کراولی است. این کارت نماینده عشق است و در اکثر طراحی ها تصویر آدم، حوا و مار فریبکار روی آن طراحی می شود. اما صبر کنید ! انگار اینجا با دو زن روبرو هستیم. به نظر می‌رسد که کراولی متخصص اسطوره‌های باستان از تصویر دو زن استفاده کرده است : یکی روشن و یکی تیره. یکی با موهای بلند و یکی با موهای کوتاه. یکی اغواگر مردان و یکی دارای استقلال شخصیت.

نفر سمت چپ را همه می شناسیم : حوا که با پوست روشن و بدون لکه، نقش مثبت را در افسانه های امروز ما بازی می کند. اما نفر دوم تقریبا برای همه ما ناآشنا است چرا که در طول تاریخ آرام آرام از کتاب های مذهبی حذف شده و حتی در دوره‌های بعد به عنوان یک شخصیت منفی نیز به مردم شناسانده شده. می دانید این زن کیست ؟ باور بکنید یا نه، زن اول حضرت آدم است؛ لیلیت !

بر اساس اسطوره‌های بسیار قدیمی (مثلا سومری) و بعدها بر اساس عهد عتیق، کتاب پیدایش (Genesis 1:27) خداوند اولین انسان را به شکل موجودی دوگانه، هم زن و هم مرد، آفرید «خداوند انسان را به شکل خود آفرید، وی را به شکل خدا آفرید؛ او را زن و مرد آفرید». این مساله را آریستوفان نیز تکرار کرده است. خداوند موجودی هم زن و هم مرد آفرید و بعد با شمشیر - که در تصویر نیز قابل مشاهده است - این بدن را به دو قسمت زن و مرد تقسیم کرد - و به همین دلیل زن و مرد دائما در جستجوی یکدیگر هستند-. بر اساس این اسطوره، لیلت اولین همسر آدم بود. لیلیت همزمان با آدم آفریده شده بود و منبع خلقت وی با آدم تفاوتی نداشت پس با وی احساس برابری می کرد و هرگز به آدم اجازه نداد تا وی را - به خاطر زن بودن - مورد تحقیر قرار دهد. شرط لیلیت در همبستری، رضایت طرفین بود. به گفته کتاب The Alphabet of Ben-Sira (نویسنده ناشناس، بین قرن 8 تا 11) «لیلیت گفت "من زیر تو نخواهم خوابید" و آدم گفت "من نیز پایین تو قرار نخواهم گرفت و تنها بالای تو خواهم بود. چرا که تو تنها برای موقعیت مادون مناسبی در حالی که من در موقعیت برتر قرار دارم."» به همین دلیل، لیلیت آدم را ترک کرد و در دریای سرخ، سکنی گرفت. آدم به خداوند شکایت برد و خداوند پس از اینکه نتوانست لیلیت را به بازگشت متقاعد کند، حوای اغواگر و مطیع را از دنده چپ آدم برای تمتع وی خلق کرد.

بعد از این ماجرا اطلاعات چندانی از لیلیت در دست نیست چرا که سیستم پدرسالار، استقلال او را به رسمیت نشناخت و عملا او را از تاریخ و کتاب‌های رسمی حذف نمود و هر جا که به او اشاره شد، وی را شخصیتی شریر با بدنی شیطان مانند نشان دادند که بدون رعایت «اخلاقیات» مشغول به فساد کشاندن جهان است. در بسیاری نقاشی های مذهبی، ماری که حوا را به خوردن سیب سوق داد، به شکل لیلیت تصویر شده است (مثلا در نقاشی کلیسای نوتردام پاریس http://ccat.sas.upenn.edu/~humm/Topics/Lilith/ael15.html در نقاشی وسوسه و هبوط اثر میکل آنژ http://ccat.sas.upenn.edu/~humm/Topics/Lilith/miche06l.html و نقاشی کرباس تیتیان به نام هبوط انسان http://ccat.sas.upenn.edu/~humm/Topics/Lilith/ael03.html).همچنین در باورهای عامه مسحیان و یهودیان، لیلیت عامل سندروم مرگ ناگهانی نوزادان است چرا که دربرابر انتقام خداوند از وی (کشتن فرزندان اش) تصمیم گرفته است تا فرزندان آدم - بخصوص پسرها - را ربوده، بکشد. سنت یک شب محافظت از طفل در باورهای یهودی، در همین مساله ریشه دارد. اما لعن و نفرین نظام پدرسالار به لیلیت مستقل به اینجا متوقف نشده، کتاب عهد عتیق، اشعیا:34:14 او را از زمره شیاطین خوانده اند و حتی باورهای مدرن‌تر او را فریب دهنده مردان و عامل محتلم شدن آن‌ها در خواب شناخته اند و برای جلوگیری از این امر، اورادی هم تنظیم کرده اند بدون اطلاع از اینکه دلیل اولیه جدایی آدم و لیلیت، خواسته لیلیت مبتنی بر همسانی در رابطه جنسی بوده است.

چهره واقعی لیلیت در تاریخ حذف شده چرا که مطابق خواست مردان نبوده. لیلیت با حوای موبلند، روشن،‌ ظاهرا محجوب و از همه مهمتر مطیع و رام تفاوت بسیار داشته. و به ممین دلیل از تاریخ حذف شده و حوا جایگزین وی شده. امروز هم مشگل ما جایگزینی است. کمتر حکومتی در سال 2005 حاضر است رسما اعلام کند که جای زن در خانه است. همه مدعی هستند که زن باید در اجتماع فعال باشد، زن بسیار عزیز است، زن بسیار محترم است و .. و ... و ... اما فقط به شرطی که زن، حوا باشد نه لیلیت.

شاید برایتان جالب باشد که این مجموعه کارت تارو، امروزه به یکی از مشهورترین و مورد علاقه‌ترین دست‌های حرفه‌ای جهان تبدیل شده است. کراولی با تصویر کردن لیلیت در کنار حوا، در ذهن ها سوال ایجاد کرد، لیلیت را شناساند و سانسور هزارساله را شکست داد. این کار الگوی خوبی برای ما است. ما هم می‌توانیم با نشان دادن چهره واقعی زن، آگاهی را گسترش دهیم. شکی نیست که آگاهی تنها سلاح موثر علیه سانسور است. آگاهی در تعامل اندیشه و عمل گسترش می‌یابد. از بهار امسال، همه می‌دانند که در ایران، زنانی هستند که به وضعیت خود معترضند. این آگاهی هر سانسوری را در هم می‌شکند. باید خودمان را نشان بدهیم. باید تصمیم بگیریم که می‌خواهیم حوا باشیم یا لیلیت. من لیلیت بودن را ترجیح می‌دهم، حتی اگر مرا موجودی شیطانی، دزد کودکان، اغواگر مردان و با پاهای جانورمانند ترسیم کنند چرا که مطمئن هستم روزی تصویر واقعی من، جهان را واقعی خواهد کرد.

 

«فيلتر» مصونيت است، نه محدوديت!

- گفتم: زن و جامعه
- گفت: ممنوع
- گفتم: زن و حقوق
- گفت: ممنوع
- گفتم: زن و بهداشت
- گفت: اصلا حرفشو نزن
- گفتم: زن و تنها
- گفت: ممنوع
- گفتم: زن
- گفت: [...]
- گفتم: «ز»
- گفت: خيلي مشکوکه، پس ممنوع
- نگفتم.
- گفت: خودسانسوري ممنوع
- گفتم: مرد
- گفت: مخلصيم داداش
- گفتم: چرا «ز» ممنوع؟
- گفت: اسمشو نيار، ممنوعه
- گفتم: چرا؟
- گفت: سوال ممنوع
- گفتم: چشم!
- گفت: بي بلا
- گفتم: سانسوره؟
- گفت: نه، فيلتره!
- گفتم: چه فرقي داره؟
- گفت: به تو چه
- گفتم: من آخه ...
- گفت: خفه
- گفتم: احساس خفقان مي کنم
- گفت: سياسي حرف نزن
- گفتم: اما انسان حق انتخاب دارد
- گفت: نه، شما فقط حق انتحار داريد
- گفتم: [سکوت]
- گفت: اعتراض نکن
- گفتم: چرا محدود مي کنيد؟
- گفت: شما را از آنچه به ضرر ماست، مصون مي کنيم
- گفتم: شما؟
- گفت امنيت ملي، گفت ناموس، گفت غيرت، گفت سنت، گفت، گفت و گفت ...
و من متقاعد شدم که فيلتر، مصونيت است نه محدوديت.

 

 

چرا مردان فمينيست؟!

ایمان مظفری

کد مطلب:208

9/29/2005

Email:mozafari_eman@yahoo.com

تصور مي كنم براي تحليل و شناخت درست از اينكه چرا بايد گروهي به نام مردان فمينيست ظهور كند، بايد به تعريفي درست از مفهوم فمينيست روي بياوريم. چنانچه همگي ما پذيرفته باشيم، فمينيسم از اين نقطه آغاز مي كند كه زنان سركوب مي شوند و سركوب شان يك مسئله مهم Important Problem است، شايد بتوان به بخشي از همپوشاني هاي فكري دست يافت.
يقينا مردان فمينيسم نيز به مانند زنان فمينيست، در راه آرمان هاي برابر خواهانه اي حركت مي كنند. در واقع به دنبال آن نوع از برابري هستند كه مبتني است بر جنسيت.
مردان فمينيسم به اين رويكرد توجه دارند كه خروج زنان از مسايلي كه به آنها مبتلا هستند، نيازمند نگاهي برابر خواهانه در گستره ي فراگير توده هاي مردم با نگرشي جنسيتي است. «برابري جنسيتي» يا «عدالت جنسيتي» همان واژه اي است كه در بيانيه ماموريت بسياري از انجمن هاي غيردولتي زنان و حتي در برنامه هاي توسعه اي دولت ها ردپاي آن را مي توان يافت.
متاسفانه جامعه ي كنوني ما جامعه اي است محصور در ايدئولوژي هاي فراگير مردسالارانه. تفكر «من برتر هستم چون مرد هستم»، «من مي گويم كه چه بشود يا نشود چون مرد هستم»، «من مي گويم چي بپوشي، كي بروي، كي بيايي، چگونه حرف بزني، كجا بروي و .... چون مرد هستم»، «من مي گويم چطور خرج كني، كار كني يا نكني، حرف بزني يا نزني،و ..... چون مرد هستم» از جمله تفكرهاي مردسالارانه اي است كه به موجب آن محدوديت ها، تبعيض ها و ستم هاي زيادي را به جامعه ي زنان وارد كرده است.
از سوي ديگر با نگاهي به فعاليت هاي فمينيستي صد سال اخير در ايران در خواهيم يافت زنان تحصيلكرده و نخبه گراي ايران نيز تلاش هاي دوچنداني را براي احقاق حقوق انساني خود به كار بستند اما يك اشكال بزرگ وجود داشت و آن اينكه، جاي مردان در حركت هاي فمينيستي خالي و ملموس بود.
اما با گسترش اهداف و نگرش هاي فمينيستي اندك اندك برخي از مردان نيز از آن تاثير پذيرفتند و با ارتقاء سطح آگاهي متوجه شدند كه خود در گذشته تا چه اندازه مبتلا به ايدئولوژي هاي مردسالارانه بودند. زندگي شان بر اساس تفاوت هاي جنسيتي استوار بود، ولي خود از آن خبر نداشتند. در واقع بايد گفت مردان فمينيست امروز محصول كوشش هاي همان زناني اند كه در گذشته در تلاش بودند تا نگاه انساني را نسبت به خود در جامعه جريان سازي كنند.
اكنون مردان فمينيسم ايران از حاكميت ديدگاه هاي مردسالارانه نسبت به زنان كه نتيجه اي جز سركوبي آنان در حوزه خصوصي و عمومي ندارد، معترضند. آنها خواهان برابري هستند و در اين راه خود را با آرمان هاي عدالت جويانه تمامي زنان ايران شريك مي دانند و در اين راه يقينا معتقد به پيمان نامه ها و اعلاميه هاي جهاني نيز هستند.
بنابراين بد نيست اگر بگوييم، مردان فمينيسم خود داراي هويت هاي جنسيتي اند و اين هويت ها در ابعاد مختلف كنش هاي جمعي شان متبلور است. برخي از مردان معتقد به فعاليت هاي activity اند. به جوامع محلي مي روند، براي بهبود در وضعيت زنان پروژه مي نويسند، اجراء مي كنند و سعي دارند در حد توان خود گام هاي كوچكي را براي زنان بردارند. عده اي مقاله مي نويسند، عده اي برنامه ريزي مي كنند، عده اي كمپينگ راه مي اندازند و عده اي نيز سعي دارند تا با توان علمي و تخصصي شان در حوزه اطلاع رساني آيينه اي باشند براي ديگر مردان جامعه.
معتقدم هر مرد ايراني كه براي زنان جامعه اش دغدغه دارد، فكر مي كند و از وضعيت موجود تبعيض ها عليه آنان ناراضي است، در دايره ي بزرگي به نام مردان فمينيسم جاي مي گيرد و آرمان هاي او براي همگي ما قابل احترام و ارزش است. در واقع مردان فمينيست در دنیا در محتواي خود، متكي به يك يا چند فرد نيست، بلكه اگر دقيق بنگريم مجموعه اي از مرداني است كه هر روز و هرشب به تبعيض هاي جنسيتي مي انديشيند و خود را جاي زنان مي گذارند. حال ممكن است در اين ميان عده اي به دليل تخصص ها و مهارت هايي كه در حوزه اطلاع رساني دارند، اقدام به ايجاد گروهي با عنوان «مردان فمينيست» كرده باشند، اما اين هرگز نمي تواند به اين معنا باشد كه اين عده بيشتر از ديگران دغدغه مسايل زنان را دارند.
در پايان اميدوارم كه اين گروه بتواند آنچنان هويتي را از خود به جاي بگذارد كه پس از گذشت مدتي زنجيره اي از انسان هاي بشردوست را تشكيل دهد، به طوريكه هر يك از اعضاي آن با آرمان هاي فمينستي ادامه دهنده راه ديگري باشد.

 

 

 

«سانسور، بازتاب عدم اطمینان جامعه به خودش است. سانسور نشانه رژیم تمامیت خواه است.»
(پاتر استوارت)

 

 

برندگان نوبل IG: روم نشد توي تيتر بگم‌!

ارسالي 10/10/2005 | 2 نظر

(رویترز) - مخترع بیضه مصنوعی سگ، کلاهبردار اینترنتی از نیجریه و تیمی که فشار حاصل از باد معده پنگوئن را محاسبه کرده بودند، جایزه نوبل IG 2005 را از آن خود کردند.
مراسم این جایزه مضحک که توسط نشریه "طنز علمی - سالنامه تحقیقات نامحتمل" اداره می شود در دانشگاه کمبریج، ماساچوست برگزار می شود که طی آن برندگان باید در یک دقیقه، کار خود را تشریح کنند.
سردبیر نشریه می گوید بعضی از این جوایز فرهنگ جاری را به سخره می گیرند و بعضی نیز سوال هایی را درباره مفهوم علم مطرح می کنند «هدف نوبل IG این است که اولا مردم را بخنداند و ثانیا باعث به فکر افتادن آنان شود»
جایزه نوبل IG توسط برندگان سابق نوبل حقیقی، دادلی هرشباخ (1986 شیمی)، ویلیام لیبسکامب (1976 شیمی)، روبرت ویلسون (1978 فیزیک) و شلدون گلاشو (1979 فیزیک) به برندگان اهدا شد. روی گلابر (برنده جایزه نوبل واقعی فیزیک) نیز از طرفداران این مراسم است که در طول 10 سال اخیر در حین مراسم وظیفه خطیر پرتاب کردن هواپیماهای کاغذی به سمت سن را بر عهده داشته است.
اما برندگان امسال :
پزشکی - گرگ میلر از دانشگاه میسوری به خاطر اختراع بیضه مصنوعی برای سگ هایی که اخته شده اند. به گفته وی این بیضه مصنوعی کمک می کند تا سگ ها ظاهر طبیعی داشته باشند و در عین حال اعتماد به نفس خود را در اثر اختگی از دست ندهند !
ادبیات - یک فرد ناشناس نیجریه ای به خاطر نوشتن یک داستان کوتاه درباره یک پادشاه بازنشسته که می خواهند پولش را به کمک شما از کشورش خارج کند. این داستان برای میلیون ها نفر در سراسر جهان ارسال شده و از آن ها خواسته است تا شماره بانکی خود را برای او فاش کنند !
مکانیک سیالات - به ویکتور بنو از دانشگاه برمن آلمان و دانشگاه اولوی فنلاند و ژوزف گال از دانشگاه مجارستان که مشترکا فشار حاصل از باد معده پنگوئن ها را محاسبه کرده اند و نتیجه تقحیق خود را در مجله بیولوژی قطب منتشر کرده اند.
اقتصاد - گوری ناندا از دانشگاه MIT به خاطر اختراع ساعتی که وقتی صبح زنگ می زند و شما تلاش می کنید آن را خاموش کنید و دوباره بخوابید، در حین زنگ زدن از دست شما فرار می کند و در یک گوشه تاریک مخفی می شود‌! (لینک)

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 11:53 قبل از ظهر  توسط مهران  | 

لذت+قمیشی+عربستان+مرگ بر آکسفورد

در طلب کام، دخانيات و مشروبات در تاريخ ايران، از عصر صفوی تا دوره مشروطيت، کتابی است نوشته رودی ماتی، استاد تاريخ در دانشگاه دليور (Delaware) در ايالات متحده امريکا؛ و يکی از آثار بديع و برجسته‌ای که در قلمرو ايران‌شناسی به تازگی انتشار يافته است.

مراد نويسنده از "دخانيات" هرگونه مواد مخدر است از ترياک گرفته تا توتون و تنباکو. هم‌چنين از "مشروبات" نويسنده هم به مشروبات الکلی نظر دارد و هم به نوشيدنی‌های وارداتی مانند قهوه.

اين کتاب با انواع و اقسام مواد سکرآور يا فعال‌کننده ذهن و روان سروکار دارد که دماغ ايرانيان را تر می‌کرد و آن‌ها را سر کيف يا سر ذوق و وجد می‌آورد.

مورخان چيزهای خرد

نوشتن تاريخ پديده‌هايی چون قهوه، شراب، توتون و تنباکو در غرب، از نيمه دوم سده بيستم آغاز شد و دامنه‌ای گسترده يافت. اکنون پژوهش‌های روشن‌گری در دست است درباره تاريخ شب، روز، خواندن، نوشتن، غذا، لباس زير، چرخ، اندام انسان و هر چيز "خرد و جزيی" ديگری که روزگاری در خور تاريخ‌نويسی به شمار نمی‌آمد.

نوشتن تاريخ اين پديده‌ها که واقعيتِ ملموس و عينی جامعه و فرهنگ هستند، برآمده از انقلابی عظيم در نگارش تاريخ و نگرش به تاريخ است.

در پی اين انقلاب که در دهه‌های آغازين سده بيستم صورت بست، تاريخ‌نگاران تاريخ را ديگر گزارش صنعت‌کرد قهرمانان، پيامبران، پادشاهان و جنگ و صلح و افت و خيز آن‌ها ندانستند و همراه با تحولات در فلسفه و علوم انسانی، روند تاريخ را پيچيده و برخاسته از عوامل گوناگون ارزيابی کردند.

اگر به قول تولستوی، در جنگ و صلح، موضوع تاريخ "زندگی مردمان و بشريت" است، تاريخ به مفهوم کلاسيک آن که "تاريخ رسل و ملوک" و شرح فتح و ظفر و حکايت هزيمت و زوال آنان بود چه اندازه از سرگذشت آدمی را بازمی‌تاباند؟

در نگرش تازه به تاريخ، "فايده تاريخ" ديگر آموختن عبرت نبود؛ بل‌که شناخت انسان بود. پس لاجرم تاريخ می‌بايست همه سويه‌ها و سايه‌های زندگی انسانی را فراگيرد و تاريخی شود از سرگذشت هر انسان، چه رعيت چه پادشاه، ستم‌گر يا ستم‌ديده، دانشمند يا ساده‌لوح.

قهوه و تاريخ

از آن‌جا که ما آدميان در تعامل با جهان زندگی می‌کنيم تاريخ هر پديده‌ای که در شبکه روابط انسانی ما جاگرفته يا تاريخ هر يک از رفتارهای ذهنی يا عينی ما بخشی از سرشت انسانی است که بر پهنه تاريخ گسترده می‌شود و آگاهی از آن ما را به تودرتويی، رنگارنگی و دگرگونی مدام "ذات" بشر رهنمون می‌گردد.

بدين روی، مثلاً تاريخ قهوه، تنها تاريخ ماده‌ تلخ و سياه نوشيدنی نيست؛ تاريخ انسان است که در رويارويی با قهوه چه انديشيده و چه کرده؛ و اين جوشانده غليظ در روابط اجتماعی، ساختار سياسی و حتا مناسبات اقتصادی او چه اثری برجا نهاده است.

بر اين بنياد، تاريخ يک جامعه، فرهنگ و روابط قدرت حاکم بر آن را می‌توان از ورای تاريخ اين جرم تيره، روشن کرد. رودی ماتی با اين نگرش به سراغ پژوهش تاريخ نوشيدنی‌ها و دودکردنی‌ها در چهار سده مهم تاريخ ايران رفته است.

