اسامی+ضابط
نتايج جالب يك تحقيق از نامگذاري ايرانيان
http://www.baztab.com/news/27876.php
| ۲۷ مرداد ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۵:۱۱ | تعداد بازديد : 7856 | كد خبر : ۲۷۸۷۶ |
در چهارمين روز از زمستان 1297 هجري شمسي، اولين شناسنامه ايراني به نام «فاطمه ايراني»، توسط اداره كل سجل احوال دارالخلافه، مستقر در «بلديه تهران» صادر شد.
از آن پس، شناسنامهدار كردن ايرانيان، چه تازهمتولدين و چه كساني كه پيشتر به دنيا آمده بودند، در دستور كار دولت وقت و دولتهاي بعدي قرار گرفت و امروز، پس از گذشت نزديك به 90 سال، از صدور اولين شناسنامه، 435 بايگاني مشخصات شناسنامهاي افراد در داخل و بايگانيهاي متعددي در كنسولگريهاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور، اين امكان را به پژوهشگران ميدهند كه مطالعهاي دقيقتر از هر زمان ديگر، بر نحوه، سير و تمايلات نامگذاري در ميان ايرانيان داشته باشند.
نوشتار حاضر، بر پايه تحقيقي كه توسط سازمان ثبت احوال كشور انجام شده و به تازگي در كتابي به نام «تأثير وقايع بر نامگذاري ايرانيان»(1) به چاپ رسيده، تهيه و تنظيم شده است.
گفتني است، بخشي از اطلاعات اين گزارش به طور مستقيم از كتاب فوق ذكر شده و برخي ديگر، با تدقيق در آمار و ارقام ارائهشده در آن، به دست آمده است.
بالاترين فراواني نامها
بنا بر اطلاعات به دستآمده از تعداد 90 ميليون سند سجلي، نام «محمد» در ميان ذكور و نام «فاطمه» در ميان اناث، بيشترين طرفدار را داشته و هيچ واقعه تاريخي يا رويكرد فرهنگي يا تحول اجتماعي در طول سالهاي مورد مطالعه، نتوانسته است از ميزان رغبت عمومي به اين دو نام بكاهد.
بررسي يكصد نام برتر ايرانيان در ميان مردان و زنان نيز حكايت از آن دارد كه بخش اعظم اين نامها به طور مستقيم در ارتباط با باورهاي ديني و مذهبي مردم است و از اين رو ميتوان نتيجه گرفت كه جامعه ايران، جامعهاي عميقا مذهبي است.
بر پايه يافتههاي تحقيقات حاضر، تا پايان سال 1380، يكصد نام برتر ايران در گروه مردان به ترتيب به شرح زير است:

همچنين 100 نامي كه در گروه زنان، بيشترين فراواني را دارد، عبارتند از:


نكته قابل توجه اينكه تعداد نام «فاطمه» حدود يك ميليون، بيشتر از پرطرفدارترين نام مردان يعني «محمد» است. همچنين رده دوم جدول نامهاي زنان يعني «زهرا» نيز از دومين نام مطلوب مردان، تكرار بيشتري دارد.
علت اين امر را ميتوان در محدوديت نسبي نامهاي مقدس مربوط به زنان در مقابل اسامي ديني و مذهبي متعلق به مردان دانست كه باعث شده است شناختهشدهترين نامهاي مقدس زنان يعني «فاطمه» و«زهرا» توجهات بيشتري را به خود جلب كنند.
ترتيب توجه به معصومين(عليهمالسلام) در نامگذاري
بررسيها نشان ميدهد كه در ميان چهاردهمعصوم(عليهمالسلام) به ترتيب كداميك از ايشان در نامگذاري فرزندان مورد توجه بيشتري قرار دارند.
