تبليغاتX
M

M

انتخابات آزاد،خسرو ناقد

انتخابات آزاد،

گام اوّل در راه اصلاحات*

 

 

متن سخنرانی خسرو ناقد

در  مجمع دانشجویان شهر ماینز آلمان

 

نزديک به صد سال است که برقراری حاکميت قانون در نظامی مبتبی بر دمکراسی پارلمانی که بر اساس انتخابات آزاد شکل گرفته باشد، خواست اصلی مردم ايران است تا در پناه آن بتوانند به تدريج اوضاع کشورشان را اصلاح و بهبود بخشند و زندگی شايسته ای را برای خود و فرزندان و نسل های آينده فراهم آورند و با همزيستی مسالمت آميز درکنار ساير ملت ها و داد و ستد معنوی و مادی با آنان، راه  پيشرفت و ترقی را طی کنند.

جنبش مشروطه خواهی و نهضت ملی و انقلاب 1357 ايران، سه حرکت اجتماعی بزرگ در مسير آزاديخواهی و عدالت طلبی بودند که همه به منظور دستيابی به خواست برقراری حاکميت قانون و قانونمند شدن تمام ارکان و سطوح جامعه صورت گرفت. در بيست و پنج سال گذشته نيز به رغم همه دشواری ها و تنگناها، تلاش و کوشش های اکثر مردم و به خصوص اغلب جوانان ميهنمان بيشتر در همين مسير بوده است؛ با يک تفاوت اساسی: نسل جوان ايران از تجربه های تلخ گذشته کشور خود و ديگر سرزمين ها آموخته است که راه رسيدن به آزادی پايدار و عدالت اجتماعی و تحقق حقوق بشر، تنها از طريق تلاش پيوسته و توأم با بردباری و پرهيز از خشونت و تکيه بر خرد جمعی ميسّر می شود؛ زيرا به تجربه دريافته است که اگر سير حوادث به تدريج به اقدامات خشونت آميز و در پی آن به انقلاب خونبار ديگری بينجامد، دور باطل انقلاب- خشونت- انقلاب تداوم خواهد يافت و بی گُمان بيشتر قربانيان چنين مهلکه ای نيز باز همين جوانان دلباخته به آزادی خواهند بود.

از اين رو شگفت نيست که شعارهای مردم در يک صد سال اخير و در تمام حرکت ها و جنبش ها، تکرار همان خواسته های اوليه بوده است. گفتمان غالب بر جامعه روشنفکری ايران نيز به صورت های گوناگون همواره تأييد و تأکيد همين خواست اصلی مردم ايران بوده است: مشروط  کردن قدرت حکام و محدود کردن اختيارات هیئت حاکمه به قوانينی که در مجلس برخاسته از رأی آزاد مردم تصويب می شود. خواه در جنبش مشروطه که علمداران آن برپايی مجلس و «عدالتخانه» را بر عَلم خود نگاشتند؛ چه نهضت ملی ايران که پرچمداران آن برگزاری انتخابات آزاد و برقراری حاکميت ملی و شعار «شاه بايد سلطنت کند و نه حکومت» را نقش پرچم خود نمودند؛ و چه هزاران هزار مردمی که با تظاهرات خيابانی و اعتراضات و اعتصابات خود در دوران انقلاب، خواهان آزادی و عدالت و برچيده شدن نظام پادشاهی بودند تا در نظامی متکی به جمهور مردم، آزاد زندگی کنند، آزاد انتخاب کنند و با رأی آزاد آنان نظام و مجلس و نهادهايی برپا شود که همه بدون استثنا تابع قانون باشند و نه آنکه يکی را بر ديگری برتری باشد و نه آنکه کشور بار ديگر به کام خودکامگان افتد و قوانين اش پُر از تبعيض و تناقض و انحصارطلبی و اقتدارگرايی گردد.

اما امروز چنان می نمايد که تمام جانفشانی ها و کوشش های يک صد ساله اخير ما بی ثمر و بيهوده بوده است و امروز همچون گذشته های دور و نزديک بايد باز با ابتدايی ترين خواسته های خود، يعنی «برگزاری انتخابات آزاد» و «برقراری حاکميت قانون» به تلاش هايمان ادامه دهيم و خوشبين باشيم که در ميانه سده بيست و يکم ميلادی، کشورمان مستعد آزادی و حاکميت قانون شود. به اين ترتيب تعجب نکنيد که می گويم گفتاری که در پی می آيد متن سخنرانی من در جمع گروهی از هموطنانمان در خارج کشور است که در پانزده سال پيش از اين انجام گرفت؛ دقيقاً در ارديبهشت ماه سال 1369 خورشيدی. ولی به گُمانم موضوع اين گفتار، هنوز نه تنها موضوع سخن و موضع امروز من است که بر اين باورم که هنوز يکی از مسايل حياتی جامعه ايران است. هنوز کشور ما در گير و دار و جنگ و گريز برگزاری انتخاباتی آزاد و دمکراتيک است و هنوز جامعهء ما رنگ حاکميت قانون و قانونمند شدن به خود نديده است. آری، ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم. اما چه باک، پا در وادی طلب می نهيم، می آموزيم و به سرمنزل مقصود می رسيم.

 

* * *

«انتخابات آزاد و دمکراتیک»، موضوعی است که برگزارکنندگان سمینار در نظر گرفته اند. این عنوان کلی را می توان از جهات گوناگون مورد بررسی قرار داد. برای مثال، می توان دربارهء انتخابات به عنوان بدیلی در برابر «انقلاب»  یا «جنبش توده ای» بحث کرد و به این نتیجه رسید که انتخابات و نتیجهء منطقی آن که همانا قبول اصل مشارکت مردم (یا بهتر گفته باشم، نمایندگان مردم) در رتق و فتق امور مملکت است، مانعی بر سر راه وقوع «انقلاب ها» و «جنبش های توده ای» خواهد بود که اغلب- حداقل در مراحل اولیه- با خونریزی و ویرانی و نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی همراه است. یعنی اینکه با قبول اصل انتخابات آزاد، از طرفی جلو اعمال خشونت آمیز گرفته می شود و از سویی، همهء گروه های سیاسی و اجتماعیِ مسئول، خود را موظف می دانند در بهبود تدریجی اوضاع مملکت بکوشند.

بنابراین، اگر قرار باشد از این دیدگاه به انتخابات نگاه کنیم، می بایستی طرفداران انتخابات آزاد را اصلاح طلب بنامیم. یعنی کسانی که دنیای دیروز و امروز و محیط پیرامون خود را مورد بررسی قرار داده و از اشتباهات گذشته آموخته و به این نتیجه رسیده اند که تغییرات تدریجی می تواند رافع مشکلات و معضلات جامعه باشد. انتظاراتشان از انتخاب هم این است که بدینوسیله زمینهء تحولات گام به گام آماده گردد. در واقع گام اول در این راه باشد. ناگفته نماند که اصلاح طلبان از بکار بستن خشونت و اعمال قهر پرهیز دارند؛ زیرا از راه تجربه به این اصل رسیده اند که در قلمرو خشونت، تمیز سره از ناسره ممکن نیست. از این گذشته، اصلاح طلبان و طرفداران انتخابات آزاد قادر نیستند در محیط خشونت آمیز و پُرآشوب فعالیت کنند. چون حیات سیاسی آنها در گرو محیط نسبتاً آرام و دور از قهر و زور اسلحه است. البته کسانی هم هستند که درست نقطه مقابل این نظر را دارند و استفاده از قهر و خشونت را به عنوان عاملی اجتناب ناپذیر در روند تحولات اجتماعی به حساب می آورند و استقرار «آزادی و عدالت» و برپایی جامعهء آرمانی خود را بدون مبارزات قهرآمیز طبقاتی غیر ممکن می دانند. اینان معتقدند که قهر به مثابهء «درد زایمان» است که تولد جامعهء نوین را ممکن می سازد. ناگفته پیداست که اصلاح طلبان «اصل انقلاب» را کتمان نمی کنند. اصولاً مگر می توان آنچه را واقعیت دارد و بارها به وقوع پیوسته کتمان کرد؟ تلاش اصلاح طلبان بیشتر در جهت ممانعت از بوجود آمدن وضعیت و شرایطی است که انقلابات قهرآمیز را ممکن می سازد.

آنچه تا اینجا گفته شد، یکی از جنبه های بررسی انتخابات آزاد است که می توان آن را چنین خلاصه کرد: در هر جامعه ای که اصلاح و بهبود اوضاع بر مبنای انتخابات و مشارکت مردم میّسر و ممکن باشد، جایی برای جنبشهای قهرآمیز و مسلحانه وجود نخواهد داشت. انتخابات آزاد نخستین قدم در راه اصلاحات تدریجی امور و بهبود وضعیت زندگی مردم است که مستلزم شکیبایی، تسامح، انعطاف و قبول حق حیات سیاسی برای آراء و عقاید مخالفان است.

اگر انتخابات را به عنوان شاخصی برای تعیین حق حاکمیت در نظر بگیریم، این پرسش مطرح می شود که اصولاً حاکمیت و حکومت کردن حق چه کس یا چه کسانی است؟ این پرسش البته دو سه هزار سال است که فکر اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. افلاطون بهترین حاکم را «سلطان فیلسوف» یا «فیلسوف سلطان» می دانست. از آن زمان تا امروز، کوششهای بسیاری انجام پذیرفته تا به این پرسشها پاسخ داده شود: حاکمیت حق کیست؟ چه کسی باید حکومت کند؟ بهترین حاکم کیست؟ عده ای معتقدند (یا معتقد بودند) که حاکمیت حق اشرافیت است. برخی می گویند پادشاه و نظام پادشاهی بهترین شکل حاکمیت است. بعضی حکومت را حق طبقهء خاصی می دانند. مثلاً طبقهء کارگر یا سرمایه دار. در این میان، عده ای اعتقاد به حاکمیت ملّی دارند و آن را عالی ترین نوع حکومت می دانند. تعدادی هم حکومت را حق خدا دانسته و بر این اساس خود را ولی و نماینده خدا بر روی زمین پنداشته، خواهان حکومت ولایت فقیه اند. کسانی هم اصلاً هیچ حکومت و حاکمیت دولتی را قبول ندارند. جالب آنکه طرفداران انواع حاکمیت ها، بدون استثنا، طریق مطلوب خود را بهترین نوع حکومت می دانند و سعادت و نیکبختی انسانها و شکوفایی جامعه را در گرو تحقق آن می پندارند.

در واقع، همه مدعی اند که نظام دلخواه و ایده آل آنها بهترین است و اگر حق حاکمیت به آنها تعلق گیرد، دنیا را بهشت برین خواهند کرد. اگر بپرسیم چرا حاکمیت حق بی چون و چرای شماست؟ و چه تضمینی هست که نظام دلخواه شما، انسانها را خوشیخت و مرفه و بی نیاز کند؟ در پاسخ، صدها تحلیل و «استدلال علمی» و حجت مذهبی و غیره برایتان ردیف می کنند و اگر قانع نشدید و قبول نکردید، دشمن طبقهء کارگر هستید، موقعیت ژئوپولیتیکی را درک نمی کنید، روابط بین المللی و رقابت در بازار جهانی را در نظر نمی گیرید و خلاصه اینکه حکم تاریخ چنین است و چنان خواهد شد.

بنا براین می بینیم که با طرح این پرسش که حکومت حق کیست و پاسخ های مختلفی که می شنویم، ره به جایی نمی بریم. پس این مسئله را به طریق دیگری باید حل کرد. برای مثال می توان پرسید که گذشته از اینکه چه کس یا کسانی زمام امور را به دست گیرند، چه می توان کرد تا در صورتی که هیئت حاکمه به قول و قرارهای داده شده عمل نکرد و قادر به رفع مشکلات و حل مسایل جامعه نبود، به سادگی و بدون انقلاب و توسل به خشونت و خونریزی، از مصدر امور کنار گذاشته شود و هیئت حاکمه دیگری (هیئت حاکمهء بهتری) را جانشین کرد؟ به عبارت دیگر، چه شرایطی باید حکمروا باشد تا مسئولین امور مرتب زیر فشار افکار عمومی و دایم تحت نظارت مردم (نمایندگان مردم) باشند؟ در واقع، اصل «نظارت عمومی بر چگونگی ادارهء امور جامعه» باید اساس کار قرار گیرد.

حال ببینیم نظارت عمومی از چه راه هایی قابل اجراست. یکی از راه های مرسوم و متعارف، همین انتخابات آزاد است. یعنی هر 4 یا 5 سال یکبار مردم پای صندوق های رأی گیری بیایند و با آراء خود، اولاً در بارهء کارکرد نمایندگان و هیئت حاکمه نظر دهند و ثانیاً برای مدت محدود و معینی، ادارهء امور جامعه را به دست عده ای یسپارند. اما در همین مدت محدود هم امکان دارد که نمایندگان و مجریان امور ار حد و حدودی که برایشان تعیین شده، تخطّی کنند و به مرور زمان، سعی در گسترش محدودهء قدرت و اختیارات خود داشته باشند. تا آنجا که بعد از اتمام دورهء مسئولیتشان ، چنان قدرتمند شوند که تغییر حکومت از راه های مسالمت آمیز مثل انتخابات دیگر میسر نباشد. به این خاطر باید راه هایی پیدا کرد تا جلو قدرت طلبی و زورمندی بیش از حد افراد و گروه ها گرفته شود. از این رو باید نهادها و تشکیلاتی بوجود آورد که گذشته از نظارت دوره ای که همان انتخابات است، دایم بر کارهای دولت و وزارتخانه ها و حتی بر فعالیت نمایندگان مجلس نیز نظارت کنند. برای مثال، رسانه های همگانی، اعم از مطبوعات و رادیو و تلویزیون و غیره، می توانند به عنوان چشم و گوش و زبان مردم عمل کنند. اتحادیه های صنفی، مثل سندیکاهای کارگری و دهقانی، اتحادیه های کارفرمایان و کارمندان بخش خصوصی و دولتی، انجمن های دانشجویان و استادان دانشگاه ها، جامعهء روحانیان و طلاب، کانونهای مستقل زنان، مؤسسات علمی و پژوهشی سنجش افکار و غیره، می توانند ناظر امور جاری مملکت باشند و در عین حال، نماینده بلافاصله منافع گروه های اجتماعی گوناگون.

پس اصل و اساس نظارت عمومی است. روشن است که هر گاه نظارت عمومی در کار نباشد، عالی ترین و علمی ترین نظریه و ایدئولوژی و مکتب و صالح ترین و صائب رأی ترین سیاستمدار نیز بعد از مدت کوتاهی به فساد و تباهی کشانده خواهد شد. بنابراین، کوشش در راه یافتن شیوه های نوینی که بتواند نظارت مردم در چگونگی اداره امور جامعه را تسهیل کند و بدینوسیله از قدرت یابی بیش از حد گروه یا فرد خاصی ممانعت کند، یکی از وظایفی است که روشنفکران هر جامعه به عهده دارند. حال که سخن از روشنفکران به میان آمد، اشاره ای کوتاه به این مسئله لازم است:

در هفتاد هشتاد سال گذشته، حداقل از دوران قیام مشروطه خواهی تا کنون، حکام و مجریان امور مملکت کمتر امکان مشارکت و نظارت در امور را به مردم داده اند. اما هر گاه نیز این امکان و فرصت به مناسبتی پیش آمده است، روشنفکران ما تا آن حد با مردم و فرهنگ و تاریخ مملکتشان آشنا نبوده اند تا بتوانند از این فرصت ها بهره گیرند و به یاری مردم شتافته و در بهبود اوضاع سهمی داشته باشتد. آنها اغلب با طرح نظریه ها و ایدئولوژی های بیگانه با فرهنگ و سنن ملی ما، جامعه را دچار آشفتگی کرده و آخر کار هم انگشت حیرت به دهان گرفته اند که چرا مردم حرف هایشان را درک نمی کنند!

وظیفه و مسئولیتی که روشنفکران جامعه آزادانه متقبل شده اند، خطیر و دشوار است. اینکه می گویم یکی از وظایف روشنفکران، یافتن شیوه های جدید برای تحول و تکامل جامعه و بهبود شرایط زندگی مردم است،به این معنا نیست که مثلاً فلان نظریه و روش را که در فلان جامعه با شرایط اجتماعی و پیشینهء تاریخی و فرهنگی خاص خود، موفق بوده است، از حفظ کنیم و به عنوان سوغات به کشور شان بیاورند. اگر کار به این سادگی بود که احتیاجی به روشنفکر و سیاستمدار و محقق علوم اجتماعی و سیاسی و غیره نبود. چند تن از نخبگان آن جامعهء موفق و پیشرفته به استخدام گرفته می شدند تا کشور را با همان روش، آباد کنند! روشنفکرِ مسئول حتی اگر نظریهء قابل توجه و سودمندی را نیز تحصیل کند، چاره ای ندارد جز آنکه نخست وضعیت جامعه خود را خوب بسنجد، گذشتهء تاریخی و فرهنگی کشور و ملتش را مطالعه و بررسی کند، با آداب و رسوم و سنن ملی و مذهبی مردم و خُلق و خوی آنها آشنا شود، بعد از تمام این ملاحظات، باید سعی کند با حفظ و پاسداری از جنبه های مثبت و سودمند فرهنگ ملی خود و با در نظر گرفتن شرایط کنونی و موقعیت علم و تکنیک پیشرفته، راه و روشی را که به نظرش مفید می رسد به جامعه پیشنهاد کند. به عبارت دیگر، با حفظ هویت ملی خود، از دستاوردهای علم و تمدن بشری نیز سود بجوید. در واقع، داد و ستد فرهنگی میان جوامع و تمدنها، از زمانی که ملت ها وجود داشته اند، برقرار بوده است؛ ولی همواره فرهنگ و سنن ملی و روش حکومتی و شیوه مملکت داری جوامع از هم متمایز بوده است. اینکه می گویم متمایز، با این معنی نیست که فرهنگ و قوم و نژادی بر دیگری برتری داشته است. بلکه تمایز فرهنگی و یا به زبان دیگر، وجود فرهنگهای گوناگون و متنوع، یکی از عوامل اصلی شکوفایی و پویایی تمدنها در طول اعصار بوده است. حفظ و حمایت فرهنگ های گوناگون، چون حفظ زیبائی های متنوع طبیعت است.

البته من به هیچ وجه قصد ندارم همهء تقصیرها را متوجه روشنفکران و گروه های سیاسی مخالف حکومت گذشته و کنونی کنم. ولی باید اذعان داشت که سازمان ها و گروه های سیاسی نیز در بوجود آمدن چنین وضعیتی بی تقصیر نیستند. روشن است که اگر حکومت گذشته امکان فعالیت آزاد را به احزاب سیاسی و گروه های اجتماعی می داد، نه کار به انقلاب و خونریزی کشانده می شد و نه وضع نامناسبی که امروز مردم در درون و برون کشور با آن روبر هستند، بوجود می آمد. اصرار و تأکید بر اصل انتخابات آزاد هم درست به خاطر جلوگیری از تکرار چنان وضعیتی است که ناچار به انقلاب منجر شد.