شراب و سرخوشی در جوامع اسلامی

پژوهش‌های زيادی درباره مصرف مواد سرخوشی‌آور در جوامع ديگر پيش از دوران مدرن و پس از آن صورت گرفته است. در اين پژوهش‌ها تأکيد شده که اين مواد نه تنها نقش مهمی در بازرگانی و تجارت داشته‌اند که نمادها و نشانه‌هايی از شعاير دينی، مناسبات اجتماعی و تغييرات سياسی نيز بوده‌اند. اما متخصصان خاورميانه، بسی ديرتر از تاريخ‌نگاران جوامع غربی به سراغ نوشتن تاريخ واقعيت‌های مادی‌ از اين دست رفته‌اند.

پژوهش درباره شراب در جهان اسلام چندی است که آغاز شده است؛ اما بيشتر اين پژوهش‌ها بر نقش و معنای عرفانی شراب در ادبيات تکيه کرده‌اند و مثلاً پرسش‌هايی از اين دست پاسخ نمی‌يابد که با وجود حرمت شرعی شراب، چرا مسلمانان بسياری باده‌نوشی می‌کردند (يا می‌کنند).

رودی ماتی، باور دارد سنت ايده‌آليستی ايران يکی از عواملی است که پژوهش‌گران ايرانی و ايران‌شناسان غربی را وامی‌دارد بيشتر به "سرشت متعالی، معنوی و آرمانی تاريخ ايران" روی کنند و به جنبه‌های زندگی مادی از جمله توليد و مصرف کالاها علاقه‌ای نشان ندهند.

تاريخ و استعاره

افزون بر اين، سنت غنی ادبيات و عرفان و دين و فراوانی منابع و اسناد تاريخی در اين‌باره اغواگر نيرومندی برای پژوهش‌گران بوده و سبب ‌شده که مثلاً در بررسی اثر مواد سرخوشی‌آور بيشتر به استعاره‌ها پناه ببرند تا به بررسی نظام اقتصادی، اجتماعی و سياسی.

چنين بود که در سنت ايران‌شناسی، مطالعات تاريخی، بيشتر، بر پژوهش ادبيات و دين متمرکز شده است.

تاز‌گی کار نويسنده اين کتاب، از جمله در رويکرد نوين او به تاريخ‌نگاری ايران است.

ايران‌شناسان کلاسيک گويا باور داشتند که جان و جوهر يک کشور را ابعاد غيرمادی و معنوی آن می‌سازند. ايران‌شناسان جديد تحت تأثير تاريخ‌نگاری جديد از اين انگاره فاصله می‌گيرند و به نوشتن تاريخ پديده‌های مادی و عينی اقبال می‌کنند، زيرا می‌دانند که اين پديده‌ها می‌توانند چه تحولات اجتماعی و فرهنگی شگرفی پديدآورند.

منشور قهوه، دخانيات و مشروبات

کتاب در طلب کام از جمله کتاب‌ها در قلمرو ايران‌شناسی است که می‌کوشد به جای بررسی مفاهيم و پديده‌های انتزاعی، "فرهنگ مادی" را موضوع کار قرار دهد؛ دخانيات و مشروبات الکلی و قهوه، پديده‌هايی مادی هستند که با رشته‌ای از ايده‌ها و رفتارهای مربوط به ذوق و سليقه، لذت، منزلت و اعتبار و احترام اجتماعی پيوند دارند.

رودی ماتی می‌نويسد: "قهوه، دخانيات و مشروبات الکلی، منشوری را شکل می‌دهند که از ميان آن می‌توان به جامعه ايرانی نگريست".

ممکن است کسی تصور کند پديده‌هايی که نويسنده تاريخ‌نگاری آن‌ها را به عهده گرفته است "لوکس و تجملی" هستند و چندان جايگاه مهمی در جامعه ندارند که بتوانند چيزی از مناسبات اجتماعی بازتابانند.

آقای ماتی باور دارد "اين پديده‌ها را نمی‌توان به سادگی لوکس و تجملی خواند و در نتيجه امری فرعی در جامعه پنداشت؛ دودکردن و شادخواری کارهايی هستند که تمايز ميان امور تزيينی و تجملی و امور ضروری را برهم می‌زنند و در نتيجه نمادهايی از فرايند تحول فرهنگی، معنا و نشانه‌های درازمدتِ دگرگونی‌هايی می‌شوند که اين پژوهش به دنبال شناخت آن است".

تاريخ و نشانه شناسی

مواد مخدر و نوشيدنی‌هايی چون قهوه و شراب، در تاريخ چهارصد ساله ايران، واقعيتی عينی و مادی بوده‌اند که مردمان رشته‌ای از معناهای گوناگون به آن‌ها بخشيده‌اند. رودی ماتی می‌گويد پژوهش او اين پديده‌ها را در دو جنبه مادی و نشانه‌شناختی‌اش برمی‌رسد.

اين رويکرد به باور او، با قرار دادن ايران در دوره زمانی طولانی، جامعه‌ای پويا را آشکار می‌کند که با جهان بيرون از خود در تعامل بوده است.

نويسنده کتاب در طلب کام استدلال می‌کند که ورود نوشيدنی‌ها يا مخدرات تازه به ايران در عصر صفوی نه تنها نمونه‌ای از ورود ايران به شبکه اقتصادی جهانی تازه‌ای است؛ بل‌که نشان‌دهنده گشودگی مردم به روی کالاهای تازه و ميل به بومی‌کردن آن‌ها نيز هست.

در اين فرايند، هم ذوق مردم عوض می‌شده و هم آن مواد با دستکاری تدريجی مردم طعم و بوی ويژه ايرانی می‌گرفته است.

شاه و شراب

از سوی ديگر، حمله اعراب و ورود اسلام به ايران، ايرانيان و به ويژه اهل ديوان و دربار را از عادت نوشيدن شراب بازنداشت و حتا شاهان صفوی نيز هوادار شرب مدام بوده‌اند.

شاه اسماعيل که در جنگ چالدران از عثمانی‌ها شکست خورد اوقات بسياری، به جرعه‌ای دماغ را تر می‌کرد و برخی شاهان ديگر صفوی نيز با نوشيدن پيوسته اين تلخوش عمر خويش را کوتاه کردند.

همين‌طور کشيدن ترياک هم سنت ايرانی کهنی بود که در عصر صفوی رونق فراوانی در ميان توده‌ مردم يافت.

نخبه‌گان سياسی و نظامی وقتی در نوشيدن شراب يا در کشيدن ترياک به افراط می‌گراييدند، تدبير و خردورزی تباه می‌شد و شوکت و حشمت سلطانی و نظامی آسيب می‌ديد.

افيون از قحطی تا انقلاب

در اين ميان، رويداد تلخ، به زير کشت رفتن بخش عظيمی از زمين‌های کشاورزی بود که از جمله در قحطی سال‌های 72-1869 نقشی عمده داشت.

در اين سال‌های قحط، يک دهم اهالی ايران جان خود را از دست دادند. تنباکو هم به محض آن‌که در سده شانزدهم وارد ايران شد، به سرعت جای خود را در ميان ايرانيان گشود و حتا سه قرن بعد، هسته مرکزی شورشی اجتماعی شد و زمينه‌ساز انقلاب مشروطيت – گسترده‌ترين جبنش اجتماعی در تاريخ ايران تا آن هنگام – گرديد.

قهوه و چای هم اگر چه دست‌مايه شورش‌ها و جنبش‌هايی از اين دست نشدند، در الگوهای جامعه‌پذيری مردم ايران اثری شگرف نهادند و سرانجام البته چای توانست بر قهوه پيروز شود و به نوشيدنی محبوب و رايج بيشتر ايرانيان بدل گردد.

کامرانی نابهنگام

دوره‌ چهارصد ساله‌ای که در اين کتاب بررسی شده، بی‌اختيار خواننده را به مقايسه ايران و اروپا برمی‌انگيزد. در دورانی که اروپا به سوی پيشرفت و عقلانی کردن نظام زندگی می‌تازد و به همين سبب مردمان سخت‌کوش و پرکار و رياضت‌کش شده‌اند، تصويری که از ايران پيش چشم ما می‌گسترد مردمانی است بيشتر لذت‌جو و کام‌ران، کم‌کار و کرخت و نيز در دوران افول عقلانيت.

رودی ماتی می‌گويد در اين کتاب کوشيده تا به مقايسه‌ای ارزشی دست نزند و تنها نشان دهد زير تأثير چه شرايط و عواملی مواد سکرآور و سرخوشی‌زا اين اندازه در زندگی اجتماعی و سياسی ايرانيان نقش يافتند.

از نظر او مطالعه ايران پيش از اسلام نشان می‌دهد که اسلام تنها اصل نظم‌دهنده جامعه و فرهنگ نبوده و همه رفتارهای جامعه ايرانی را نمی‌توان به آن نسبت داد.

در عين حال، نويسنده می‌انديشد بايد به خاطر داشت که "جديت و متانت مطلق، وضعيت طبيعی و اوليه آدمی نيست" و مواد مخدر و نوشيدنی‌های سکرآور هميشه و همه‌جا تقريباً مصرف می‌شده و حتا در هيچ دوره‌ای مانند دوران مدرن اين مواد به صورت قانونی و غيرقانونی مصرف نشده است.

نهادهای لذت

جدا از بررسی الگوی توليد و مصرف در ايران و شبکه اقتصادی صادرات و واردات در چهارسده يادشده، نويسنده کتاب در طلب کام تلاش کرده است نهادهايی را که در پيوند با نوشيدنی‌ها و کشيدنی‌های سرخوش‌کننده در جامعه پديدآمده بازنمايد و پيامدهای اجتماعی آن‌ها را بکاود؛ برای نمونه قهوه‌خانه يا شيره‌کش‌خانه يا چای‌خانه که جايگاهِ مردمی از طبقات به ويژه فرودست و نيز متوسط بوده است.

از سوی ديگر رودی ماتی تصورات مردم و نيز دانشمندان اين دوره را درباره آثار مخدرات و مشروبات بر بدن و خاصه بر نيروی جنسی بررسی کرده است.

فقه لذت

شايد يکی از گيراترين ويژگيهای اين کتاب شرح جدال‌های فقهی بر سر حليت يا حرمت شرب توتون (کشيدن توتون) يا شرب قهوه است و رساله‌های فراوانی که فقيهان عصر درباره حلال بودن يا حرام بودن نوشيدنی‌ها يا مواد مخدر وارداتی نوشته‌اند.

برخی از فقيهان و مومنان خود آن اندازه به کشيدن توتون معتاد شدند که مسأله تازه‌ای در فقه توليد شد: آيا کشيدن توتون روزه را باطل می‌کند؟ اين مجادلات سرآغاز درگيری نظام فقهی با مسائل جهان جديد است که هنوز در کتاب‌های توضيح المسائل به صورت "مسائل مستحدثه" (مسائل نوپديد) طرح می‌شود.

همين‌طور چالش سخت فقيهان و سلاطين بر سر منع حکومتی شراب از فصل‌های خواندنی تاريخ اين دوره است.

فصل های "در طلب کام"

عنوان‌های ده فصل اين کتاب که در دو بخش آمده چنين است:

بخش نخست عصر صفويه:

فصل نخست: نگاهی کلی: ايران از قرن شانزدهم تا قرن نوزدهم؛ فصل دوم: شراب در ايرانِ عصر صفويه: افراط و امساک؛ فصل سوم: شراب در ايران عصر صفويه: از منع نيم‌بند تا قدغن‌کردن قطعی؛ فصل چهارم: ترياک در ايران عصر صفويه: مواد مخدرِ بومی‌شده؛ فصل پنجم: توتون در ايران عصر صفويه: لذت و تحريم؛ فصل ششم: قهوه در ايران عصر صفويه: بازرگانی و مصرف.

بخش دوم عصر قاجار:

فصل هفتم شراب در ايران عهد قاجار: از نقض شريعت تا تظاهر به فسق؛ فصل هشتم: ترياک و تنباکو در ايران عصر قاجار: از لذت تا فروش و نماد ملت شدن؛ فصل نهم: از قهوه به چای: دگرگونی الگوی مصرف در عهد قاجار؛ فصل دهم: قهوه نوشيدن در قهوه‌خانه: سياست مصرف در ايران عهد قاجار

در طلب کام، تصويری تاريخی از چهار سده ايران را پيش چشم خواننده می‌گذارد. خواننده ايران‌پژوه به هر جنبه از تاريخ ايران در اين دوره علاقه‌مند باشد، از خواندن اين کتاب نمی‌تواند تن بزند؛ زيرا اين کتاب پيوستگی همه پاره‌های جامعه به هم را بازنموده و نشان داده که پديده‌های مادی چه اثری سترگ در شکل دادن به نظام‌های اخلاقی و معنوی دارند.

البته برای خواننده ايرانی، بهره از خواندن اين کتاب به يافته‌ها و نتيجه‌های آن خلاصه نمی‌شود؛ بل‌که شيوه تاريخ‌نويسی رودی ماتی که امروزه شيوه پذيرفته تاريخ‌نويسی در غرب به شمار می‌رود، بيش از هر چيز آموزنده است.

کتابشناسی:
Matthee, Rudi, The Pursuit of Pleasure, Drugs and Stimulants in Iranian History, 1500-1900, Princeton University Press, 2005, 347 pages

 

 

آقای سیاوش قمیشی شما دیگه سانسور نکن

واضح است که  شعر این آهنگ "تصور کن"1 شما ساختار و الهامش را از آهنگ قدیمی ولی همیشه گوارای بهمان اسم2  مال خواننده معروف انگلیسی جان لنون از گروه بیتل گرفته اید. تعجب است ولی که چطور شما راضی شدید قسمت ضد مذهبی این آهنگ را که قسمت اصلی روح و دینامیزم این آهنگ است بدور بیاندازید. سبک کار شما در این 30 و چند سال اخیر و حتی سبکی که ظاهر خودرا می آرائید همه دلالت از تحسینی است که شما از جان لنون دارید. پس چطور شد که چنین سوء تفسیری در حق او کردید. این کار شما باصطلاح انگلیسی زبان ها جان لنون را در قبرش یک غلت حسابی داد. من نمیدانم که شما در چه محیط فکری در فرنگ قرار دارید ولی اینجا در ایران به شما من قول میدهم که همه آدمهای روشن ذهن از ته قلب خوشحال میشدند و در واقع کیف میکردند اگر پیغام ضد مذهب جان لنون را در شعر شما میدیدند 

فرق شما که یک عمر آهنگهای باصطلاح روشنفکرانه  خوانده اید با خواننده گان روحوضی مآب مثل خانم شهره که آهنگ اخیرش "امام رضا"3   مذهبیون و غیر مذهبیون را با هم خجلت زده کرده چیست؟

برای مخاطبین شما بخصوص آنها که در ایران هستند (آن ملیون ها جوان و یا آن ده ها و شاید صدها هزار مسافرکش که آهنگ های شما رابار ها گوش میکنند و برای مسافرینشان پخش میکنند) آهنگ های زیبا و الهام بخش یکی از منابع اصلی امید زندگیشان است. اگر خود شما نمیخواهید و یا نمیتوانید الهام بخش باشید باعث تاسف است ولی با دستکاری در اشعار  شاعر وخواننده ای که  چهل سال پیش در انگلستان  عوامل درد ما در ایران امروز را بیان کرده شما حیثیت و اهمیت کار این شاعر را کسر کرده اید

من پیشنهاد میکنم که شما با بازنویسی شعر این ترانه و اجرای مجدد آن هم حیثیت خود را بازپس گیرید و هم پیغام جان لنون را با اصالت به دست مردم ایران برسانید   

 

1

نام آهنگ: تصور کن

خواننده: سیاوش قمیشی

تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته
جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخت خوشبخته
جهانی که تو اون پول و نژاد و قدرت ارزش نیست
جواب هم‎صدایی‎ها پلیس ضد شورش نیست
نه بمب هسته ‎ای داره نه بمب ‎افکن نه خمپاره
دیگه هیچ بچه‎ ای پاشو روی مین جا نمیذاره
همه آزاد آزادن همه بی‎درد بی‎دردن
تو روزنامه نمی‎خونی نهنگ‎ها خودکشی کردن
جهانی ‎رو تصور کن بدون نفرت و باروت
بدون ظلم خودکامه بدون وحشت و تابوت
جهانی ‎رو تصور کن پر از لبخند و آزادی
لبالب از گل و بوسه پر از تکرار آبادی
تصور کن اگه حتی تصور کردنش جرمه
اگه با بردن اسمش گلو پر میشه از سرمه
تصور کن جهانی ‎رو که توش زندان یه افسانه است
تمام جنگهای دنیا شدن مشمول آتش‎بس
کسی آقای عالم نیست برابر با همن مردم
دیگه سهم هر انسان تن هر دونه گندم
بدون مرز و محدوده وطن یعنی همه دنیا
تصور کن تو می‎تونی بشی تعبیر این رویا

بر گرفته شده از سایت تک تاز

2

 

ترجمه اصل آهنگ 
Song's Name; Imagine
Lyrics by: John Lennon
Imagine there's no heaven, تصور کن بهشتی در کار نیست
It's easy if you try,
اگر سعی کنی آسان است
No hell below us, جهنمی در زیر ما نباشه
Above us only sky,
روی سرمان فقط آسمان 
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
living for today...
 
برای امروز زندگی بکنند
Imagine there's no countries,
تصور کن که مملکتی در کار نیست
 
It isn't hard to do,
کارسختی نیست
 
Nothing to kill or die for,
هیچ چیز که بکشی و یا براش بمیری نباشه
 
No religion too,
مذهب هم نباشه
 
Imagine all the people تصور کن همه مردم
 
living life in peace...
 
در صلح زندگی کنند
 
Imagine no possesions,
تصور کن مالکیتی در کار نباشه
 
I wonder if you can,
نمیدونم میتونی این کار را بکنی
 
No need for greed or hunger,
احتیاجی برای طمع و یا گرسنگی وجود نداشته باشه
 
A brotherhood of man,
یک اجتماع برادرانه
 
Imagine all the people
تصور کن همه مردم
 
Sharing all the world...
همه دنیا را با هم شریک هستند
 
You may say I'm a dreamer,
ممکن است که تو فکر کنی من آدم رویائی ام
 
but Im not the only one,
ولی من تنها نیستم
 
I hope some day you'll join us,
 
امیدوارم تو هم به ما ملحق بشی
 
And the world will be as one.

 

و اون موقع همه دنیا یکی خواهد شد

ترجمه: آریو دادمهر

3

نام آهنگ: امام رضا

خواننده: شهره

یادش بخیر یادش بخیر
اون زمونها که خونمون تو وطن بود
زیارت امام رضا همیشه کار من بود
با چشم گریون اومدم یه شب برم به خونه
دیدم کفشهامو یه نفر برده بی‎چک و چونه
یادش بخیر یادش بخیر
که خونم تو وطن بود
زیارت امام رضا همیشه کار من بود
آخ گریون شدم گریون شدم
اشکهام شدن روونه
به یه فقیر پاپتی تو دل گفتم دیوونه
از غصه برهنه‎پا دلم گرفت بهونه
ای کاش تو دل به یک فقیر نمی‎گفتم دیوونه
یادش بخیر یادش بخیر
که خونم تو وطن بود
زیارت امام رضا همیشه کار من بود
حالا که تو غربتمو زریح تو دست من نیست
روحم همیشه غایبه روحی توی بدن نیست
اشکهام شده یه رودخونه برای خاک خونه
واسه زیارت مشهد دارم میشم دیوونه
یکی بیاد پیدا بشه روح منو بیاره
پاهای پاپتی من پا به فرار میزاره
(یادش بخیر یادش بخیر
که خونم تو وطن بود
زیارت امام رضا همیشه کار من بود) 2*

بر گرفته شده از سایت تک تاز

affune@yahoo.com

 

 



 



 

 

 

 

مرگ بر آکسفورد

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۲۶ مهر ۱۳۸۴

بالاخره بعد از دوماه يوسف مولايي امروز در زندان با گنجي ملاقات کرد. از همگان درخواست مي شود که دائما در مورد اکبر گنجي حرف بزنند تا ميزان فشار وارده در مورد او را حفظ کنند. علي عسگري نايب رئيس کميسيون اصل نود مجلس که فکر مي کند تا زماني که مساله گنجي حل نشده است مي شود کاري کرد که گنجي مساله هر روز کشور نباشد، گفت: گنجي نبايد مساله هر روز کشور باشد. همچنين عشرت شايق، نماينده تبريزکه معلوم نبود مي خواهد عليه گنجي حرف بزند يا عليه قوه قضائيه، به شکل مرموزي گفت: فقط گنجي نيست که خانواده اش از او بي خبرند، خيلي از زندانيان هستند که خانواده هاي شان از آنها خبر ندارند. در پي اين اعلام نظر کليه سازمانهاي حقوق بشر متوجه شدند که بسياري از زندانيان ايراني هستند که خانواده هاي شان از آنها بي خبرند.

به يک خبر علمي فرهنگي توجه فرمائيد.