با جمع «اسامي و القاب» چهارده معصوم(عليهمالسلام) ـ بدون احتساب اسامي تركيبي ـ نتايج زير در ترتيب توجه مردم به هر كدام از ايشان در نامگذاريها حاصل ميشود:
1ـ حضرت فاطمهزهرا (سلاماللهعليها)
2ـ حضرت محمد (صلياللهعليهوآلهوسلم)
3ـ حضرت امام علي (عليهالسلام)
4ـ حضرت امام حسين (عليهالسلام)
5ـ حضرت امام حسن (عليهالسلام)
6ـ حضرت امام مهدي (عجلاللهتعاليفرجهالشريف)
7ـ حضرت امام رضا (عليهالسلام)
8ـ حضرت امام محمدتقي (عليهالسلام) ملقب به «جواد»
9ـ حضرت امام جعفر صادق (عليهالسلام)
10ـ حضرت امام عليالنقي (عليهالسلام) ملقب به «هادي»
11ـ حضرت امام سجاد (عليهالسلام)
12ـ حضرت امام محمدباقر (عليهالسلام)
13ـ حضرت امام موسي كاظم (عليهالسلام)
تذكر 1: تطابق دقيق نامهاي مقدس امام دوم و امام يازدهم (حسن) بدون در نظر گرفتن القاب آن دو بزرگوار، باعث شده است رديف پنجم ليست فوق به ايشان اختصاص يابد و در نتيجه فهرست حاضر، 13 بند داشته باشد.
تذكر 2: هرچند بسياري از ائمه، همنام هستند مانند همنامي امام اول و امام چهارم (علي)، ولي از آنجا كه در فرهنگ عمومي، نام علي بيشتر به امام اول اطلاق ميشود و امام چهارم بيشتر با عناويني چون «زينالعابدين» و امام سجاد(عليهالسلام) شناخته ميشوند، اين غلبه فرهنگي در تحقيق حاضر ملاك ترتيب عناوين قرار گرفته است.
تذكر 3ـ برخي اسامي تركيبياند كه در اين پژوهش محاسبه نشدهاند (جز نام محمدتقي كه اختصاصا متعلق به امام نهم است). با اين حال، پربسامدترين اسامي تركيبي كه در آن نامهاي مبارك چهارده معصوم(عليهمالسلام) ذكر شده، به ترتيب زير است:
1ـ عليرضا 2ـ محمدرضا 3ـ محمدعلي 4ـ غلامرضا 5ـ علياكبر 6ـ محمدحسين 7ـ علياصغر 8ـ حميدرضا 9ـ غلامحسين 10ـ غلامعلي 11ـ محمدحسن 12ـ عباسعلي 13ـ قربانعلي 14ـ حسينعلي 15ـ عليمحمد 16ـ محمدجواد 17ـ اميرحسين 18ـ عبدالرضا 19ـ عبدالحسين.
شخصيتهاي مذهبي غير از چهارده معصوم (تأثير شگرف عاشورا در فرهنگ نامگذاري ايرانيان)
مروري بر نامهاي پربسامد، حاكي از آن است كه بيشترين نامهاي مربوط به شخصيتهاي مذهبي غير از چهاردهمعصوم، مربوط به كساني است كه به نحوي درگير واقعه عاشورا بودهاند و اين امر، تأثير شگرف فرهنگ عاشورا بر جامعه ايراني را به اثبات ميرساند.
در ميان مردان، نامهاي عباس، علياكبر، اكبر، علياصغر، اصغر، قاسم، ابوالفضل، مسلم و حبيب و در ميان زنان اسامي سكينه، زينب، رقيه، ليلا، شهربانو (همسر امام حسين(ع)) و امالبنين (مادر حضرت عباس(ع))، به ترتيب پرطرفدارترين نامهاي مربوط به شخصيتهاي مذهبي غير از چهاردهمعصوم(عليهمالسلام) است كه همگي مرتبط با عاشورا و كربلا هستند.
چهره ديني پيش از اسلام
شش نام پربسامد در ميان 100 اسم برتر مردان، متعلق به چهرههاي ديني از جمله انبياي پيش از اسلام است كه به ترتيب زير ميباشند:
1ـ ابراهيم 2ـ اسماعيل (اسمعيل) 3ـ يوسف 4ـ موسي (همچنين نام امام هفتم شيعيان است) 5ـ عيسي 6ـ يعقوب.
در ميان اسامي زنان نيز نامهاي
1ـ مريم 2ـ هاجر 3ـ آمنه (نام مبارك مادر محضرت محمد(ص)) 4ـ آسيه
به ترتيب پربسامدترين اسامي مربوط به چهرههاي مقدس پيش از ظهور اسلام هستند.