بی شک بسیاری خواهند پرسید، که اگر همه نیز موافق انتخابات آزاد باشند، وقتی هیئت حاکمه نخواهد، با زور سر نیزه و بگیر و ببند، جلو هر درخواست معقولی را هم خواهد گرفت. بنده اما مسئله را این چنین نمی بینم و به قدرقدرتی حکومت و سران آن باور ندارم. اگر با در نظر داشتن وضعیت کنونی کشورمان و همچنین با در نظر گرفتن شرایطی که امروزه در جهان حکمفرماست، بکوشیم تا اصل انتخابات آزاد را در سطح وسیعی و به صورت یک شعار همه گیر طرح کنیم و نه تنها افکار عمومی جهان- که به اعتقاد من مسئله ای ثانوی است- بلکه در درجه اول اعتماد ملت را به خود جلب کنیم، اقبال موفقیت در زمینه سازی تحولات آتی را خواهیم داشت. در اینکه ملت به خاطر سیاست های نامناسب یازده سال گذشته، اعتماد و اطمینان به هیئت حاکمه ندارد، تصور می کنم اتفاق نظر وجود دارد. ولی باید قبول کنیم که مردم به سازمانها و گروه های و شخصیت های سیاسی مخالف نیز با در نظر گرفتن آنچه تا کنون از آنها دیده و شنیده اند، اعتماد و امید چندانی ندارند. اما همین طرح و پافشاری بر اصل انتخابات آزاد، می تواند اولین قدم در راه جلب اعتماد مردم باشد. یعنی باید به مردم گفت که ما به عنوان اپوزیسیون، به دنبال جنگ مسلحانه و برادرکشی و خونریزی و انقلاب نیستیم. ما به عنوان بخش جدایی ناپذیر از پیکرهء جامعه و ملت ایران، می خواهیم بدون استفاده از خشونت، نظرات و پیشنهاها و برنامه های اصلاحی خود را به رأی آزاد مردم بگذاریم. اگر که دیگران نیز نظرات و برنامهء بهتری دارند که در این مدت از مردم پنهان کرده اند (وگرنه باید اوضاع اقتصادی و اجتماعی و غیره حداقل اندکی بهتر از این می بود)، این گوی و این میدان. ما حاضریم آراء آزاد مردم را قبول کنیم و به داوری آنها احترام بگذاریم. تلاش و مبارزه ما برای بوجود آوردن شرایطی است که همه نیروهای اجتماعی و سیاسی، آزادانه و بدون به کارگیری قهر و خشونت و با احترام متقابل به نظرات یکدیگر، پیشنهادات خود را طرح کنند و مردم نیز آزادانه و بدون هراس، به هر فرد و هر گروه که تمایل داشتند، رأی دهند.

البته معلوم است که با اوج گیری چنین حرکتی، مخالفان انتخابات آزاد نیز بیکار نخواهند نشست و از آنجا که تمام وسایل و امکانات تبلیغاتی، چون رسانه های گروهی و تربیون مجلس و مجامع بین المللی و غیره را در اختیار دارند، به ما هزار اتهام خواهند زد. برای مثال ما را متهم به تروریسم و استفاده از خشونت و مبارزه مسلحانه- آنهم با کمک کشورهای بیگانه- خواهند کرد. یا ما را به همکاری با ابرقدرتها متهم خواهند کرد. ولی ما نباید به این دلیل که چون مردم به حاکمیت اعتماد لازم را ندارند، بنابراین تبلیغات هم در آنها اثر نخواهد کرد، ساکت بنشینیم. به خصوص که گروه های مخالفی نیز وجود دارند که ادامهء حیات سیاسی خود را در گرو توسل به اسلحه و پیش گرفتن راه و روشهای افراطی و حتی همکاری با دولتهای بیگانه می دانند.

پس می بینیم که مخالفین انتخابات آزاد، تنها در درون هیئت حاکمه نیستند، بلکه سازمان ها و افرادی نیز در میان اپوزیسیون یافت می شوند که در صدد به دست گرفتن بلامنازع قدرت سیاسی هستند و حاضر نیستند به رأی مردم تن دهند. ناگفته نماند که در صورت برگزاری انتخابات آزاد در آیندهء نزدیک، نتیجهء آن معلوم نیست. بر این اساس، مخالفت هیئـت حاکمه و برخی از گروه های اپوزیسیون با انتخابات، نه از موضع قدرت و اعتماد به قوهء استدلال، بلکه از ضعف و عدم اطمینان به برنامه و ایدئولوژی سیاسی آنها نشأت می گیرد. وگرنه چه دلیل دیگری وجود دارد که از برگزاری انتخابات آزاد و قضاوت مردم بهراسند؟ اگر ادعا دارند که اکثر مردم از سیاست و راه و روش آنها پشتیبانی و استقبال می کنند، برگزاری انتخابات آزاد بهترین و مناسب ترین طریق برای اثبات ادعایشان خواهد بود. اگر از دیدگاه دین اسلام ? و نه بر اساس موازین قانونگزاری جدید- به مسئله بنگریم، «بیعت العام» حق مسلم مردم است. تنها پس از بیعت همگانی، یعنی بیعتی که عموم مردم برای پیمان بستن در آن شرکت می کنند، حاکمیت مشروعیت می یابد.

پافشاری و اصرار بر اصل انتخابات آزاد و پرهیز از بکارگیری روشهای خشونت آمیز می تواند برانگیزانندهء موجی باشد که حتی بر بخشی از مسئولان معقول و طرفداران واقع بینِ حاکمیت نیز اثر گذارد.به خصوص که هم اکنون بخش عظیمی از طرفداران اولیه نظام جمهوری اسلامی به این امر پی برده اند که انحصار حاکم بر فضای جامعه و سلب آزادی و نبود امنیت عمومی و بی اعتنایی به حقوق ملت و زیر پا گذاشتن قانون، علت اصلی مشکلات و نابسامانی های اجتماعی و تشدید بحرانهای اقتصادی است. اکنون دیگر به همگان معلوم گردیده که تا زمانی انحصارطلبی و عدم آزادیهای اجتماعی و سیاسی برقرار است، مسایل و معضلات جامعه قابل حل نیست. گرانی سرسام آور مایحتاج عمومی، بازار سیاه و تبدیل دلار به واحد اصلی و رایج مملکت، سقوط ارزش ریال و تورم اقتصادی، بیکاری آشکار و نهان که امید به آینده را در جوانان نابود کرده است، مسئلهء اعتیاد به مواد مخدر که روز به روز به تعداد معتادین افزوده می شو و تا کنون هیچ کوشش جدی در جهت رفع علل اجتماعی و اقتصادی آن به عمل نیامده و هنوز کسانی در این خیال واهی اند که می توان با اعدام عده ای این مشکل عظیم را از میان برداشت. فساد در دستگاه اداری و تبعیض در تمام سطوح، عدم امنیت قضایی و برقراری نوعی حکومت ملوک الطوایفی در کشور، از جمله مسایل موجود هستند. اما حاکمیت کمافی السابق تمام نیروی خود را در جهت حفظ قدرت سیاسی بکار گرفته است و حاضر به قبول اصل مشارکت مردم در حل مشکلات مملکت نیست.

البته این نخستین بار در تاریخ معاصر ایران نیست که هیئت حاکمه ای به هشدارهای اصلاح طلبان و خیرخواهان مملکت بی توجه است. حدود دوسال پیش از انقلاب 57، تعدادی از ملّیون سرشناس و سران جبهه ملی طی نامه ای با هشدار به محمد رضا شاه درخواست اجرای قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد نمودند که با بی توجهی و حتی تهدیدهای شاه مواجه شدند. هر چند که چند سال بعد، زمانی «صدای انقلاب» را شنید که دیگر دیر شده بود. ناگفته نماند که در آن زمان حتی بخشی از مخالفین شاه به این اقدام ملی گرایان ایراد گرفتند و آنان را به سازشکاری و کرنش در مقابل قدرت حاکم متهم کردند. ولی مسیر وقایع نشان داد که چنین نبود و در صورتیکه حاکمیت گذشته به خواسته های به حق مردم توجه می کرد و به قانون احترام می گذاشت، عده ای بی گناه در جریان انقلاب کشته نمی شدند و شاید وقایع بعدی نیز روند دیگری در پیش می گرفت.

در واقع اصلاح طلبان و ملّیون ایران در سالهای پیش از انقلاب، همچون امروز، با هشدارهای خود و تأکید و اصرار بر اصولی چون حاکمیت ملّی، برقراری حکومت قانون، آزادی اجتماعات و مطبوعات و برگزاری انتخابات آزاد، در پی ممانعت از برخوردهای خشونت بار اجتماعی و سیاسی بوده و هستند؛ برخوردهایی که ثمره ای جز خونریزی و برادرکشی و افتادن مملکت در سراشیبی سقوط ندارد. این سخن شیخ اجل سعدی شیرازی را باید آویزه گوش کرد که می فرماید:

علاج واقعه پیش از وقوع باید کرد

دریغ سود ندارد چو رفت کار از دست

 

* برگرفته شده از سخنرانی نویسنده در مجمع دانشجویان شهر ماینز آلمان در اردیبهشت ماه سال 1369. این سخنرانی 7 سال پیش از دوم خرداد، در شرایطی که هنوز صحبتی از انتخابات و اصلاحات در میان نبود و بسیاری از مخالفان سیاسی شعار «براندازی» می دادند، بیان شده و بر روی ضرورت حرکت های اصلاح طلبانه مسالمت آمیز تدریجی تأکید کرده است که در مواردی در شرایط کنونی نیز در خور توجه و بحث و نقد است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 بهمن1383ساعت 2:55 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

نافرمانی مدنی

نافرمانی مدنی ( بخش ۱)
برای رهائی از رژیم اسلامی و استقرار دموکراسی در ایران راهی هست
(محمد پروین)
mparvin@mehr.org

فراخوان رفراندم، که بعنوان راه کاری برای تغییر قانون اساسی  مطرح شد،  طبیعتا  به گفتمان رفراندم تقلیل پیدا کرد. منتها، طراحان و حامیان این طرح، کماکان بدنبال جو سازی هستند. دم از تشکیل کمیته میزنند تا  رفراندم را به گفتمان عمومی مبدل سازند و انشا نویسی های  تکراری و پر از تناقض، در مدح و ثنای اتحاد و اتفاق، کماکان مایه کار "روشنفکران" و  "جامعه شناسان" برون مرزی است.

خوشبختانه معرکه رفراندم، نتوانست دوم خرداد دیگری بیافریند. بنظر میرسد که مردم هشیار شده اند و حداقل  از خیل این "فرهیختگان" هشیارترند. همه این داستان ها، مدیحه سرائیها، و سفسطه و مغلطه ها بنظر میرسد که محدود به جمع خود این "فرهیختگان" باشد که برای درد استیصال خود، درمانی یافته اند و اَمارهای بی اعتبار اینترنتی را توجیه گر درستی نسخه درمان خود میدانند.

در مورد رفراندم به اندازه کافی نوشته شده است و من نیز نظرات خودم را در شش مقاله اَورده ام (۱).  پرداختن بیشتر از این به اَن،  به ادامه این سرگرمی و غافل شدن ما از مبارزات واقعی علیه رژیم ظلم در ایران کمک خواهد کرد. به گمان من، کار سازنده، همانطور که در این نوشته ها توضیح داده ام، پرداختن به راه کاریست که میتواند به مبارزات خود بخودی مردم ایران شکل ببخشد، اَنها را هدف مند کند، و استراتژی بزرگ فروپاشی رژیم اسلامی را طراحی کند. این راه کار، نافرمانی مدنی است. باید فلسفه اَن را یاد گرفت. دریافت که بر چه اساسی استوار است و سپس رمز و راز اَن را بعنوان یک فن، فن مبارزه، یاد گرفت و یاد داد و توانست با تلفیق با شرایط فعلی حاکم بر مملکتمان، اَنرا بدرستی بکار گرفت. به دوستانی که این نوشته را میخوانند توصیه میکنم که حداقل چند صفحه از کتاب " از دیکتاتوری تا دموکراسی" را که به فارسی ترجمه شده و در سایت "مهر" موجود است بخوانند (۲). مطمئن هستم که اگر چنین کنید، شما نیز جذب این ایده خواهید شد، و شما هم چون من به این امید باور خواهید کرد که برای نجات از سلطه ستم در مملکت ما راهی هست. باید اَن را اَموخت.

 بعنوان اولین بخش از این سلسله بحث ها در مورد نافرمانی مدنی،  مصاحبه ای را که جند ماه پیش  به نمایندگی از طرف گروه "مهر" با دکتر شارپ (۳)، متخصص مبارزات بدور از خشونت انجام دادم بنظر شما میرسانم. به من توصیه شده است که موثر تر است که نوشته های  خود را کوتاه تر کنم. از اینروست که ۶ سئوال  از ۱۳ سئوال مطرح شده  را در نوشته دیگری خواهم آورد. مصاحبه دیگری نیز دو هفته پیش با دکتر شارپ انجام شد که طی آن  رفراندم نیز مورد بحث قرار گرفت. که در نوشته های دیگری برایتان باز گو خواهم کرد تا ببینید که از نظر او،  رفراندم از جنس مذاکره هست  و در هیچ فرم و شکلی، جائی در سلسله مراتب نافرمانیهای مدنی و مبارزات بدور از خشونت ندارد. دوستانی که مایلند نوار مصاحبه را که به انگلیسی انجام شده داشته باشند، میتوانند با دفتر مهر تماس بگیرند.


مصاحبه با جین شارپ:

مهر:  از اینکه دعوت ما را برای انجام این مصاحبه پذیرفته اید سپاسگزارم. سهم شما در درک و کاربرد مبارات بدوراز خشونت  مافوق تصور است. تلاش شما برای بسیاری ازعاشقان اَزادی  و  جنبش های اَزادی خواهانه که در سراسر دنیا منجمله ایران  با دیکتاتور ها در نبردند ایجاد امید بسیار کرده است.

ما سعی داریم که فلسفه و روشهای مبارزه غیر خشونت اَمیز را یاد بگیریم و اَموخته ها را با ایرانیان درون  مرز در میان بگذاریم. اَنها تا بحال استقبال خوبی کرده اند و هسته هائی برای مطالعه مبارزه غیر خشونت اَمیز بر اساس نوشته های شما و تطبیق اَن با شرایط ایران تشکیل شده است.  من شخصا افتخار میکنم که خودم را یکی از شاگردان شما بدانم.

۱- مهر

 به ما بگوئید که چگونه شد که  درگیراینکار و تحقیق بر روی مسئله ای که نسبتا غیر شناخته شده  و غیر محبوب است شدید؟

شارپ:

اَیا ۲۴ ساعت وقت برای توضیح من دارید؟ اگربخواهم  داستان را خلاصه  کنم باید بگویم که این به سالهای ۱۹۴۰ و اوائل ۱۹۴۱ بر میگردد که من یک دانشجو بودم. زمانی که دوران استعمار اروپا، .تبعیض نژادی در امریکا، سلطه رژیم نازی دراَ لمان و استالین در شوروی  بود و دوره  بمب اتمی و همه اینها پدیده های جدیدی بودند. کاملا واضح بود که روشهای خشونت اَمیز موفقیت امیز نبوده اند و احتیاج به روش جدیدی  برای مقابله با تعرض وجود دارد. اینها همه نشان از این داشت که باید کاری انجام داد.

اندیشه من بر سر این مسائل منجر به این شد که روشهائی هستند که که اگر چه ساده نیستند اما محاسن بسیاری در مقایسه با روشهای خشونت اَمیز دارند. من اَغاز به مطالعه کردم و اندیشه در این امر که چگونه میتوان این روش را بصورت موثرتری  بکار گرفت.

۲- مهر

دلیل اصلی که باید این متد را  و نه  روش خشونت اَمیزرا  بکار گرفت چه هست؟ اَیا مسائل اخلاقی تعیین کننده هستند؟ اَیا ترس از تلافی و عکس العمل خشونت اَمیز دیکتاتور ها دلیل اَنست و یا اینکه علت اینست که این روش موثر تریست و شانس بیشتری برای موفقیت دارد؟

شارپ

دلیل اصلی اینست که این روش میتواند از روشهای خشونت اَمیز موثر تر باشد. سرکوب گران همیشه برای اعمال خشونت دست بالا را دارند و ابزار بیشتری نیز در اختیار انها هست تا سلطه خود را حفظ کنند. مردم عادی به این ابزار دسترسی ندارند و اگر هم داشتند مبارزه اَنها به برخورد خونینی تبدیل میشد که نهایتا به نفع  قدرت موجود خاتمه می یافت. پس بهترست که این روش  را تجربه کرد و دید چگونه میتوان ان  را در اَینده توسعه داد.

۳- مهر

من فکر میکنم که فقدان درک درست از مبارزات غیر خشونت اَمیز در میان هواداران این روش، احتمالا بزرگترین دشمن اَن باشد.  بعضی افراد فکر میکنند که تنها اعلام اینکه مدافع مبارزات غیر خشونت اَمیز هستند و تکرار اَن بعنوان یک شعار، کافی خواهد بود. متاسفانه، این امر در میان ایرانیان نیز دیده میشود. عده ای  مدام در باره مبارزات غیرخشونت اَمیز حرف میزنند ولی سعی در یادگیری اَن نمی کنند.

شارپ

 من با شما موافقم. بعضی ها میگویند بگذارید اهل صلح و دوستی و عشق باشیم و همه چیز خوب خواهد شد. این حرف اساسا بی ربط است. این ابزار مبارزه ایست که شما  باید  کار برد انرا بدقت  یاد بگیرید و گرنه پیروز نخواهید شد. و اگر یاد بگیرید که اَنرا چگونه بدقت اعمال کنید و استراتژی لازم برای موثر بودن اَنرا پی بریزید، اَنوقت شانس بسیاری برای موفقیت دارید.

۴- مهر

 وقتیکه ما در مورد مبارزات غیر خشونت اَمیز صحبت میکنیم، مردم ما را به چالش میخوانند و سئوال میکنند که چگونه میخواهید با رژیم سفاکی چون رژیم اسلامی با این روش بجنگید؟ من شخصا این سئوال را وچالش را به خودشان بر میگردانم. به آنان یاد آوری میکنم که این رژیم  به پیشرفته ترین سلاحها مسلح است و به  سلاح های اتمی هم دسترسی دارد  و بعد از آنان می پرسم که شما چگونه میخواهید با این رژیم بجنگید؟ به من نشان دهید که روش شما موثر تر است و من به شما ملحق خواهم شد. و اینچنین است که انها را به چالش میطلبم.
پاسخ شما به چنین چالش هائی جیست؟ 

شارپ

با شما موافقم. مردم اعتقاد بچه گانه ای دارند مبنی بر اینکه روشهای خشونت اَمیز قوی تر و موثر تر هستند، بدون اینکه هیج دلیل و شاهدی داشته باشند. مبارزات بدور از خشونت تاریخ  طولانی دارند و در موارد خاصی و حتی در شرایط حاد موفقیت اَمیز هم بوده اند.  بعنوان مثال .مقاومت در کشورهای تحت اشغال نازیها و مبارزات در کشورهای کمونیستی و اَنچه در لهستان، برلین  و آلمان در دفاع از کلیمیان گذشت، و نمونه های بسیار دیگری را  میتوان نام برد. مردم باید این شواهد تاریخی را بیاموزند و در یابند که چگونه میتوان از این نمونه های تاریخی استفاده کرد تا احتیاجات مملکت خودشان را براَورده کنند.

۵ مهر

توصیه شما به کسانی که به یادگیری مبارزات غیر خشونت اَمیز علاقه دارند چیست؟ چه باید بکنند؟ چگونه باید شروع کنند؟ لطفا مراحلی را که باید طی کرد توضیح دهید.

شارپ

باید از اَموزش شروع  کرد. از مطالعه قدم به قدم. نباید بر این اساس اَغاز کرد که همه جوابها را داریم. نمیتوان این ایده را امروز گرفت و فردا اقدام به عمل کرد. یک پروسه روشنفکری در میان است که طی اَن باید یاد گرفت و ارزیابی کرد که چگونه این روش میتواند به فرم موثر تری برای حل مسئله ای  خاص مورد استفاده  قرار گیرد.

۶- مهر

بنظر میرسد که اگر مبارزات غیر خشونت اَمیز قرار باشد به موفقیت برسند، باید قادر باشند برای  دیکتاتوری موجود، یک بدیل دموکراتیک از درون خود تولید کنند. اگر چنین پنداری درست است، ممکن شما توضیح دهید که  تحقق این امرچگونه خواهد بود؟

شارپ

     به عقیده من این درست است. مردم اغلب اینکار را نمی کنند. بعضی اوقات حالتهائی وجود داشته که مبارزات غیر خشونت اَمیز موفقیت اَمیز بوده اند اما مردم بدیل دیگر حکومتی را ایجاد نکرده اند. نهادهای دموکراتیک را تشکیل نداده اند و گروه های جدیدی  را که خیال برپائی دیکتاتوریهای جدیدی را داشته اند زیر نظر نگرفته اند. بهمین دلیل بتدریج و گاه هم به سرعت، اداره امور بدست گروه های غیر دموکرتیک افتاده که خواستشان این بوده که خود را جانشین رژیم  سابق بکنند. این امر بسیارخطرناکی هست. در این رابطه  دو نکته حائز اهمیت است.