در راستاي اظهارات مقامات نظام که چند روز پيش فرمودند که " پايه و زيربناي اقتدار ملت ايران، قدرت علمي آن است." از سوي يکي از برادران محترم، برادرمحمد علي صمدي اعلام شد همايش مردان آفتاب در تهران برگزار مي شود. اين همايش که مردان آفتاب نام دارد با حضور خواهران و برادران عزيز که آمادگي خود را براي عمليات استشهادي اعلام کرده اند، براي بزرگداشت دهمين سالگرد شهادت برادر فتحي شقاقي [تخت طاووس سابق] برگزار مي شود. محل برگزاري اجلاس همايش مردان آفتاب در تالار سيدالشهداي تهران خواهد بود. مسوولان محترم اين برنامه اعلام کرده اند که تا کنون چهل هزار خواهر و برادر عزيز براي عمليات استشهادي [تروريستي سابق] ثبت نام کرده اند. آگاهان گزارش دادند که اين برادران و خواهران عزيز که قصد دارند در عمليات استشهادي خود را به شهادت و دشمنان اسلام را به هلاکت برسانند، اعلام کرده اند که از غني سازي اورانيوم فقط براي فناوري صلح آميز دفاع مي کنند. آنها اعلام کردند که با استفاده نظامي از انرژي هسته اي مخالف اند، اما با استفاده نظامي از هر وسيله ديگري موافقند.

مرگ بر انگليس

بنا به گزارش مش قاسم غياٍث آبادي يک بار ديگردست انگليس از خشتک عوامل دشمن بيرون آمد و در جريان انفجار در اهواز ۶ تن از هموطنان در حالي که صداي بمب با لهجه انگليسي در تمام شهر اهواز پيچيده بود، کشته و بيش از صد هموطن ديگر مجروح شدند. براي کشف عوامل بمب گذاري آگاهان تلاش کردند تا از لابلاي اظهارات مسوولان محترم و غيرمحترم نظام تشخيص دهند که چه کسي بمب گذاري کرده است.
سردار حجازي، زبانشناس عضو بسيج و فرمانده اين نهاد مردمي- انتخاباتي گفت: در انفجارهاي خوزستان ردپاي اشغالگران عراق به چشم مي خورد. آگاهان از اين جمله فهميدند که يا آمريکا يا انگليس يا کشور ديگري در بمب گذاري نقش دارد. اما همين سردار حجازي دو روز پيش گفته بود: بمب ها لهجه انگليسي دارند. آگاهان با لهجه انگليسي غليظ واکنش نشان دادند و گفتند: WOOOOW، تا اينجا معلوم شد که سرنخ اصلي کشف عوامل بمب گذار لهجه بمب ها بوده است. ظاهرا يکي از بمب ها در هنگام انفجار با لهجه غليظ انگليسي آکسفوردي اظهار داشته بود Beooom و اين درحالي است که بمب هايي که لهجه غليظ آمريکايي دارند مي گويند Booom، بمب هاي عربي هم معمولا مي گويند ًAlboom و اين در حالي است که اگر بمب توسط کردها کار گذاشته شده بود، مي گويند kora Ding و اگر بمب را ترک ها کار گذاشته بودند مي گويند Zerrrep. وزارت کشور اعلام کرد که در حال حاضر به جاي خنثي کننده بمب به دنبال تعدادي زبانشناس و مترجم مي گردد تا بتواند جلوي بمب گذاران را بگيرد.

سرنخ و مارگارت تاچر

اما بشنويد از آن سوي ماجرا، در حالي که وزارت کشور و وزارت اطلاعات اعلام کردند که هنوز هيچ کس دستگير نشده است، نماينده اهواز براي نشان دادن عمق اعتقادش به اسلام ناب احمدي اعلام کرد: سرنخ هايي به دست آمده است. ناصر سوداني نماينده اهواز بدون اينکه در نظر بگيرد هنوز به اندازه يک دستگيري و يک اعتراف از زمان بمب گذاري نگذشته است، در کمال اسلاميت اظهار داشت: يکي از متهمان به بمب گذاري در اهواز اعتراف کرد که توسط بريتانيا آموزش ديده است. اما پورمحمدي فقط گفت: بمب گذاري اخيرريشه در خارج از مرزها دارد.آگاهان اعلام کردند وقتي ناراحتي معده اکبر گنجي ريشه در استکبار جهاني دارد، طبيعي است صداي مشکوکي مثل بمب ريشه در خارج از مرزها داشته باشد. اما علاء بروجردي که گاهي اوقات قبل از حرف زدن فکر هم مي کند و تفاوت هايي با رئيس جمهور دارد، گفت: حضور نيروهاي انگليسي در مرز غربي شائبه دخالت اين کشور را در انفجارها افزايش مي دهد. آگاهان نتيجه گرفتند که در حقيقت انگليسي ها عامل انفجار نبودند، بلکه چون انگليسي ها در عراق حضور دارند، اين شائبه اين وجود دارد که احتمالا ممکن است پسرخاله يکي از بمب گذاران شش سال پيش قصد داشته که برود لندن، اما رفت پاريس و هفته گذشته همزمان با جشن هشتاد سالگی مارگارت تاچر برگشته اهواز. محمد نبي رودکي نيز در گفتگو با آريا اعلام کرد: هنوز مدارک روشني در مورد دخالت انگليس در بمب گذاري اهواز نداريم. شايد به دليل نبودن مدارک روشن بود که نابغه بزرگ، الفنون معاصر، بزرگترين دکتراي آسفالت در بزرگترين خاورميانه، رئيس جمهور منتخب شوراي نگهبان، دکتر احمدي نژاد رسما اعلام داشت: ماموران اطلاعات و امنيت ايران در موارد قبلي نيز به رد پاي انگليس در اين توطئه برخورد کرده اند. ما به نيروهاي انگليسي در ارتکاب اقدامات تروريستي به شذت مشکوک هستيم.

خلق عرب با لهجه آکسفوردي

به دنبال اين اظهارات سليمان جعفرزاده در گفتگو با خبرگزاري آريا گفت: خلق عرب که هدايت شده انگليس هاست، مسووليت انفجار اهواز را برعهده گرفت. آگاهان نتيجه گرفتند که تشکيلات خلق عرب که ريشه در جريانهاي طرفدار صدام در خوزستان دارد، بمب گذاري را با لهجه غليظ آکسفوردي انجام داده است. اما نهايتا همزمان با اينکه رئيس مثلا جمهوري مثلا ايران دولت انگليس را متهم به دست داشتن در اين انفجار کرد، وزارت خارجه نيز کاردار انگليس را احضار کرد. البته نه بخاطر اينکه انگليس در بمب گذاري نقش داشته است. وزارت امور خارجه ايران بعد از ظهر ديروز کاردار سفارت انگليس را براي اداي پاره اي از توضيحات به دنبال ادعاهاي واهي و بي پايه مقامات انگليس عليه ايران در خصوص تحولات عراق احضار کرد. البته يکي از آگاهان اعلام کرد که ظاهرا مسوولين وزارت خارجه مي خواستند ببينند که لهجه بمب هاي منفجر شده با لهجه کاردار مربوطه يکي بوده است يا نه.
در پي همه اين قضايا که براساس نظر وزارت داخله معلوم شد که انگليس در بمب گذاري نقش داشته، اما براساس نظر وزارت خارجه معلوم شد که انگليس نقش نداشته، سخنگوي سپاه بدون اينکه انگليس را تهديد کند، گفت: در برابر هر اقدام آمريکا و اسرائيل واکنشي دوبرابر خواهيم داشت.

شن جو ۶ به زمين برگشت

دومين فضاپيماي سرنشين دار چين موسوم به "شن جو ۶" پس از پنج روز حضور در فضا ديروزبا دو فضانورد خود با موفقيت به زمين بازگشت. اين فضاپيما که به قصد به گند کشيدن فضاي اطراف کره زمين به آسمان پرتاب شده بود، موفق شد تا به منظور خود برسد. اين يکي از معدود سفرهاي هوايي يک شيئي پرواز کننده چيني است که پرواز آن منجر به سقوط نشده است. قرار است چيني ها بزودي به کره ماه بروند و اولين تشکيلات کمونيستي- کاپيتاليستي کره ماه را در آنجا تشکيل دهند. پيش بيني مي شود دو سال بعد از پرواز اين سفينه به کره ماه اولين تصفيه حزبي در کره ماه صورت بگيرد و کليه افرادي که به آنجا مي روند به اتهام فسادمالي برکنار شوند.

دولت امام زمان

من که واقعا اطمينان پيدا کردم که دولت احمدي نژاد دولت امام زمان است. در اين مورد هيچ ترديدي نبايد کرد. امام جمعه يکي از مساجد نيز اعلام کرد: براي ظهور امام زمان، انقلاب ديگري مي کنيم. در اطلاعيه اي که ديروز در جمکران توزيع شد، اعلام شده که اکنون بايد انقلاب ديگري را سازماندهي کرد. آرمين نيز در گفتگو با داريوش سجادي گفت: "وقتي بخشي از حاکميت در صدد تهيه نقشه راه امام زمان است و يا مي گويد امام زمان تا دو سال آينده ظهور مي کند نتيجه اي جز تضعيف اعتقادات توده مردم ندارد." اما بنده براي زدن مشت محکمي توي دهان آقاي آرمين، اعلام مي کنم که بدلايل زير دولت احمدي نژاد دولت امام زمان است و هر مخالفتي با دولت وي "باي نحو کان" در حکم محاربه با امام زمان و استاد مصباح يزدي است.
۱) دولت احمدي نژاد طبيعتا باعث مي شود فقر و بي عدالتي آنقدر زياد بشود که آقا ظهور کند.
۲) دولت احمدي نژاد طبيعتا باعث مي شود فساد آنقدر زياد بشود تا آقا ظهور کند.
۳) دولت احمدي نژاد حتما با امام زمان رابطه دارد وگرنه چطور ممکن است دولتي اينقدر ضايع کند و همچنان وجود داشته باشد.
۴) دولت احمدي نژاد با امدادهاي غيبي اداره مي شود، چون بدون اينکه وزير داشته باشد و کاري بکند وجود دارد.

اعلام خطر ايدز در دانشگا‌‌ه‌ها

ديروز دانشگاه آزاد نجف آباد تصميم گرفت که محوطه ورودي پسران و دختران را جدا کند، در نتيجه پسران و دختران از دو در وارد مي شدند و دوباره با همديگر وارد يک راهروي مشترک مي شدند، به دنبال اين تصميم شجاعانه و عاقلانه و مدبرانه تعدادي از شيشه هاي اين دانشگاه شکست و دانشگاه بعد از دو ساعت تصميم گرفت دوباره همان کار قبلي را انجام دهد. همچنين در اعتراض به مشکلات صنفي در دانشگاه شهيد ملي [شهيد بهشتي سابق و ملي اسبق] دانشجويان که کار ديگري نمي توانستند بکنند بخشي از محوطه خوابگاه را آتش زدند. در همين حال نابغه امور ديه و مرد علمي- تخيلي سال فلان، دکتر زاهدي وزير علوم، اعلام کرد: رئيس جمهور در آينده مژده هاي خوبي براي دانشجويان دارد. وي گفت: ايده هاي بزرگي در نظر آقاي احمدي نژاد هست. در پي شنيدن اين "ايده هاي بزرگ" آگاهان ياد طرح ابتکاري رئيس جمهور منتخب شوراي نگهبان در شوراي امنيت سازمان ملل افتادند و پيش بيني کردند که به دنبال ارائه اين "ايده هاي بزرگ" احتمالا دانشجويان کشور يا طاعون خواهند گرفت يا به ايدز دچار خواهند شد.

جملات قصار

بابا دوستش داريم، ولي يک حرف هايي مي زند که آدم حرص مي خورد.
ابطحي گفت: اگر اصلاح طلباني که در انتخابات مخالف کروبي بودند سکوت مي کردند، احمدي نژاد راي نمي آورد.
قضيه مشابه: اگر تحريم کنندگاني که در انتخابات مخالف شرکت در انتخابات بودند سکوت مي کردند، معين راي مي آورد و احمدي نژاد رئيس جمهور نمي شد.
قضيه معکوس: اگر اصلاح طلبان و محافظه کاراني که در انتخابات مخالف هاشمي رفسنجاني بودند سکوت مي کردند، احمد ي نژاد رئيس جمهور نمي شد.
قضيه مشابه: اگر کساني که در انتخابات مخالف قاليباف بودند سکوت مي کردند، باز هم احمدي نژاد رئيس جمهور نمي شد.

کوچک زاده بايد برود

مهدي کوچک زاده عضو کميسيون اعصاب و روان مجلس، در جمع انصار حزب الله شرکت کرد. وي در حالي که مطابق معمول قاط سنگين زده بود، در اين نشست گفت: "بردن آبروي مفسدان دستور شرعي است. به چه حقي دستور شرعي را اجرا نمي کنند؟" وي رسما اعلام کرد که مسوولان کشور فاسدند. کوچک زاده گفت: "ترک نهي از منکر باعث شده است مسوولان فاسد بر امور مسلط شوند." وي سرانجام به همان نتيجه اي که همه در موردش رسيده بودند، رسيد و گفت: من اشتباه کردم که وارد مجلس شدم. حاضرين گفتند: صحيح است، صحيح است، صحيح است، احسنت! در پايان اين جلسه گروهي از حاضرين ظاهرا در مورد سوابق کوچک زاده و يا چيزهاي ديگر مي خواستند از او سووالاتي بکنند که کوچک زاده با اعلام اين نکته که خانواده ام در خيابان منتظر من هستند، از پاسخ دادن به سووالات خودداري کرد و رفت ميهماني.

اختلاف سه هزار ميليارد توماني

اصولا دقت در محاسبه و حسابگري و برنامه ريزي خيلي خوب است و اينکه مسوولان امر و شخصيت هاي سياسي در جريان اطلاعات اقتصادي باشند، واقعا مهم است. يک عضو هيات رئيسه مجلس در حالي که خيلي ناراحت بود، اعلام کرد: کسري بودجه ۱۲ هزار ميليارد توماني براي ايران اصلا مناسب نيست. از طرف ديگر دفتر سياسي جبهه مشارکت هم شديدا از اينکه بودجه سال آينده با کسري به ميزان ۹ هزارميليارد تومان مواجه است، ابراز نگراني کرد. در پي اين اظهار نظرها آگاهان اعلام کردند که اصلا جاي نگراني ندارد، وقتي عضو هيات رئيسه مجلس و دفتر سياسي مهم ترين حزب مخالف سه هزار ميليارد تومان در محاسبات شان اختلاف نظر دارند، احتمالا اين نگراني ها مورد ندارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 مهر1384ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط مهران  | 

شمشیر

http://www.bbcpersian.com

17:27 گرينويچ - جمعه 14 اکتبر 2005

نيروهای روسيه شورشيان را سرکوب کردند

مقامات محلی در روسيه می گويند که مقاومت شورشيان شهر نالچيک در قفقاز به طور کامل فرونشانده شده است.

اين خبر يک روز پس از آن اعلام شد که جدايی طلبان مسلح چچنی حمله ای را به مراکز پليس و ادارات دولت اين شهر آغاز کردند که دست کم 90 کشته برجای گذاشت.

نيروهای دولتی روسيه، روز جمعه به دو مخفی گاه باقی مانده شورشيان حمله کردند و با کشتن شماری از مردان مسلح، گروگانها را آزاد کردند.

ولاديمير پوتين، رئيس جمهور روسيه دستور سرکوب قاطع شورشيان را داده و برای نيروهای روسی حکم تير صادر کرده است تا اگر هريک از پيکارجويان را در حال مقاومت يافتند به او شليک کنند.


پيکارجويان چچنی مسئوليت حملات اين شهر را پذيرفتند.

هزار و پانصد سرباز روسی و پانصد مامور نيروی ويژه به نالچيک که مرکز جمهوری خودمختار کاباردينو بالکاريا اعزام شده اند.

عمليات ضدشورش

گزارش می شود در حمله نيروهای دولتی به يک پاسگاه پليس که توسط شورشيان اشغال شده بود، هشت پيکارجو کشته شده و پنج گروگان آزاد شده اند.

بر اساس گزارشها در بخش ديگری از شهر، سه مرد مسلح که يک مغازه فروش سوغات و اشياء يادگاری را تصرف کرده بودند، کشته شده اند و دو زنی را که گروگان گرفته بودند، نجات يافتند.

گنادی گوبين، نخست وزير کاباردينو بالکاريا به خبرگزاری روسی اينترفکس گفت: "تمامی مراکز مقاومت شورشيان سرکوب شده و گروگانها آزاد شده اند."

"اکنون نيروهای امنيتی سراسر شهر را جستجو می کنند تا شورشيانی را که مخفی شده اند بيابند."

شمار پيکارجويانی که در حملات شرکت داشته اند بين شصت تا سيصد نفر تخمين زده می شود. يکی از دستياران رئيس جمهوری خودمختار کاباردينو بالکاريو گفت که 17 نفر از اين شورشيان دستگير شده اند.

مقامات مسئول می گويند که کشته شدگان شامل 72 نفر از شورشيان، 12 مامور پليس و 12 غيرنظامی می شود و دهها نفر ديگر مجروح شده اند.

"منطقه جنگی"

گفته شده که درگيری های روز پنجشنبه زمانی شروع شد که پليس عملياتی را برای بازداشت پيکارجويان مظنون در حومه شهر نالچيک آغاز کرد.

مردان مسلح در تهاجم هماهنگی که به نظر می رسيد برای منحرف کردن عمليات پليس صورت می گيرد، به سه پاسگاه پليس، فرودگاه شهر و ادارات دولتی حمله کردند.

يک سايت اينترنتی موسوم به کاوکاز سنتر که از شورشيان چچنی پشتيبانی می کند، اعلام کرد که گروه موسوم به جبهه قفقاز مسئوليت حملات را برعهده گرفته اند.

اين سايت اعلام کرد که جبهه قفقاز بخشی از نيروهای مسلح شورشيان چچن است که شامل يرموک، گروه اسلامگرايی که گفته می شود در کاباردينو بالکاريا استقرار دارد و به فعاليت مسلحانه می پردازد نيز می شود.

اين حمله تازه ترين مورد از وقايع و رويدادهايی است که طی مدتی بيش از يکسال، ثبات و آرامش منطقه قفقاز شمالی در روسيه را مختل کرده است.

استيو رزنبرگ، گزارشگر بی بی سی در مسکو می گويد که آميزه ای از فقر، بيکاری که نرخ آن به 90 درصد می رسد و حکومت اقتدارگرايانه زمينه مساعدی را برای نفوذ افراط گرايان اسلامی در منطقه فراهم آورده است.

گزارشگر بی بی سی می گويد مقامات محلی در نالچيک که از گسترش افراط گرايی نگران هستند، شروع به تعطيل مساجد شهر کرده اند که اين امر، نارضايتی های بيشتری را دامن زده است.

نالچيک حدود صدکيلومتری شمال غربی بسلان واقع شده است. در سال 2004 بسلان صحنه حمله مرگبار شورشيان به رهبری شاميل باسايف، يکی از فرماندهان چچنی بود که صدها نفر را در يک مدرسه گروگان گرفتند.

 

 

گفتگو با صاحب سايت فيلم‌های  جنگی "كوماوار"

 
 
 
 
 

سايت كوماوار كه  بازهای جنگی تهيه می‌كند، با معرفی انواع بازی‌های بمباران ايران می‌نويسد:

ايران 18 سال  دنيا را گمراه كرد. ناگهان در سال 2002 تصاويری كه توسط ماهواره‌های امريكا گرفته شد دنيا را در شوك فرو برد. اين ماهواره‌ها تاسيسات مخفی اتمی ايران را در نطنز اراك ثابت كرده بودند. سازمان انرژی اتمی بازرسی از مراكز اتمی ايران را شروع كرد. ايران پس از مدتی بازی موش و گربه، سرانجام اجازه باز شدن درهای برخی از اين مراكز را داد.

بازی جنگی "كوما وار" به شما اين فرصت را ميدهد كه سناريوی ازبين بردن توانايی سلاح اتمی ايران را ببينيد. شما دراين بازی كامپيوتری نفوذ به  تاسيسات اتمی در نظنزايران و از بين بردن آنها را می‌بينيد.

شما دراين فيلم می‌بينيد كه مردان دانشمندی را كه دراين تاسيسات هستند نجات می‌دهند، پيش از آنكه درعمليات جنگی كشته شوند.

همچنين، دراين بازی بايد سعی كنيد تمام نيروهای حفاظتی  را ازبين ببريد. تمام سانتريفوژها را نابود كنيد.

بخاطر داشته باشيد كه هرگز اينقدر نزديك به برهم خوردن تعادل دردنيا نبوده ايم، همانگونه كه هرگز اينقدر نزديك به جلوگيری از وقوع  يك تراژدی نبوده ايم."

 روی اين سايت بازيهای جنگی قرار گرفته كه در ميان جوانان امريكايی و دنيا تبليغ و توزيع می‌شود. حتی بعضی از اين فيلم‌ها مانند " حمله به ايران برای جلوگيری از يك تراژدی " به طور مجانی روی اين سايت گذاشته شده است.