تأثير رويدادها بر نامگذاريها
مروري بر افزايش يا كاهش رغبت به نامهاي خاص و تطبيق آن با وقايع تاريخي بستر زماني نامگذاريها، حاكي از آن است كه رويدادها و رويكردهاي عمده جامعه در زمانهاي مختلف، به طور محسوسي بر ميزان رغبت يا عدم رغبت مردم به برخي نامها، تأثير ميگذارد.
در زير به چند نمونه اشاره ميشود:
الف) روحالله
همزمان با اوجگيري انقلاب اسلامي در سال 1356، «روحالله» كه نام رهبر اين انقلاب (امام خميني) بود، با اقبال بيشتري روبهرو ميشود و اين رويكرد در سال 58، به اوج خود ميرسد.
بررسي فراواني اين نام، حاكي از آن است كه در فاصله سالهاي 1340 تا 1355، هر سال بين 504 الي 570 نفر در كل كشور به اين اسم ناميده ميشدهاند اما در سال 56، اين رقم با يك جهش معنيدار به 822 رسيد و در سال بعد، 9300 نفر، فرزندان خود را «روحالله» ناميدند. در سال 1358 نيز 20.368 نفر يعني 37/2درصد متولدين ذكور، «روحالله» ناميده شدند.
اين رقم در سال بعد به 15.193رسيد، در سال 60 به 12.317 نفر و همينطور سير نزولي يافت تا آنكه در سال 1368 كه امام خميني رحلت كرد، بار ديگر نام «روحالله» مورد توجه بيشتري قرار گرفت و در حالي كه در سال 67، تعداد متولدين نامگذاريشده به «روحالله» از 2197 نفر تجاوز نميكرد، در اين سال با يك افزايش 300 درصدي 6719 نوزاد پسر، «روحالله» ناميده شدند.
ب) مهدي
هرچند در جمعبندي اسامي مردان، نام «محمد» در صدر جدول قرار ميگيرد و در چهل سال اخير نيز در اغلب سالها نام «محمد» و «علي» همواره بيشترين اقبال را داشتهاند، ولي مروري بر شناسنامههاي صادره در سالهاي 1358 تا 1363 حاكي از آن است كه در اين سالها، نام «مهدي» در صدر قرار گرفته است.
دليل اين امر نيز به آغاز و اوجگيري جنگ تحميلي و توجه ويژه جامعه در آن سالها به امام عصر، حضرت مهدي(عج) برميگردد.
در سالهاي مياني جنگ نيز نام «مهدي» رتبه دوم را به خود اختصاص ميدهد و در سالهاي پاياني، رتبه سوم را.
گفتني است، در چهل سال اخير، به جز ايام آغاز و اوج جنگ، نام مهدي، اولويت نخست نامگذاري در ايران نبوده است.
ج) محمدرضا
«محمدرضا» كه تركيبي از دو نام مذهبي است، در طول چهل سال اخير، معمولا بر 2 الي 8/2 درصد از نوزادان اطلاق شده است. با اين حال، در زمان اوجگيري و پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57، اين نام با افت اقبال روبهرو شد و براي اولين بار به زير 2 درصد رسيد و تا 1373 كه حال و هواي اوايل انقلاب تعديل شد و نام «محمدرضا» ديگر يادآور شاه سرنگونشده نبود، بار ديگر به بالاي 2 درصد رسيد و به روال سابق خود بازگشت.
د) علي
سال 1379 از سوي رهبر انقلاب به نام سال امام علي(ع) نامگذاري شد. در اين سال، انتخاب نام «علي» نسبت به سال پيش از آن افزايش يافت و نزديك به 8 درصد از متولدين اين سال به «علي» ناميده شدند اين در حالي بود كه در چهل سال گذشته، هيچگاه تعداد كساني كه در طول يك سال «علي» ناميده شدهاند، به مرز 80 درصد نرسيده است.
رتبههاي اول در سالهاي مختلف
در طول سالهاي 1340 تا 1380 (41 سال) بدون هيچ استثنايي، «فاطمه» اولين نام انتخابي براي دختران ايراني بوده است.
در اين سالها، 38 بار نام «زهرا»، رتبه دوم و سه بار در سالهاي 1358، 59 و 60، نام «مريم» رده دوم جدول را به خود اختصاص داده است. در اين سالها، «زهرا» سومين نام انتخابي بوده است.