اول توسعه یک نهاد قوی دموکراتیک و فعال است که از دست اَوردهای جنبش غیر خشونت اَمیز دفاع کند. دوم اینکه مردم به نحوی روشهای غیر خشونت اَمیز را یاد بگیرند که نگذارند گروه های دیگر مسلط بر جنبش بشوند و رژیم غیر دموکراتیک خود را برپا کنند.

۷- مهر

اَیا تشکیل دولت موازی ونهادهای موازی نقشی در جلوگیری از به سر کار اَمدن نیروهای غیر دموکراتیک دارند و به اَن مربوط میشوند؟

شارپ

دولت موازی و یا دولت خارج از نفوذ رژیم نظیر جنبش همبستگی در لهستان بسیار حائز اهمیت است. در لهستان انواع اتحادیه های  غیر قانونی را ایجاد کردند. دانشجویان و کشاورزان و بقیه هم بطور مشابه رفتار کردند. این پایه های قوی سیستمی را تشکیل داد که جلوی ادامه دیکتاتوری حاکم را گرفت و مبنای یک دموکراسی را پایه نهاد. این فقط یک نمونه بود.

۲ فوریه ۲۰۰۵

منابع:


۱- رفراندم اصلاح  طلبان حکومتی برای گدائی کردن تغییر قانون اساسی و دست افشانی "اپوزیسیون" رژیم اسلامی برای آن
http://mehr.org/Referendum2.mht
۱-۲-  جدائی دین از دولت، بیانیه حقوق بشر، دموکراسی و رفراندم
http://mehr.org/Referendum2.mht

۱-۳- طرح سیاست سازان امریکا برای "تغییر خامنه ای" در تکمیل رفراندم "تغییر قانون اساسی"
http://mehr.org/CPD_persian.mht

۱-۴- یاد داشتی در مورد جدائی دین از دولت و رفراندم
http://mehr.org/Referendum3b.mht

۱-۵ "گفتمان" رفراندم  و نافرمانی مدنی
http://mehr.org/Referendum4.mht

۱-۶ "گفتمان" رفراندم، در عناد با روش نافرمانی مدنی
http://mehr.org/Referendum5.mht

۲- از دیکتاتوری تا دموکراسی

http://mehr.org/from_dictatorship_to_democracy_persian.pdf

- بیوگرافی جین شارپ۳
http://mehr.org/sharp_bio.htm

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 بهمن1383ساعت 1:57 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

متن کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان

متن کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان

 

مصوبه 18 دسامبر 1979(27آذر 1358)- قطعنامه شماره 180/34 مجمع عمومی سازمان ملل متحد
قدرت اجرايي بنابر ماده 27(1) سوم سپتامبر 1981(12 شهريور1360)

دولتهاي عضو کنوانسيون حاضر:


 با توجه به منشور سازمان ملل مبني بر اعتقاد راسخ به اصول پايه اي حقوق بشر و احترام به ارزش ذاتي و برابري خدشه ناپذير حقوق مردان و زنان
· با توجه به اعلاميه جهاني حقوق بشرکه اصل قابل قبول نبودن تبعيض را تائيد نموده است و اعلام داشته است که تمام افراد بشر آزاد و برابر بدنيا ميآيند و همه از کليه حقوق و آزاديهائی که در آن بيان شده است بدون هيچگونه تمايزي از جمله تمايز در جنسيت برخوردار ميباشند.
· با توجه به اينکه دولتهاي عضو ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر، متعهد شده اند که حقوق برابر مردان و زنان را در بهره مندی از کليه امور اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و سياسي تضمين نمايند.
· با در نظر گرفتن ميثاقهاي بين المللي تحت نظر سازمان ملل و نمايندگي هاي تخصصي جهت ترويج و پيشرفت حقوق برابر مردان و زنان
· با توجه به قطعنامه ها، اعلاميه ها و توصيه هايي که بوسيله سازمان ملل و نمايندگي هاي تخصصي جهت ترويج و پيشرفت برابري حقوق مردان با زنان، تصويب شده است.
· با نگراني از اينکه عليرغم اسناد گوناگون و فراوان، هنوز ادامه تبعيض ها عليه زنان وجود دارد.
· با تذکر و يادآوري به اينکه تبعيض عليه زنان، نقض اصول برابري حقوق و احترام به شخصيت انساني ميباشد و (اين تبعيضها) مانعی است براي شرکت زنان در شرايط مساوي با مردان در زندگي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کشورهاي آنان و نيز از رشد سعادت جامعه و خانواده جلوگيري ميکند و باعث بوجود آوردن مشکلات بيشتر براي توسعه و قابليتهاي زنان جهت خدمت به کشور خودشان و (جامعه) بشري ميشود.
· با در نظر گرفتن اينکه زنان در مواقع فقر حداقل دسترسي را به مواد غذائي، بهداشت، تحصيل، آموزش، فرصتهاي اشتغال و ديگر نيازمندي ها دارند.
· با اعتقاد به ايجاد نظم نوين اقتصاد بين المللي مبني بر برابري و عدالت که کمک مهمي در جهت ترويج و پيشرفت برابري بين مردان و زنان است.
· با تاکيد به ريشه کن کردن آپارتايد در اشکال گوناگون آن مانند نژاد پرستي، تبعيض نژادي، بهره برداري (استعمار) و بهره برداري جديد (استعمار نو)، تجاوز، اشغال، سلطه خارجي و دخالت در امور داخلي کشورها که لازمه تحقق کامل حقوق مردان و زنان ميباشد.
· با تاکيد بر تقويت صلح و امنيت بين المللي، تنش زدائي بين المللي، همکاري متقابل ميان تمام دولتها، صرف نظر از نظامهاي اجتماعي و اقتصادي آنها، خلع سلاح اتمي تحت نظارت مستقيم و موثر کنترل بين المللي، (همچنين) با تاکيد بر اصول عدالت، برابري و منافع متقابل در روابط ميان دولتها و درک حقوق مردم تحت سلطه استعمار و بيگانه و اشغال خارجي براي حق تعيين سرنوشت و استقلال و نيز احترام به حاکميت ملي و تماميت ارضي که باعث پيشبرد روند توسعه اجتماعي و در نتيجه کمک به دستيابي کامل برابري بين مردان و زنان خواهد بود.
· با اعتقاد به اينکه پيشرفت و توسعه تمام و کمال يک کشور، رفاه جهاني و علت (برقراري صلح)، لازمه حداکثر شرکت زنان در تمام زمينه ها و در شرايط مساوي آنها با مردان است.
· با يادآوري اينکه سهم عمده زنان در رفاه خانواده و پيشرفت جامعه تا به حال بطور کامل شناخته نشده است. اهميت (نقش) اجتماعي مادر و نقش والدين در خانواده و تربيت و رشد کودکان و با توجه به اينکه نقش زنان در توليد مثل نبايد بر اساس تبعيض قرار گيرد بلکه تربيت و رشد کودکان مستلزم يک توافق در مسئوليت بين مردان و زنان در (خانواده) و همين طور در جامعه است.
· با توجه به تغيير نقش سنتي مردان و زنان در جامعه و خانواده، دستيابي به برابري کامل بين مردان و زنان ضروري و لازم است.
· با تصميم به اجراي اصولي که در اعلاميه رفع تبعيض عليه زنان آمده است و بخاطر آن اهداف و نيز جهت انجام اقدامات ضروري براي از ميان برداشتن اينگونه تبعيضها در تمامي اشکال و مظاهر آن، دولتهای عضو مواد زير را مي پذيرند:

قسمت اول
ماده اول
براي (درک) مفاهيم کنوانسيون حاضر، عبارت تبعيض عليه زنان، به معني قائل شدن به هرگونه تمايز، استثناء يا محدوديت (محروميت) بر اساس جنسيتي است که نتيجه يا بمنظور خدشه دار کردن و يا بي اثر نمودن رسميت و شناسائي، بهره مندي يا اعمالي که بوسيله زنان انجام ميگيرد، صرف نظر از وضعيت تاهل آنها و بر مبناي برابري حقوق انساني مردان و زنان و آزاديهاي اساسي در زمينه هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، مدني و يا هر زمينه ديگر اطلاق ميگردد.
ماده دوم
دولتهاي عضو، تبعيض عليه زنان را در تمام اشکال آن، محکوم ميکنند و بيدرنگ و با کليه ابزارهاي مناسب، با سياست محو تبعيض عليه زنان موافقت ميکنند و آنرا پي گيري مينمايند و بدين منظور امور زير را تعهد ميکنند:
الف- گنجاندن اصل برابري مردان و زنان در قوانين اساسي شان يا ديگر قانونگزاريهاي متناسب در اين مورد. (دولتهای عضو) اگر تاکنون چنين قانوني را وضع نکرده اند از طريق وضع قانون (قوانين عادي لازم الاجرا) يا ديگر ابزارهاي مناسب از تحقق عملي اين اصل اطمينان حاصل خواهند کرد.
ب- اتخاذ قوانين مناسب و ديگر اقدامات لازم که شامل تصويب مجازاتهاي مناسبی است، بمنظور جلوگيري از اعمال تبعيض عليه زنان.
ج- ايجاد حمايت قانوني از حقوق زنان بر مبناي برابري با مردان و اطمينان از طريق دادگاههاي صالح ملي و ديگر نهادهاي عمومي در جهت حمايت موثر از زنان در مقابل هر نوع اقدام تبعيض آميز.
د- خودداري از انجام هرگونه اقدام و عمل تبعيض آميز عليه زنان و تضمين اينکه مقامات و موسسات عمومي طبق اين تعهد عمل نمايند.
ه - اتخاذ هرگونه اقدام مناسب در جهت حذف تبعيض عليه زنان بوسيله هر فرد، سازمان يا موسسه.
و- اتخاذ اقدامات مناسب که شامل (تدابير) قانونگذاري براي تغيير، اصلاح يا فسخ قوانين موجود، مقررات، عادات (عرف) و عملکرد هائي که باعث بوجود آمدن تبعيض عليه زنان ميباشند.
ح- لغو کليه مقررات کيفري داخلي (ملي) که باعث بوجود آمدن تبعيض عليه زنان ميباشند.
ماده سوم
دولتهاي عضو کليه اقدامات لازم و مناسب را در تمام زمينه ها بويژه سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و از جمله قانونگزاري، اعمال خواهندکرد تا بدينوسيله از توسعه و پيشرفت کامل (وضعيت) زنان اطمينان حاصل نمايند. ( اين اقدامات) به منظور تضمين حقوق زنان جهت اعمال و بهره مندي آنان از حقوق بشر و آزاديهاي اساسي بر پايه برابري با مردان انجام خواهد گرفت.
ماده چهارم
1- اتخاذ اقدامات موقت و ويژه که بوسيله دولتهاي عضو و بمنظور سرعت بخشيدن بالفعل در برقراري برابري بين مردان و زنان انجام ميگيرد نبايد بعنوان (رفع) تبعيض بگونه اي که در اين کنوانسيون تعريف شده است، تلقي گردد. اما (برعکس) اين اقدامات موجب اعتبار بخشيدن و حمايت از نابرابري و (بکار بردن) معيارهاي مجزا خواهد شد، (زيرا) در زمان رسيدن به اهداف مورد نظر که فرصتها و رفتارهاي برابر است، (اين اقدامات موقت) متوقف خواهد شد.
2- اتخاذ تدابير ويژه دولتهاي عضو که شامل اقداماتي است که در کنوانسيون حاضر جهت حمايت حق مادري منظور شده است، به عنوان تبعيض در نظر گرفته نخواهد شد.
ماده پنجم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي زير را به عمل خواهند آورد:
الف- اصلاح الگوهاي رفتاري اجتماعي و فرهنگي مردان و زنان به منظور دستيابي به حذف تعصبات، عادات و ديگر عملکردها که بر پايه اعتقادي دون و زير دست قرار دادن يا برتري (يک جنس نسبت به جنس ديگر) يا نقش هاي کليشه اي براي مردان و زنان قرار دارد.
ب- مطمئن شدن از آموزش و پرورش خانواده که شامل درک مناسب و صحيح از (وضعيت) مادري بمثابه يک وظيفه اجتماعي و شناسائي مسئوليت مشترک مردان و زنان در رشد و تربيت کودکان ميباشد. (همچنين) با درک اين (موضوع) که منافع کودکان در همه موارد از اولويت برخوردار ميباشند.
ماده ششم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي راکه شامل وضع قانون بمنظور (جلوگيري از) تمام اشکال معامله بر روي زنان و بهره برداري از روسپيگري آنان است، بعمل خواهند آورد.

قسمت دوم
ماده هفتم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي براي حذف تبعيض عليه زنان در حيات سياسي و اجتماعي کشور بعمل آورده و بويژه اطمينان حاصل نمايند که (در شرايط) مساوي با مردان، حقوق زير براي آنها تامين گردد:
الف: (حق) راي در همه انتخابات و همه پرسي هاي عمومي و صلاحيت انتخاب شدن در تمام ارگانهاي انتخاباتي عمومي
ب: (حق) شرکت در تعيين سياست هاي حکومت (دولت) و اجراي آنها و به عهده داشتن پستهاي دولتي و انجام وظائف عمومي در تمام سطوح حکومتي (دولتي)
ج: (حق) شرکت در سازمانها و انجمنهاي غير حکومتي (دولتي) که مربوط به حيات سياسي و اجتماعي کشور است.
ماده هشتم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي را (براي زنان) بدون هيچگونه تبعيض و در شرايط مساوي با مردان بعمل خواهند آورد تا آنها از اين فرصت (استفاده کرده) و به عنوان نماينده دولت خود در سطح بين المللي و در فعاليت سازمانهاي بين المللي مشارکت کنند.
ماده نهم
1- دولتهاي عضو به زنان حقوق مساوي با مردان در زمينه کسب، تغيير و يا حفظ تابعيت اعطاء خواهند کرد. دولتها بويژه تضمين و اطمينان خواهند داد که ازدواج (زن با مرد خارجي) تغيير تابعيت شوهر در طي دوران ازدواج، خودبخود موجب تغيير تابعيت، عدم تابعيت يا تحميل تابعيت شوهر به زن نخواهد شد.
2- دولتهاي عضو به زنان و مردان در مورد تابعيت فرزندانشان حقوق مساوي اعطا خواهند نمود.