يكی از مسئولين اين شركت بازيهای جنگی، دررابطه با بازی جديد شركت درمورد حمله به ايران گفت:

« ما اين نوع بازيها را در تطبيق با اخبارروز می‌سازيم، بنابراين به صحنه واقعی يك سناريور، يا يك جنگ نزديك تر ميشويم.

اين شركت تاكنون بازی جنگ عليه طالبان و عليه صدام  را عرضه كرده است. در واقع اين بازيهای جنگی، جنگ عليه تروريسم جهانی است كه جوانان را بطور مجازی با نحوه اين جنگ آماده می‌كند.

اين سايت برای قدردانی اززنان و مردانی كه قهرمانانه درينفورم عليه تروريست جهانی می‌جنگند، از هرفروش و هرعضويت در بازيهای اين سايت يك دلار را به سازمان قهرمانان و شجاعان هديه می‌كند.»

 

ترور با شمشير
به سبك صدر اسلام در ابرقو
 
 
 
 

 

"ابرقو" آنطرف يزداست و آغاز كوير. قديم‌ها وقتی كسی را می‌خواستند تا مدت‌ها نبينند می‌گفتند: "چنان بلائی سرت می‌آورم كه بروی آنطرف ابرقو!" يعنی سرگردان كوير شوی.

دراين شهر، چند روز پيش يك حادثه خواندنی اتفاق افتاد. مردی به سبك دوران امام حسين شمشير از نيام كشيد و رفت سراغ دادستان عمومی و انقلاب ابركوه تا داد خود را از آن بيدادگر بگيرد.

موسی پاشا بنياد، دادستان عمومی و انقلاب ابركوه يزد است و آن كه شمشير از نيام برگشيد "ر.ش" نام دارد. يعنی خبرگزاری‌های داخلی اينگونه معرفی اش كرده اند. مضروب هنگامی كه به خانه می‌رفت با ضارب شمشير بدست روبرو شد و با ضربات شمشير سرو دست و صورتش زخمی شد و كارش به بيمارستان كشيد. همسايه‌های دادستان، شمشير را از ضارب گرفتند و متهم را يا فراری دادند و يا خودش فرار كرد. پليس برای دستگيری او می‌رود خانه اش و در زير درخت مقابل خانه او دو گالن چهار ليتری بنزين كشف می‌كند. ضارب می‌گويد: می‌خواستم بعد از كشتن دادستان اتومبيلش را هم با اين بنزين به آتش بكشم. دادستان زخمی است و بزودی از بيمارستان مرخص می‌شود، اما برای زخم دل ضارب كه از‌بی‌عدالتی دادستان به تنگ آمده بود درمانی در جمهوری اسلامی پيدا می‌شود؟

+ نوشته شده در  شنبه 23 مهر1384ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط مهران  | 

نبوی

مصلحت‌چای

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۱۱ مهر ۱۳۸۴

من فکر می کنم یک شیر پاک خورده ای( نوع شیرش هنوز کاملا مشخص نیست) یک کتاب زندگی مصدق و ملی شدن نفت را به تعداد ده هزار نسخه تکثیر کرده و به تمام برادران و خواهران امت حزب الله داده و به آنها گفته که باید فرض کنند احمدی نژاد مصدق است، اورانیوم هم نفت است، آیت الله مصباح هم کاشانی است، آمریکا هم انگلیس است، مشارکت هم حزب توده است، و بر همین اساس قرار است جنبش ملی کردن اورانیوم آغاز شود. اسدالله بادامچیان، کاشف سابق مصدق السلطنه گفت: دفاع مقدس از دانش هسته ای آغاز شده است. ارگان مصباح یزدی نوشت: غنی سازی را آغاز کنید. علی لاریجانی در نقش کاشف اورانیوم گفت: دانشگاهیان و نخبگان دانشگاهی سند ملی صنعت هسته ای را تدوین کنند. الیاس نادران هم که احساس « خود فاطمی بینی » اش گل کرده بود، شدیدا اظهار داشت: دست انگلیس از پروژه های نفتی کشور باید کوتاه شود. و محسن رضایی هم که در کتاب های زندگینامه مصدق خوانده است که مصدق برای شکایت از انگلیس به دادگاه لاهه رفت، گفت: اکنون زمان شکایت ایران از آژانس اتمی به دادگاه لاهه رسیده است. احمد توکلی نیز اعلام کرد: در صورت اعمال فشار از دولت می خواهیم نطنز را حتما راه اندازی کند. در همین راستا بانوی تبریزی عشرت خانم که همواره با کمال خشونت در مورد بانوان ویژه نقش حساس تاریخی اش را نشان داده است، به شکلی باورنکردنی و دشمن شکن اعلام کرد: اروپا را لگد مال می کنیم. بنا به گفته مرکز ژئوفیزیک دانشگاه تهران در پی مصدقیزه شدن مواضع امت محافظه کار، احمدآباد، آرامگاه مرحوم مصدق طی روزهای گذشته چند بار لرزید و آن مرحوم بارها در قبر تکان خورد.

ابتکار یا اشتباه؟
فعلا همه دارند پی می برند که احمدی نژاد وقتی به کوفی عنان گفت که طرح ابتکاری اش را در سازمان ملل ارائه خواهد کرد، فکر می کرد که کوفی عنان استاد کلاس فیزیک است و سازمان ملل هم محل امتحان فیزیک است و با خودش فکر کرد« حالا یک کاری اش می کنیم»، اما کوفی عنان با خودش فکر کرد که بابا! این رئیس جمهور است بالاخره، لابد معنی حرفی را که دارد می زند می فهمد.

در پی گذشت دو هفته از قطعنامه عليه ایران در شورای حکام و پرواز کشورمان به سوی شورای امنیت، نظرات سیاستمداران در مورد سخنرانی احمدی نژاد و طرح ابتکاری اش در حال بروز است. معاون سابق انرژی اتمی: تغییر سریع تیم مذاکره کننده، اشتباه دولت جدید بود. عشرت شایق هم اعلام کرد: در شناخت مان یا در نوع مذاکره دچار اشتباه شدیم. اما علی آقامحمدی کمی آرام تر اعلام موضع کرد و گفت: اظهارنظرهای داخلی باید منطبق بر واقعیات باشد. وی گفت: دیپلماسی کشور باید در قبال اعضای جدید شورای حکام فعال شود. يک کسی اين جملات را بعدا معنا کند.

مصاحبه جعلی است
خلیج تایمز از قول الفنون نوشت که« اگر ایران به شورای امنیت برود، فروش نفت را متوقف می کنیم.» ظاهرا الفنون فکر می کرد خبرنگار این مصاحبه را برای اینکه به عمه اش اطلاع بدهد انجام داده، حواسش نبود که مصاحبه قرار است چاپ شود. بعد از انتشار این مصاحبه، دفتر احمدی نژاد بطور کلی اعلام کرد که چنین مصاحبه ای جعلی است و وی هرگز با خلیج تایمز مصاحبه نکرده است. خبرنگار خلیج تایمز هم گفت که چون برای چند روزنامه مختلف کار می کرده لابد دفتر رئیس جمهور فکر کرده اند که ممکن است خبر در روزنامه دیگری چاپ شود و به همین دلیل می خواست فروش نفت را قطع کند، اما حالا که پای خلیج تایمز در میان است فروش نفت ادامه پیدا می کند.

مرگ بر بنزین، درود بر نفت خام
ما را بگو که بیخودی نگران بودیم و فکر می کردیم که در صورتی که تحریم اقتصادی انجام شود، آمریکا و اروپا چیزهایی مثل گل سر و کراوات و شکلات مرسی را جزو اقلام تحریم می گذارند و اجازه وارد شدن این چیزها را به ایران نمی دهند، کلی نگران شدیم که اگر اینطوری بشود ملت چطوری شکلات مرسی و کراوات پیدا کنند؟ اما معلوم شد این تحریم هایی که می گویند در مورد چیزهای مصرفی و بی ارزش و کثیف و بوداری مثل بنزین است که البته به نظر من هیچ جای نگرانی ندارد، چون اولا فقط چهل درصد از بنزین ما وارداتی است و ثانیا برای ده روز ذخیره بنزین داریم و تا ده روز هم که خدا بزرگ است. در همان سه روز اول می زنیم پدر آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و غیره را درمی آوریم. تازه! اعلام کرده اند که قیمت بنزین شدیدا بالا می رود که در این حالت هم هیچ مشکلی وجود ندارد، تا قیمت بنزین را بالا بردند ما هم قیمت نفت را می بریم بالا، بالاخره ببینیم روی کی کم می شود. ضمنا مسوولان مژده دادند که تولید بنزین در پالایشگاههای خودمان هم می تواند صورت بگیرد، یعنی اگر از حالا شروع کنیم و همانطور که شهردار تهران پروژه منوریل را اجرا کرد، کار کنیم می توانیم به جای چهار سال حداکثر تا شش سال دیگر خودمان بنزین را پالایش کنیم و تا آن زمان نیروگاههای کشور هم با اتم کار می کند و ماهواره مصباح را هم می فرستیم آسمان. واقعا ما چرا بیخودی نگران می شویم؟

منو از زیر سووال بیار بیرون
خودمانیم،این آقای علیرضا آوایی که به جای آقای علیزاده رئیس کل جدید دادگستری استان تهران شده است خیلی وارد است، فکر کنم مهندس باشد، چون در مراسم معارفه اش هم دائم می گفت ببخشید پشتم به شماست. آقای علیرضا آوایی گفت : تصمیمات غیرعاقلانه، نظام را زیر سووال می برد. آگاهان با شنیدن این جمله سکته کردند. یکی از آنان در حالی که نفس های آخرش را تلاش می کرد بکشد، گفت: اگر اینطوری باشد نظام الآن سالهاست از زیر سووال بیرون نیامده است.

دبیر جان! دیبر جان! افشاکن افشاکن!
در پی درخواست دانشجویان( اعضای شورای شهر تهران) و سیاستمداران( همان اعضای شورای شهر تهران) و نخبگان دانشگاهی( گروهی از اعضای شورای شهر تهران) و خانواده شهدا( اکثر اعضای شورای شهر تهران) و برخی از روزنامه نگاران متعهد( کلیه اعضای شورای شهر تهران) و شورای شهر تهران( یعنی اعضای کابینه)، ایزدپناه دبیر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی گفت: افشای اسامی مفسدان اقتصادی اثربخش نیست. ظاهرا طبق بررسی های انجام گرفته فقط افشای اسامی روشنفکران و نویسندگان اثربخش است و به همین دلیل کلیه اسناد خصوصی زندگی همه روشنفکران و نویسندگان دست همه ملت هست و روزنامه کیهان هم هراز گاهی برای تفریح مردم آنرا چاپ می کند، اما افشای عوامل مواردی مانند تجاوز به عنف و قتل و سرقت و از این جور چیزها که توسط حسن سیاه یا محمد الف انجام می شود، اثر بخش نیست. فعلا قرار است بررسی کنند و ببینند که اگر قرار شد اسامی مفسدان اقتصادی اعلام نشود، به جای آنها گروهی از نویسندگان مانند سیامک پورزند و غیره را به عنوان مفسدین اقتصادی معرفی کنند تا اثر بخش ترتر باشد.

کیهان: احمدی نژاد لغو کند
بالاخره سروصدای کیهان درآمد. روزنامه کیهان اعلام کرد که بر اساس ماده 28 قانون شوراها: « رئیس جمهور و مشاورین و معاونین، وزرا و معاونین و مشاورین آنها... نمی توانند با حفظ شغل و سمت خویش عضو شورای شهر باشند. » بدنبال اعلام این ماده قانونی یک مقام نسبتا مسوول دفتر رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان گفت: معاونین و مشاورین رئیس جمهور نمی توانند عضو شورای شهر بشوند( مثلا آقای الهام نمی تواند عضو شورای شهر بشود) اما این دلیل نمی شود که اعضای شورای شهر نتوانند مشاور یا معاون رئیس جمهور شوند، بخصوص اگر کسی در این مورد چیزی نگوید بقیه متوجه نمی شوند.

برکات رفتن به شورای امنیت
سخنگوی سپاه پاسداران گفت: ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت در صورت مدیریت صحیح می تواند برکاتی برای کشورمان داشته باشد. وی برکات زیر را به این شرح برشمرد:
1) تحریم اقتصادی و ایجاد مشکلات و بحران های اقتصادی برای مردم ایران
2) احتمال حمله نظامی به ایران و کشته شدن مردم در جریان این حمله ها
3) ضربه خوردن مراکز صنعتی و اقتصادی ایران و نابودی آنها
4) اشغال نظامی ایران و کشته شدن مردم و تحقیر ملت و بروز تلفات فراوان در جریان اشغال و...
توضیح و اصلاح: ظاهرا سخنگوی سپاه هنوز از نظر واژه شناسی در مرحله «گلستانچای» قرار داشت. وی بعد از مشاوره با سایر فرماندهان سپاه اعلام کرد که منظورش از « برکات» همان «مصائب» بوده و این دو کلمه را قاطی کرده است.

مصلحت چای
علت بالا گرفتن دعوای احمدی نژاد- هاشمی و باز شدن زبان الفنون و از دپرسیون درآمدن محسن رضایی و سفراحمدی نژاد به قم و سایر قضایا معلوم شد. چنان که محسن رضایی گفته است، از طرف رهبری نظارت بر نحوه اجرای سیاست های کلی نظام برعهده مجمع تشخیص واگذار شد. محسن رضایی در مقابل این سووال که اگر میان شورای تشخیص و سران قوا اختلاف بالا گرفت، چه اتفاقی می افتد، گفت: در صورت اختلاف نظر سران قوا با شورا، اگر قانع نشدند، نظر مجمع تشخیص، نظر آخر است و باید آنرا بپذیرند. با این تصمیم گیری احمدی نژاد وارد تونل وحشت می شود، یا بعد از مدت کوتاهی دعوا را به خیابان می کشاند، یا اینکه یواش یواش و به صورت سروته وارد کتاب سرگذشت سیاستمداران انقلابی ناکام می شود.

در پی اعلام این نظر، اکبر اعلمی نماینده تبریز که ظاهر کارهایش شبیه «چه گوارا»، اما باطن کارهایش شبیه حسین الله کرم است، در مورد اظهارات محسن رضایی در مورد شورای تشخیص مصلحت اعتراض کرد.

ای بیابان نشین های شترسوار
به دنبال متهم کردن ایران به دخالت در عراق از سوی وزير خارجه سعودی و متهم کردن عربستان به دخالت کردن در امور عراق توسط ایران، وزیر کشور عراق به عربستان گفت: بیابان نشین های شترسوار نباید به ما مردم عراق حقوق بشر و دموکراسی بیاموزند، زیرا عربستان خود مشکلات بسیاری دارد. این وزیر کشور گفت: شما اول به زنان اجازه رانندگی بدهید بعد حرف بزنید. آگاهان در حال تلاش هستند تا ببینند بین شترسواری و نقض حقوق بشر چه ارتباطی وجود دارد. عادله، دختر پادشاه عربستان سعودی نیز گفت: موضوع رانندگی زنان یک موضوع داخلی است و برای قانع کردن جامعه به پذیرش آن، به زمان نیاز داریم. وی اظهار امیدواری کرد زنانی که نمی توانند رانندگی کنند عضو مجلس شورا شوند. البته آگاهان روابط بسیار مهمی را بین رانندگی زنان و حقوق بشر کشف کردند که چون کسی از آنان در این مورد سووال نکرده بود، آنها هم هیچ جوابی ندادند.

رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
این افغانی ها موسیقی فوق العاده جذابی دارند، یکی از ترانه های زیبای شان یک ترجیع بند دارد که دائما چنین تکرار می شود« آهسته، آهسته». ظاهرا این ترانه نهایت سعادت و کمال عشق و خوشبختی را نشان می دهد. در حالی که بزودی دوره حکومت خانم آنگلا مرکل که همزمان با انتخابات افغانستان و در همان روز توسط آلمانی ها انتخاب شد، رو به پایان است، تازه اعلام شد که 80 درصد از آرای انتخاب کنندگان در انتخابات صد سال پیش افغانستان شمارش شده است. فعلا عجله ای نیست. ناظران متعقدند نباید هل داد، دستپاچه می شوند و دوباره ده سال جنگ داخلی می شود.

دیازپام عبدالله می شود
بخدا دلتان می آمد این جیگر را ترور کنید، این که مثل قند و نبات است، این که آب حیات است( یا حیات خلوت)، این که دهان بازمی کند از دهانش در و گوهر می ریزد، دلتان می آمد؟ حسنی که بالاخره در جریان پرونده هسته ای قرار گرفته بود، گفت: دولت انقلابی ما چرا نباید انگلستان را تحریم کند؟ آگاهان توضیح دادند: بخاطر اینکه دولت انقلابی ما نیست که می خواهد انگلستان را تحریم کند، این آمریکاست که می خواهد ما را تحریم کند. حسنی گفت: مگر اون تحریم نکرده بود قبل از اون؟ اما آگاهان گفتند: نه، فعلا قرار است که اگر شورای امنیت رفتیم بعدا آمریکا ما را تحریم کند.

حسنی گفت: روزانه چند میلیارد مواد مخدر در اینترنت فروخته می شود.
آگاهان متوجه واحد پولی حسنی نشدند، ظاهرا منظور وی دلار بود. ناظران توضیح دادند که آقای حسنی یا متوجه نیست که اینترنت چیست، یا نمی داند مواد مخدر چیست و یا اینکه متوجه نیست که چند میلیارد دلار با چند میلیون تومان فرق دارد.

حسنی گفت: در پرونده هسته ای 13 کشور ما را تائید کردند.
آگاهان توضیح دادند که 13 کشور ما را تائید نکردند، یک کشور ما را تائید کرد، 22 کشور با ما مخالفت کردند و 12 کشور با ما مخالفت نکردند.

حسنی همچنین به شکلی کاملا علمی گفت: نیروی انتظامی امروز سگ هایی تربیت می کند که این سگ ها در کار خودشان از اهمیت زیادی برخوردار هستند.
آگاهان به اطرافیان حسنی هشدار دادند که مواظب باشند، چون ایشان اخیرا دارد حرف هایی می زند که به نظر می رسد با غریبه ها می گردد و ممکن است اخلاقش خراب بشود.

حسنی به شکل مظلومانه ای گفت: در مورد ماه رمضان، شما یک ماه پیدا کنید که خواب هم در آن عبادت باشد، مگر می شود در این ماه نخوابی؟ خوابی که عبادت است.
آگاهان پیشنهاد کردند وزارت بهداشت اسم ژنریک قرص هالی لورازپام و دیازپام را در ماه رمضان بگذارد«عبدالله»، چون باعث خواب و در نتیجه عبادت مردم در این ماه می شود.

دشمنان تخریب می کنند
ایرنا از تلاش سازمان یافته برای تخریب احمدی نژاد خبر داد. ظاهرا عوامل دشمن و جاسوسان اسرائیل و روسیه و انگلیس و کشورهای دیگر با روش های موذیانه ای اقدام به تخریب چهره احمدی نژاد کردند. روش هایی که عوامل دشمن برای تخریب سازماندهی شده چهره رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان از آن استفاده کرده اند، به این شرح است:
1) گرفتن عکس از احمدی نژاد یکی از مهم ترین شیوه های تخریب رئیس چمهور است، در اکثر این موارد عکاسان عکس هایی از رئیس جمهور برداشته اند که کاملا شبیه خودش است و از این طریق چهره احمدی نژاد و نظام جمهوری اسلامی را تخریب کرده اند.
2) مصاحبه با احمدی نژاد و چاپ آن مصاحبه ها نیز یکی از خطرناک ترین شیوه های تخریب چهره رئیس جمهور است، در این شیوه خبرنگاران از رئیس جمهور سووالاتی می کنند و هرچه او جواب بدهد ضبط و آن را منتشر می کنند.
3) خبرنگاران برای تخریب چهره احمدی نژاد به جای اینکه نظرات دیگر سیاستمداران را به نام وی منتشر کنند، نظرات خودش را نقل می کنند.
4) یکی از مهم ترین شیوه های تخریب احمدی نژاد که چند ماه است بصورت سازماندهی شده انجام می گیرد این است که دائما نام او در همه جا به عنوان رئیس جمهور ایران برده می شود و دشمنان از این طریق قصد دارند او را تخریب کنند.

بحران در بازار بورس
بحران در بازار بورس شدید شد. اصولا هرچه از روی کار آمدن احمدی نژاد می گذرد ارزش همه چیز در حال پائین آمدن و قيمتش در حال بالا رفتن است. دیروز موضوع بازار بورس در دستور کار هیات دولت قرار گرفت. احمدی نژاد هم همان راهی را که برای حل مشکلات کشور بلد است، برای حل مشکل بورس ارائه داد. وی خواستار برکناری همه اعضای هیات رئیسه و شورای بورس و تغییر دبیر کل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 مهر1384ساعت 3:48 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

احمدی نژاد+گوجه دیپلماتیک

احمدی‌نژاد كه به قم سفر كرده بود، چند ديدار هم داشت و سخنانی هم گفت. از جمله در ديدار با اعضای شورای مديريت حوزه علميه قم گفت:

"دولت جمهوری اسلامی ايران برآمده از حوزه‌های علميه است و علمای شيعه بستر ترويج و تقويت تفكر ناب اسلامی محسوب می‌شوند؛ بنابراين حوزه‌های علميه را بايد ركن اصلی و مركز ثقل صيانت از انقلاب و نهضت اسلامی دانست." (البته احمدی نژاد نگفت كدام حوزه و كدام روحانيت، اما از روز روشن تر است كه حوزه و روحانيون مورد نظر او، روحانيون انقلاب 57 كه اكنون زير شديدترين فشارهای حكومتی اند نيست. اگر چنين نبود، موقعيت آيت الله منتظری در قم و آيت الله طاهری در اصفهان چنان نبود كه هست. همچنان كه موقعيت امثال مصباح يزدی چنين نبود كه نبايد می‌بود.)