همچنين در فاصله سالهاي 70 تا 80 (آخرين دهه تحقيق آخر) نامهاي فاطمه، زهرا، مريم، زينب، معصومه، ليلا، الهام، سميرا، سحر، سميه، افسانه، عاطفه، مهسا، سارا، پريسا، مرضيه، فائزه، محدثه، نگين و مهديه، به تناوب، در ردههاي اول تا دهم جدول نامهاي انتخابي براي دختران بودهاند ولي در مجموع، پنج اسم برتر در اين سالها به ترتيب فاطمه، زهرا، مريم، زينب و معصومه بودهاند.
در گروه مردان نيز در فاصله سالهاي 1340 تا 1380، 28 سال، نام «محمد» بيشترين اقبال را داشته و در رتبه نخست نامگذاريها بوده است.
پس از آن نام «علي» با هفت سال صدرنشيني، رتبه دوم را داراست و نام «مهدي» نيز شش سال، بيشترين نام انتخابي بوده است.
نام «حسين» نيز در اين سالها مورد توجه ويژه بوده به گونهاي كه 21 سال، عنوان سومين نام محبوب را به خود اختصاص داده است و چهارده سال، چهارم بوده است، ضمن اينكه در سال 80 (سال پاياني تحقيق)، «اميرحسين»، سومين نام انتخابشده پس از «علي» و «محمد» براي نوزادان پسر ايراني بوده است.
در فاصله سالهاي 1370 تا 1380 (دهه پاياني تحقيق) نيز نامهاي محمد، علي، حسين، سعيد، رضا، مهدي، عليرضا، ميلاد، محسن، محمدرضا، سجاد، اميرحسين، ابوالفضل و محمدمهدي در سالهاي مختلف، عناوين اول تا دهم را به خود اختصاص دادهاند.
نامهاي ايراني در ميان يكصد اسم برتر
در گروه مردان با بررسي 90 ميليون سند سجلي، «اميد» با كسب رتبه 46 جدول صد اسم برتر (با فراواني 156 هزار و 358)، پرطرفدارترين اسم ايراني به شمار ميرود. پس از آن «فرهاد» با فراواني 147 هزار و 994 نفر و رتبه 50 جدول كل، دومين نام پرشمار ايراني است. «بهروز» نيز با فراواني 126 هزار و 492 نفر، سومين نام ايراني است كه تمايل بيشتري به سوي آن بوده است. «بهروز» در جدول كل رتبه 59 را داراست.
پس از اين سه نام، اسامي بهرام، بهمن، مهرداد، بهزاد، پرويز، بهنام، رامين، مهران و شهرام در جمع 100 اسم برتر مردان ايران جاي دارند.
از بررسي 90 ميليون سند سجلي همچنين برميآيد كه «شهربانو» با فراواني 245 هزار و 683 هزار نفر، پرطرفدارترين نام ايراني در گروه زنان بوده است. «شهربانو» در رتبه بيستم جدول كل قرار دارد.
«فريبا» كه در رده 29 جدول كل است، با فراواني 202 هزار و 689 نفر، دومين و «مهناز» با رتبه كل 31 و با فراواني 197 هزار و 487 نفر، سومين نام ايراني دختران است.
پس از اين سه اسم، نسرين، فرزانه، فرشته، پروين، ناهيد، شهناز، افسانه، مهري، مهين، پروانه، پريسا، سحر، آرزو، مژگان، زيبا، ندا، شيرين، منيژه، گوهر، شهين، پري، خانم، ايران، خاور، خاتون، مهسا، سيما و آذر، نامهايي هستند كه با ريشه ايراني در جمع صد اسم برتر دختران ايران جاي دارند.
نامهاي تركيبي
بررسي يكصد اسم برتر مردان و مقايسه آن با يكصد اسم برتر زمان، نشان ميدهد تعداد اسامي تركيبي (مركب از دو كلمه مجزا از هم به گونهاي كه هر جزء، يك اسم مستقل باشد) در ميان مردان حدود 9 برابر اسامي تركيبي زنان است (مردان 26 اسم و زنان 3 اسم).
ضمن اينكه در آخرين دهه از تحقيق حاضر (سالهاي 1370 الي 1380) به جز نام «فاطمه زهرا»، هيچ نام تركيبي ديگري در ميان 50 اسم برتر دختران ايراني وجود ندارد، حال آنكه بررسي 50 نام برتر اين مقطع زماني در ميان پسران، نشان ميدهد تمايل به نامهاي تركيبي پسران، همچنان باقي است و نامهاي عليرضا، محمدرضا، حميدرضا، اميرحسين، محمدجواد، محمدحسين، حامدرضا، محمدامين، محمدعلي، اميرمحمد، احمدرضا، اميررضا و علياصغر، پرطرفدارترين اسمهاي تركيبي در اين سالها بودهاند.