قسمت سوم
ماده دهم
دولتهاي عضو کليه اقدامات مقتضي و لازم را براي حذف هرگونه تبعيض عليه زنان در جهت تضمين حقوق برابر آنان با مردان در زمينه آموزش بويژه در موارد زير بعمل خواهند آورد:
الف- شرايط مساوي براي رهنمودهاي شغلي و حرفه اي جهت راهيابي به تحصيل و دستيابي مدارک از موسسات آموزشي در تمام سطوح مختلف در مناطق شهري و روستايي. اين برابري مي بايست در دوره هاي پيش دبستاني، عمومي، فني، حرفه اي و آموزش عالي فني و نيز در تمام انواع دوره هاي کارآموزي حرفه اي تضمين گردد.
ب- (امکان) راهيابي به دوره هاي تحصيلي، امتحانات، کادر آموزش با کيفيتهاي و معيارهاي يکسان و تجهيزات آموزشي با کيفيت هاي مساوي با (مردان) تضمين گردد.
ج- حذف هر نوع مفهوم کليشه اي از نقش زنان و مردان در تمام سطوح و تمام اشکال مختلف آموزشي بوسيله تشويق آموزش مختلط (پسران و دختران) و ديگر انواع آموزش که دستيابي به اين اهداف را کمک خواهد نمود، بويژه در تجديد نظر متون کتابهاي درسي و برنامه هاي مدارس و تعديل روشهاي آموزشي.
د- ( ايجاد) فرصتهاي يکسان جهت استفاده و بهره مند شدن از بورسها و ديگر مزاياي تحصيلي.
ه - ( ايجاد) فرصتهاي يکسان براي راهيابي به برنامه هاي آموزشي مداوم (دراز مدت) که شامل برنامه هاي مواد آموزشي عملي بزگسالان بويژه برنامه هائي که هدف آنها کاهش هر چه سريعتر فاصله آموزشي است که بين زنان و مردان وجود دارد.
و- کاهش (درصد) تعداد دانش آموز دختر که ترک تحصيل ميکنند و سازماندهي و برنامه ريزي براي دختران و زناني که قبلا ترک تحصيل کرده اند.
ز- ( ايجاد) فرصتهاي يکسان جهت شرکت فعال (زنان) در ورزش و تربيت بدني.
ح- ( امکان) راهيابي به آموزشهاي ويژه تربيتي (براي زنان) کمک و تضمين سلامت و تندرستي خانواده ها که شامل اطلاعات و مشورت هاي مربوط به تنظيم خانواده است.
ماده يازدهم
1- دولتهاي عضو اقدامات لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در زمينه اشتغال بعمل خواهند آورد و اطمينان مي دهند که بر پايه برابري مردان و زنان و حقوق يکسان ( آنها) بويژه در موارد زير عمل نمايند:
الف- حق کار بمثابه حق جدا ناپذيري تمام افراد بشر
ب- حق (برخورداري از) فرصت ها و امکانات شغلي يکسان که شامل درخواست ضوابط (معيار) يکسان در مورد انتخاب شغل است.
ج- حق انتخاب آزادانه حرفه و شغل، حق ارتقاء (مقام)، امنيت شغلي و تمام مزايا و شرايط خدمتي و حق استفاده از (دوره هاي) آموزشي حرفه اي و بازآموزي که شامل کارآموزي ها، دوره هاي آموزشي پيشرفته حرفه اي و آموزشي مجدد ميباشد.
د- حق (دريافت) پاداش يکسان (دستمزد مساوي) از جمله مزايا و (برخورداري از) رفتار برابر نسبت به ارزيابی کيفيت کار و کارهائي که ارزش يکسان دارند.
ه - حق (برخورداري از) امنيت اجتماعي، بويژه در موارد بازنشستگي، بيکاري، بيماري، ناتواني، دوران پيري و ديگر موارد از کارافتادگي و همچنين حق (برخورداري از) مرخصي استحقاقي.
و- حق (برخورداري از) حفاظت ها و مراقبتهاي بهداشتي و امنيت در شرايط کاري از جمله حمايت و تامين دوران بارداري (زايمان)
2- دولتهاي عضو اقدامات مقتضي و لازم زير را به منظور جلوگيري از تبعيض عليه زنان به دليل ازدواج يا مادري (بارداري) و تضمين حق موثر آنان جهت کار، بعمل خواهند آورد:
الف: ممنوعيت (اخراج) تحت وضعيت تخلف کاري که مجازات قانوني در پي دارد، (ممنوعيت) اخراج بخاطر حاملگي يا مرخصي زايمان و تبعيض در اخراج بر مبناي وضعيت زناشوئي.
ب: دادن مرخصي دوران زايمان با پرداخت (حقوق) يا مزاياي اجتماعي مشابه بدون از دست دادن شغل قبلي، رتبه يا مزاياي اجتماعي.
ج: تشويق جهت ارائه خدمات اجتماعي و حمايت هاي لازم بنحوي که والدين را قادر سازد تا تعهدات خانوادگي را با مسئوليتهاي شغلي و مشارکت در زندگي اجتماعي هماهنگ نمايند، بويژه از طريق تشويق به تاسيس و توسعه يک شبکه تسهيلاتي مراقبت از کودکان.
د: ارائه حمايتهاي ويژه از زنان در دوران بارداري در انواع مشاغلي که اثبات شده است براي آنها زيان آور است.
3- (وضع) قوانين حمايت کننده در رابطه با موضوعاتي که در اين ماده مطرح شده است و متناوبا در پرتو پيشرفتهاي علمي و تکنيکي مورد بازنگري قرار ميگيرد و در صورت ضرورت، تجديد نظر (اصلاح) يا لغو و يا تمديد ميگردد.
ماده دوازدهم
1- دولتهاي عضو کليه اقدامات لازم و مقتضي را جهت حذف تبعيض عليه زنان در زمينه هاي مراقبتهاي بهداشتي بعمل خواهند آورد. (اين اقدامات) بر پايه تساوي (حقوق) مردان و زنان جهت دسترسي به خدمات بهداشتي و خدماتي که به تنظيم خانواده مربوط ميشود، تضمين خواهد شد.
2- (دولتهاي عضو) بنابر قوانين بند 1 اين ماده، خدمات مقتضي و لازم را در ارتباط با بارداري و زايمان و پس از زايمان و اعطاء خدمات رايگان در صورت لزوم و همچنين تغذيه کافي در دوران بارداري و شيردهي را تضمين خواهند کرد.
ماده سيزدهم
دولتهاي عضو اقدامات مقتضي و لازم را جهت حذف تبعيض عليه زنان در ديگر مراحل زندگي از نظر اقتصادي و اجتماعي بعمل خواهند آورد. همچنين بر مبناي تساوي (حقوق) مردان و زنان، حقوق يکسان را براي آنها (زنان) بويژه در موارد زير تامين مي نمايند:
الف- حق استفاده از مزاياي خانوادگي
ب- حق استفاده از وامهاي بانکي، رهن ها و ديگر اشکال اعتبارات مالي
ج- حق شرکت در فعاليتهاي تفريحي، ورزشها و تمام زمينه هاي حيات فرهنگي
ماده چهاردهم
1- دولتهاي عضو، مشکلات ويژه اي که زنان روستائي با آن روبرو هستند را در نظر خواهند گرفت و به نقش مهمي که اين زنان در حيات اقتصادي خانواده هاي خود که شامل کار در بخشهاي اقتصادي غير مالي است، توجه خواهند کرد و اقدامات لازم و مقتضي را جهت تضمين اجراي قوانين کنوانسيون حاضر در مورد زنان نواحي روستائي بعمل خواهند آورد.
2- دولتهاي عضو، اقدامات لازم و مقتضي را جهت حذف تبعيض عليه زنان در مناطق روستائي بعمل خواهند آورد. (اين اقدامات) به منظور و بر پايه تساوي (حقوق) مردان و زنان در شرکت و استفاده آنان از توسعه روستايي است. (همچنين دولتهاي عضو) بويژه اطمينان حاصل خواهند کرد که زنان از حقوق زير برخوردار باشند:
الف- شرکت در تدوين و اجراي برنامه هاي توسعه (عمراني) در کليه سطوح
ب- راهيابي و دسترسي به امکانات مراقبتهاي بهداشتي مناسب و کافي از جمله اطلاعات، مشاوره و خدمات تنظيم خانواده
ج- ( حق ) استفاده مستقيم از برنامه هاي تامين اجتماعي
د- ( حق ) برخورداري از تمام دوره هاي کارآموزي و آموزشي، رسمي يا غيررسمي که شامل سوادآموزي عملي و موارد ديگر (مانند ) استفاده از تمام خدمات محلي و جامع بمنظور بالا بردن (کارآيي) فني حرفه اي ميباشد.
ه- ( حق ) سازماندهي گروههاي خودياري و تعاونيها بمنظور دستيابي به حق مساوي از فرصتهاي اقتصادي از طريق اشتغال يا خود اشتغالي
و- ( حق ) شرکت در تمامي فعاليتهاي محلي
ز- ( حق ) دستيابي به وامها و اعتبارات کشاورزي، تسهيلات بازاريابي، تکنولوژي مناسب و رفتار يکسان در (برخورداري) از زمين و اصلاحات ارضي همچنين حق (استفاده از) طرحهاي مجدد استقرار در زمين
ح- ( حق ) بهرمندي از شرائط زندگي مناسب بويژه در ارتباط با مسکن، بهداشت، امکانات آب و برق، حمل و نقل و ارتباطات
قسمت چهارم
ماده پانزدهم
1- دولتهاي عضو تساوي (حقوق) زنان با مردان را در برابر قانون خواهند پذيرفت.
2- دولتهاي عضو امور مدني، اختيارات قانوني که براي مردان وجود دارد و فرصتهاي عملي اين اختيارات را بطور يکسان براي زنان خواهند پذيرفت، بويژه آنها به زنان حقوق مساوي با مردان را در انعقاد قراردادها و اداره اموال در تمام مراحل دادرسي در دادگاهها و محاکم بطور يکسان اعطاء خواهند نمود.
3- دولتهاي عضو خواهند پذيرفت که کليه قراردادها و انواع اسناد خصوصي ديگر که به منظور محدود کردن اختيارات قانوني زنان تنظيم شده است را باطل و بلااثر تلقي نمايند.
4- دولتهاي عضو، حقوق يکسان مردان و زنان را در برابر قانون و در مورد تردد (مسافرت) افراد، آزادي انتخاب مسکن و اقامتگاه خواهند پذيرفت.
ماده شانزدهم
1- دولتهاي عضو، اقدامات لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در تمام مواردي که مربوط به ازدواج و روابط خانوادگي است، بعمل خواهند آورد و بويژه امور زير را بر مبناي برابري حقوق مردان و زنان تضمين خواهند نمود:
الف- داشتن حق يکسان براي (انعقاد) ازدواج
ب- داشتن حق آزادانه و يکسان براي انتخاب همسر و (انعقاد) ازدواج بر پايه رضايت آزاد و کامل دو طرف
ج- داشتن حقوق و مسئوليتهاي يکسان در دوران ازدواج و هنگام انحلال آن (جدايي)
د- داشتن حقوق و مسئوليتهاي يکسان به عنوان والدين در موضوعات مربوط به فرزندان، صرفنظر از وضعيت زناشويي آنها. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت برخوردار است.
ه- داشتن حقوق يکسان جهت تصميم گيري آزادانه و مسئولانه در زمينه تعداد فرزندان و فاصله زماني بارداري و دستيابي به اطلاعات، آموزش و وسائلي که آنها را براي اجراي اين حقوق قادر ميسازد.
و- داشتن حقوق و مسئوليتهاي يکسان در رابطه با حضانت (سرپرستي)، قيمومت کودکان و فرزند خواندگي يا رسم هاي مشابه با اين مفاهيم که در قوانين داخلي وجود دارد. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت برخوردار است.
ز- داشتن حقوق فردي يکسان به عنوان شوهر و زن از جمله حق انتخاب نام خانوادگي، حرفه و شغل.
ح- داشتن حقوق يکسان براي هر يک از زوجها در رابطه با مالکيت، حق اکتساب، مديريت، سرپرستي، بهره برداري و اختيار اموال خواه رايگان باشد و يا هزينه اي در برداشته باشد.
2- نامزدي و ازدواج کودکان غير قانوني است و کليه اقدامات از جمله وضع قانون جهت تعيين حداقل سن ازدواج و ثبت اجباري ازدواج در يک دفتر رسمي بايد ضروری است.

قسمت پنجم
ماده هفدهم
1- بمنظور بررسي پيشرفتهاي حاصل از اجراي کنوانسيون حاضر کميته رفع تبعيض عليه زنان (که از اين به بعد کميته خوانده ميشود) تشکيل خواهد شد. اين کميته در هنگام لازم الاجرا شدن کنوانسيون از 18 (نفر کار شناس) و پس از تصويب يا پيوستن سي ا مين دولت عضو، از 23 نفر کارشناس که داراي شهرت اخلاقي و صلاحيت در زمينه مربوط به کنوانسيون هستند، تشکيل ميگردد. کارشناسان بوسيله دولتهاي عضو از ميان اتباع کشورشان انتخاب خواهند شد. (انتخاب شدگان) با صلاحيت شخصي خود خدمت خواهند کرد (نه به عنوان نماينده دولت متبوعشان. مترجم). در انتخاب کارشناسان به توزيع عادلانه جغرافيائي و نمايندگي از شکلهاي گوناگون تمدن و نظامهاي عمده حقوقي، توجه ميشود.
2- اعضاء کميته از طريق راي مخفي و از فهرست افرادي که بوسيله دولتهاي عضو نامزد شده اند، انتخاب خواهند شد. هر دولت عضو ميتواند يک فرد را از ميان اتباع خود نامزد نمايد.
3- نخستين انتخابات 6 ماه پس از تاريخي که کنوانسيون حاضر قدرت اجرائي پيدا کرد، برگزار خواهد شد. حداقل 3 ماه قبل از تاريخ هر انتخاب، دبير کل سازمان ملل متحد طي نامه اي به دولتهاي عضو از آنها دعوت خواهد کرد که نامزدهاي خودشانرا ظرف 2 ماه معرفي کنند. دبير کل فهرست اسامي نامزدها را به ترتيب حروف الفبا و با ذکر دولتهاي عضو نامزدکننده تهيه ميکند و (آنرا) براي دولتهاي عضو ارسال خواهد داشت.
4- انتخاب اعضاي کميته در جلسه دولتهاي عضو مربوطه و به رياست دبير کل سازمان ملل متحد و در مقر سازمان ملل برگزار خواهد شد. در اين جلسه که حد نصاب تشکيل آن حضور (نمايندگان) دولتهاي عضو ميباشد، افراد انتخاب شده براي (عضويت) در کميته آن دسته از نامزدهائي خواهند بود که بيشترين تعداد آراء و اکثريت مطلق آراي نمايندگان دولتهاي عضو حاضر و راي دهنده در جلسه را بدست آورند.
5- اعضاي کميته براي يک دوره چهارساله انتخاب خواهند شد. ليکن، دوره عضويت 9 نفر از اعضاء انتخاب شده در اولين انتخابات، در پايان دو سال به پايان مي رسد. بيدرنگ پس از اولين انتخاب، نامهاي اين 9 نفر با قيد قرعه و بوسيله رئيس کميته انتخاب خواهند شد.
6- انتخاب پنج عضو اضافي کميته، بنابر مقررات بند 2 و 3 و 4 اين ماده و بدنبال سي و پنجمين تصويب يا الحاق صورت خواهد گرفت. دوره (عضويت) 2 نفر از اعضاي اضافي در پايان دو سال پايان خواهد پذيرفت و نامهاي اين دو نفر به قيد قرعه بوسيله رئيس کميته انتخاب خواهند شد.
7- براي پر نمودن شغلهاي خالي، دولت عضوي که مدت دوره وظيفه کارشناسي آن بمثابه عضو کميته متوقف شده است، کارشناس ديگري از ميان اتباع خود (براي عضويت) با تائيد کميته منصوب خواهد کرد.
8- اعضاي کميته با تائيد مجمع عمومي، حقوق (مقرري) از صندوق مالی سازمان ملل با در نظر گرفتن شرايطي که مجمع تصميم ميگيرد و اهميت مسئوليت کميته، دريافت خواهند کرد.
9- دبير کل سازمان ملل متحد تسهيلات و کارمندان لازم را به منظور انجام موثر وظائف (اعضاء) کميته بنابر (مقررات) کنوانسيون حاضر، تامين خواهد کرد.

ماده هيجدهم
1- دولتهاي عضو متعهد ميشوند که گزارشي در مورد اقدامات قانوني، قضائي، اداري يا ديگر اقداماتي که پذيرفته اند تا مقررات کنوانسيون به نحو موثري انجام گيرد و (نيز) پيشرفتهاي حاصل در اين موارد را جهت رسيدگي در کميته به دبير کل سازمان ملل ارائه دهند.(اين گزارش به ترتيب زير است):
الف- (هر دولت ابتدا) يک سال پس از لازم الاجرا شدن (کنوانسيون) براي آن دولت (گزارش خود را تقديم نمايد).
ب- پس از آن، هر چهار سال يکبار و هر زمان که کميته درخواست گزارش نمايد (گزارش خود را تقديم نمايد)
2- گزارشات نشان دهنده عوامل و مشکلاتي است که بر ميزان انجام تعهدات (دولتهاي عضو) طبق کنوانسيون حاضر، اثر ميگذارد.
ماده نوزدهم
1- کميته آئين نامه داخلي و اجرائي را خود، تصويب خواهد کرد.
2- کميته کارکنان خود را براي يک دوره دو ساله انتخاب خواهد کرد.
ماده بيستم
1- کميته بمنظور بررسي گزارشات ارائه شده مطابق ماده 18 اين کنوانسيون معمولا هر ساله به مدتي که از دو هفته تجاوز نکند، تشکيل جلسه خواهد داد.
2- جلسات کميته بطور معمول در مقر سازمان ملل متحد يا در هر محل مناسبي که خود کميته تعيين کند، برگزار خواهد شد.
ماده بيست و يکم
1- کميته از طريق شوراي اقتصادي و اجتماعي (سازمان ملل) گزارش سالانه فعاليتها و پيشنهادات و توصيه هاي کلي که بر مبناي رسيدگي به گزارش هاي دولتهاي عضو بدست آورده است، ارائه خواهدکرد. اين پيشنهادات و توصيه هاي کلي از جمله گزارش کميته همراه با نظرات هر يک از دولتهاي عضو منعکس ميشود.
2- دبير کل سازمان ملل گزارشهاي کميته را جهت اطلاع به کميسيون (بررسي) وضعيت زنان ارسال خواهد داشت.

ماده بيست و دوم
موسسات تخصصي از طريق نمايندگانشان اجازه رسيدگي به اجراي بعضي از مقررات کنوانسيون حاضر که اهميت آنها از بين رفته است را در حوزه فعاليتهاي خود خواهند داشت. کميته ممکن است از موسسات تخصصي دعوت نمايد تا گزارشهائي را در مورد نحوه اجرا کنوانسيون و در ناحيه و مواردي که اهميتش را از دست داده است و (مربوط) به حوزه فعاليت آنها ميشود، ارائه دهند.

قسمت ششم
ماده بيست و سوم
هيچ چيزي در کنوانسيون حاضر بر مقرراتي که بيشتر موجب دستيابي به تساوي (حقوق) بين مردان و زنان ميشود، تاثير نخواهد گذاشت (اين مقررات) شامل موارد زير است:
الف- در قوانين دولت عضو
ب- در هر کنوانسيون، پيمان نامه يا موافقت نامه بين المللي ديگري که براي آن دولت لازم الاجرا ميباشد.
ماده بيست و چهارم
دولتهاي عضو متعهد ميشوند که اقدامات لازم را در سطح ملي بمنظور دستيابي و تحقق کامل حقوق شناخته شده در کنوانسيون حاضر بعمل آورند.
ماده بيست و پنجم
1- کنوانسيون حاضر براي امضاء تمام کشورها مفتوح خواهد بود.
2- دبير کل سازمان ملل متحد بعنوان امانت دار کنوانسيون حاضر تعيين شده است.
3- کنوانسيون حاضر تابع تصويب است. ( تصويب در مقاوله نامه هاي بين المللي بمعني آن است که مفاد کنوانسيون ميبايست طبق قانون اساسي کشوري که آنرا امضاء کرده است به تصويب رسد. مترجم) اسناد تصويب نزد دبير کل سازمان ملل متحد به امانت گذارده خواهد شد.
4- کنوانسيون حاضر جهت الحاق تمام دولتها مفتوح خواهد بود. الحاق (زماني) موثر واقع خواهد شد که آن بعنوان سند الحاق نزد دبير کل سازمان ملل متحد سپرده شود.

ماده بيست و ششم
1- تقاضا براي تجديد نظر کنوانسيون حاضر که ممکن است در هر زمان بوسيله دولت عضوي صورت گيرد (ميبايست) بوسيله نامه و خطاب به دبير کل سازمان ملل انجام پذيرد.
2- مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي اقدام نسبت به چنين درخواستي تصميم خواهد گرفت.
ماده بيست و هفتم
1- کنوانسيون حاضر سي روز پس از تاريخي که بيستمين سند تصويب يا الحاق نزد دبير کل سازمان ملل متحد به امانت گذارده شد، قدرت اجرايي پيدا خواهد کرد.
2- براي هر دولتي که کنوانسيون حاضر را تصويب ميکند و يا به آن ملحق ميشود، پس از سپردن بيستمين سند تصويب و يا الحاق، کنوانسيون از سي امين روز تاريخي که سند تصويب يا الحاق به امانت گذارده شده است، قدرت اجرايي پيدا خواهد کرد.
ماده بيست و هشتم
1- دبير کل سازمان ملل متحد متن حق شرطي که توسط دولتها در زمان تصويب يا الحاق گذاشته شده است را دريافت خواهد کرد و آنرا به تمام دولتها توزيع خواهد نمود.
2- حق شرطي که ناسازگار با منظور و هدف کنوانسيون حاضر باشد، پذيرفته نخواهد شد.
3- حق شرط در هر زمان بوسيله نامه خطاب به دبير کل سازمان ملل متحد قابل پس گرفتن است. (دبير کل سازمان ملل) تمام دولتها را (از اين موضوع) مطلع خواهد کرد. اين نامه (پس گرفتن حق شرط) از روزي که دريافت شود، موثر واقع خواهد گرديد.
ماده بيست و نهم
1- هر گونه اختلافي بين دو يا چند دولت عضو در ارتباط با تفسير يا اجراي کنوانسيون حاضر پيش آيد و (آن اختلاف) با مذاکره حل نشود، با درخواست يکي از آنها به داوري ارجاع داده ميشود. اگر در ظرف شش ماه از درخواست داوري، طرفين قادر نشدند که يک داوري سازماندهي شده را بپذيرند، هر يک از طرفين ميتواند مساله مورد اختلاف را به ديوان دادگستري بين المللي با درخواستي که مطابق اساسنامه ديوان است، ارجاع دهد.
2- هر دولت عضو ميتواند در زمان امضاء کردن يا تصويب کنوانسيون حاضر و يا الحاق به آن اعلام کند که خود را موظف به (اجراي) بند يک اين ماده نميداند. ديگر کشورهاي عضو در مورد آن بند که در ارتباط با دولت عضوي است که حق شرطي قائل شده است، ملزم به اجراي بند يک نخواهند بود.
3- هر دولت عضوي که حق شرطي طبق بند دوم اين ماده قائل شده است، ميتواند در هر زمان آن حق شرط را بوسيله نامه اي که به دبير کل سازمان ملل مينويسد (اعلام کند)، پس بگيرد.
ماده سي ام
متنهاي عربي، چيني، انگليسي، فرانسه، روسي و اسپانيايي کنوانسيون حاضر از اعتبار

يکساني برخوردار بوده و در بايگاني سازمان ملل متحد به امانت سپرده خواهد شد.