احمدی نژاد سهم زنان در مديريت و سياست كشور را هم اينگونه تشريح كرد:

"بانوان فاضل در حوزه‌های علميه می‌توانند نقطه اتكايی در بخش‌های مختلف مربوط به آموزش و پرورش باشند. "

درهمين ديدار، احمدی نژاد روياهائی را در باره حذف ربا از سيستم بانكی كشور مطرح كرد، كه اگر عوامفريبی نباشد، ساده لوحی اقتصادی است. بنی صدر و‌هاشمی رفسنجانی و رجائی و كسان ديگری هم در آن سالهای اول پس از انقلاب از اين نوع تصورات با اسامی مختلف، از جمله اقتصاد توحيدی و يا اقتصاد اسلامی می‌زدند. در نظامی كه ديدگاه اقتصادی اش در چارچوب برنامه 20 ساله خصوصی سازی سرمايه داری بنا شده و رئيس جمهورش برای اجرای آن سوگند ياد كرده، از اين نوع حرف‌ها زدن خنده دار است.

 

احمدی نژاد در ديداربا هيات امنای تبليغات اسلامی قم طی سخنانی در مدرسه فيضيه، درباره سوخت هسته‌ای گفت:

" هرچند ما از خطر هيچ‌گاه استقبال نكرده و جنگ‌طلب نيستيم اما به راحتی از كنار اين قضيه نخواهيم گذشت. " (پذيرش تلويحی پايان سوخت اتمی با زور!)

درباره قطعنامه اخير شورای حكام نيز احمدی نژاد گفت:

آنها با صدور قطعنامه‌ای فكر كردند كه ايران از مواضعش كوتاه خواهد آمد، اما ما بار ديگر برای اين‌كه به آنها بگوييم دنبال اعتمادسازی هستيم با وجود ادامه دادن به روند داشتن انرژی هسته‌يی، حاضر شده‌ايم ديگران را در اين فعاليت شريك كنيم.

شاه بيت اين سخنرانی احمدی نژاد اين جمله وی بود:

«دشمنان ما همواره تلاش كرده‌اند در بين افراد مختلف دشمنی و نفاق ايجاد كنند تا وحدت را كه رمز موفقيت ماست از ما بگيرند. »

درپاسخ به اين جمله، كافی است فقط از وی سئوال شود: چرا در شورای نگهبان را با هر ترفندی كه تاكنون توانسته ايد، به روی تاج زاده بسته ايد؟ آن وحدتی كه اشاره می‌كنيد، دركجاست؟

احمدی‌نژاد در ديدار با نمايندگان تشكلهای دانشجويی سراسر كشورنيز كه خبرگزاری‌های داخلی مخابره كرده اند، برای دهن كجی به كنگره جبهه مشاركت( جمله بالای او در باره وحدت و نقش دشمنان برای اختلاف افكنی را در نظر داشته باشيد.) گفت:

"دسته‌بنديهای سياسی فاقد هرگونه اصالتی است. تجمع چند نفر پيرامون يكديگر، هيچ حقی را برای آنها ايجاد نمی‌كند."

اين جمله وی در همين ديدار را هم بايد در دفتر رياست جمهوری وی ثبت كرد:

« تفتيش عقايد و برخورد با كشورها بر پايه شك كردن به نيات آنها ديكتاتوری مدرن است.»

حالا همين روش وقتی با مردم خود كشور انجام می‌شود، وقتی كنگره مشتی مسلمان اما در جبهه مشاركت فاقد حق تشخيص داده می‌شود، نامش چيست؟

 

 

 

 

گوجه فرنگی های دیپلماتیک

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۸ مهر ۱۳۸۴

در پی اظهارات هفته گذشته حسین شریعتمداری مبنی بر اینکه مجلس قدرت درک ندارد و بی درایت است، مجلس بی درایت های شورای اسلامی یک فوریت طرح الزام دولت به تعلیق اجرای پروتکل الحاقی را تصویب کرد. به دنبال تصویب یک فوریت این طرح، اعضای مجلس در حالی که انگشتان خودشان را به نشانه پیروزی بالا کرده بودند، عکس گرفتند و شوری در مجلس شورا برپا شد. احتمالا اگر مجلس بعد از چند روز تعطیل و چند روز تشکیل نشدن بخاطر دیرآمدن و کلی مشکلات دیگر، در روزهای آینده طرحی را تصویب می کند که بعد از تصویب آن طرح دولت اقدامات داوطلبانه را برای اعتمادسازی در مقابل آژانس اتمی متوقف می کند. به عبارت دیگر همان کاری را می کند که همین الآن دارد می کند.

از طرف دیگر محسن رضایی رقیب عشقی الفنون در انتخابات اعلام کرد: طرح مسائلی همچون خروج از ان پی تی تنها به بی ثبات کردن موضع ایران در مذاکرات و روابط با آژانس می انجامد. از یک طرف دیگر، آن یکی رقیب دیگر عشقی الفنون یعنی علی لاریجانی اعلام کرد که « بنای ما این است که در یک دالان آرامی دنبال حقوق ملت باشیم.» آگاهان به ملت هشدار دادند، وقتی که وارد این دالان آرام می شوند حتما جلیقه ضدگلوله بپوشند، وسایل کمک های اولیه همراه داشته باشند، حتما با خودشان مین یاب ضد نفر و ضد تانک ببرند، و مواظب جیب های شان باشند که منافع شان حتما حفظ شود. در پی این اظهارات محسن رضایی که فعلا دست راست و چپش در مورد نوع رژیم غذایی اش مشکل اساسی پیدا کرده اند، گفت: ابتکار هسته ای خطای دیپلماتیک بود. عطریانفر نیز در سخنانی که آن را تکذيب کرد گفت: مشخص نیست که برچه اساس و به چه حقی باید از انرژی هسته ای برخوردار شویم؟ فعلا اوضاع شیرتوشیر است، موضع دولت و وزارت خارجه و شورای امنیت ملی و غیره لنگ در هواست.

راه نیویورک هم به قم ختم می شود
الفنون در جریان دادن گزارش کار به مصباح یزدی، سری هم به سایر روحانیون زد. نکته اینکه جز مصباح یزدی هیچ روحانی مهمی نامش را کنار الفنون نمی گذارد. رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان در اجلاسیه جامعه مندرسین حوزه علمیه قم شرکت کرد و گفت: ما محتاج حمایت و نظارت هستیم. ظاهرا قرار است نظارت بوسیله استاد مصباح صورت بگیرد ولی بقیه روحانیون حمایت کنند. الفنون که معلوم نبود منظورش چیست و کیست، گفت: « برخی مسوولان سد بزرگی را در برابر اهداف انقلاب ایجاد می کنند، حتی اینها بسیاری از رسانه ها را در اختیار خود قرار داده اند.» آگاهان خاطرنشان کردند که بعد از انتخابات این اولین باری است که احمدی نژاد در مورد هاشمی رفسنجانی حرف می زند. احمدی نژاد که منظورش از فرهنگ همان چفیه و جمکران و دعای فرج بود، گفت: توسعه بدون فرهنگ ما را به جایی نمی رساند.

الفنون یکی از جملاتی که از سال ۱۳۵۹ یادش بود، به روحانیون قم گفت: حوزه علمیه قم با ارائه تئوری های اسلامی دولت را حمایت کند. آگاهان به احمدی نژاد خاطرنشان کردند که: اوی! خوش تیپ جان! پاشو! ۲۷ سال از انقلاب گذشته.

حسن عباسی حرف زد
آقا! دارد نرخ مشنگ ها در کشور بالا می رود، الآن هرکسی بتواند تئوری هایی بدهد که هم مشت محکمی به دهان استکبار جهانی بزند و هم امت همیشه در صحنه را در خیابان نگه دارد نانش توی روغن است. حسن عباسی دارد می آید روی بورس. کلی حال می کنیم. من که فکر می کنم همانطور که حسنی مفرح ترین و شادترین اتفاق دوران خاتمی بود، حسن عباسی هم شادترین اتفاق دوران الفنون باشد. اتفاقا به هم می آیند. حسن دیپلمات( با نام مستعار حسن عباسی)، علاقمند به تئوری های تجاوز، گفت: « معنی ندارد با آمریکا و اسرائیل رابطه نداشته باشیم و با مولودهایش رابطه داشته باشیم.» با توجه به این نظریه ایران باید رابطه خود را با اروپا و آمریکا و اقیانوسیه و بخشی از آقریقا و طبیعتا بخشی از آسیا قطع کند، اصولا ایران باید رابطه اش را با نژاد آنگلوساکسون قطع کند. حسن عباسی، مردی که همه چیز را لو می داد، در کمال صداقت اعلام کرد: « دولت باید مساله فناوری هسته ای و حتی دستیابی به سلاح اتمی را به رفراندوم بگذارد.» ناظران از این سخنان استقبال کردند و پیشنهاد کردند حتی دولت ایران اگر« آروغ زدن» را هم به رفراندوم بگذارد خوب است. اما ناظران بی شعور گفتند که جمهوری اسلامی جرات ندارد هیچ چیزی را به هیچ دلیلی به رفراندوم بگذارد، حتی اگر ملت ایران برای اعتمادسازی شصت بار هم به احمدی نژاد درس بدهند، بازهم جمهوری اسلامی حاضر به برگزاری هیچ رفراندومی نیست.

دکترین گاز و قندان
دکتر حسن عباسی اعلام کرد که تا به حال غرب در دکترین« هویج و چماق»، « پلیس خوب و پلیس بد» و « مکانیسم ماشه» شکست خورده است و فعلا دکترین« مرغ بریان» را در پیش گرفته است. ظاهرا دکترین « مرغ بریان» این است که شما دولتی را که می خواهید تحت فشار قرار بدهید آویزان می کنید و دائما آنرا می چرخانید. ناظران برخی دیگر از استراتژی های اعلام نشده غرب را که فقط دکتر حسن عباسی ( دیپلمه بیکار) از آنها مطلع است، به شرح زیر اعلام کردند:
- « دکترین همبرگر»: در این حالت ایران بین اروپا و آمریکا گیر می کند و تونی بلر ایران را گاز می گیرد.
- « دکترین گاز و قندان»: این یک دکترین تدافعی است و کاربرد داخلی دارد و تعادل های استراتژیک میان نیروهای رادیکال و لیبرال های غرب زده را از طریق گازگرفتن در جلسه مطبوعاتی تعیین می کند.
- « دکترین فیل های مضطرب»: در این دکترین دولتهایی مانند دولت هند اعتماد ایران را جلب می کنند و بعد از اینکه قرارداد را بستند دچاراضطراب می شوند و علیه ایران رای می دهند.

نفت بشکه ای ۴۰۰ دلار، بخر و ببر
دکتر حسن عباسی همچنین در ادامه پیش بینی شمخانی که دیروز اعلام کرد در صورت وقوع جنگ قیمت نفت به صد دلار می رسد، اعلام کرد در صورت تحریم نفتی قیمت نفت تا ۱۲۰ دلار و در صورت حمله نظامی قیمت آن به ۴۰۰ دلار می رسد. فعلا همه دارند روی دست هم می زنند، احتمالا فردا الله کرم پیش بینی می کند که قیمت نفت در صورت جنگ به ۴۵۰ دلار می رسد. دکتر عباسی توضیح داد که اگر انشاء الله جنگ نظامی بین ایران و آمریکا پنج سال طول بکشد و در این مدت ما بطور دائم بتوانیم نفت مان را با قیمت بشکه ای ۴۰۰ دلار صادر کنیم، درآمد سالانه ما به ۵۰۰ میلیارد دلار در سال می رسد، لابد در این حالت آمریکا و اروپا تمام پول شان را برای خریدن نفت ما می دهند و بعد چون پول شان تمام می شود از گرسنگی می میرند، اما مسلمانان اروپا و آمریکا چون روزه می گیرند زنده می مانند و قدرت را در این دو قاره و همچنین استرالیا در دست می گیرند، بعد ما با پولهای مان طبق« دکترین نفت و زمین» از طریق دکتر مولانا در آمریکا و دکتر مجتهدزاده در انگلیس و روژه گارودی در فرانسه و داریوش سجادی در قاره های دیگر همه زمین های آنها را می خریم و بطور طبیعی موفق می شویم تا انقلاب جهانی اسلام را به آنجا صادر کنیم، تا آن زمان ما کلاهک هسته ای هم داریم که وقتی همه دنیا را گرفتیم برای اطمینان همه جا را با کلاهک هسته ای نابود می کنیم و بعد خودمان می مانیم و خودمان و حسابی حال می کنیم و امام زمان هم می آید و چیزهای دیگر.

گوجه فرنگی های دیپلماتیک
واقعا آدم از همین صداقت شان است که خوشش می آید. در پی برنامه ریزی بسیج تهران، تجمع خودجوش برادران و خواهران بسیجی که با پرتاب سنگ و آتش زدن لاستیک می خواستند ثابت کنند الزاما دانشجو هم هستند، انجام گرفت. نیروی انتظامی در این تظاهرات حاضر شد و کارهایی را که بسیجیان بلد نبودند به آنها یاد داد. در این ماجرا تظاهر کنندگان که خیلی پیشرفت کرده بودند، به طرف سفارت انگلیس گوجه فرنگی پرتاب کردند، اما به حول و قوه الهی این گوجه فرنگی ها تبدیل به سنگ شد و شیشه های کیوسک نگهبانی سفارت شکست. سردار طلائی در این مراسم چند بار از تظاهر کنندگان بخاطر اینکه فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ است، عذرخواهی کرد و بنا به گزارش بازتاب یکی از افسران نیروی انتظامی در مقابل سفارت انگلیس از بسیجی ها خواست شعار مرگ بر انگلیس بدهند. تظاهر کنندگان شعار می دادند که « وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد»، آگاهان تذکر دادند که آیت الله خامنه ای یک ماه قبل در دیدار با احمدی نژاد به او گفته بود که « در مورد انرژی هسته ای و مسائل بین المللی ظرائف دیپلماتیک را رعایت کند.» ظاهرا دانشجویان هم بخاطر رعایت ظرائف دیپلماتیک به جای پاره آجر از گوجه فرنگی برای پرتاب استفاده کرده بودند. سرانجام چون نیروی انتظامی موفق به نگه داشتن تظاهر کنندگان نشد، آنان با فرارسیدن شب و احساس گرسنگی و نبودن دسشتویی در آن اطراف به خانه رفتند. اين جمله را هم از کيهان داشته باشيد نيازی به توضيح ندارد " يكي از مسئولان نيروي انتظامي در گفت وگو با خبرنگار ما گفت: به خدا دوست داشتم الان اين لباس تنم نبود و به جاي ايستادن در كيوسك پليس ديپلماتيك، قاطي اين دانشجوهاي شجاع بودم."

نزنی مارو، نزنی مارو، ما گیلاسیم!
در حالی که تا پیش از رای گیری آقای لاریجانی و الفنون مذاکرات شان را با هند و پاکستان کرده بودند، اما بعد از رای گیری علی لاریجانی گفت: مذاکره با چین و روسیه باعث جلوگیری از اجماع شد. وی در حالی که می خواست موفق به نظر برسد، گفت: این دستاورد کمی نیست. آگاهان پرسیدند: آیا این دستاورد فایده ای هم داشت؟ در پاسخ یک نفر که نخواست نامش را اعلام کند به آگاهان گفت:« خفه شین». همچنین در حالی که همه دیپلمات های مسوول ایرانی اعلام کردند که رای مثبت هند علیه ایران را تلافی خواهند کرد، هند اعلام کرد: هیچ نشانه ای از اقدام تلافی جویانه ایران وجود ندارد. آگاهان به هندی ها هشدار دادند که حرف نزنید، اینها یادشان رفته است تلافی کنند. اگر حرف بزنید دوباره یادشان می افتد. علی لاریجانی گفت: ما از هند گله داریم. ناظران گفتند: وای! بد بد بد، تو که کشتیش! رئیس جمهور هند به لاریجانی گفت: نزنی مارو، نزنی مارو، ما گیلاسیم!

حداد عادل به لبنان و سوریه می رود
الهی بمیرم براش! این بچه آرزوها داشت. بعد از اینکه ایتالیایی ها حداد عادل را راه ندادند و دولت ایتالیا سفر رسمی وی را به این کشور لغو کرد و بعد از اینکه بلژیکی ها حاضر نشدند مهمانی شام به حداد عادل بدهند و او شب در بروکسل سر گرسنه بر بالش گذاشت و تا صبح شکمش قاروقور می کرد و بعد از اینکه دولت آمریکا برای حدادعادل ویزا صادر نکرد و وی نیز چون ویزا نگرفته بود عزتمدارانه و با شکوه و جلال و جبروت سفرش را که قرار نبود انجام شود لغو کرد، بالاخره قرار شد هفته آینده حداد عادل به سوریه و لبنان برود. فعلا معلوم نیست لبنان ویزا بدهد یا نه، اما چون در صورت ندادن ویزای سوریه حدادعادل می تواند ویزای زیارتی بگیرد، بنا براین سفر سوریه قطعی است. مسوولان وزارت خارجه اعلام کردند که اگر رئیس مجلس نتوانست ویزای لبنان و سوریه بگیرد، حداقل او را یک هفته به آنتالیا می فرستند که عقده خارج رفتن روی دلش نماند، وزارت خارجه گفت: ترکیه ویزا نمی خواهد.

ساده زیستی بعد از ۲۷ سال
آیت الله صافی گلپایگانی بعد از ۲۷ سال که مردم ایران ساده زیستی روحانیت را به چشم خودشان در تمام این ۲۷ سال ملاحظه کرده و با تمام وجود به آن ایمان آورده و مطمئن شده اند که ساده زیستی اصولا در میان روحانیون و آقازاده های شان یک چیز مادرزادی است و بعد از ۲۷ سال که معلوم شده است اصولا هیچ کدام از روحانیون ایران وارد تجارت و این جور کارها نمی شوند و اصولا خانه یکی شان هم در شمال تهران نیست و برای دفتر آقای مصباح در قم هزینه میلیاردی هم نشده و تجارت شکر و موز هم توسط عمه اینجانب انجام می شود و پسر آقای طبسی هم رفته با پسر آقای خزعلی و پسر آقای جنتی گل بچیند... و بعد از ۲۷ سال، واقعا ۲۷ سال وقت کمی نیست.... آیت الله صافی گلپایگانی گفت: روحانیون ساده زیست باشند و ارتباط شان را با مردم حفظ کنند.

غنی سازی حق شماست، نکنید
حالا همه کارهای مان انجام شده، فقط مانده ساختن نیروگاهها، نماینده روسها مجددا و قبل از اینکه دولت ایران تمام پولهای امسال را بدهد به ونزوئلا و پاکستان و چین، بدو بدو آمد به تهران و اعلام کرد که می خواهد ۲۰ نیروگاه هسته ای در ایران بسازد. دولت روسیه همچنین ضمن پشتیبانی شدید از ایران در غنی سازی اورانیوم گفت: غنی سازی حق شماست، اما فعلا نکنید. فعلا مسوولان مربوطه یک لنگی بغل دیوار مانده اند که غنی سازی بکنند یا نه

برخی مداحان کفر می گویند
رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه اعلام کرد: بعضی مداحان کفر می گویند. در پی این اعلام نظر، آگاهان توضیح دادند: اما این موضوع مهم نیست، چون در هر حال نویسندگان را به عنوان ارتداد مجازات می کنند.

این ۱۲۰۰ نفر خشن!
آقا! این دفتر الفنون هم عجب بلاهایی هستند، ظاهرا در نیویورک ۳۰۰ نفر در یک مهمانی جمع شدند و احمدی نژاد در مقابل آنها یک سخنرانی کرده و کلی در مورد اینکه ایرانیان چقدر بزرگ و مهم هستند حرف زد، چند روز قبل اعلام شد که آن ۳۰۰ نفر ۱۲۰۰ نفر از نسل سومی ها بودند که در نیویورک به دیدار احمدی نژاد رفتند، بعد اعلام شد که همان ۳۰۰ نفر، ۱۲۰۰ نفر از نخبگان علمی مقیم آمریکا بودند که در نیویورک با الفنون دیدار کردند، دیروز اعلام شد که بیش از ۱۲۰۰ نفر از سرمایه گذاران مقیم آمریکا در نیویورک با دکتر احمدی نژاد دیدار کردند. سایت خدمت( اشتباه نکنید این سایت برای دادن سرویس شستشوی قالی و تمیز کردن شرکت ها نیست، بلکه سایت رئیس جمهور منتخب است) اعلام کرد: این سرمایه گذاران( همان ها که سه روز قبل نخبگان و پنج روز قبل نسل سومی ها بودند) تاکید داشتند که در دولتهای قبلی با اسامی ای همچون کراواتی، اپوزیسیون، ضدانقلاب و... به آنها تهمت زده شده است و این افراد از دکتر احمدی نژاد خواستند که از این پس اینگونه نشود، چون آنها نیز خواهان پیشرفت ایران هستند.