پينوشت:
1ـ گردآوردنده: محسن پورياني
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-571063
| /ضابطان قضايي و جرايم مشهود/ معاون دادستان تهران: نيروهاي بسيج در رديف ضابط عام قرار ميگيرند ضابطان ميتوانند براي حفظ شئونات و ارزشها برخورد كنند |
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فقه و حقوق - حقوق سياسي
معاون دادستان تهران با بيان اين كه نيروهاي بسيجي ميتوانند به عنوان ضابط قضايي برخورد كنند، از برخورد با موارد بيبند و باري و لااباليگري به عنوان يكي از حوزههاي فعاليت آنها در اين بخش نام برد.
محمود سالاركيا در گفتوگو با خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ويژگيهايي را كه قانونگذار براي ضابطان قضايي تعيين كرده، يادآور شد و با تقسيم آن به دو گروه عام و خاص اظهار داشت: ضابطان عام كه بخش عمده آن شامل نيروي انتظامي ميشود آن دسته از ضابطان هستند كه به لحاظ قانون، اختيارات وسيعي به آن داده شده و بخش عمده دستورات قضايي توسط آنها انجام ميشود.
وي، همچنين ضابطان خاص را شامل افرادي از مجموعههايي نظير ماموران جنگلباني و راهآهن كه وظايفي براي حفاظت آن مجموعه برعهده دارند، دانست و گفت: اين ضابطان خاص بايد تحت آموزشهاي خاص قرار گيرند كه بعد از گذراندن اين دورهها براي آنها كارت ضابطي صادر ميشود و ميتوانند در آن بخش خاصي كه فعاليت ميكنند، ايفاگر نقش ضابط قوه قضاييه باشند و گزارش آنها براي دستگاه قضايي همانند گزارش ضابط است.
معاون دادستان تهران در ادامه با يادآوري اينكه بعد از انحلال پليس قضايي، نيروي انظامي ضابط عام محسوب ميشود، افزود: خاص و عام كردن ضابطان به لحاظ تعيين محدوده براي فعاليت آنهاست كه بر اين اساس ماموران جنگلباني و راهآهن بر اساس ماموريتشان ضابط تلقي ميشوند و حق ورود و برخورد با جرايم ديگر را ندارند.
وي ادامه داد: اما دربارهي نيروهاي بسيج به لحاظ اينكه فعاليت آنها به نحوي است كه بعضا با توجه به آموزشهايي كه ميگذرانند با جرايم زيادي برخورد ميكنند، در رديف ضابط عام قرار ميگيرند.
سالاركيا در بيان كيفيت برخورد نيروهاي بسيجي با جرايم مشهود با تاكيد بر اينكه بايد تعريف جرايم مشهود به صورت مشخص ارايه شود، تصريح كرد: بايد بعد از مشخص شدن موارد جرايم مشهود، تعيين كرد كه آيا بايد در جرايم مشهود همه نيروها و ضابطان عام وارد عمل شوند يا خير.
وي اضافه كرد: مطابق قانون در جرايم مشهود قبل از ورود مقام قضايي، ضابط بايد تمام اقدامات اوليه را انجام دهد لذا در اين جرايم ضابطان عام و حتي ضابطان خاص در حوزه فعاليتشان بايد وظايفي را كه قانون بر عهده آنها گذاشته انجام دهند كه نيروهاي بسيجي هم در راستاي ماموريتهايي كه بر عهده دارد بايد وارد عمل شود و از آنها پذيرفته شده نيست كه از كنار جرمي كه مشاهده كردهاند، بدون اينكه با آنها برخورد داشته باشند، عبور كنند.
وي در ادامه با يادآوري نقش ضابطان در نگهداري آثار صحنهي جرم و جلوگيري از فرار مجرم اضافه كرد: در همه اين موارد ضابطان ما نيازمند آموزش هستند زيرا در غير اين صورت امكان دارد مدارك و دلايلي كه وقوع جرم را تاييد ميكند از بين برود و بر تصميم مقام قضايي تاثير گذارد.