ترجمه: ن. نوريزاده (سام. آ)
farda@myrealbox.com

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 بهمن1383ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

چرا آزادی بیان مهم است

نقل از 

چراآزادى بيان مهم است، پيتر جونز، ترجمه: عزت الله فولادوند، ايران

آزادى بيان يكى از پذيرفته ترين اصول حيات سياسى و اجتماعى درعصر جديد است. سه دليلى كه بيش از همه در دفاع از آن اقامه مى شود اين است كه آزادى بيان اولاً اساس جست وجوى حقيقت است، ثانياً يكى ازعناصر بنيادى دموكراسى است و ثالثاً يكى از آزاديهايى است كه از نظر كرامت و بهروزى انسان كيفيت تعيين كننده دارد.
مدافعان همچنين يادآور مى شوند كه اجازه يافتن حكومتها براى كنترل گفته ها و نوشته ها خطرناك است. با اين حال، عموماً موافقت وجوددارد كه بيان بايد مشمول بعضى حدود باشد. بيشتر مناقشات كنونى درباره آزادى بيان به همين حدود مربوط مى شود. عده اى توجهشان معطوف به اين است كه اصولاً «بيان» عبارت از چيست و ديگران به اينكه بيان ممكن است چه لطمه هايى به بار آورد.
تعريف
درمباحثات درباره اين موضوع، معنايى كه نوعاً از واژه «بيان» اراده مى شود نسبت به عرف لغت ازطرفى دامنه وسيع تر دارد و ازطرف ديگر دامنه محدودتر. ازطرفى، هم نوشته و هم گفته را دربرمى گيرد و ممكن است امور غيرلفظى مانند تصويرها و نمادها و حركات را نيز شامل گردد.
ازطرف ديگر، برخى از صورتهاى بيان خارج از حوزه مجاز قرارمى گيرند، مانند سوگند دروغ و باج خواهى كه گرچه در آنها نيز بيان به كار مى رود اما از حمايت قانونى برخوردار نيستند.
آن قسم «آزادى» كه بيش ازهمه در اينجا موردتوجه است، آزادى قانونى است، يعنى نبود محدوديتهاى قانونى براى بيان. اما ساير اقسام آزادى نيز ممكن است محل بحث باشند، مثلاً آزادى از فشارهاى اجتماعى يا تهديدهاى اقتصادى. مسأله آزادى بيان امكان دارد درزمينه سياست نشريات دانشگاهى براى انتشار يا خوددارى از انتشار برخى مقالات، يا سياست كتابخانه ها درمورد خريد يا امتناع از خريد بعضى كتابها و نشريات نيز پيش بيايد. همچنين اين موضوع مطرح است كه آيا براى مردم امكان واقعى وجوددارد كه عقايد خويش را درخصوص نابرابريهاى اقتصادى يا ازطريق رسانه هاى دولتى يا درمباحث سياسى بيان كنند يا نه.
آزادى بيان نوعاً يكى از «حقوق» شمرده مى شود و بنابراين، از جايگاه اخلاقى و سياسى ممتاز برخوردار است و از عناصر مقبول و معيار دربخش حقوق ملت در قوانين اساسى و اعلاميه هاى حقوق بشر است. معمولاً حق بيان متعلق به كسانى دانسته مى شود كه مى خواهند چيزى بگويند يا بنويسند، ولى ممكن است براى كسانى نيز مطالبه شود كه مى خواهند بشنوند يا بخوانند و اهميت اين حق كمترازحق بيان نيست.
تحليلگران گاهى مى كوشند با تجزيه و تحليل معانى واژه هاى «آزادى» و «بيان» محتواى آزادى بيان را مشخص كنند، ولى از نظر فلسفى، تفكيك محتواى حق از توجيه آن امكانپذير نيست. فقط پس از اينكه ديديم چرا آزادى بيان مهم است، خواهيم توانست معين كنيم كه حق موردبحث كدام اقسام بيان را بايد دربربگيرد و متضمن چه نوع آزاديهايى باشد و چه جايگاهى بايد متعلق به آزادى دانسته شود.
توجيه
چنانكه گفته شد، در توجيه آزادى بيان سه دليل اقامه مى شود.
۱. جست و جوى حقيقت:
آزادى بيان را معمولاً ابزارى براى پى بردن به حقيقت دانسته اند و از آن دفاع كرده اند، گفته اند كه اگر بنابر پيشرفت فهم و معرفت باشد، مردم بايد در بيان و بحث و انتقاد ازافكار و اطلاعات آزاد باشند و حقيقت فقط درعرصه آزاد و آشكار دادوستد آرا داراى حداكثر امكان بروز خواهد كرد. ممكن است بگوييم پس از آشكارشدن حقيقت، آزادى بيان ديگر كارى نخواهدداشت و بايد رها شود. ولى خطاپذيرى ما در اعتقاداتمان هميشه يكى از اركان دفاع از آزادى بيان بوده است.
ممكن است معتقدباشيم كه از بروز فكرى نادرست و كاذب جلوگيرى مى كنيم، اما تاريخ نشان مى دهد كه چه بسا حقيقت اشتباهاً خطاپنداشته شده و خطا جاى حقيقت را گرفته است.
از اين گذشته، چنانكه جان استوارت ميل استدلال كرده است، حتى اگر عقيده اى حقيقت داشته باشد، فقط تا هنگامى مى توانيم به حقيقت آن اعتماد بورزيم كه بتواند از چالشها سربلند بيرون آيد و حتى عقيده درست اگر از چالش دورنگاه داشته شود، به يكى از جزميات مرده تبديل مى شود.
اين دفاعى قوى است، ولى چند اشكال به آن وارد شده است. نخست اينكه مدافعان، آزادى بيان را تنها تا جايى ارزشمند مى دانند كه براى حقيقت ارزش قائلند. البته عموماً تصديق مى كنيم كه معرفت بهتر از جهل و حقيقت بهتر از خطاست؛ ولى گاهى ممكن است با توجه به خيرهاى ديگرى مانند امنيت عمومى و آرامش خاطر، معرفت و حقيقت با يكديگر تعارض پيدا كنند. كسانى شك دارند كه حقيقت هميشه بايد ارزش چيره گر باشد.
دوم اينكه فرض مدافعان بر اين است كه آزادى بيان واقعاً به پيشرفت فهم و حقيقت كمك مى كند. ولى هستند كسانى كه اين مدعا را بيش از حد خوشبينانه مى دانند و ترديد دارند كه مردم عادى به واقع قادر به تميز حقيقت از خطا و تفكيك پيشداوريهاى غيرعقلانى از استدلالهاى منطقى باشند. ولى در ارزيابى اين اشكال بايد شقوق بديل را در نظر بگيريم . سؤال اين نيست كه آيا حقيقت هميشه در نتيجه برخورد عقايد و آرا آشكار خواهد شد، بلكه مى خواهيم بدانيم سانسور حكومت بيشتر به حال آن مفيد است يا بحث آزاد و بدون تضييق.
سوم اينكه بعضى از صورتهاى بيان، از قبيل برخى از انواع هنر، سر و كارى با حقيقت ندارند و از اين رو ، به عنوان ابزار جست و جوى حقيقت در حوزه اين مدافعات نمى گنجند؛ ولى با اين حال خوبيهايى در آنهاست، مثل خلاقيت ، كه مى توان گفت جانشين حقيقت مى گردد و همان گونه دفاع بر پايه پيامدهاى مطلوب كشف حقيقت شامل آن نيز مى شود.
۲. دموكراسى : انديشه بنيادى در دموكراسى ، حكومت مردم بر مردم است ، و اين امر صورت پذير نيست اگر مردم نتوانند نظر خويش را به يكديگر عرضه كنند. تصميم گيرى به شيوه دموكراتيك ، هم به بحث و مناظره نياز دارد و هم به رأى دادن ؛ و محدود ساختن جريان شور و مشورت ، خصلت دموكراتيك آن را به همان نسبت محدود خواهد كرد. به علاوه ، دموكراسى مستلزم اين است كه هيچ كس به استثناى خود مردم مجاز نباشد آزادى بحث را در ميان مردم محدود كند. دموكراسى در حد كمال همچنين بدين معناست كه هركس كه تابع تصميمات در دموكراسى است حق دارد در جريانهاى مربوط به آن نيز شركت كند و بنابراين بايد از حق برابر آزادى بيان بهره مند شود.
دموكراسى در عصر جديد از طريق نمايندگان مردم ، يعنى به شيوه غيرمستقيم اعمال مى شود. با توجه به اين امر ، آزادى بيان از اين جهت نيز اهميت دارد كه حاكمان از عقايد و خواستهاى مردم تحت حكومت آگاه باشند تا هم مخالفان فرصت عرض اندام بيابند و هم از سوءاستفاده از قدرت جلوگيرى شود. حتى بايد گفت كه دفاع از آزادى بيان به عنوان وسيله جلوگيرى از سوءاستفاده از قدرت، قابل تعميم به فراتر از مرزهاى حكومتهاى دموكراتيك است.
گاهى تصور مى شود كه دموكراسى پناهگاهى امن براى آزادى بيان نيست. فرض كنيد اكثريت بخواهد صداى اقليت را خاموش كند. آيا دموكراسى اجازه سلب آزادى بيان را از اقليت دارد؟ پاسخ بستگى به اين دارد كه مسأله چه نوع بيانى مطرح است. چون در دموكراسى همه آحاد مردم بايد از حقوق سياسى برابر برخوردار باشند، دموكراسى نمى تواند توجيه كند كه اكثريت، حقوق دموكراتيك بعضى از افراد مردم ، از جمله حق دموكراتيك آزادى بيان را ، محدود يا سلب كند. ولى بيان قابل دفاع با استناد به دموكراسى به آنگونه بيانى محدود مى شود كه از نظر مشاركت در فرايند دموكراسى ، اساسى است و اين همه انواع بيان را در بر نمى گيرد. مثلاً اگر بخواهيم از حق دانشمندان براى ترديد در آراى سنتى همكارانشان دفاع كنيم، با تكيه بر پيش نيازهاى مشاركت دموكراتيك نمى توان به محكم ترين وجه از آن حق دفاع كرد، زيرا به سادگى و مستقل از تجربه ممكن نيست گفت كه چه نوع بيانى با فرايند دموكراسى ارتباط پيدا مى كند يا نمى كند.
۳. آزادى فردى : به آزادى بيان غالباً به عنوان يكى از اركان آزادى فردى ارج نهاده مى شود، نه فقط همچون يكى از ابزارهاى حصول هدفهاى اجتماعى يا يكى از نهادهاى مشخصاً سياسى . گاهى شأن و مقام اخلاقى هر شخص محل تأكيد است. گفته مى شود كه منع مردم از مطلع ساختن ديگران از نظرها و عقايدشان تجاوز به شأن و مقامى است كه به عنوان شخص بدان استحقاق دارند. به همين وجه ، منعشان از اطلاع يافتن و نتيجه گيرى مستقل از آراى ديگران نيز با شأن اخلاقى آنان منافات دارد. گاهى به جاى «حق» آزادى بيان ، «خوبى» آن مورد تأكيد قرار مى گيرد. ادعا مى شود كه ارتباط آزاد با همنوعان اساس پرورش و شكوفايى و فعليت بخشيدن به استعدادهاى آدمى است. آزادى بيان يكى از مهم ترين ويژگيهاى جامعه اى است كه نهادها و اعتقادها و ارزشهاى آن به فرد امكان مى دهند كه او شخصاً به زندگى خويش سامان بخشد و دست به انتخابهاى عاقلانه بزند و به بهروزى به كامل ترين معناى انسانى آن برسد.
حدود
در روزگار كنونى، محور مناقشه درباره آزادى بيان ، حدود آن است و بحث در خصوص حدود بر دو چيز دور مى زند: يكى دامنه شمول بيان و ديگرى آسيبهايى كه ممكن است از بيان به بار آيد.
آنچه بعضى آن را بيان مى دانند و خواستار حراست از آن مى شوند، در نزد ديگران به هيچ معناى باورپذيرى بيان به شمار نمى آيد. به مثل، كسانى كه خواسته اند نمايش تصويرهاى پورنوگرافيك را در اصل آزادى بيان بگنجانند با اين اعتراض روبرو شده اند كه اين كار نه محتواى ارتباطى دارد و نه به هيچ معناى عاقلانه اى بيان محسوب مى شود. از اين گذشته، برخى از آنچه عرفاً ممكن است بيان دانسته شود، احتمالاً واجد شرط هايى به حساب نمى آيد كه به عنوان بيان قانوناً بايد مورد حمايت قرار گيرد. يكى از مصداقهاى اين مفهوم، آگهى تجارتى است. در مقابل اعمال و حركاتى از قبيل سوزاندن پرچم يا نصب آرمهايى به لباس گرچه معمولاً از مقوله بيان محسوب نيست، ولى امكان دارد به دليل خصلت ارتباطى آن، مشمول اصل آزادى بيان شمرده شود. پس توجيه آزادى بيان از اين نظر كه چه چيز بايد بيان محسوب شود، تبعاتى دارد كه تا اندازه اى حدود آزادى را تعيين مى كند.
دوم، بيان غالباً به دليل اينكه زيانبار و آسيب رسان از كار درمى آيد، محدود مى شود. گاهى مى گويند بيان چون بيان است و عمل نيست، پس نمى تواند آسيب برساند. ولى اين ادعا آشكارا صحت ندارد. هتاكى به آبروى اشخاص لطمه مى زند و اين لطمه معمولاً دليل كافى براى منع بيان آلوده به تهمت و افترا دانسته مى شود، البته به اين شرط كه آنچه گفته شده نه حقيقت داشته باشد و نه اظهارنظر منصفانه باشد. بيان متضمن تجاوز به حريم خصوصى اشخاص نيز مشمول ممنوعيت است اگر مصالح واقعى عمومى در ميان نباشد. در اينجا حتى «حقيقت» نيز عذر موجه محسوب نمى شود، زيرا امورى وجود دارد كه عموم مردم اساساً حقى به دانستن آن ندارند. هرزه نگارى و پورنوگرافى و تحريك به خشونت و نطق هاى برانگيزاننده كينه به ويژه كينه نژادى و قومى، چون گفته مى شود كه آسيب مى رساند، اغلب غيرقانونى به حساب مى آيند.
بحث بر سر زيانمند بودن بيان بر چهار محور دور مى زند. يكى اين مسأله تجربى است كه آيا فلان شكل بيان كه ادعا مى شود زيان آور است، آيا به واقع لطمه اى مى زند يا نه. دوم اينكه آيا لطمه مورد ادعا فى الواقع لطمه است يا نه. آيا سخنرانى كه ديگران را تحريك به برانداختن فلان نظام سياسى يا القاى قانون خاصى مى كند، لطمه اى با سخنان خود وارد مى كند؟ پاسخ آشكارا وابسته به ارزيابى ما از آن نظام يا قانون است. سوم، به فرض كه تصديق كنيم فلان چيز لطمه مى زند، آيا اين لطمه براى محدود كردن آزادى بيان كافى است؟ آيا به صرف اينكه كسى احساسات بخشى از مردم را جريحه دار كند، حق داريم او را از سخن گفتن منع كنيم؟ با توجه به اهميت اصل آزادى بيان، لطمه بايد بسيار شديد باشد تا چنين حقى به خود بدهيم. چهارم، مواردى پيش مى آيد كه ممكن است بى آنكه قصد محدود كردن آزادى بيان در ميان باشد، بخواهيم فعلاً درجه اولويت آن را كاهش دهيم. اگر ناطقى به هيچوجه پا را از حدود قانونى فراتر نگذارد، ولى شنوندگان به علت تحريك پذيرى قبلى دست به خشونت بزنند، آيا مقامات حق دارند از سخنرانى او جلوگيرى كنند؟ در چنين مواردى مى توان گفت كه عمل مقامات پذيرفتنى است زيرا با در نظر گرفتن اوضاع و احوال، بى آنكه اصولاً قصد تحديد آزادى بيان را داشته باشند، عجالتاً آن را تابع ملاحظات ديگر كرده اند.

نبايد هر قاعده ناظر بر بيان را لزوماً محدوديتى براى آن دانست. آيين نامه داخلى مجالس قانونگذارى براى اين است كه مذاكرات تابع نظم و قاعده باشد ، نه براى تحديد آزادى بيان. همچنين است مقرراتى كه در كشورهاى دموكراتيك در خصوص تظاهرات خيابانى وضع مى شود. ولى مجموعاً در همه موارد تحديد آزادى بيان، تعيين اينكه خطوط مرزى كجا بايد كشيده شوند، عملاً دشوار است. حدود اخلاقى بيان لازم نيست عيناً با حدود قانونى منطبق باشند. چون همواره بايد از سوءاستفاده از قدرت سياسى برحذر بود، رواست كه حق قانونى موسع تر از حق اخلاقى باشد. ممكن است اخلاقاً بيان بعضى امور جايز نباشد، ولى قانوناً شايسته باشد اجازه بيان آنها داده شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 بهمن1383ساعت 1:2 بعد از ظهر  توسط مهران  | 

آمریکا

ايران بايد از فرصت همکاری استفاده کند

دولت بوش گفت از زحمات فرانسه، آلمان و بريتانيای کبير در بدست آوردن موافقت ايران درباره فعاليتهای هسته ای قدردانی می کند.


8 نوامبر 2004

منشی مطبوعاتی کاخ سفيد، مک کليلن، گفت: "اکنون زمانی است که ايران بايد از فرصت همکاری استفاده کند." وی اضافه کرد که شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی برای ايران مهلتی در نوامبر در نظر گرفته است تا به پيروی از قطعنامه آژانس فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی خود را معلق سازد، در غير اين صورت موضوع را به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع می کند.

وی در 8 نوامبر به خبرنگاران گفت: "جامعه بين المللی تصميم گرفته است به ايران اجازه ندهد سلاح های هسته ای توليد کند، و ما متعهد هستيم اين موضوع را از طريق راه های صلح آميز و ديپلماتيک دنبال کنيم."

طبق گزارش های مطبوعاتی، سه کشور اروپايی به يک موافقت اوليه دست يافته اند که منظور از آن آرام ساختن نگرانی ها درباره برنامه های هسته ای ايران است.

مک کليلن گفت: "ما در مشورت نزديک با دوستان اروپايی خود درباره تلاش های آنها هستيم" و انتظار داريم در عرض هفته جزئيات بيشتری درباره اين موافقت دريابيم." وی گفت آژانس بين المللی انرژی اتمی "چارچوبی برای پيشرفت در نظر گرفته است که از نظر ما تنها چارچوب قابل قبول است"، و همچنين گفت چنانچه ايران در رعايت قوانين قصور کند، موضوع می بايست به شورای امنيت ارجاع شود.

کاخ سفيد: در صورت قصور ايران در اعمال تعهدات بين المللی خود موضوع می بايست به شورای امنيت ارجاع شود

اسکات مک کليلن، منشی مطبوعاتی کاخ سفيد، در جلسه مطبوعاتی کاخ سفيد در 9 نوامبر 2004 به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای مک کليلن در پاسخ به سوالی درباره ايران است:


9 نوامبر 2004

(آغاز متن)

سوال: ممکن است موقعيت مذاکرات با ايران جهت تعليق برنامه انرژی هسته ای شان را توضيح دهيد؟

آقای مک کليلن: بله، تا جايی که در حال حاضر اطلاع دارم، اطلاعی از هيچ موافقت رسمی در دست نيست. خواهيم ديد چه پيش خواهد آمد. تصور می کنم اين مذاکرات بين دوستان اروپايی ما و ايران ادامه دارد. آنچه ما روشن کرده ايم اين است که لازم است ايران کاملا به تعهدات بين المللی خود عمل کند. آنها تعهداتی داده اند و لازم است کاملا آنها را رعايت کنند. چنانچه اين کار را نکنند، ما معتقد هستيم موضوع می بايست در جلسه آينده آژانس بين المللی انرژی اتمی در اين ماه بررسی شده و به شورای امنيت ارجاع گردد.

(پايان متن)

 

بوش وضعيت اضطراری درباره ايران را تمديد کرد

وضعيت اضطراری به زمان تصرف سفارت آمريکا در سال 1979 باز می گردد


پرزيدنت بوش وضعيت اضطراری ملی درباره ايران را که پرزيدنت کارتر در 14 نوامبر 1979 اعلام نموده بود تمديد کرد.

کارتر وضعيت اضطراری را ده روز پس از تصرف سفارت آمريکا در تهران توسط افراد مسلح و به گروگان گرفتن 66 شهروند آمريکايی اعلام کرد.

اين دستور بطور اتوماتيک در سالگرد روز وضع آن منحل می شود مگر آنکه رئيس جمهور تصميم به تمديد آن بگيرد. هر رئيس جمهوری پس از کارتر تصميم به تمديد اين دستور در روز سالگرد وضع آن گرفته است.

طبق نامه ای که در تاريخ 9 نوامبر توسط پرزيدنت بوش به رهبران کنگره ارسال شده است "روابط ما با ايران هنوز به حال عادی بازنگشته است، و مراحل اجرای موافقت های 19 ژانويه 1981 با ايران هنوز در دست اجرا می باشد. به اين دلايل، من تشخيص داده ام لازم است وضعيت اضطراری ملی 14 نوامبر 1979 درباره ايران ماورای 14 نوامبر 2004 ادامه يابد."