بنا به نوشته سایت رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان« این سرمایه گذاران خواستار قوانین ثابت در ایران شدند.»
نکته اولیه: معلوم نیست این سرمایه گذاران چطوری موفق شدند که در آمریکا پولدار شوند، در حالی که هنوز تشخیص نمی دهند کسی که در شانزده سال گذشته به آنها لقب کراواتی و ضدانقلاب و اپوزیسیون داده و هنوز هم می دهد چه کسانی بودند؟
نکته دومیه: معلوم نیست این سرمایه گذاران چرا به احمدی نژاد گفته اند که خواهان پیشرفت ایران هستند، اینها فکر نکردند که اگر احمدی نژاد بفهمد که آنها خواستار پیشرفت ایران هستند پدر آنها را در می آورد؟
نکته سومیه: معلوم نیست چرا این سرمایه گذاران از احمدی نژاد خواستار قوانین ثابت در ایران شدند، احمدی نژاد که خودش مخالف تثبیت قوانین در ایران است.
نکته چهارمیه: احتمالا تا سه روز بعد اعلام می شود که ۱۲۰۰ نفر از پزشکان مقیم آمریکا در نیویورک با احمدی نژاد ملاقات کردند.این دیدار نیویورک الفنون هم مثل جنگ کازرون مش قاسم در دائی جان ناپلئون دارد ابعاد جدیدی پیدا می کند.

وزیر ارتباطات و تکنولوژی در مراسم صبحگاه
وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات اعلام کرد:« آنچه باید به آن توجه شود دانش و و تکنولوژی است.» به نظر شما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات این جمله بسیار مهم را کجا گفته است؟ نه جانم، اشتباه می کنید، در جلسه با متخصصان وزارت ارتباطات نگفته... نه عزیزم، در جلسه شورای معاونین هم نگفته... ایشان این جمله را در مراسم صبحگاه مشترک بسیجیان وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته است. به نظر شما عجیب نیست که وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نظرات علمی اش را در مراسم صبحگاه بسیج وزارتخانه اعلام می کند، بعد وزیر سابق دفاع نام موسسه اش را که تحقیقات جنگی می کند می گذارد اندیشه ناب؟

ایستگاه جمکران
کسانی که هری پاتر را خوانده اند، ماجرای سکوی نه و سه چهارم را در ایستگاه کینگزکراس که قطارهای هاگوارتز از آنجا حرکت می کنند، را به کسانی که هری پاتر را نخوانده اند بگویند. قرار است برای جمکران ایستگاه قطار احداث کنند. مسافران در هر ایستگاهی در کشور یک سکوی ۱+۱۲ می توانند خودشان را با استفاده از امدادهای غیبی غیب ودر جمکران ظاهر کنند.

علی دائی و گوگوش
در پی اعلام حضور علی دائی در کنار گوگوش در کنسرت گوگوش که در این جریان معلوم شد علی دائی و گوگوش هر دو از عوامل و جاسوسان جمهوری اسلامی هستند، قدرت خیالپردازی و حقیقت گویی بی نظیر ایرانیان یک بار دیگر معلوم شد. فقط معلوم نیست که گوگوش که همه مشخصات یک جاسوسه را دارد( شناخته شده نیست، تغییر قیافه می دهد، به همه جا نفوذ می کند، سابقه پنهان و مشکوکی دارد)،آمده است به خارج از کشور که جاسوسی چه کسی را بکند؟ علی دائی از طریق تماس با یکی از مسوولان فدراسیون فوتبال اعلام کرد: اگر مدرکی در این زمینه وجود دارد، به خود بنده نشان دهید تا خودم با خودم برخورد کنم. وی گفت: من به هیچ عنوان در کنسرت حاضر نبودم. به نظر شما هیچ راهی برای اثبات اینکه آدم گنده معروف شناخته شده ای با ۱۸۵ سانت قد وقتی روی صحنه اجرای موسیقی آدم شناخته شده ای مانند گوگوش که احتمالا جلوی چند هزار نفر و صدها دوربین عکاسی برنامه اجرا می کند، می رود، وجود ندارد؟


چرا ترقی نمی کنند؟
آیا می دانید معنی واژه توهم چیست؟ و آیا می دانید که یک بار آقای ترقی با یک قابلمه خالی رفت در خانه آقای عسگراولادی و وقتی خبرنگاران از او پرسیدند اینجا چکار می کنید؟ گفت: چون یک مرغ داشت در هوا پرواز می کرد و احتمال داشت که تخم کند و تخم مرغ بیفتد توی ماهیتابه آشپزخانه آقای عسگراولادی و او با آن املت درست کند، من هم چون گرسنه بودم آمدم اینجا که مقداری املت ببرم خانه چون مهمانان ما گرسنه اند. ترقی همچنین گفت: دولت سهام نیروگاههای هسته ای را در بورس به مردم بفروشد.
توضیح اول: مگر نیروگاه هسته ای وجود دارد که سهامش را دولت بفروشد؟
توضیح دوم: قرار است به امید خداوند اگر ایران درگیر جنگ نشد و همه چیز بخوبی پیش رفت روسها بیایند و احتمالا تا پنج سال دیگر نیروگاه را بسازند ولی ما از حالا سهامش را می فروشیم.
توضیح سوم: قیمت سهام کارخانه های موجود در تهران در ماه گذشته کلی سقوط کرده است.
یک سووال: شما فکر می کنید چرا آقای ترقی با وجود این همه فعالیت هیچ وقت واقعا ترقی نمی کند؟

عباس عبدی و علیرضا سجادی
گاهی اوقات فکر می کنم چطور خداوند یک آدمی باهوش و توانایی عجیب عباس عبدی را خلق می کند و بعد همان خدا( در این مورد مطمئنم) یک موجودی مثل احمدی نژاد یا داریوش سجادی را خلق می کند؟ عباس عبدی در گفتگو با علیرضا سجادی( بدون شرح) گفت: مساله انرژی اتمی مساله خاص حکومت است نه مردم.

ارتباط احمدی نژاد با ظهور امام زمان
در پی اعلام این نکته از سوی یکی از روحانیون( برای اینکه زیاد خجالت نکشد اسمش را دائم نمی آوریم) مبنی بر این که سخنرانی احمدی نژاد یکی از علائم ظهور امام زمان است دلایل جدیدی به شرح زیر کشف شد.
۱) یکی از علائم ظهور این است که فساد زیاد می شود و طبیعی است که با سخنرانی احمدی نژاد این اتفاق خواهد افتاد، بنابراین امام حتما ظهور می کند.
۲) یکی از علائم دیگر ظهور امام زمان دیده شدن امدادهای غیبی است، مثلا یک دفعه تمام حیثیت یک مملکت در عرض یک ماه غیب می شود و دیگر اثری از آن باقی نمی ماند.
3) مجددا خواهش می کنم به توصیفات فیزیکی که از دجال شده است مراجعه کنید، احتمالا بیشتر شبیه الفنون است تا تام کروز.

+ نوشته شده در  شنبه 9 مهر1384ساعت 12:43 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

آزادی دانشجو+پکن چای+جمکران

رييس قوه قضاييه دستور انجام مقدمات آزادي دانشجويان زنداني را صادر کرد؛
آيت الله هاشمي شاهرودي:
قوه قضاييه پشتيبان وزارت علوم و دانشگاههاست
تهران- خبرگزاري كار ايران

آيت‌‏الله هاشمي شاهرودي گفت: جلوي حكم تخليه ساختمان دانشگاهها و خوابگاههاي دانشجويي گرفته مي‌‏شود.


به گزارش ايلنا،رييس قوه قضاييه در آغاز سال تحصيلي جديد دستور انجام مقدمات اجرايي براي آزادي يا مرخصي دانشجويان زنداني را صادر كرد.
آيت‌‏الله هاشمي شاهرودي در ديدار با وزير علوم, تحقيقات و فن‌‏آوري،تصريح كرد:به نظر من دانشجويان از محبوبترين اقشار جامعه هستند و نبايد به ابزارهاي سياسي جريان‌‏هاي بيرون از دانشگاه تبديل شوند.
رييس قوه قضاييه با اشاره به اينكه دانشجويان ما بايد رويكرد به علم و توسعه آزادانديشي را مورد نظر قرار دهند, تصريح كرد: دانشگاه مهد توليد علم و انديشه است نبايد گذاشت كه به باشگاه سياسي احزاب تبديل شود.
رييس قوه قضاييه با تبريك آغاز سال تحصيلي جديد به استادان و دانشجويان و با تاكيد بر نقش دانشگاه در توسعه كشور گفت: در شرايط كنوني بايد حرمت دانشگاه حفظ و مسائل اخلاقي و معنوي بهبود يابد و دانشجويان به لحاظ فكري و علمي و اخلاقي در سلامت باشند.
آيت‌‏الله هاشمي شاهرودي اعلام كرد: بايد به جاي هرگونه كار سلبي در محيط دانشگاهي فعاليت فرهنگي تقويت شود و نقش استادان در اين زمينه بسيار برجسته است.
رييس قوه قضاييه بر وجود و حضور استادان با تقوا كه مظهر اخلاق و معرفت هستند و كساني كه خود عامل به گفته‌‏هايشان هستند در محيط دانشگاهي تاكيد كرد.
آيت‌‏الله هاشمي شاهرودي در اين ديدار بر حل مسائل و مشكلات وزارت علوم تاكيد كرد و گفت: جلوي تمام احكام تخليه دانشگاهها و خوابگاهها كه توسط دادگاهها صادر مي‌‏شود گرفته خواهد شد و قوه قضاييه پشتيبان وزارت علوم و دانشگاههاست.
رييس قوه قضاييه در اين ملاقات از وزير علوم, تحقيقات و فن‌‏آوري خواست, هر چه سريعتر صورت اسامي دانشجويان زنداني را به قوه قضاييه جهت آزادي يا مرخصي آنها ارائه كند.
وي تاكيد كرد: شرايط كنوني جامعه ما معرفتي و مهرورزي است و بر اين اساس دانشجويان ما هميشه و همه جا بايد مورد رافت اسلامي هستند.
محمد مهدي زاهدي وزير علوم, تحقيقات و فن‌‏آوري در ديدار با آيت‌‏الله هاشمي شاهرودي ضمن ارائه گزارشي از اصلاح ساختار وزارت علوم و اقدامهاي انجام شده, خواستار حمايت از وزارت علوم در ابعاد مختلف شد.
وزير علوم خواستار برخورد با احكام تخليه دانشگاههاي كشور مانند دانشگاه شهيد بهشتي و باهنر اصفهان,‌‏ حل برخي مشكلات اجتماعي و فرهنگي در دانشگاهها و آزادي دانشجويان زنداني شد.
زاهدي همچنين قول مساعد براي ايجاد دانشگاه علوم قضايي با چهار دانشكده و سرعت بخشيدن در اين زمينه را داد.
پايان پيام

 

 

پکن چای

ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

۵ مهر ۱۳۸۴

به نظر شما ما چه مشکلی داریم که هر کسی می خواهد با ما حرف بزند، باید یکی دیگر واسطه بشود؟ مگر نمی شود با ما مستقیما حرف زد؟ انگار ما دیوانه ایم یا حمله می کنیم یا گاز می گیریم که هرکسی می خواهد با ما حرف بزند، بعد از مدتی باید یکی دیگر را پیدا کند و خودش پشت سر او قایم بشود تا با ما حرف بزند؟ این هم شد کار؟ این هم شد زندگی؟ وزیرخارجه چین از ایران و اروپا خواست که خویشتنداری کنند. آخر عمری به چه مکافاتی افتادیم که چین باید واسطه ایران و اروپا شود. وزیر خارجه چین آمادگی خودش را برای ایفای نقش واسطه سازنده میان ایران و اروپا اعلام کرد. البته یادمان نرود که اروپا هم از اول اصلا با ما مشکلی نداشت، اروپا خودش قرار بود واسطه گفتگوی ایران و آمریکا باشد. بعد از اینکه ما در اصفهان پاچه اروپا را گرفتیم و در نیویورک هم آقای الفنون آن جای آنها را گاز گرفت، چین قرار است بشود واسطه اروپا و ایران. فرض کنید بعد از سه ماه یک توافقنامه پکن یا به قول رئیس جمهور ادیب مان توافقنامه « پکن چای » بین ایران و چین امضا می شود و احمدی نژاد از سوی دولت ایران می رود پکن و در آنجا در مورد آقا امام زمان سخنرانی می کند و رابطه ایران و چین هم قطع می شود و کلی چینی هم زخم و زیلی می شوند، بعد باید دولت مغولستان بیاید واسطه ایران و چین بشود که ایران با چین خوب بشود که بعد ایران از طریق چین با اروپا گفتگو کنند و بعدا ایران از طریق اروپا با آمریکا توافق کنند. این هم از داستان ما.

گفتگوی تلفنی الفنون و رئیس جمهور هند فاش شد
شما فکر می کنید چی شد که وقتی یک روز قبل از رای گیری شورای حکام الفنون با روسای حکومتین هند و پاکستان تلفنی حرف زده است، باز هم آنها رای مخالف علیه قطعنامه ندادند؟ بنا به گفته آگاهان الفنون یک روز قبل از رای گیری شورای حکام با رئیس جمهور هند و پاکستان حرف زده و از آنها قول گرفته که به نفع ایران رای بدهند، ما در این مورد تحقیقات کردیم و متن مذاکره تلفنی را کشف کردیم و آنرا افشا می کنیم.

رئیس جمهور هند: نمسته بابوجی پرزیدنت.
مترجم: رئیس جمهور سلام کرتاهه
احمدی نژاد: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیمآ اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا. قال الله تعالی فی کتاب الکریم و اذا لقوالذین آمنوا قالوا آمنا و اذا خلوا علی شیاطینهم قالوا انا معکم، سلام حاج آقا
مترجم رئیس جمهور هند: عالیجناب می فرمایند باشه، اشکالی نداره، دمت گرم.
احمدی نژاد: حاج آقا لاریجانی که خدمتتون رسیده بودن سلام رسوندن و گفتن انشاء الله به امید خدا فردا رای منفی لطف می فرمائید که ما هم بعدا سر لوله گاز انشاء الله از خجالت تون در بیاییم.
مترجم: ریاست محترم جمهوری ضمن احترامات فائقه از آن جناب درخواست می کند تا توجه خود را به رای فردا در شورای حکام معطوف دارند، و ما نیز پس از آن در باب قرارداد لوله گاز به مذاکرات ادامه خواهیم داد.
رئیس جمهور هند: ما فردا رای مثبت خواهیم داد، چون دولت هند نگرانی هایی در مورد مساله انرژی اتمی ایران دارد.
احمدی نژاد: ولی حاج آقا لاریجانی فرمودند که شما رای منفی لطف بفرمائید، ما بعدا حتما از شرمندگی در می آئیم. عمرا جبران می کنیم، با قیمت پائین، خودمون هم نفت رو در خونه تحویل می دیم. با نصب در محل.
رئیس جمهور هند: ولی ما به دلیل برخی نگرانی ها رای مثبت می دهیم.
احمدی نژاد: پس اظهارات علی آقا لاریجانی چی می شه، ایشون زحمت کشیدن و تا بمبئی اومدن، حالا شما روی ایشون رو زمین ننداز، ما رو هم اول رئیس جمهوری ضایع نکن، ( رئیس جمهور صدایش را نازک می کند.) خب نکن دیگه، یه رای منفی بده بره حاجی.
رئیس جمهور هند: ضمن تقدیم احترامات، دولت هند با دولت ایران از سه هزار سال پیش رابطه داشته و رابطه ما محفوظ است، ولی رای ما در اجلاس فردا مثبت خواهد بود.
احمدی نژاد: نمی شه اون سه هزار سال رو ولش کنی، ولی رای فردا رو یه حالی بدی که منفی باشه که ما هم پیش زن و بچه و آقام چمران و بروبچه های شورای شهر خراب نشیم.
رئیس جمهور هند: ما به پارسیان هند همیشه احترام گذاشته و گاندی بزرگ همیشه در مورد ایران این شعر را می خواند که بنی آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند، ولی ما فردا رای مثبت می دهیم، چون نگرانی های مهمی داریم.
احمدی نژاد: ولی حاجی! خواهشا کوتاه بیا، شما که حسن خوبیت این بود که حال می دادی، حالا چی شده ضایع می کنی، نکن اینجوری ما پیش ملت عبدالله می شیم، ببین! فردا سر سیاه زمستون بی نفت می مونی، اون وقت ما هم بهت نفت نمی دیم ها.
رئیس جمهور هند: ضمن احترام برای رهبری و مقامات عالیرتبه کشور روابط ایران و هند همیشه حفظ خواهد شد.
احمدی نژاد: باشه، ضایع کن، ولی خواهشا می شه به هیشکی نگی که ما با هم این قبیل تلفن زدیم.
رئیس جمهور هند: با احترامات فائقه این مکالمه محرمانه خواهد ماند.
احمدی نژاد: دستت درست، خداحافظ، بابای
رئیس جمهور هند: خداحافظ
( الفنون بعد از مذاکره با رئیس جمهور هند با علی لاریجانی و رهبری صحبت می کند و به آنان می گوید که با رئیس جمهور هند صحبت کردم و ایشان گفت که با ماست. بعدا دفتر رسانه ها همين مکالمات را به عنوان "ديدار" و "ملاقات" های رييس در سايت خود منتشر می کنند و برای خبرگزاری ها می فرستند)

دست راست و دست چپ

در حالی که دست راست مسوولان کشور در حال هشدار به دست چپ ایشان در مورد نوع رژیم غذایی مربوط به برخورد با آژانس انرژی اتمی است و گروه نسبتا تندرو معتقدند که گروه کاملا تندرو نباید اینقدر تندروی می کردند و وزارت امور خارجه از یک طرف معتقد است مذاکره باید ادامه پیدا کند، اما از طرف دیگر معتقد است مذاکره از اول هم نباید شروع می شد، محسن یحیوی معاون کمیسیون انرژی مجلس گفت: ایران باید با ظرفیت کامل به غنی سازی اورانیوم بپردازد. لازم به یاداوری است که در این دو سه روز رهبری فقط در مورد ارزش علم و تحصیلات در اسلام صحبت کردند و رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان هم رفته است قم تا گزارش کارش را به استاد مصباح بدهد. در همین هیری ویری روزنامه سیاست روز که معتقد به خط مشی مشنگسالاری است، تیتری را که ما دیروز برای مسخره بازی زده بودیم به عنوان تیتر جدی خودش انتخاب کرد. این روزنامه نوشت: اروپا را تحریم کنیم.

نتایج قوی باید و معنوی
بالاخره نتایج سخنرانی هوشمندانه، داهیانه، فیلسوفانه، اخلاقگرایانه، منطقی، قابل قبول، حقوقی و غیره رئیس جمهور منتخب شورای نگهبان در نیویورک معلوم و روشن شد:
- با توجه به کلام شریف اللهم اشغل الظالمین بالظالمین تضادهای موجود میان اروپا و آمریکا توسط احمدی نژاد حل شد و باعث شد که تضادهای موجود در میان جناحین جمهوری اسلامی افزایش یابد.
- با توجه به ضرورت حمایت جمهوری اسلامی از مسلمین جهان، بعد از این سخنرانی بر میزان فشارهای مسلمانان اروپا افزوده شده است.
- با توجه به ضرورت اتحاد میان دولت های اسلامی سخنرانی احمدی نژاد باعث شد تا دولتهای اسلامی با همدیگر وحدت کرده و در کنار آمریکا قرار بگیرند، در عوض دولت های کمونیستی سابق با هم وحدت کرده و در قرار است در خدمت اسلام و نفت و گاز قرار بگیرند.
- در راستای حفظ منافع استراتژیک نظام، سخنرانی الفنون باعث شد تا ایران نه تنها در کوتاه مدت دچار دردسر شود، بلکه برای مدتی طولانی نیز از برای استفاده از انرژی اتمی دچار دردسر شود.
- البته هدف اصلی و مهمی که رئیس جمهور قرار بود به آن برسد حاصل شد، قرار بود ما در تمام جهان اثبات کنیم که اظهارات خاتمی مبنی بر اینکه ما مردمی هوشمند و توانا و منطقی داریم همه اش چرند بوده است که برادر احمدی نژاد توانست در یک شب به تمام اظهارات هشت ساله خاتمی گند بزند.
- در صورت موفقیت ایران در تولید انرژی اتمی در کوتاه مدت، ما موفق می شویم 20 میلیون دلار اورانیوم تولید کنیم، در عوض 20 میلیارد دلار بخاطر رفتارهای غلط سیاسی ضرر می کنیم.
عباس عبدی، باسترکیتون جبهه دوم خرداد، مردی که در کمال خونسردی و بدون اینکه بخندد، حرف آخر را همان اول می زند، گفت: حکومت ما متخصص در کوتاه آمدن در دقیقه نود بدون کسب هیچ امتیازی است. وی در مورد سخنرانی الفنون، اعلام کرد: متن سخنرانی را به قصد رقابت شخصی برای تخریب وی در اختیار او قرار دادند.