سالاركيا با تاكيد بر اين كه نيروهاي بسيجي هم در راستاي وظايف محوله بايد به برخورد با جرايم غيرمشهود بپردازند، گفت: در كنار اين مساله همه ضابطين بايد در حفظ صحنه جرم و اسناد و مدارك آن دقت كنند.
وي در پاسخ به اينكه آيا ميتوان بدحجابي را نيز در رديف جرايم مشهودي دانست كه نيروهاي بسيجي ميتوانند با آن برخورد كنند؟ گفت: آيا ميتوان به راحتي از كسي كه با رفتارهايش و با زير سوال بردن ارزشهاي جامعه باعث بيبند و باري در جامعه ميشود، گذشت؟ لذا با مشخص شدن چارچوب در اين زمينه با افرادي كه اينگونه رفتارها را انجام ميدهند، ميتوان به عنوان مجرم برخورد كرد.
معاون دادستان تهران ادامه داد: زمانيكه در جامعه مشاهده ميشود، بيبند و باري و مسايل بيعفتي وجود دارد، به معني اين است كه اصل امربه معروف و نهي از منكر را فراموش كردهايم لذا با توجه به اينكه امر به معروف و نهي از منكر از فروعات دين است در اين موارد ضابطان هم ميتوانند تذكر لازم را بدهند و هم به عنوان جرم با فرد مجرم براي حفظ شئونات و ارزشها برخورد كنند.
وي با تاكيد بر لزوم طي دورههاي آموزشي لازم براي ضابطان قضايي عنوان كرد: چنانچه در راستاي قانون عمل كنيم به نتايج مطلوبي در اين بخش ميرسيم؛ همانطور كه خلاف اين امر عمل كردن مانع از رسيدن ما به نتايج مورد نظر در اين زمينه ميشود.
سالاركيا اضافه كرد: خوشبختانه قوانين و مقررات ما به نحوي است كه امكان برخورد قانوني با هر نوع جرم براي ما وجود دارد و در اين زمينه فعاليت ضابطان نيز به آموزش ضابطان جهت بهرهمندي دقيق آنها از قانون تاكيد داريم.
معاون دادستان تهران با بيان اينكه در بحث فعاليت ضابطان ممكن است بهواسطه عدم آگاهي دقيق آنها از قوانين، تخلفاتي انجام شده باشد، افزود: براي جلوگيري از اين مساله در كنار تاكيد بر آموزش نيروهاي بسيجي و پرسنل نيروي انتظامي با موارد تخلفي كه تعمدا يا سهوا انجام شده با قاطعيت برخورد ميشود تا براي برخورد با موارد تخلف از شيوههاي غيرقانوني استفاده نشود چون بنا نيست با تخلف همراه با انجام فعل تخلف ديگري برخورد شود.
وي در ادامه با موثر خواندن اقداماتي كه در حوزهي آموزش ضابطان انجام شده گفت: تصور ميكنم اين آموزشها كافي نيست و بايد اين آموزش مرتب براي افراد تكرار شود، چون در برخي موارد امكان دارد برخي روشهاي غلط به فرهنگ تبديل شود.
سالاركيا با اعلام اينكه با احياي دادسراها ضابطان زير نظر دادستان فعاليت كرده و حتي كارت فعاليتشان توسط دادستان صادر ميشود، بر لزوم تقويت آموزش ضابطان جهت بهرهگيري دقيق از قانون و جلوگيري از هرگونه تخلف در اين بخش تاكيد كرد.
بدحجابي جرم مشهود استوضابطان بايد باآن برخورد كنند
جمال كريميراد نيز در گفتوگو با خبرنگار حقوقي ايسنا دربارهي ضابطان دستگاه قضايي و حدود اختيار آنها اظهار داشت: طبق ماده 15 آيين دادرسي كيفري، ضابطان دادگستري ماموراني هستند كه تحت نظارت و تعليمات مقام قضايي در كشف جرم، بازجويي مقدماتي، حفظ آثار و دلايل جرم، جلوگيري از افراد و مخفي شدن متهم و ابلاغ اوراق به موجب قانون اقدام ميكنند.