آنچه در زير می آيد متن نامه رئيس جمهور به کنگره و بيانيه مطبوعاتی است:

(آغاز متن)

کاخ سفيد
دفتر منشی مطبوعاتی
9 نوامبر ‏2004‏

متن نامه رئيس جمهور به سخنگوی مجلس نمايندگان و رئيس مجلس سنا

9 نوامبر 2004
جناب آقای سخنگو: (جناب آقای رئيس)

بخش 202 (د) از قانون وضعيت اضطرای ملی (50 U.S.C. 1622(d)) اجازه فسخ اتوماتيک وضعيت اضطرای را داده مگر آنکه تا قبل از تاريخ سالگرد وضع اين قانون رئيس جمهور تمديد وضعيت اضطراری ماورای تاريخ انقضای آن را در دفتر ثبت فدرال ثبت کرده اعلاميه ای مبنی برانجام اين کار به کنگره ارسال دارد. مطابق با اين مقررات، من اعلاميه ضميمه را مبنی بر ادامه وضعيت اضطراری ملی درباره ايران صادره توسط دستور اجرایی 12170 در 14 نوامبر 1979 به ماورای تاريخ 14 نوامبر 2004 که در دفتر ثبت فدرال به ثبت خواهد رسيد ارسال می دارم. آخرين اعلاميه ادامه اين وضعيت اضطراری در 13 نوامبر 2003 در دفتر ثبت فدرال (68 Fed. Reg. 64489) چاپ شده بود.

روابط ما با ايران هنوز به حالت عادی بازنگشته است و مراحل اجرای موافقت های 19 ژانويه 1981 با ايران هنوز در دست اجرا می باشد. به اين دلايل، من تشخيص داده ام لازم است وضعيت اضطراری ملی 14 نوامبر 1979 درباره ايران ماورای 14 نوامبر 2004 ادامه يابد.

با احترام،
جورج دبليو بوش



کاخ سفيد
دفتر منشی مطبوعاتی
9 نوامبر ‏2004‏

اطلاعيه

ادامه بوش وضعيت اضطراری ملی درباره ايران

در تاريخ 14 نوامبر 1979، مطابق با قانون وضعيت اضطرای ملی (50 U.S.C. 1701-1706) رئيس جمهور توسط دستور اجرايی 12170، وضعيت اضطراری ملی در رابطه با ايران را جهت برخورد با تهديد غيرعادی و فوق العاده عليه امنيت ملی، سياست خارجی، و اقتصاد ايالات متحده از سوی ايران، صادر نمود. از آنجاييکه روابط ما با ايران هنوز به حالت عادی بازنگشته است و مراحل اجرای موافقت های 19 ژانويه 1981 با ايران هنوز در دست اجرا می باشد، قانون وضعيت اضطراری صادره به تاريخ 14 نوامبر 1979 بايد ماورای 14 نوامبر 2004 ادامه يابد. به اين دليل مطابق با بخش 202 (d) از قانون وضعيت اضطراری ملی (50 U.S.C. 1622(d))، من وضعيت اضطراری در مورد ايران را تا يک سال ادامه می دهم.

اين اعلاميه در دفتر ثبت فدرال به چاپ خواهد رسيد و به کنگره ارسال خواهد شد.

جورج دبليو بوش
کاخ سفيد
9 نوامبر ‏2004‏

(پايان متن)

 

وزارت خارجه آمريکا: جلسه ای بين وزرای خارجه ايران و آمريکا برنامه ريزی نشده است

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، ظهر روز چهارشنبه 10 نوامبر 2004 در جلسه مطبوعاتی اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات خبرنگاران درباره ايران است:


10 نوامبر 2004

(آغاز متن)

سوال: آقای وزير همچنين به سفر شرم الشيخ و گفتگوهايی که ممکن است با ايرانی ها انجام شود اشاره کرد. در اين مورد، آيا ايالات متحده در زمينه اينکه شايد اينگونه گفتگوها شامل مسائل دوجانبه باشد و نه تنها مسائلی که مربوط به جلسه خواهد بود باز است؟

آقای باوچر: ايالات متحده در جلسه ای شرکت خواهد کرد که ايران نيز در آن جلسه شرکت خواهد داشت. اين اتفاق هر از گاهی می افتد. ايالات متحده در اين جلسات نظرات خود را ابراز می دارد. ما حرف آنها را می شنويم. آنها حرف ما را می شنوند.

تصور می کنم ديروز آقای وزير مجددا پاسخ سوال را داد و گفت مانند جلسه شش به علاوه دو است، بياد بياوريد، که ما تعدادی جلسه درباره افغانستان داشتيم، که بياد دارم يکی از آنها در ستاد سازمان ملل بود که وزير امور خارجه ايران و وزير خارجه آمريکا هر دو شرکت داشتند. اين امکانی است برای اينکه حرف آنها را مستقيما بشنويم و آنها حرف ما را مستقيما بشنوند.

آقای وزير گفت و من مجددا حرف او را تکرار می کنم که هيچ جلسه مستقيمی با ايرانی ها تنظيم نشده است. هيچ دستورجلسه ای برای جلسه ای با ايران وجود ندارد. شانسی برای حضور در جلسه ای مشترک است و شنيدن حرف آنها بطور مستقيم و آنها هم مستقيما حرف ما را خواهند شنيد. اين اتفاق گاه گاه می افتد. من اين جلسه را به چيزی غير از اين تبديل نمی کنم، به چيزی غير از جلسات ديگر که قبلا اتفاق افتاده است.

سوال: بنابراين شما انتظار هيچ جلسه دوجانبه ای با ايرانی ها نداريد؟

آقای باوچر: چنين چيزی برنامه ريزی نشده است.

سوال: می خواستم تنها درباره دوجانه سوال را ادامه دهم. اشاره شده بود که وزير خارجه ممکن است اشاره کرده باشد که شايد چيزی ماورای چندجانبه ...

آقای باوچر: نمی دانم چرا شما بايد چنين برداشتی از آن داشته باشيد. وی ديروز دوبار اين حرف را زد و کاملا روشن بود. نمی دانم چرا ديگران به آن شاخ و برگ دادند، اما وی کاملا روشن صحبت کرد. آنها در جلسه مشترکی حضور خواهند يافت. مسلما وی ارزشی برای اين موضوع قائل است، و اينکه تنها حضور در آنجا نيست و ما در واقع به حرف آنها گوش خواهيم داد و قادر خواهيم بود حرف خود را مستقيما درباره اين مسائل بسيار مهم بگوييم: عراق و چگونگی عملکرد همسايگانش در قبال عراق، چگونگی کمک همسايگان و کشورهای گروه 8 به توسعه عراقی صلحجو بسيار بسيار مهم است، و عملکرد ايران در اين زمينه برای ما بسيار مهم است.

بنابراين خواهيم ديد آنها در اين گردهم آيی چه خواهند گفت.

سوال: تنها يک سوال فوری، حال ، ايران اين را به عنوان فرصتی برای جلسه ای دوجانبه با وزير خارجه آمريکا خواهد دانست، آيا چيزی خواهد بود که ...

آقای باوچر: مطمئن هستم چنانچه چنين اتفاقی بيافتد در آن زمان با آن برخورد خواهيم کرد، اما اکنون به حدس زدن در مورد آن نخواهم پرداخت.

سوال: آيا به اين جلسه بعنوان جلسه ای خصوصا درباره عراق می نگريد؟ چون می توان تصور کرد با حضور تمام کسانی که در آنجا خواهند بود فرصتهايی برای بررسی مسائل ديگر مانند برنامه هسته ای ايران وجود خواهد داشت.

آقای باوچر: برنامه چنين چيزی طرح نشده و وقتی برای آن گذاشته نشده است. جلسه ای است که توسط عراقی ها و مصری ها برنامه ريزی شده است و با ميزبانی مصر جهت بحث درباره عراق و چگونگی کمک گروه 8 و کشورهای همسايه در حمايت از عراقی صلحجو و توسعه باثبات صورت می گيرد. همانطور که گفتم فرصتهايی برای گفتگو با بعضی از دوستانمان و ديگران در منطقه درباره مسائل مهم خواهد بود اما من هنوز برنامه ای برای آن ندارم، اما چيزی با ايرانی ها برنامه ريزی نشده است.

سوال: برای بستن اين موضوع، شما غير متحمل نمی دانيد که ...

آقای باوچر: تصور کردم موضوع را بستم.

سوال: شما احتمال جلسه با ايرانی ها را غيرمتحمل نمی دانيد؟

آقای باوچر: من درباره هيچ چيز دوجانبه ای حدس نخواهم زد، می دانيد، متاسفم. در موقعيتی نيستم که درباره احتمال يا عدم احتمال چيزی به حدس زدن بپردازم، اما چنين چيزی برنامه ريزی نشده است.

(پايان متن)

 

پاول: ديپلماسی ايالات متحده باعث پيدايش ”حلقه بزرگ شونده آزادی“ می شود

وزير امور خارجه می گويد كه موفقيت های سياسی ابتكارات چند جانبه، اغلب از نظرها پنهان می مانند



بنابر اظهارات كالين پاول، وزير امور خارجه ايالات متحده، اين كشور به دليل جايگاهش در رهبری جهان از موقعيتی برخوردار است كه می تواند به گسترش صلح، آزادی و رفاه در دنيا كمك نمايد و در حال حاضر نيز با استفاده از روش های چند جانبه و همكاری هايی كه اغلب به اطلاع عموم نمی رسد به اين امر مبادرت می ورزد.

پاول در اظهارات روز 14 اكتبر در برابر گروه اقدامات رهبری جهانی ايالات متحده(1) ــ ائتلافی با بيش از 350 حرفه و سازمان خصوصی كه از بودجه امور مهم بين المللی ايالات متحده پشتيبانی به عمل می آورد ــ مهارت و از خود گذشتگی سياستمداران و ساير كارمندان وزارت امور خارجه را تحسين كرد.

پاول گفت: ”ما موقعيتی بی نظير برای كمك به ميليون ها انسان در سطح دنيا داريم تا بتوانند به حلقه بزرگ شونده آزادی ــ حلقه بزرگ شونده صلح و حلقه بزرگ شونده رفاه ــ بپيوندند.

پاول به مخالفت های هم پيمانان اروپايی در زمينه عراق اشاره كرد، اما گفت كه ايالات متحده و اروپا به هر حال مشغول تلاش موثری برای بازسازی افغانستان و عراق هستند و ”اطمينان دارند كه ارزش های پيوند دهنده ما هميشه محكم تر از عدم توافق ها و تفاوت های موجود در مسير باقی خواهند ماند.“

بنابر اظهارات پاول، ايالات متحده با چنين هم پيمانان آسيايی از جمله ژاپن، استراليا، كره جنوبی و تايلند در حال رسيدن به ”سطوح قابل ملاحظه ای از همكاری“ است.

او گفت: ”ما به نقش جهانی چين خوشامد می گوييم و هراسی از آن نداريم. ما چين را قدرت نو ظهوری می دانيم و با آن در حالی كه مشغول توسعه اقتصادی و اجتماعی و يافتن مسير سياسی خويش است مانند يك قدرت نو ظهور برخورد خواهيم كرد.“

وی افزود: ”ما به همراه دوستان آسيايی خود تلاش بسيار كرده ايم تا توافقنامه شش جانبه ای را برای برخورد با مساله سلاح های هسته ای كره شمالی ترتيب دهيم.“

پاول همچنين از جنوب آسيا به عنوان منطقه ای ياد كرد كه التزامات ايالات متحده در آن با موفقيت صورت گرفته است و گفت كه كشورش در زمينه قطعنامه های اخير مربوط به سودان و حضور سوريه در لبنان با سازمان ملل متحد همكاری نزديكی دارد.

پاول گفت: ”اين برخورد سياستی يك جانبه نيست، بلكه سياستی چند جانبه است. اما موثرترين توافق ها يا سازمان ها نيز به يك رهبر نياز دارند و اغلب اوقات اين رهبر ايالات متحده آمريكا است.“

پاول درباره خاور ميانه گفت كه ايالات متحده با گروه چهار عضوی متشكل از اين كشور، روسيه، سازمان ملل متحد و اتحاديه اروپا همكاری می كند تا هر آنچه را كه برای جلو انداختن روند صلح لازم است انجام دهد.

او گفت: ”هدف ما همچنان يك كشور فلسطينی آزاد است كه با كشور اسراييل در صلح باشد و هر آنچه را كه برای رسيدن به اين هدف لازم باشد انجام خواهيم داد.“

بنابر اظهارات پاول ايالات متحده آرزو دارد تا ارتباط خود را با تمام كشورها، از جمله كشورهايی كه هم اكنون خود را دشمن اين كشور می دانند، گسترش دهد تا امكان دوستی در آينده افزايش يابد.

پاول به مخاطبان خود در گروه اقدامات رهبری جهانی گفت كه پشتيبانی گروه هايی مانند خود اين گروه و نيز كنگره كمك می كند تا ”از وجود منابع لازم برای مردان و زنان سياسی آمريكا جهت پيشبرد جريان و زمينه آزادی و اميد در سراسر جهان اطمينان حاصل شود. بودجه سالم امور بين المللی شرط لازم كليه فعاليت های ما در اين وزارتخانه است.“



1. US Global Leadership Campaign

ايالات متحده در انتظاراست آژانس بين المللی انرژی اتمی تعهدات ايران را تاييد کند

باوچر گفت سوال اين است که آيا ايران به تعهدی داده است عمل کند يا نه و ما منتظر گرفتن جرئيات بيشتری از دوستان اروپايی خود هستيم


15 نوامبر 2004

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه، در جلسه مطبوعاتی 15 نوامبر 2004 اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد متن سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات خبرنگاران درباره ايران است:

(آغاز متن)

سوال: ... بيانيه ای درباره ايران که به نظر روشن می آمد. در عرض 24 ساعت گذشته اوضاع بهبود يافته است. آن به چه چيزی اشاره می کند؟

آقای باوچر: تصور می کنم اخباری درباره ايران رسيده است. ما هنوز در اين مقطع اطلاعات کاملی نداريم و بنابراين تصور می کنم بايد کمی احتياط کنيم. شنيده ايم، و فکر می کنم ديده ايم تاييد شده است که ايران نامه ای به آژانس بين المللی انرژی هسته ای ارائه داده است که می آيد آنها مقررات را رعايت خواهند کرد. به نظر من بايد ديد چه می شود.

ما منتظر گرفتن جزئيات بيشتری از دوستان اروپايی خود هستيم که اين موضوع را با ايرانی ها پيگيری می کنند. تصور می کنم امروز از بعضی از ديپلماتهای آنها در واشنگتن خبر داشته باشيم، بنابراين امروز از آنها خبر خواهيم داشت.

و مسلما نهايتا اين سوال همچنان باقی است: آيا آنها تعهد می کنند و به اين تعهدات عمل می کنند؟ و بنابراين ما می توانيم انتظار داشته باشيم آژانس بين المللی انرژی اتمی بتواند اين تعهدات به تعليق را تاييد کند و اميدواريم بتواند گزارش دهد که ايرانی ها واقعا مقررات را رعايت می کنند، که آژانس بتواند به جلسه شورای حکام گزارش دهد، آژانس قادر خواهد بود که جلسه شورای حکام گزارش دهد که ايران از مقررات شورا پيروی کرده است، و بالاخره اينکه در استدلال نهايی اين سوال در زمان جلسه شورا اهميت خواهد داشت.

سوال: منظورتان توقف غنی سازی است؟

آقای باوچر: شورا تعدادی مقررات وضع کرده بود. اصلی ترين آن تعليق تمام فعاليتهای غنی سازی است، و اين چيزی است که ما انتظار داريم آژانس بتواند تاييد کند و خواهيم ديد آيا آژانس در موقيتی هست که بتواند در جلسه آخر نوامبر به شورای حکام گزارش دهد که ايران نه تنها تعهد داده است بلکه به آن عمل نيز می کند.

سوال: بسيار خوب، آخرين سوال از طرف من درمورد اين موضوع. درباره نامه. آيا ايالات متحده اين نامه را ديده است؟ آيا متحدين خلاصه ای از نامه را به شما ارائه داده اند؟

آقای باوچر: تصور می کنم متحدين نامه را ديده اند. مطمئن نيستم ايالات متحده هنوز کپی آن را در دست دارد يا خير. اما ما لازم است ... ما مسلما در انتظار نشستی با اروپايی ها و شنيدن جزئيات از طرف آنها درباره اينکه چگونه اين تعهدات داده و ابراز شده اند و مطمئن شدن از اينکه آنها مشخصا از نوع تعهداتی هستند که اروپايی ها بدنبال آن بودند، که همه ما می خواستيم ايران از مقررات شورای حکام آژانس پيروی کند، هستيم.

سوال: پس آيا درست است بگوييم که بجز بررسی و تاييد سيستم هايی که در حال حاضر مستقر شده اند، تعهدات بيشتر از سوی ايرانی ها واقعا برای شما مفهومی ندارد؟ و دوم اينکه آيا دليلی برای اين باور وجود داشت ... بنظر می رسد ايرانی ها درست قبل از جلسه آژانس بين المللی انرژی اتمی وعده های زيادی می دهند ، آيا هيچ دليلی برای اين اعتقاد وجود دارد که اين رفتار بجز الگوی گذشته وعده دادن درست قبل از جلسه شورای حکام آژانس است؟

آقای باوچر: خوب، تصور می کنم به اين دليل است که ما در تلاشيم مشخص کنيم بهتر است اين بيشتر از وعده باشد. لازم است اين وعده داده شده و وعده عمل شده باشد و عمل به آن يعنی قرار دادن آژانس در موقعيتی که بتواند آن را تاييد کند و به شورا گزارش دهد که اين وعده ها عمل می شوند.

سوال: منظورم اين است که آيا هيچ دليلی داريد ... حتی اگر کپی نامه را نداريد، بايد درباره متن آن گفتگوهايی با سه کشور اروپايی داشته بوديد . آيا معتقديد نامه شامل سيستم های رسيدگی و تاييد نيز می شود؟

آقای باوچر: تصور می کنم درک تمام طرفين قضيه اين بوده است که اين بخشی از موافقتنامه ای است که از ايران خواسته شده است قبول کند، و تصور می کنم گزارشاتی رسيده است مبنی بر اينکه ايران تمامی موافقتنامه را پذيرفته است. اما همانطور که گفتم لازمه اش ذره بينی از طرف همه ماست، اول اروپايی ها و ما نيز با آنها، تا مطمئن شويم ايران تعهدات محکمی داده است که می توان آنها را تاييد کرد.

سوال: فکر می کنيد وقتی شما نامه را ديديد...

آقای باوچر: انتظار دارم در طی امروز مطالب بسيار زيادتری از اروپايی ها در واشنگتن بشنويم ، تا آنجا که مربوط به ملاقات ما با نماينگان آنها در اينجا می شود .... و اطلاع ندارم بعد از آن خواهد بود يا نه اما من می گويم که کامل خواهد بود.

سوال: آيا هيچ اطلاعی داريد که تعليق اجرا شده، دائم، يا به مدت نامعلوم خواهد بود؟ و آيا همچنين درک شما اين است که آيا هر گونه فعاليت غنی سازی را تحت پوشش دارد يا خير؟

آقای باوچر: تصور می کنم اينها جزئيات و سوالاتی است که بايد در بررسی تعهداتی که داده می شوند پرسيد و مطمئن شد که واقعا تعهدات موثری هستند.

سوال: ريچارد، پس از اصرار قبلی شما که ايران بايد بعد از اين جلسه در وين در روز دوشنبه به شورای امنيت ارجاع شود، اين چه مفهومی دارد؟

آقای باوچر: خوب، الان نمی خواهم از موضوع جلو بيافتم. نظر ما اين بوده و هست که رفتار گذشته ايران شايستگی اين را دارد که ايران به شورای امنيت ارجاع شود. سال ها و شايد ده ها سال ، آنها يک برنامه هسته ای مخفی داشته اند که پنهان شده بود و از نظر ما تخلف واضحی از تعهدات آنهاست.

اگر آنها در حال حاضر تلاش می کنند اين تخلفات را با وعده های جديد تصحيح کنند ، اول لازم است آن وعده ها تاييد شود و دوم اينکه لازم است ما با ديگران در شورا مشورت کنيم که در آن صورت رفتار درست چه می باشد. اما در اين لحظه، با توجه به اينکه اطلاعات ما تغيير نيافته است و هر تعهدی که داده شده تاييد نشده است و بعنوان گزارش تاييد شده به اطلاع شورا نرسيده است ، در حال حاضر نظر ما عوض نشده است.