اسرائیل نابود باید گردد

من فکر می کنم یک راه بسیار خوب برای نابودی اسرائیل وجود دارد. این راه خیلی ساده است. و من پیشنهاد می کنم که حتما به آن عمل کنیم، راهش این است که جمهوری اسلامی اعلام کند که از این به بعد متحد اسرائیل است و با تمام وجود برای حفظ این کشور تلاش می کند، قول می دهم دوساعت بعد از اعلام این نظر همه ملت های دنیا و دولت های بزرگ دنیا ایکی ثانیه اسرائیل را دود بدهند که بمیرد و نابود شود. واقعا این چه معجزه ای است که حکومت ما دارد و ما از آن بی خبریم؟ در پی مخالفت های دائمی ایران با محمدالبرادعی رئیس مصری آژانس انرژی اتمی وی برای سومین بار پیاپی رئیس آژانس انرژی اتمی شد.

ریز ریز، پدرتو در می آرم

در راستای سیاست برقراری نسبت خویشاوندی به صورت ریزریز توسط هاشمی رفسنجانی با الفنون، هاشمی در مصاحبه با روزنامه عکاظ در عربستان سعودی اعلام کرد: احمدی نژاد لازم نیست چیزی به سیاست اتمی ایران اضافه کند.... وی در مورد انتخابات گفت: ترجیح می دهم در این باره صحبت نکنم.

تفکیک قوا

بالاخره الفنون بعد از شش ماه که همه برایش توضیح دادند، معنی تفکیک قوا را فهمید. وی از دکتر الهام خواست از هر گونه موضع گیری به عنوان عضو شورای نگهبان خودداری و فعالیت خود را در این شورا به حضور در جلسات محدود کند. نکته جالب این است که احمدی نژاد دستوری را به الهام داده است که طبعا مسوولان شورای نگهبان باید به او بدهند، ظاهرا قرار است از فردا الفنون به کریمی هم که سخنگوی قوه قضائیه است اعلام کند که دیگر حق ندارد به عنوان سخنگوی قوه قضائیه نظر بدهد.

خانه دوست کجاست؟

بحث برسر جای دوست و دشمن همچنان به عنوان یکی از مباحث اصلی کشور به قوت خودش باقی است، به نظر شما واقعا جای دوست و دشمن کجاست؟ خواهش می کنم ادب را رعایت کنید. محمد قوچانی و زیباکلام موضوع نوشته دیروز خود را به این مساله اختصاص دادند، زیباکلام گفت: ما در دنیا دوست چندانی نداریم. آگاهان پرسیدند: چرا؟
1) پرچم کشورهای دیگر را آتش می زنیم.
2) هر روز برای کشورهای دیگر آرزوی مرگ می کنیم.
3) اسامی خیابان های کشورمان را از روی قاتلین بزرگان کشورهای دیگر جهان می گذاریم.
4) مهم ترین قاضی کشورمان در جلسه رسمی یک روزنامه نگار را گاز می گیرد.
5) هر روز مثل دیوانه ها یک عده را راه می اندازیم تا جلوی سفارت کشورهایی که با آنها رابطه داریم جمع شوند و به آنها فحش بدهند.
6) معتقدیم که افغانی ها دزدند، عرب ها سوسمارخوارند، مردم آمریکا و اروپا فاسدند و محض رضای خدا هیچ کسی را در دنیا قبول نداریم، نه دولت مان قبول دارد و نه ملت مان.
7) رهبرمان در هر جمله اش یک بار اسم دشمن را می برد.
8) رئیس جمهور کشورمان محمود احمدی نژاد و رئیس مجلس کشورمان حداد عادل است. مردم دنیا این دوتا را ممکن است نشناسند ولی عکس شان را که دیده اند، خب، طبیعی است که با ما دشمن می شوند.
9) رسما و توسط مقامات مختلف کشور اعلام کرده ایم که هرکس با ما دوست باشد به او پول می دهیم و به مردم دنیا می فهمانیم که جز پول و نفت و گاز هیچ دلیلی برای دوستی با ایران وجود ندارد.
باید چه کار دیگری بکنیم تا مردم و دولت های جهان فکر کنند نباید با ما دوست باشند؟

هواپیمای سرپائی

الحمدالله و المنه هر روز یک جلوه از وجود مبارک احمدی نژاد در یکی از جنبه های کشورمان تجلی می کند. پرواز شماره 516 ایران ایر مسیر دمشق به تهران هفت مسافر را که بلیط داشتند سرپائی سوار هواپیما کرد و این افراد مجبور شدند در تمام فاصله دمشق تا تهران روی پا بایستند. همین طوری پیش برود صندلی توی کابین هواپیما را هم می فروشند. یا مسافران سرپایی با خودشان قالیچه می آورند و کف هواپیما می نشینند.

هیات منصفه یا هیات شاکیان؟

من نمی دانم اسامی فهرست هیات منصفه مطبوعات را برای ترساندن روزنامه نگاران اعلام کرده اند یا قصد دیگری در کار است؟ اسامی اعضای هیات منصفه مطبوعات که اکثرا خودشان از مطبوعات شاکی هستند توسط علیزاده اعلام شد. این 21 نفر را اگر خوب فشار بدهید حداقل صد کیلو مواد منفجره از آنها استخراج می شود. تذکر: خواندن این اسامی برای افراد کمتر از 18 سال ممنوع است. اسامی بعضی از این افراد به شرح زیر است: عسگراولادی، دعاگو، شورجه، علی اکبرکسائیان، عالمی، علیرضا صابر، سردار حمید زاده، رضا رهگذر، قدیانی، حجت الاسلام رحیمیان، محمد حسین رضایی، مسیح مهاجری، نوباوه، صادقی مقدم، قدرت الله رحمانی، خانم اصلان پور.

لپ تاپ ها ملاخور شد

صفارهرندی گفت: اهدای هدیه خاتمی به خبرنگاران به شکل لپ تاپ و مشابه آن شدنی نیست، اما تکلیف این هدیه روشن شده و بزودی اعلام می شود. آگاهان هشدار دادند که معمولا هروفت تکلیف یک چیزی روشن می شود یک ضرری به آدم می رسد.

علی افشاری به کلاهبرداری محکوم نشد

علی افشاری به کلاهبرداری، جعل اسناد و سرقت اتومبیل محکوم نشد، تقریبا به بقیه چیزها محکوم شد. اصولا شعبه 26 دادگاه انقلاب اسلامی علی افشاری را به مواد شماره یک تا آخر قانون مجازات اسلامی متهم کرده است. از جمله اقدام علیه امنیت کشور، اجتماع و تبانی با گروههای دیگر، برگزاری جلسات، تحصن، غائله خرم آباد، تبلیغ علیه نظام و به نفع گروههای بیگانه، توهین و اهانت به مسوولان و مقامات رسمی کشور، نشر اکاذیب، دادن اطلاعات به عناصر بیگانه، تحریک نیروهای مسلح و... علی افشاری به شش سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.

معصومه شفیعی اعلام کرد که هیچ خبری از اکبر گنجی نداریم و رسانه های داخل اخبار گنجی را منعکس نمی کنند. همزمان با همین موضوع هاشمی شاهرودی، مردی که هر چند ماه به عدالت علاقه مند می شود و چند روز بعد دچار فراموشی می گردد، دستور آزادی زندانیان دانشجویان زندانی را صادر کرد. آگاهان پیش بینی کردند که احتمالا در پی این تصمیم رئیس قوه قضائیه، بزودی مرتضوی تعدادی دانشجو را دستگیر می کند. همچنین گروهی از دانشجویان راستگرا اعلام کردند: در مساله هسته ای، چپ و راست نداریم. دانشجویان چپ در حالی که بروبر نگاه می کردند از ترس نظرشان را نگفتند.

اتاق اندیشه

در پی اعلام تاسیس موسسه اندیشه ناب از سوی وزیر سابق دفاع که برای رسیدن به اندیشه ناب تحقیقات جنگی می کند، محمد باقر خرازی، دبیرکل حزب الله ایران نیز اعلام کرد: حزب الله ایران 30 اتاق اندیشه تخصصی دارد، ما مجوز روزنامه گرفته ایم و به دنبال راه اندازی سایت های خبری و شبکه ماهواره ای حزب الله هستیم. آگاهان هشدار دادند که موقع ورود به اتاق های مذکور حتما مین یاب با خودتان ببرید. در راستای اندیشه های ناب حزب الله، انفجار دیشب حوالی سفارت انگلیس تکذیب شد. همچنین در همین راستا یا یک راستای لبنانی سوری دیگر، خبرنگار ال بی سی لبنان که یک شبکه تلویزیونی ضد سوری است، ترور شد که در اثر مواجهه با اندیشه های ناب مخالفانش، پایش شدیدا آسیب دیده است و احتمالا مجبورند آنرا قطع کنند.

رابطه احمدی نژاد با ظهور امام زمان

ما هم همین را شنیده بودیم، گفته بودند که وقتی امام زمان بیاید یک موجودی به نام دجال پیدا می شود و یک حرف هایی می زند، ولی کسی نگفته بود منظورشان کيست. استاد علی دوانی، روحانی و مورخ در جلسه هفتگی انصار حزب الله نطق احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل را از نشانه های پیش از ظهور امام زمان دانست.

هیبت الله و خراسان جنوبی

از یکی پرسیدند اسمت چیست؟ گفت: هیبت الله. گفتند: راست می گویی یا می خواهی ما را بترسانی؟ سید صولت مرتضوی استاندار خراسان جنوبی شد، با شنیدن اسم استاندار مذکور 21 درصد مردم خراسان جنوبی سکته کردند، وزیر کشور برای دادن اطمینان به آنان گفت که ایشان آدم خیلی خوبی است و سابقا مدیر امور اداری و مالی سازمان زندانها بوده است، در اثر اعلام این نکته 16 درصد دیگر از مردم خراسان جنوبی سکته کردند. اما وزیر کشور برای اینکه حال آنها بهتر شود اعلام کرد که وی عضو موسسه انصار المجاهدین است. با گفتن این جمله بقیه مردم خراسان جنوبی دچار سکته ناقص شدند. فعلا وضع خراسان جنوبی بحرانی است.

 

 

 

گزارش لیبراسیون از جمکران

ایران در انتظار ظهور مهدی

لادن ناصری

۵ مهر ۱۳۸۴

هر سال هزاران زایر برای برگزار کردن جشن ولادت آخرین امام شیعیان، به جمکران می روند و اطمینان دارند که او باز می گردد و با سپاه شر می جنگد.

ده ساعت سفر از بوشهر در جنوب ایران برابر است با ده یورو از بودجه محدودی که دو روزه خرج می شود. لیلا و مینا آمده اند تا در شب ولادت مهدی که امسال به ۲۰ سپتامبر افتاده است، در کنارش باشند. چراغ های نئون رنگی، سقف مسجد جمکران را که در هفت کیلو متری شهر مقدس قم واقع شده است، روشن کرده است. شیرینی های کوچک، چای و شربت در هر گوشه تعارف می شود. فقط یک مشکل وجود دارد: مهدی غایب است. یازده قرن است که او حضور ندارد.

مهدی، دوازدهمین امام مسلمانان شیعه، از بازماندگان محمد پیغمبر اسلام است. او از زمان کودکی ار نظرها غایب شد و به او " امام غایب" می گویند و به گفته معتقدانش وقتی دنیا از فریب و بی رحمی و ظلم پر شد، ظهور خواهد کرد. او خواهد آمد و در کنار ۳۱۳ سرباز شجاع با نیرو های شر می جنگد و نظامی بین المللی بر اساس عدل و برادری بنا می کند.

مکان مقدس

لیلا که چادر گلدار سر کرده است، هر شب برای سلامتی مهدی دعا می کند. او عقیده دارد که هر لحظه ممکن است مهدی ظهور کند و او امیدوار است که لایق آن باشد که در آن روز آنجا باشد. رسول 39 ساله می گوید"مهدی همیشه حاضر است، و همیشه در میان ماست؛ حتی اگر قادر به دیدنش نباشیم. به همین دلیل او را " امام زمان" یا "ولی عصر" می نامیم. " بعضی ها دیگر بی طاقت شده اند. روی تعدادی از پلاکارد ها نوشته شده است " ما در انتظار عدالتیم و عدالت در انتظار مهدی" یا " مهدی عزیز! پس چرا نمی آیی؟"

بایرام ۴۱ ساله و همسرش نسرین ۳۶ ساله عقیده دارند:" هنوز خیلی مانده تا دنیا بدل به جهنم بشود و امام به این زودی ها ظهور نمی کند." در روزهای انتظار مردم در جمکران جمع می شوند؛ جمکران جایی است که طبق افسانه ها ، مهدی در یک شب در آنجا ظاهر شده و به مالک زمین دستور داده تا مسجدی در آن بسازد.

صد ها هزار زایر روی پتو هایشان نشسته اند و آماده اند تا شب زنده داری کنند، بعضی ها با ضرب آهنگ موسیقی مذهبی به خلسه رفته اند و بعضی دیگر قرآن می خوانند. بعضی ها هم نذر می کنند برای برآورده شدن حاجتشان در کنار چاه پشت مسجد در انتظار کشیک بکشند. حاجت مسعود، ۴۳ ساله، برآورده شده: او امسال با سه کارتن موز و بیسکویت بازگشته و آنها را در میان مردم پخش می کند. مسئول صندوق نذورات می گوید مردم از ۱۰ سانتیم تا ۲۰۰ یورو به این صندوق پول می ریزند.

جمکران در حاشیه بیابان مدت ها بود که متروک مانده بود. بعد از بیست سال، این منطقه، محلی برای زیارت عاشقان مهدی شد. مسئول منطقه تخمین می زند که تعداد سالانه حدود 15 میلیون نفرباشد. بعد از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، داستان مهدی بدل به یک حقیقت مطلق شد. مومنان شیعه دوران غیبت را به دعا کردن برای ظهور می گذرانند. هر سال ، روز ولادت مهدی در ایران تعطیل رسمی است و درهفته ای که این روز در آن واقع شده، تعداد زیادی سمینار و نمایشگاه با موضوع زندگی معنوی این امام بزرگ در شهر ها برگزار می شود.

در تهران، رضا ۲۰ ساله که متعلق به یک خانواده سرمایه دار است، تصمیم گرفت خانواده اش را با استفاده از یک روش علمی نسبت به غیبت امام زمان حساس کند. او با گروهی از دوستانش یک نمایش تصویری برگزار کرد . آنها برای مدعوین تصاویری روی صفحه پخش کردند که کم کم از تاریکی مطلق به سمت روشنایی می رفت و با این روش اهمیت امید و حفظ نزدیکی با امام را نشان دادند.

قدرت نا محدود

آقای شاهینی، روحانی مسئول جمع آوری کرامات امام در جمکران می گوید:" مهدی را نباید فهمید، بلکه فقط باید به سادگی به آن ایمان داشت. نباید در قدرت نا محدود آن تردید کرد یا جزئیات ماوراالطبیعه حکایت او را زیر سووال برد. او ملت ها را با وجود مذاهب متفاوتشان گرد هم جمع می کند، زمان ظهور مشیت الهی است و انسان ها خود در جهت کلام حق قدم بر می دارند. عده ای می پرسند: امام تا زمانی که مصیبت و رنج فراگیر شود ظهور نخواهد کرد، پس آیا با روی کار آمدن دولت مذهبی جدید تهران، ظهور امام را به تعویق نمی رساند؟" اما این روحانی چنین عقیده ای ندارد. به نظر او نه فقط ترویج احطاط در دنیا عامل ظهور است، بلکه صف بستن پیروان وفاداردر کنار مهدی هم نشانه ظهور است.

منبع: لیبراسیون ۲۳ سپتامبر

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 مهر1384ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

dv2007+گوگوش+آميا

 

راهنماي فنی ـ اطلاعاتی شركت در قرعه كشی مجانی گرين كارت آمريكا 2007 DV

زمان برگزاری: از ساعت ۱۲ ظهر  OCTOBER 5, 2005

تا ۱۲ ظهر  DECEMBER 4, 2005
 

هزينه دولتی شرکت در قرعه کشی : مجانی
  تنها شيوه شرکت : از طريق اينترنت و آنلاين از سراسر دنيا 
                       تمام متولدين ايران ـ مقيم داخل و خارج ايران ـ می توانند و هر
سال شرکت می کنند.

 

اين راهنما را مثل هر سال براي كساني نوشته ام كه با اينترنت و اسكن كردن عكس آشنايي دارند..(و با پوزش از کاربران حرفه اي،  بخاطر سادگي نگارش و بعضي توضيحات اضافي ، که براي کاربران کم تجربه يا بي تجربه در زمينه کامپيوتر اضافه کرده ام تا براي طيف وسيع تري از مخاطبان قابل استفاده باشد.) اين شانزدهمين سال است که من درباره اين لاتاری می نويسم و هر ساله شاهد برنده شدن تعدادی ايرانی مقيم تورنتو بوده ام.... از دو سال گذشته هم که اين لاتاری برای نخستين بار اينترنتی شد شيوه فنی گام به گام را هم در نشريه شهروند دات کام و هم در سطح اينترنت نوشتم (و ۱۵ تايی هم مجانا برای چند نفر انجام دادم که تا آنجا که اطلاع دارم تا بحال سه نفر از آنها - که خودم براشون انجام دادم- برنده شدند که با توجه به حجم ميليونی شرکت کنندگان ضريب موفقيت خوبيست) . . منظور اينست که اطلاعات فنی توضيحی ارائه شده در اينجا تاکنون دقيق و موثر بوده اند و شايد يکی از برنده های خوشبخت امسال هم شما باشيد! .

 

همه ساله دولت آمريکا به حدود 50 هزار نفر از متولدين کشورهای مختلف جهان از طريق قرعه کشی، گرين کارت مجانی می دهد. هر سال ايرانيان مقيم ايران و خارج کشور در اين قرعه کشی شرکت نموده و برنده می شوند. دليل اينکه متولدين بعضی کشورها نمی توانند در اين لاتاری شرکت کنند اينست که طی پنج سال اخير بيش از پنجاه هزار مهاجر در طبقه بندی شغلی و خانوادگی از آن کشورها به امريکا رفته اند. اين تنها فرمولی است که هرساله برای اين ليست استفاده می شود. نتيجه اين فرمول بايد کمتر از پنجاه هزار باشد تا متولدين آن کشور قادر به شرکت در لاتاری سال بعدی باشند. برنده های ايرانی لاتاری اينترنتی سالهای  گذشته بيشتر از سالهای قبل تر بوده که يک دليل آن آشنايی و دسترسی بيشتر و صحيح تر ايرانيها به اينترنت و رعايت دقيق دستورالعمل اين لاتاری اينترنتی ـ در مقايسه با بسياری از کشورهای جهان سوم ـ بود.

 

شرکت در اين قرعه کشی رايگان است و هيچ هزينه دولتی ندارد. البته بعضی افراد يا بيزينس ها يا وکلا و سايتهای اينترنتی با دريافت کارمزد از شما می توانند شما را در لاتاری شرکت بدهند که اين کارمزد متعلق به خودشان است و ربطی به دولت امريکا ندارد و تاثيری در کم يا زيادتر کردن شانس شما ندارد. هر کسی که به اينترنت دسترسی دارد و در حد ابتدايی با زبان انگليسی آشنايی دارد به راحتی می تواند مجانا شرکت کند و برای ديگران هم به تعداد نامحدود از يک کامپيوتر فرم و عکس به سايت لاتاری بفرستد. بعضی سايتهای اينترنتی تجاری با سوءاستفاده از نام اداره مهاجرت امريکا از مردم پولهای زيادی برای انجام و ارسال اين فرم ساده گرفته و می گيرند که در سالهای اخير دولت امريکا بارها در اين مورد به مردم هشدار داده اما ظاهرا گوش خيليها به اين اطلاعيه ها سازگار نيست .

 شما وقتی در سرچ انجين های اينترنتی تايپ کنيد گرين کارد لاتاری: با صدها سايت تجاری مواجه می شويد که فقط يکی از آنها سايت رسمی دولتی و بقيه يا تجاری اند و يا مربوط به سفارتخانه های امريکا که هيچ ربطی به اين لاتاری ندارند. ضمنا سعی نکنيد کار را به هفته آخر بيندازيد چون سال گذشته در دو سه روز آخر اين لاتاری سايت رسمی لاتاری به شدت کند و عملا غير قابل استفاده شد.