وي در تعريف جرم مشهود ذكر شده در قانون تصرح كرد: ماده 24 قانون آيين دادرسي ميگويد ضابطان در جرايم مشهود ميتوانند وارد عمل شوند و ماده 21 هم جرايم مشهود را اين گونه عنوان كرده است، جرمي كه در منظر ضابطان دادگستري واقع شده و يا بلافاصله مأموران ياد شده در محل وقوع جرم حاضر يافته و آثار جرم را بلافاصله پس از وقوع مشاهده كنند. در صورتي كه دو نفر يا بيشتر كه ناظر وقوع جرم بودهاند و يا چند نفر بلافاصله پس از وقوع جرم شخص معين را مرتكب جرم معرفي كنند. بلا فاصله پس از وقوع جرم علائم و آثار واضحه اسباب و دلايل جرم در تصرف متهم يافت شود تا تعلق اسباب ياد شده به متهم عرض شود. در صورتي كه متهم بلافاصله پس از وقوع جرم قصد فرار داشته يا در حال فرار و يا فوري پس از آن دستگير شود . در مواردي كه صاحبخانه بلافاصله پس از وقوع جرم وجود مأموران را به خانه خود تقاضا نمايد. وقتي كه متهم ولگرد باشد.
وي دربارهي محدودهي اين جرايم و اين كه آيا ميتوان مثلا بيحجابي، بدحجابي و يا روابط افراد با يكديگر را نيز جز جرايم مشهود محسوب كرد و آيا ضابط قضايي در اين موارد صلاحيت تشخيص دارد؟ اظهار داشت: بيحجاب و بدحجاب فرق نميكند و وقتي ظاهر فرد مشخص است كه بر خلاف قانون عمل كرده جرم مشهود است و ضابطان با استفاده از راهكارهايي ميتوانند برخورد قانوني كنند.
كريميراد خاطرنشان كرد: جرمهايي كه در منظر مامور اتفاق افتد، از جمله بدحجابي يا فعل حرام ديگري و مأمور آن را ميبيند، جرم است و بايد بر اساس قانون اقدام شود. ماموران براي اين برخورد آموزش ديدند و راهكارهاي لازم را براي ماموران نيروي انتظامي مشخص شده است.
همه بسيجيان ضابط دستگاه قضايي محسوب نميشوند
ضابط درجرايم مشهود كه درحد جنايت است هم حق ندارد هرگونه كه خواست عمل كند
يك حقوقدان نيز گفت: همه بسيجيان ضابط دستگاه قضايي محسوب نميشوند بلكه فقط نيروها بسيجي كه كارت ضابطيت دارند و آموزشهاي خاص پليس را ديدهاند، ضابط هستند.
دكتر هادي اسماعيلزاده، حقوقدان و مدرس دانشگاه دربارهي حيطهي وظايف و اختيارات ضابطان دستگاه قضايي به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: طبق قانون، نيروي انتظامي ضابط دستگاه قضايي است جز در موارد خاص و استثنايي كه اين اختيار به نيروهاي بسيج نيز تفويض ميشود.
وي افزود: ضابطان دستگاه قضايي فقط با دستور دادگاه و در چارچوب مقررات حق ورود دارند جز در جرايم مشهود مشخص مثل قتل يا سرقت كه ضابطان بدون دستور قضايي حق ورود دارند.
اين حقوقدان گفت: البته در اين جرايم مشهود مشخص نيز ضابطان حق ندارند هرگونه كه خواستند عمل كنند بلكه فقط اختيار دارند كه متهم را بازداشت و تحويل مقامات قضايي دهند تا تصميم لازم اتخاذ شود.
وي افزود: تا حد ممكن بايد قوانين جزايي را تفسير مضيق كرد يعني اعمالي كه در حد جنايت باشد جرم مشهود محسوب ميشود، نه اينكه به خاطر فرضا صداي نوار بلند يا راه رفتن زن و مرد در خيابان، با آن به عنوان جرم مشهود برخورد شود.
اين مدرس دانشگاه، خاطرنشان كرد: تفسير ما در حقوق جزا اين است كه اختيارات ضابطان قضايي بايد مشخص احصا شده و شفاف باشد و در برخورد با حقوق و آزاديهاي مردم بايد بسيار محتاط و مراقب باشند.
وي ادامه داد: البته در حوزهي عمل و اجرا طبيعتا تخلفاتي از اين اصول قانون صورت ميگيرد.
انتهاي پيام