بله.

سوال: اما آيا اين بدان معناست که علی رقم آنچه اتفاق بيافتد شما در جلسه دوشنبه آينده اصرار خواهيد داشت ايران به شورای امنيت ارجاع شود يا تا بعد از جلسه صبر خواهيد کرد؟

آقای باوچر: فکر نمی کنم جلسه شورا در وين دوشنبه آينده باشد. تصور می کنم در ...

سوال: روز بيست و پنجم است. ببخشيد. روز بيست و پنجم است. ببخشيد.

آقای باوچر: حدود دو هفته، بله حدود دو هفته ديگر است، ده روز ديگر.

سوال: پس برای شما اين وقت کافی است که موضوع را تاييد کنيد و تا زمان جلسه اطلاع بهتری داشته باشيد؟

آقای باوچر: من ... شما بايد از آژانس بپرسيد توانايی های آنها چيست اما اميد است آنها بتوانند اين کار را شروع کنند و گزارش کامل تری به ما بدهند که تنها بر اساس وعده نبوده بلکه بر اساس آنچه به چشم ديده اند باشد.

(پايان متن)

 

پاول، وزير خارجه ايالات متحده: ما قصد حمله به ايران را نداريم

وی گفت ما با اين رژيم موافق نيستيم، اما ما هيچ قصدی برای تغيير رژيم نداريم.


12 نوامبر 2004

در يک مصاحبه تلويزيونی گسترده با برنامه مجله وال اسرتيت، کالين پاول، وزير خارجه ايالات متحده، به سوالات روزنامه نگاران درباره مسائل مربوط به خاور ميانه پاسخ گفت. وزير خارجه انکار کرد که ايالات متحده اغلب در مسائل سياست خارجی به تنها يی عمل کرده است و به تلاش های ديپلماتيک چندجانبه در ارتباط با برنامه هست ه ای ايران و همچنين مذاکرات شش طرفه برای پايان دادن به برنامه سلاح های هسته ای کره شمالی اشاره نمود .

پاول گفت: "به نظر من می رسد که هر کشور متمدنی در اروپا و سازمان ملل و هر کجای ديگر بايد درباره حرکت ايران بسوی دستيابی به تکنولوژی سلاح های هسته ای و اينکه اين کشور به حمايت خود از فعاليتهای تروريستی ادامه می دهد نگران باشد."

آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای وزير، پاول، در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

خانم بارتيرومو: آقای وزير، شما به روزنامه فايننشال تايمز گفتيد رئيس جمهور دستوری برای دنبالگيری "سياست خارجی مهاجم" دارد و در عين حال که آن بصورت چندجانبه خواهد بود ، در صورت لزوم ايالات متحده به تنهايی عمل خواهد کرد.

آيا شما نگران هستيد که ابراز عقيده ای مانند اين ممکن است باعث زيان يا حداقل فشاری بر روابط در سراسر جهان باشد، و دوم اينکه ، ممکن است اثری منفی بر تجارت آمريکايی در خارج داشته باشد؟

آقای وزير پاول: خير، چنين احساسی ندارم. روشی که شما سخنان من را نشان داديد ممکن است اين برداشت را ايجاد کند، اما متهاجم به معنی خصمانه نيست. متهاجم يعنی ما سيستم ارزش ها و اعتقادمان به دموکراسی را به جهان خارج می بريم. و به اين کار ادامه خواهيم داد. ما به گسترش ائتلافاتمان فشار خواهيم آورد، همانطور که به گسترش ناتو فشار آورديم و از گسترش اتحاديه اروپا حمايت کرديم. ما فعالانه با دوستان خود همکاری خواهيم کرد، به عنوان مثال، در اتحاديه اروپا، با سه کشور اتحاديه اروپا که سعی در انجام کاری در زمينه برنامه هسته ای ايران هستند همکاری می کنيم. ما فعالانه و مهاجمانه با دوستان خود در آسيا همکاری می کنيم تا درباره برنامه هسته ای کره شمالی کاری انجام دهند. نه حرکت به تنهايی و حمله به کسی بلکه همکاری با شرکای خود. متهاجمانه به معنی اين نيست که ما کشوری را اشغال خواهيم کرد.

و چنانچه به کارهايی که ايالات متحده انجام داده است نگاه کنيد، ما چکار کرده ايم؟ چه کشوری را اشغال کرده ايم؟ در مورد افغانستان، ما با گروهی مردم مقابله متقابل کرديم، القاعده، به ميزبانی طالبان، که به ما حمله کرده بودند.

خانم بارتيرومو: در حورد چالش گسترش سلاح های هسته ای چه؟ دولت درباره ايران و کره شمالی چکار می کند؟

آقای وزير پاول: خوب، ببينيد ماچکار کرده ايم. ما ليبی را خلع سلاح هسته ای کرده ايم. با همکاری با بريتانيا، ليبی تمامی تجهيزات هسته ای، فعاليتهای بيلوژيکی و شيميايی خود را واگزار کرده است، و در واقع خود را مطابق به ميل جامعه بين المللی پاکسازی نموده است. ما با جامعه بين المللی همکاری می کنيم تا کاری درباره ايران انجام شود. ما با شورای امنيت همکاری می کنيم، ما با آژانس بين المللی انرژی اتمی همکاری می کنيم و همچنين با سه کشور اتحاديه اروپا که نمايندگی اتحاديه اروپا را دارند.

در مورد کره شمالی، ماچکار می کنيم؟ ما با تمام همسايگان کره شمالی همکاری می کنيم. و بصورتی جالب است که هر گاه ما بطور چندجانبه کار می کنيم، بصورت چندجانبه مانند اين، برای ما چالش ايجاد می شود و می گويند خوب چرا کاری دراين باره نمی کنيد؟ چرا شما خودتان کاری درباره کره شمالی نمی کنيد؟

خوب، يک دقيقه صبر کنيد، نمی توانيد هر دو طرف قضيه را داشته باشيد. نمی توانيد بگوييد ما چندجانبه عمل نمی کنيم و بعد وقتی زمان می برد تا از طريق يک سيستم چندجانبه به حل مسائل پرداخت، از ما انتقاد می کنند که چرا يک جانبه و بصورتی عمل نمی کنيم که اگر به آن صورت عمل می کرديم به آن اعتراض می کردند. بنابراين اين يکی از مسائلی است که من بطور روزمره با آن روبرو هستم.

خانم بارتيمرومو: هنگام برخورد با ايران ... آيا موضوع راحتتر خواهد بود که ما 140000 سرباز در همسايگی در عراق داريم؟

آقای وزير، پاول: خوب، به دليل وضعيت در عراق ما 140000 نيرو در همسايگی در عراق داريم. در حال آمادگی برای حمله به ايران نيستيم. ما هيچ قصدی برای تغيير رژيم نداريم. سياست ما اين است: هيچگونه تغيير رژيم. بستگی به مردم ايران دارد که تصميم بگيرند می خواهند درباره آينده شان چکار بکنند و چگونه رهبری خواهند شد.

ما از اين رژيم استقبال نمی کنيم. اين رژيم اقداماتی انجام می دهد که از نظر ما در جهان قرن بيست و يکم قابل قبول نيست. اما آنچه ما اکنون بر آن تمرکز داريم فعاليتهای ايران در رابطه با توسعه توانايی های هسته ای، اسلحه، و ادامه حمايت ايران از تروريسم است. به نظر من می رسد که هر کشور متمدنی در اروپا و سازمان ملل و هر جای ديگری بايد درباره حرکت ايران بسوی دستيابی به تکنولوژی سلاح هسته ای و ادامه حمايت از فعاليتهای تروريستی نگران باشد. و اگر ايالات متحده از نظر ديپلماتيک و سياسی و اطلاع رسانی به جامعه بين المللی متهاجمانه عمل کرده ، اين کاری است که ما بايد انجام دهيم.

و اين مثال خوبی است. زمانی که اين دولت بر سر کار آمد، ما به جهان گفتيم که ايران چکار می کند و اين بايد موجب نگرانی همه شما باشد. عکس العمل اوليه اين بود که اوه، شما قضيه را بزرگ می کنيد. شما بصورتی زور خود را نشان می دهيد. اما در طی زمان مردم متوجه شدند که ايرانی ها در آن جهت حرکت می کردند. و اگر بخاطر اصرار ما در نشان دادن اين مشکل به جامعه بين المللی نبود، ما به حدی که اکنون پيشرفت کرده ايم نمی رسيديم.

مشکل حل نشده است اما فعاليتهای ايران زير نورافکن و حرارت قرار گرفته است و برای ايران مشکل تر شده است که به توجه جامعه بين المللی محل نگذارد. اين سياست خارجی متهاجمانه ای است که من به آن اشاره می کردم نه حمله کردن.

(پايان متن)

 

موافقتنامه اروپا با ايران: "قدم اول"

مک کليلن، سخنگوی کاخ سفيد، گفت دولت بوش به حمايت از تلاش های فرانسه، آلمان، و بريتانيا در حل مسئله فعاليتهای هسته ای ايران ادامه می دهد. وی موافقت اوليه را که طبق آن ايران موافقت کرده است تمامی فعاليتهای اورانيوم خود را در عرض يک هفته معلق کند "قدمی مثبت اما، .. تنها قدم اول" خواند.


16 نوامبر 2004

وی گفت: "اقدامات ديگری هست که بايد انجام شود تا به هدف مشترک ما در مورد ايران دست يافت." و افزود: "مدرک موافقتنامه در اجرای آن است."

منشی مطبوعاتی کاخ سفيد گفت آنچه لازم است ايران در رضايت نگرانی های بين المللی انجام دهد "کاملا واضح" است. ايران بايد مقررات آژانس بين المللی انرژی اتمی راکاملا رعايت کند، از جمله تصويب و انجام پروتکل الحاقی اين آژانس، و بايد تمام تجهيزات مربوط به غنی سازی و بازپرداختی خود را معلق کند. مک کليلن گفت: " ما در اين زمينه بسيار روشن بوده ايم."

آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای مک کليلن در پاسخ به سوالات خبرنگاران در جلسه مطبوعاتی کاخ سفيد در 16 نوامبر 2004 می باشد:

(آغاز متن)

سوال: سوال من درباره ايران است. طی چند روز گذشته، دولت کانادا، سفير کانادا در سازمان ملل، قطعنامه ای درباره ايران داشت مبنی بر نگرانی درباره حقوق بشر در ايران. و اکنون ما با اين سلاح هسته ای روبرو هستيم يا اينکه ايران می تواند در عرض يک سال بمب اتمی بسازد و غيره. موضع ما در قبال اين قطعنامه چيست و تمام ...

آقای مک کليلن: درباره موضوع هسته ای؟

سوال: هسته ای و موضوع حقوق بشر.

مک کليلن: خوب، ما تعدادی نگرانی درباره ايران داشته ايم که طی زمان به آنها اشاره کرده ايم. شما به دوتا از آنها اشاره کرديد. و مسلما حمايت آنها از تروريسم نيز يک نگرانی بوده است.

و در زمينه موضوع هسته ای ما از تلاش های دوستان اروپايی خود حمايت کرده و به اين کار ادامه خواهيم داد. قدم مثبتی برداشته شده است، اما تنها قدم اول است. اقدامات ديگری بايد انجام شود تا بتوان به هدف مشترک ما درباره ايران دست يافت. و مهم است که ايران اکنون بسوی اجرای اين موافقتنامه حرکت کند. ما خواهيم ديد که آنها در مورد حرکت در انجام موافقتنامه چکار می کنند. مدرک موافقتنامه در اجرای آن است.

ما به تماس نزديک خودمان با متحدين اروپايی خود در پيشبرد اين هدف مشترک ادامه خواهيم داد، تضمين اين است که ايران سلاح هسته ای توليد نکند. آنچه آنها بايد انجام دهند بسيار واضح است. ايران می بايست مقررات آژانس بين المللی انرژی اتمی راکاملا رعايت کند. لازم است آنها پروتکل الحاقی را تصويب کرده به آن عمل کنند. و لازم است آنها تمامی فعاليتهای اورانيوم خود را معلق کنند. ما در اين زمينه کاملا واضح بوده ايم.

پيشرفت در اين موضوع توسط شورای حکام آژانس ترسيم شده است. آنها چارچوب کار را برای پيشرفت ترسيم کردتد. و اکنون مهم است آژانس بتواند اقدامات اجرايی ايران را تا جلسه بعدی شورا تاييد کند، که برای 25 و 26 نوامبر در نظر گرفته شده است، و اين مقطعی است که در آن هستيم.

(پايان متن)

 

يک مقام وزارت خارجه آمريکا: ما با شورای مقاومت ملی ايران تماسی نداريم

ادم ارلی گفت اين مسئوليت آژانس بين المللی انرژی اتمی است که درباره گزارش مربوط به برنامه هسته ای ايران تحقيق کند، تا مشخص کند آيا ايران در حال انجام فعاليت مخفيانه هسته ای است يا نه.


17 نوامبر 2004

ادم ارلی، معاون سخنگوی وزارت خارجه، در جلسه مطبوعاتی ظهر 17 نوامبر 2004 به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: يک گروه اپوزيسيون ايران، شورای مقاومت ملی ايران، ادعا می کند رژيم ايران تجهيزات هسته ای را به يک محل نظامی نامعلوم ديگر در ناحيه لويزان تهران منتقل کرده است و وزير دفاع در اين کار دخالت دارد، در يک برنامه هسته ای فعال جديد. آيا آنها با شما تماس گرفته اند، اطلاعی در اين مورد داريد؟

آقای ارلی: اين گزارشی از شورای مقاومت ملی ايران است، که به همه يادآوری می کنم اسم مستعاری برای مجاهدين خلق، يک سازمان تروريستی خارجی، می باشد. ما با شورای مقاومت ملی ايران و يا با سازمان مجاهدين خلق تماسی نداريم. ما در موقعيتی نيستيم که اعتبار اين گزارش را ارزيابی کنيم.

گزارشاتی دريافت شده، اما از ... مانند گزارشات گذشته، اما، که نشان داده است ... که آژانس بين المللی انرژی اتمی آنها را با دليل به اثبات رسانيده است، که ثابت شده درست بوده اند. بنابراين ما اميدواريم آژانس به تحقيقات خود درباره برنامه هسته ای ايران ادامه دهد، و تمام اطلاعات معتبر درباره برنامه هسته ای ايران را در نظر بگيرد، از جمله اين گزارشات را، و بطور جدی درباره آنها تحقيق کند.

سوال: اما، منطورم اين است که ، شما احتياجی نيست هيچ تماس مستقيمی با اين گروه داشته باشيد تا گزارشات را ببينيد. آيا درباره ادعايی که کرده اند تحقيق خواهيد کرد؟

آقای ارلی: خوب، شما پرسيديد آيا ما با اين گروه در تماس بوده ايم.

سوال: خوب، بله ... خير، متوجه هستم.

آقای ارلی: بنابراين در پاسخ به آن بود که گفتم ما تماسی نداشته ايم. اين مسئوليت آژانس بين المللی انرژی اتمی است که درباره چنين گزارشاتی تحقيق کند، تا مشخص کند آيا ايران در حال انجام فعاليت مخفيانه هسته ای است يا نه. در گذشته چنين گزارشاتی رسيده است، و آژانس توانسته است، بخاطر اقدامات خود، آنها را به اثبات برساند. با توجه به اين سابقه، تصور می کنم، ما معتقديم مهم است هنگامی چنين اطلاعاتی بدست می رسد جدی گرفته شده و تحقيق شود.

سوال: می دانم که آنها يک گروه تروريستی هستند و شما با آنها تماس مداوم نداريد ...

آقای ارلی: مطلقا هيچ تماسی.

سوال: خوب، بسيار خوب، می دانيد، اگر آنها اطلاعاتی دارند که می تواند برای شما مفيد باشد، چرا که نه؟ منظورم اين است که، شما مسلما به بعضی از کشورهای حامی تروريسم در تماس هستيد.

آقای ارلی: ما معتقديم، خوب، اين فرق می کند ... قبل از هر چيز، موضوع ديگری است. تماس با کشورها به عنوان ملتهای مستقل با سازمان هايی که از فعاليتهای تروريستی حمايت می کنند و در حملات تروريستی دخالت دارند متفاوت است. اين اول از همه. دوم اينکه، ما معتقد هستيم برخورد مناسب با اينگونه گزارشات بايد از طريق يک مکانيزم متشکل بين المللی، که در اين مورد آژانس بين المللی انرژی اتمی است، صورت گيرد.

(پايان متن)

 

ايران سابقه 18 سال فعاليت مخفيانه دارد

باوچر گفت . بسيار مهم که ايران نه تنها به موافقتی برسد و وعده هايی بدهد، که اين کار را کرده اند، بلکه آژانس بين المللی انرژی اتمی قادر باشد تعليق را، بخصوص تعليق تمام فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازپرداختی اورانيم را تاييد کند.


16 نوامبر 2004

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه، در جلسه مطبوعاتی اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: آيا آقای وزير در شرم الشيخ با وزير خارجه ايران يا سوريه ديدار خواهد داشت؟

آقای باوچر: من برنامه مخصوصی برای ديدار دوجانبه در دسترس ندارم. آنچه آقای وزير قبلا درباره وزير خارجه ايران گفت اين بود که انتظار دارند در يک اتاق و جلسه مشترک و سر يک ميز در يک کنفرانس و مذاکرات عمومی باشند. ما قادر خواهيم بود حرف خود را بزنيم و حرف آنها را بشنويم. اين تنها چيزی است که در حال حاضر برنامه ريزی شده است. من انتظار چيز ديگری ندارم.

سوال: درباره ايران. شما همواره تاکيد کرده ايد که مهم است هر چه ايران درباره تعليق اورانيم خود با آن موافقت کند تاييد شود. بنظر می رسد آنها می گويند تعليق را انجام خواهند داد اما تنها نزديک به تاريخ جلسه بعدی شورای حکام، بنابراين به نظر نمی رسد به شما وقت کافی برای تاييد بدهد. آيا اين موضوع شما را نگران می کند؟

آقای باوچر: خوب، در حال حاضر بايد ببينيم در چه موقعيتی هستيم. بسيار مهم که ايران نه تنها به موافقتی برسد و وعده هايی بدهد، که اين کار را کرده اند، بلکه آژانس بين المللی انرژی اتمی قادر باشد تعليق را، بخصوص تعليق تمام فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازپرداختی اورانيم را تاييد کند. مدرک هر موافقتنامه ای اجرای آن است، و ما می خواهيم ببينيم که دبيرکل قادر است در زمان جلسه به شورا گزارش کند که اين اقدام و اقدامات ديگر در حال اجرا هستند.

بنابراين ما تمام طرفين را تشويق می کنيم که به کار در اين باره بپردازند. ما در انتظار گزارشی که دبيرکل بتواند در زمان جلسه به ما ارائه کند هستيم و اين بسيار مهم است که او بتواند گزارش دهد که آژانس کار تاييد تعليق را شروع کرده است.

سوال: آيا جزئيات متن .... را ...

آقای بوچر: بله ما از اروپايی ها خبر داشته ايم. ديروز با بعضی از مقامات سفارتها در واشنگتن، از سه کشور اتحاديه اروپا، ديداری داشتيم. ما با مقاماتی در پايتختها صحبت کرده ايم. همچنين با مقاماتی در وين صحبت کرده ايم. تصور می کنم می توانيد به موافقتی که با ايران رسيده اند دسترسی پيدا کنيد، در اينترنت است.

اما همانطور که گفتم، اين قدم مفيدی است و همه ما می دانيم که اروپايی ها نهايت تلاش خود را کرده اند، همانطور که گفته بودند، پس از جلسه گروه 8، و به موافقتی درباره آنچه ايران لازم است انجام دهد تا اعتماد جهان را بدست آورد که آنها سلاح هسته ای توليد نمی کنند رسيدند، و آنها رفته و اين کار را با ايران دنبال کردند. اکنون ايرانی ها گفته اند با تعليق تمام فعاليتهای بازپرداختی و غنی سازی موافقت می کنند، اما هنوز بايد تاييد و گزارش شود، و اين چيزی است که ما در واقع در انتظار آن هستيم.