شما مثل هر سال می توانيد عکس و مشخصات دوستان و اقوامتان را با ايميل گرفته و  برايشان اقدام کنيد و قبل از ارسال به دولت امريکا يک کپی در يک ديسک کوچک ذخيره کرده برای دوستان يا اقوامتان بفرستيد تا برای خودشان نگه دارند. ولی بيش از يک فايل برای هر متقاضی به دولت نفرستيد تا شانسشان باطل نشود. هيچ ربطی هم ندارد که متقاضی : مقيم يا شهروند و ساکن  کدام کشور است. شرط اصلی همانا محل تولد ـ مثلا ايران ـ است .. حتی اگر آن شخص همزمان با شرکت در اين لاتاری در حال تشکيل پرونده جداگانه ای برای مهاجرت يا پناهندگی يا به صورت توريست و دانشجو به امريکاست، شرکت در اين لاتاری مجانی صرفا افزودن يک شانس بيشتر به اوست. اگر برنده شود می تواند ساير پرونده هايش را کنسل کند.

برای برنده ها نامه ای فرستاده می شود که بعد از آزمايش پزشکی و کسب گواهی عدم سوءپيشينه جنايی از نزديکترين پليس شهرشان (ضمنا پليس ايران را قبول ندارند) برای مصاحبه به نزديکترين کنسولگری امريکا -مثلا ابوظبی - بروند. به هنگام مصاحبه از شما چند صد دلاری کارمزد دولتی ميگيرند. و مدارک شناسايی و تحصيلی يعنی ديپلم دبيرستانی و يا مدرکی را ميخواهند که نشان بدهد در پنج سال اخير دو سال در شغلی که نياز به دو سال آموزش داشته شاغل بوده ايد. ضمنا حتما بايد مدارک بانکی يا مالی يا نامه از يک نفر ساکن امريکا که نشان دهد بعد از ورود به امريکا چگونه و با چه درآمدی می خواهيد زندگی کنيد را از شما می خواهند. خودشان از شما عکس و امضا ميگيرند و يک چک امنيتی جداگانه هم می کنند که مطمئن شوند حضور شما در امريکا مشکل امنيتی نداشته باشد. اينها نکات اصلی برای برنده هاست. گرين کارت به معنای اجازه کار و اقامت دايمی در امريکاست و بعد از چند سال اگر خواستيد می توانيد تقاضای تابعيت يعنی سيتيزنی کنيد.

 

تنها شرط شرکت در اين لاتاری : داشتن ديپلم دبيرستانی و يا دو سال سابقه کار مفيد در طی 5 سال اخير در يکی از مشاغلی است که نياز به دو سال آموزش داشته و آن شغل مورد تأئيد وزارت کار آمريکا باشد. شرايط سنی وجود ندارد. هر شخص فقط می تواند يک فرم به نام خود پر کند و زن و شوهرها می توانند هر کدام يک فرم جداگانه ارسال کنند و بدين ترتيب شانس آنها دو برابر خواهد شد. عکس و نام و محل تولد تمام فرزندان و فرزند خوانده های مجرد زير 21 ساله هم در هر دو فرم بايد ذکر و اضافه شوند.

در مورد زن و شوهرها بايد اضافه کنم که :

ـ اگر به صورت کتبی و طبق دستور دادگاه از هم جدا شده اند (يعنی separated ) شده ولی طلاق نگرفته اند : هر يک از دو همسر حتما بايد نام و عکس و مشخصات همسر ديگر را ـ حتی اگر آن همسر علاقه ای به رفتن به امريکا ندارد ـ را در فرم خودش همراه با عکس و مشخصات تمام فرزندان و فرزندخوانده های مجرد و زير 21 ساله شان را ـ حتی اگر آنها جدا از او زندگی می کنند و نمی خواهند به امريکا بروند ـ را بايد بنويسد و اضافه کند. ذكر نام اين افراد الزامي است.

ـ اگر دو همسر قبلا از هم قانونا يا شرعا طلاق گرفته باشند يعنی divorced هستند نبايد نام و عکس و مشخصات همسر را در فرمشان بنويسند. فقط کافيست که عکس و مشخصات تمام فرزندان و فرزند خوانده ی خود را ـ حتی اگر با او زندگی نمی کنند ـ را در پرونده اش اضافه کند .

ـ اگر پس از ارسال اينترنتی فرمها به دولت صاحب فرزند يا فرزند خوانده جديدی شديد اشکالی ندارد و اگر برنده شديد به هنگام مصاحبه می توانيد آنها را اضافه کنيد.  يکی از دلايلی که بعضی از برنده ها را رد می کنند به خاطر عدم رعايت اين نکات است .

ـ اگر همسری داريد که متولد کشوری است که نام آن کشور در ليست نيست او به سادگی می تواند در سئوال شماره دهم فرم از محل تول شما استفاده کند و بنويسد:

I charge my nativity to the nativity of my spouse.

 يعنی استفاده از تبصره قانونی به نام chargeability .

 

- نوجوانان ديپلمه و يا دارای دو سال سابقه کار فنی هم مستقلا هم می توانند برای خودشان شرکت کرده و شانسشان را بيشتر کنند. اگر يک فرزندی متولد کشوريست که در ليست نيست (مثلا متولد کانادا) ولی پدر يا مادرش متولد کشوريست که در ليست است ( مثلا ايران ) هم می تواند با استفاده از تبصره قانونی بالا محل تولد يکی از والدينش را استفاده  يعنی چارج کرده و در لاتاری شرکت کند.

 اگر برنده شويد، در بين ماههای می و جولای 2006  از طرف دولت آمريکا نامه ای به آدرس پستی شما ارسال خواهد شد و در هنگام مصاحبه هزينه هايی را خواهيد پرداخت.

در صورت برنده نشدن هيچ نامه يا ايميلی برايتان ارسال نخواهد شد.

اطلاعات خواسته شده در فرم ثبت نام، مانند سالهای گذشته است. شامل نام و نام خانوادگی، تاريخ تولد، شهر، استان و کشور محل تولد، آدرس پستی فعلی شما، مجرد يا متاهل و اينکه زن هستيد يا مرد. تلفن و ايميل اجباری نيست و در صورت تمايل می توانيد اضافه کنيد.

امضا هم لازم نيست. هميشه اگر متاهل باشيد و يک همسر برنده شود تمام اعضای خانواده اتوماتيک وار برنده خواهند شد ولی حتما لازم نيست که همگی حتما و همزمان با هم به امريکا بروند. ميتواند بعدا به شخص برنده در امريکا ملحق شوند.

- تمام متولدين ايران از سراسر دنيا، حتی ايرانيان درون آمريکا، که گرين کارت ندارند، می توانند در اين قرعه کشی شرکت کنند.

 

مشخصات عکس

عکس بايد به صورت ديجيتال و با فرمت JPEG باشد. عکس ها می توانند رنگی يا خاکستری باشند اما اگر مونوکروم و با عمق 2 bit color dept باشند، پذيرفته نمی شود.

اندازه و شفافيت (Resolution) عکس ها بايد 240x320 پيکسل ( و یا برعکس)  بوده و عمق رنگ (color depth آن بايد 8 بيت يا ٢٤ بيت رنگی و يا ٨ بيت خاکستری باشد.

اگر از عکستان اسکن می گيريد، اندازه آن عکس بايد ٢ اينچ در ٢ اينچ ( يا 50 ميليمتر در 50 ميليمتر) بوده و Resolution آن dpi 150 باشد. بزرگترين اندازه عکسی که می فرستيد نبايد بيش از 62500 بايت بوده و حتما بايد با فرمت JPEG باشد.

 RESOLUTION: 300 by 300 pixels

عکس های با حجاب مورد قبول است اما صورت شخص بايد کاملا آشکار و رو به دوربين باشد. اما عکس های نظامی و کلاهدار پذيرفته نمی شود.

عکس دسته جمعی برای اعضای خانواده قابل قبول نيست و عکس شخص متقاضی، همسر وی و فرزندان مجرد زير 21 سال بايد هر يک به صورت جداگانه ارسال شود.

اگر اسکنر نداريد مهم نيست . به عکاسی برويد و از او بخواهيد تا از همگی شما عکسهای پاسپورتی ديجيتالی تکی با مشخصات فنی که در بالا ذکر شد گرفته و روی يک ديسک يا سی دی به شما بدهد. شما آن عکس / عکسها را در کامپيوترتان با فرمت JPEG و مثلا با نام خودتان ذخيره کرده سپس در سايت لاتاری استفاده کنيد و يا آنها را با ايميل برای يک نفر بفرستيد تا او شما را در قرعه کشی شرکت دهد . عکسها بايد در دو سه ماهه اخير گرفته شده باشند و صورت شما بايد حداقل نيمی از تصوير باشد. اگر حجاب داريد فقط موهايتان را بپوشانيد اما قرص کامل صورت با گوشها و رو به جلو بدون عينک و بدون کلاه با پشت صحنه و زمينه بی رنگ يا سفيد باشد .

حالا توضيحات فنی :

1ـ اگر مجرد هستيد يك عكس، و اگر متأهل يا بچه هاي مجرد زير 21 ساله داريد يك عكس جداگانه از هر نفر از اعضاي خانواده را Scan كنيد:

عكس بايد سياه و سفيد يا رنگي و در اندازه 50 ميليمتر در 50 ميليمتر و از روبرو بوده و زمينه (پشت صحنه يا background آن) بي رنگ يا روشن باشد.

عكس را در Scanner قرار داده و با مشخصات زير scan كنيد:

Resolution- 150 DPI

Color depth- 24-bit Color

Or: 8-bit grayscale

Maximum 1 mega Size- 62500 bytes

اگر قبلا عكس ديجيتال در كامپيوترتان داريد بايد با همان Color depth بالا ولي با Resolution: 300 pixels wide by 300 pixels high باشد.

بعد‌از اسكن كردن عكس، روي گزينه File كليك كرده و Save as را كليك كنيد و يك نام برايش انتخاب كرده و گزينه JPEG را به عنوان پسوند آن انتخاب كنيد. حالا عكس شما آماده است.

2ـ  وارد سايت رسمي قرعه كشي شويد :

http://www.dvlottery.state.gov/

( اين سايت فقط  بمدت دو ماه فعال خواهد بود: از ساعت ۱۲ ظهر OCTOBER 5, 2005 تا ساعت ۱۲ ظهر DECEMBER 4, 2005 )

3ـ بعد از ورود به اين سايت، كمي پايين برويد و روي گزينه Photo Validator كليك كنيد. در صفحه اي كه ميآيد از شما آدرس كامپيوتري عكس را ميپرسد (اگر خانواده يا بچه دار هستيد بيش از يك عكس را بايد در اينجا ـ يكي يكي ـ چك كنيد. يعني ابتدا يك عكس و بعدا عكسهاي بعدي را).

سمت راست، گزينه Browse را كليك كنيد. منوي جديدي ميآيد. در اين منو، آدرس آن عكس را پيدا كرده، و روي آن دبل كليك كنيد. حالا آن آدرس اتوماتيك وار ميآيد درون آن صفحه وب سايت لاتاري.

4ـ گزينه Submit Query را كه پايين است كليك كنيد .

5ـ اگر اندازه و مشخصات عكستان مطابق با مقررات لاتاري باشد، پاسخي كه خواهيد گرفت اين است:

Your Photo is Valid

و از شما ميپرسد آيا ميخواهيد عكسهاي ديگري هم (منظورش عكسهاي همسر و فرزندان زير 21 ساله مجرد) چك كنيد؟

اگر متأهل يا بچه داريد عكسهاي قبلا Scan شده آنها را هم به همين صورت در آنجا وارد ‌كنيد.

اگر مجرد و بدون فرزند ‌هستيد، لزومي به Validate كردن عكس ديگري نيست.

6ـ اگر مشخصات و اندازه عكستان OK نباشد، خودش به شما توضيح ميدهد سايز يا رنگ يا چيز ديگر عكستان مثلا بايد اينجوري باشد و عكس شما فلان جور است. اگر اين پيغام را دريافت كرديد بايد به پروگرام اسكنر خود برگرديد و مشخصات آن عكس را ويرايش كنيد. و دوباره Save كرده و برگرديد به صفحه وب سايت لاتاري و آدرسش را دوباره وارد‌ كنيد. خلاصه بهتر است كه قبل از وارد شدن به سايت لاتاري، اول عكستان را درست و مطابق با مشخصاتي كه قبلا نوشتم Scan و Save كنيد. تا اينگونه مشكلات بعدي پيش نيايد.

7ـ يادتان باشد كه از لحظه ورود به سايت لاتاري، تا لحظه آخري كه سايت دولت آمريكا برايتان رسيد ميفرستد كمتر از يك ساعت وقت داريد. پس بهتر است كه عكس هايتان را قبل از ورود به سايت با خيال راحت Scan و Save كرده باشيد تا وقتتان تلف نشود.

8ـ پس از دريافت پيغام photo is Valid  Your،(اگر عكس ديگري براي ضميمه كردن به پرونده نداريد ـ يعني عكس فرزندان و همسرتان)، روي تكمه   Back(بالاي Browser سمت چپ) كليك كنيد تا به صفحه اصلي سايت لاتاري برگرديد.

9ـ پس از بازگشت به صفحه اصلي سايت، روي گزينه Begin Standard Application كليك كنيد. و سپس اطلاعات شخصي تان شامل نام و غيره را در آنجا تايپ كنيد. (البته در قسمت Address، از شما خواسته شده اگر آدرستان طولاني است دنباله اش را در Second Address بنويسيد. اگر طولاني نيست، Second Address را خالي بگذاريد.

10ـ يكي از سئوالات اين است: آيا از طريق كشور محل تولدتان(يعني مثلا ايران) ميخواهيد در اين لاتاري شركت كنيد؟ اگر متولد ايران هستيد بگوييد Yes.

اگر متولد ايران نيستيد ولي پدر يا مادر يا همسرتان متولد ايران يا يكي از كشورهاي تاييد شده براي شركت در قرعه كشي است، نام كشور محل تولد او را بنويسيد.

 

11ـ پس از پايان پر كردن فرم، گزينه Submit را كليك كرده و يكي دو ثانيه منتظر بمانيد. اگر از اينترنت کم سرعت استفاده می کنيد بايد حدود يک دقيقه صبر کنيد. اگر جوابی نيامد باز هم روی گزينه Submit يکی دو بار کليک کنيد . اگر اصلا هيچ جوابی نگرفتيد بايد کل پروسه بالا را از نو دوباره انجام دهيد. شما کلا شصت دقيقه برای انجام و ارسال و دريافت هر پرونده فرصت داريد. اگر جوابی دريافت نکرديد هنوز شانس داريد و سيستم دولت هنوز هيچ پرونده ای از شما نگرفته است . دوباره بفرستيد .

12ـ پس از ارسال الكترونيكي فرم و عكس، بلافاصله يك Success پاسخ از سايت برايتان در همان صفحه ظاهر ميشود كه رسيد دريافت موفق آميز فرم و عكس است، اين پاسخ را Print كرده و به عنوان مدرك شركت در لاتاري تا 2 سال براي خودتان در جايي نگهداري كنيد.

13ـ هيچ هزينه اي براي شركت در اين قرعه كشي وجود ندارد. از سراسر دنيا ميتوانيد براي دوستان و اقوام هم ـ با استفاده از كامپيوتر خودتان ـ فرم به دولت بفرستيد. ولي هر شخص فقط يك فرم به نام خودش بفرستد.

14ـ از يك كامپيوتر ميتوان تا بي نهايت فرم و عكس (از دوستان و اقوام ـ البته با اجازه خودشان) هم به دولت فرستاد. ولي براي هر شخص فقط يك فرم بفرستيد وگرنه شركت شما در قرعه كشي باطل خواهد شد.

15ـ امضاء لازم نيست. عكسها، اگر مذهبي هستيد، ميتواند با حجاب هم باشد ولي صورتتان بايد كاملا آشكار بوده و عينك و كلاه هم نبايد داشته باشيد ولي حجاب اسلامي را دولت آمريكا ميپذيرد. البته سعي كنيد عكستان بي حجاب باشد.

16ـ بين ماه هاي مي تا آخر جولاي سال 2006 ـ ارديبهشت تا تير 1385 ـ كساني كه برنده شده باشند، نامه و فرمهاي لازم از سوي دولت آمريكا برايشان به همان آدرسي كه در فرمهايشان در سايت دولت نوشته اند، ارسال خواهد شد. اين آدرس ميتواند هر آدرسي در سراسر دنيا باشد. مثلا براي اقوام و دوستانتان كه در ايرانند، Mailing Address شان را همان آدرس درون ايران بنويسيد.

اگر قبول شوند، بايد به سفارت آمريكا در ابوظبي (كشور امارات) مراجعه و مصاحبه كنند.

شما فقط به صورت آنلاين يعنی مستقيم و زنده بايد فرم را پر و ارسال کنيد. اين سايت دولتی قابل کپی و ذخيره کردن توی کامپيوتر شما نيست و نمی توانيد آن را در کامپيوتر ذخيره و فرمها را پر کرده و بعدا بفرستيد. همه چيز بايد در کمتر از شصت دقيقه و زنده و آنلاين روی اينترنت به صورت آنلاين ـ نه افلاين ـ انجام بشه .

هميشه بعد از پر کردن فرمها روی اينترنت و قبل از ارسالشان  يک کپی روی يک ديسک کوچک در درايو A به صورت save as بگيريد و برای خودتان نگه داريد و بعد آن فرم آنلاين را submit کنيد. پاسخ دريافتی را هم به همين صورت برای خودتان روی ديسک ذخيره کنيد .

در پايان : ضمن آرزوی موفقيت برای شما بايد گفت که کل اين پروسه بسيار ساده است و با يکبار انجام دادن مسلط خواهيد شد و خواهيد توانست هر پرونده را در کمتر از ده دقيقه انجام کپی و ارسال کنيد به شرط اينکه عکسهايتان را قبلا با مشخصات فنی بالا در کامپيوتر ذخيره و آماده کرده باشيد. کپی اين مقاله را به دوستانتان هم بدهيد و سالهای آينده هم اگر تغيير عمده ای رخ ندهد همين پروسه را تکرار کنيد. ضمن اينکه اين مطالب صرفا جنبه اطلاعاتی داشته و مسئوليت نهايی به عهده خواننده محترم است .

متن  انگليسی اطلاعيه دولت امريکا که شامل همين نکات است را  هم می توانيد در آدرس اينترنتی زير مطالعه کنيد:  2007 DV Lottery Instructions

اكبر شيخ زاده ــ‌ تورنتو   http://www.farstec.net/views.asp?num=742337620

http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2005/09/050923_7thday-googoosh.shtml

گوگوش پس از دو سال در لس آنجلس کنسرت گذاشت
 

فائقه آتشين، گوگوش، بعد از نزديک به دو سال برای اولين بار کنسرت تازه خود را در لس آنجلس بر صحنه آورد. اين برنامه به دليل ترافيک سنگين در اطراف سالن و تاخير تماشاگران کمی ديرتر، ساعت 9 شب شروع شد.


سالن 15 هزار نفره به نظر پر می آمد.


گوگوش با لباس نارنجی و با آهنگ چله نشين برنامه را شروع کرد.


گويا گوگوش به شدت سرماخورده بود ، ولی به گفته مردم با زيبايی هرچه تمام تری برنامه رو اجرا کرد.


لباس دوم گوگوش قرمز بود و در اون قسمت به اجرای آثار قديمی پرداخت.


چند آهنگ هم از آلبوم مانيفست اجرا شد.


گوگوش ضمن قدردانی از زحمات مهرداد که به گفته او در اين مدت "يار" او بوده و "بهترين ها" رو به او هديه کرده، از او دعوت کرد که به روی صحنه بياد و ترانه های دو صدايی را با هم اجرا کنند.

مهرداد آسمانی به همراه همسرش در کنسرت لس آنجلس

مهرداد وقتی به روی صحنه آمد دست گوگوش را بوسيد و گفت" نفس کشيدن با گوگوش روی صحنه خيلی سخته چه برسه به خواندن".

از چپ به راست: گوگوش، شهيار قنبری و همسرش و مهرداد آسمانی

گوگوش و مهرداد از شهيار قنبری که او را "نازنين" خطاب کردند به خاطر ترانه هايی که "ماندنی و زيبا" دانستند، قدردانی کردند.


هنگام عوض کردن لباس گوگوش و استراحت کوتاه او در پشت صحنه، کامبيز به روی صحنه آمد و ترانه شکلات رو اجرا کرد. در ضمن توپهای فوتبالی که بوسيله گوگوش و علی دايی کاپيتان تيم فوتبال ايران امضا شده بود رو بين مردم پرت کرد.


گوگوش در قسمت سوم برنامه با لباس آبی رنگ خود به روی صحنه آمد و به اجرای ترانه ها پرداخت.


طرح لباس های گوگوش از خانم شهلا درريز بود و کت شلواری که مهرداد به تن داشت از کارهای بيژن، طراح معروف ايرانی بود.


بين تماشاچی ها ضيا آتابای و همسرش، بيژن پاکزاد طراح معروف ، آقای هشيار نژاد (ترانه سرا)، مهدی ذکايی ( سردبير مجله جوانان) حضور داشتند.


گوگوش که در قسمت سوم برنامه لباسی آبی رنگ به تن داشت، در پايان کنسرت پرچم شيرو خورشيد نشان ايران را بالا برد و سرود "ای ايران " رو اجرا کرد. مهرداد آسمانی هم در اجرای اين سرود او را همراهی می کرد.


 
 

+ نوشته شده در  شنبه 2 مهر1384ساعت 4:33 بعد از ظهر  توسط مهران  |