سوال: پس چرا قدم مفيدی است؟

آقای باوچر: مجددا، بر اساس فرض قبلی، بهتر است با چيزی موافقت شود تا موافقت نشود، اما واقعا فرقی نمی کند تا زمانی که اجرا شود و تاييد شود، و در آن صورت روی آن حساب می شود.

سوال: و آيا چيزی داريد که ... فقط يک سوال ديگر در اين مورد. منظورم اين است که حتی اگر کسانی که موافقت کردند اغلب قول خود را شکسته اند؟

آقای باوچر: به همين دليل است که در اين مورد تاييد و تداوم دو جنبه بسيار مهم اين جريان هستند چرا که ما قبلا موافقتنامه هايی ديده ايم که به آنها عمل نشده است. ايران سابقه ممتدی از مسائلی که قبلا به شورا گزارش شده است دارد، 18 سال فعاليتهای مخفيانه که ارائه نشده بود. بنابراين بسيار مهم است که اين موضوع تاييد شود و در طی زمان ادامه يابد.

سوال: آيا شما ... ببخشيد، گفته بودم که سوال آخر است اما يک سوال ديگر به فکرم رسيد. آيا نگران هستيد که اين موافقتنامه ممکن است زيرآب آنچه موضع طولانی مدت شما درباره ارجاع ايران به شورای امنيت بوده است را بزند؟

آقای باوچر: ما هنوز معتقديم پايه محکمی برای اين کار وجود دارد. وقتی به جلسه رفتيم خواهيم ديد ديگران چه نظری دارند.. اما تصور می کنم مهم است بياد داشته باشيم که اين اکنون هفتمين گزارشی است که دبيرکل درباره فعاليتهای ايران به ما ارائه می دهد، و آنها در شش گزارش گذشته خود درج کرده اند که ايران از تعهدات خود و مقررات تخلف کرده است. اين موضوع به جای خود باقی است، و مهم است همه آن را بياد داشته باشند. اينکه آيا مردم آماده باشند موضوع را به شورای امنيت ارجاع کنند يا در آن جهت حرکت کنند را بايد در زمان جلسه ديد. و بايد گفت اين اول و قبل از هر چيز بستگی به اين دارد که ايران اين تعهدات را به اجرا گذاشته است و بطور قابل تاييدی تمام فعاليتها را به تعليق درآورده است يا نه.

(پايان متن)

کاخ سفيد: ايران بايد به جهان اطمينان دهد که بدنبال سلاح هسته ای نيست

ايران بايد به موافقتنامه جديد هسته ای "عمل کند"


18 نوامبر 2004

کاخ سفيد: ايران بايد به جهان اطمينان دهد که بدنبال سلاح هسته ای نيست

ايران بايد به موافقتنامه جديد هسته ای "عمل کند"

منشی مطبوعاتی کاخ سفيد، اسکات مک کليلن، گفت ايران "هيچ احتياجی" به انجام فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی اورانيوم ندارد. وی گفت متوقف ساختن چنين فعاليتهايی "به همه اين اطمينان را می دهد که آنها بدنبال سلاح هسته ای نيستند."

مک کليلن که در 18 نوامبر سوار بر هواپيمای نيروی هوايی يک در راه ليتل راک ايالت آرکانزاس سخن می گفت اظهار داشت که جامعه بين المللی "در تصميم خود جهت تضمين اينکه ايران سلاح های هسته ای توليد نکند متحد است."

وی گفت دولت بوش درباره اينکه ايران بايد چکار کند کاملا روشن بوده است. مک کليلن گفت: "ايران بايد به موافقتنامه اخير که با دوستان اروپايی ما به آن رسيدند عمل کند. آنها بايد کاملا با آژانس بين المللی انرژی اتمی و بازرسان آنها همکاری کنند. آنها بايد فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازپرداختی خود را معلق کنند، و همچنين لازم است پروتکل الحاقی را به تصويب رسانده و از آن پيروی کنند."

منشی مطبوعاتی کاخ سفيد همچنين گفت گرچه ايالات متحده نتوانسته است اطلاعات دريافتی از يک سازمان تروريستی درباره اينکه ايران تاسيسات مخفی غنی سازی اورانيوم دارد را تاييد کند، آژانس بين المللی انرژی اتمی می بايست اين گزارش را به عنوان بخشی از تحقيقات خود درباره فعاليتهای هسته ای ايران بررسی کند.

آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای مک کليلن در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: عکس العمل کاخ سفيد درباره کشف و يا اخبار در رابطه با اينکه ايران در تلاش است کلاهک های هسته ای بر موشک سوار کند چيست؟

آقای مک کليلن: خوب، تصور می کنم آقای وزير، پاول، به اطلاعاتی که به دست ما رسيده است اشاره می کرد. تصور می کنم نظر ما درباره ايران کاملا روشن است. ايران بايد به موافقتنامه اخير که با دوستان اروپايی ما به آن رسيدند عمل کند. آنها بايد کاملا با آژانس بين المللی انرژی اتمی و بازرسان آنها همکاری کنند. آنها بايد فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازپرداختی خود را معلق کنند، و همچنين لازم است پروتکل الحاقی را به تصويب رسانده و از آن پيروی کنند. نظر ما اين است.

سوال: اسکات، هيچ چيز در ...

آقای مک کليلن: مسلما، آژانس بين المللی انرژی اتمی تمام مسائل مربوط به ايران و برنامه هسته ای اين کشور را بررسی می کند، و ما انتظار داريم ايران با آژانس همکاری کامل داشته باشد. آنها طی سالها وقت زيادی را صرف مخفی ساختن برنامه و اهداف خود کرده اند.

سوال: چنانچه ايران موشک هايی با کلاهک هسته ای داشته باشد چه مقهومی برای خاورميانه خواهد داشت؟

آقای مک کليلن: چه مفهومی برای خاورميانه خواهد داشت؟

سوال: برای خاورميانه ...

آقای مک کليلن: خوب، جامعه بين المللی در تصميم خود جهت تضمين اينکه ايران سلاح های هسته ای توليد نکند متحد است، و به اين دليل است که ما برای راه حلی صلح آميز و ديپلماتيک برای اين موضوع تلاش می کنيم. و نهايتا، نظر ما اين است که ايران بايد تمام فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازپرداخت اورانيوم خود را متوقف کند، هيچ احتياجی به آن نيست. و اين راهی برای نشان دادن اين است که ... برای اطمينان دادن به همه است که آنها بدنبال سلاح هسته ای نيستند.

سوال: اسکات، هيچ چيزی در موافقتنامه با اروپايی ها درباره موشک نيامده است. هيچ چيزی در بخشنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی که به آژانس اجازه دهد درباره فعاليتهای موشکی تحقيق کنند نيامده است. بنابراين آيا ايالات متحده درخواست های خاصی از ايران دارد، يا پيشنهاداتی به اروپايی ها درباره چگونگی اضافه کردن مسئله توليد موشک به اين ...

آقای مک کليلن: خوب، توجه کنيد، ايران به جامعه بين المللی تعهداتی داده است و لازم است آنها به اين تعهدات عمل کنند.

سوال: اينها هيچ ربطی به موشک ندارد ...

آقای مک کليلن: آنچه ما درباره آن صحبت می کنيم فعاليتهايی است که ممکن است مربوط به برنامه سلاح های هسته ای باشد، و آژانس بين المللی انرژی اتمی به اين مسائل می نگرد. اگر شما درباره توليد کلاهک جنگی صحبت می کنيد که می تواند بر سيستم های پرتاب مانند موشک نصب شود و ...

سوال: اما اين چيزی نيست که وزير خارجه به آن اشاره کرد، درست؟

آقای مک کليلن: خوب، مجددا، منظور من اين است که، من نمی توانم فرای آنچه وی درباره اطلاعاتی به آن اشاره کرد صحبت کنم. اما ما به کار از طريق جامعه بين المللی ادامه می دهيم، همکاری با جامعه بين المللی جهت تضمين اينکه ايران سلاح هسته ای توليد نکند.

سوال: ... گزارش درباره گروه اپوزيسيون در اروپا که گفته است يک تاسيسات مخفی وجود دارد که ايران درآن مشغول غنی سازی اورانيم است. آيا شما اين گزارش را ديده ايد، می توانيد آن را تاييد کنيد؟

آقای مک کليلن: گزارش را ديده ايم؟

سوال: بله.

آقای مک کليلن: بله. از اين گزارشات مطلع هستيم. منظورم اين است که، اين گزارش در طی يکی دو روز گذشته در مطبوعات بوده است. و مسلما، همانطور که اطلاع داريد، اين سازمانی است که ما جرو فهرست تروريستی خود ذکر کرده ايم، و بنابراين سازمانی نيست که هيچ تماسی با آن داشته باشيم، اما ...

سوال: آيا هيچ ... داريد...

آقای مک کليلن: تمام گزارشات از اين قبيل مسائلی است که آژانس بين المللی انرژی اتمی بايد به عنوان بخشی از تحقيقات خود درباره برنامه هسته ای ايران بررسی کند. اما، می دانيد، خير، ما در موقعيتی نيستيم که وارد تاييد اعتبار آن گزارش شويم.

(پايان متن)

 

برنامه های ايران تهديدی برای ايالات متحده هستند

يک مقام وزارت خارجه آمريکا گفت اين مسئله ای است که ما از طريق IAEA با آن برخورد می کنيم، از طريق ديپلماسی چندجانبه. از نظر ما اين کار موثر بوده است و روش مناسبی برای برخورد با آن است، و ما تلاش خود را بر آن متمرکز کرده ايم.


18 نوامبر 2004

ادم ارلی، معاون سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، در مصاحبه مطبوعاتی ظهر 18 نوامبر 2004 اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

آقای ارلی: بيانيه ای برای اعلام ندارم و می توانيم مستقيما به سوالات شما بپردازيم.

سوال: اين يا يک سوال حساس است يا احمقانه اما خيلی روراست. موضع ايالات متحده درباره معامله ای که سه کشور اروپايی با ايران انجام دادند چيست؟ آيا با آن موافق هستيد؟ آيا با هشياری در انتظار هستيد؟ آيا مخالف آن هستيد؟ آيا مشکوک هستيد؟

آقای ارلی: آقای وزير در مصاحبه ديروز خود با مطبوعات در اين باره صحبت کرد. تصور می کنم شما را به سخنان وی ارجاع کنم. حدس می زنم بهترين عبارتی که بتوانم استفاده کنم انکار وجود است. ما اين موضوع را قبلا ديده ايم. آنها با سه کشور اتحاديه اروپا توافقی برای تعليق غنی سازی داشتند. آن را شکستند. سه کشور اتحاديه اروپا برگشتند و مذاکره کردند و به توافق ديگری رسيدند. ما درباره آن بحث خواهيم کرد. ما درباره آن بحث کرده ايم. ما مشغول بحث درباره آن با سه کشور اتحاديه اروپا هستيم. موضوع بحث در جلسه شورای حکام خواهد بود.

اين چيزی است که ما درباره آن اطلاع داشتيم و متداوما با سه کشور اتحاديه اروپايی درباره آن مشورت می کنيم، آقای وزير و همپايانش و معاون وزير بولتون و همپايانش، بنابراين موضوعی است که درباره آن مطلعيم، مشورت کرده ايم، آگاهيم، اما معامله ای است بين سه کشور اتحاديه اروپا و ايران. و ما به تصور من بطور مناسب بر اساس تجربه قبلی از قضاوت خودداری کرده ايم.

مسئله مهم در اينجا بطور خاص خود معامله نيست، اما بعد وسيعتر آن است و آن اين است که ... شواهد متداوم از برنامه مخفيانه هسته ای، که ايران در توسعه آن اصرار می ورزد و کوضوعی است که جامعه بين المللی را به خود مشغول داشته و فکر می کنم با آن برخورد خواهد شد.

اين موضعی است که ما کاملا روشن کرده ايم ... برای ده سال گذشته ... 18 سال ... و می دانيد، هر چه بيشتر کند و کاو می کنيم بيشتر با ايران درگير می شويم، برای ما روشنتر می شود، و تصور می کنيم برای جامعه بين المللی نيز، که چيزی در آنجا وجود دارد. و من به آخرين معامله سه کشور اتحاديه اروپا به اين نظر می نگرم که از مشکلی آگاهی وجود دارد، که لازم است درباره آن کاری انجام شود، و آنها اين راه را انتخاب کرده اند. قبلا اين تلاش شده است. بخوبی کار نکرد. دوباره سعی می کنند. ما به همکاری با آنها ادامه می دهيم، با آنها گفتگو داريم و با موضوع در محيطی مناسب برخورد خواهيم داشت، که آژانس بين المللی انرژی اتمی است و نتيجه گيری خود را قاطعانه بر اساس اقدامات ايران خواهيم گرفت.

مجددا، در اين مقطع، ما در مرحله ای هستيم که فکر می کنم بديعی است، اما آنچه مهم است اين است که، می دانيد، ايران در طی زمان به تعهدات خود احترام بگذارد. تا کنون ما اين را نديده ايم.

سوال: آيا می توان از آن نکته ای دريافت، در جلسات دوجانبه با ايران مانند به عنوان مثال شرم الشيخ؟

آقای ارلی: اين کاملا يک سوال فرضی است.

سوال: شما نخواهيد گفت تماما ... به عبارت ديگر، وقتی می گوييد فرضی اين امکان بوجود می آيد که خواهيم داشت، اينطور نيست؟

آقای ارلی: از وجود چنين امکانی اطلاع ندارم.

سوال: هفته گذشته، آقای وزير گفت که کمی قبل در طی هفته صحبت کرد و اين موضوع را پيشرفت خواند، معامله سه کشور اتحاديه اروپا با ايران. آيا اين هنوز موضع وزارت خارجه است که اين معامله نشان دهنده پيشرفت است؟

آقای ارلی: من آن را به اين صورت توصيف نمی کنم. اول، سخنان آقای وزير به جای خود است. آنچه من تکرار می کنم اين است که ما با احتياط به اين موضوع می نگريم. ما قبلا اين راه را رفته ايم، ايرانی ها از راه خارج شدند، سه کشور اروپايی سعی می کنند آنها را به راه بازگردانند، اما ما با توجه به تجربه گذشته بطور مناسب احتياط می کنيم.

سوال: با اظهار اين مطلب، آيا هنوز در فکر فشار برای ارجاع موضوع به شورای امنيت هستيد؟

آقای ارلی: خوب، ما روشن کرده ايم که با توجه به رفتار گذشته ايران، ما معتقديم اين مسئله ای است که بايد به شورای امنيت ارجاع شود. اين چيزی است که ثبت شده است. اين موضوع مسئله ای است که ما اين ماه در شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی درباره آن بحث خواهيم نمود و برآن اساس، می دانيد، بستگی به گزارش دبيرکل، بستگی به نظر ديگران، تصميم خواهيم گرفت و به اجماعی درباره قدم بعدی خواهيم رسيد.

اما اين موضع ايالات متحده است و بطور متداوم بوده است که براساس آنچه تا کنون انجام داده است، ايران نشان داده است که اين موضوع بايد، که ما معتقديم اين موضوع بايد به شورای امنيت ارجاع شود.

سوال: اما ايران موفق شده ايالات متحده را جدا از ... چطور می توانيد به شورای امنيت برويد اگر فرانسه و بريتانيا با اين برنامه خوشحال هستند؟

آقای ارلی: شما دو سوال مختلف از من می پرسيد. سوال اين بود که ايالات متحده چه فکر می کند؟ من به شما می گويم که ايالات متحده چه فکر می کند.

سوال: اوه بله. متوجه هستم شما چه فکر می کنيد ... بصورتی عملی.

آقای ارلی: شما دو سوال می پرسيد، چرا نمی تواند ... چه می توان درباره آن انجام داد؟ و پاسخ اين است که به زير نورافکن گذاشتن فعاليتهای ايران و يا بدرفتاری های اين کشور ادامه داد و همچنين به همکاری با جامعه بين المللی، از جمله سه کشور اتحاديه اروپا، در محدود ساختن ايران، در وادار کردن آن به رعايت مقررات بين المملی و تعهدات خود به پيمانها ادامه داد، و در صورت عدم موفقيت اين اقدامات اقدام مناسب بين المللی انجام داد. اين کاری است که ما به آن مشغول هستيم.

سوال: می توانم دنبال اين سوال را بگيرم؟ می خواستم اين مطلب را در متن سخنان آقای وزير در هواپيما بگنجانم. يعنی ، اگر ايالات متحده معتقد بود ايران سيستم های پرتاب توليد می کند، آنوقت چرا اين موافقتنامه ... چرا شما حتی اين موافقتنامه را در نظر می گيريد چون فکر می کنيد که برنامه صلح آميزی نيست؟

آقای ارلی: موافقت با سه کشور اروپايی درباره تعليق فعاليتهای غنی سازی اورانيوم است. اين کاری است که IAEA از ايران خواسته است انجام دهد و هدفی است که در جهت آن تلاش می کنيم. آيا اين تلاش آخر می تواند اين هدف را به ثمر برساند چيزی است که ما در حال مشورت با اروپايی ها درباره آن هستيم و موضوع بحث بيشتر در IAEA خواهد بود.

در مورد برنامه موشکی ايران، مجددا موضوعی است که ...اول از همه، ... نيست، موضوعی يا کاری برای IAEA نيست. موضوع بحث در جلسه شورای حکام IAEA نيست. اين يک قسمت ديگر از معما است. مربوط به مسئله نه لزوما توليد سلاح کشتار جمعی اما توليد سيستم های پرتاب است. مجددا، اين نگرانی است که ما متداوما درباره آن صحبت کرده ايم، و تصور می کنم راسخ بوده ايم با شرکای خود در جامعه بين المللی به آن رسيدگی کرده و سعی کنيم جلوی آن را بگيريم.

سوال: ادم، يک سوال ديگر. آيا می گوييد يا آقای وزير می گفت که شما تنها درباره نگرانی های کلی خود درباره برنامه موشکی ايران صحبت می کنيد، يا آيا او پيشنهاد می کند که ايران مشغول توليد طرح های کلاهک جنگی است؟

آقای ارلی: شما را به سخنان خاص وی رجوع می دهم. من در موقعيتی نيستم که آنچه را که وی گفته است بسط دهم. تصور می کنم آنچه به وضوح متداوما روشن کرده ايم اين است که ما معتقديم ايران برنامه مخفی سلاح هسته ای دارد و برنامه توليد سيستم های پرتاب آنها موجب نگرانی است و تهديدی برای منطقه و ايالات متحده.

سوال: بسيار خوب، اما بدون تجزيه سخنان آقای وزير آيا ايالات متحده معتقد است ايران طرح کلاهک جنگی توليد می کند؟

آقای ارلی: من قضاوتی برای ارائه به شما دراين باره ندارم.

سوال: اگر بتوانم اين سوال را دنبال کنم، درباره سيستم های پرتاب، آيا ايران، به عنوان بخشی از بازگشت به راهی که شما درباره آن صحبت کرديد، مجبور خواهد بود از برنامه سيستم های پرتاب موشک خود بگذرد، يا آن را به عنوان بخشی از بازگشت به مسير حدف کند، يا اين مشمول ... (نامفهوم)؟

آقای ارلی: خارج شدن از مسير يا بازگشت به آن سخنانی مربوط به تعليق فعاليتهای اورانيوم بود. بنابراين آن مربوط به توسعه سلاح کشتار جمعی است. موضوع موشک مسئله متفاوتی است و از طريق ديگری با آن برخورد می شود.

سوال: بنابراين اگر شما، می دانيد، اگر آنها از نظر غنی سازی به راه بيايند و غيره، و تقاضای يک جلسه دوجانبه بکنند، آن می تواند ...

آقای ارلی: خوب، اجازه دهيد موضوع جلسه دوجانبه را کنار بگذاريم. صحبت زيادی درباره جلسه دوجانبه می شود. تصور می کنم موضع ما درباره برقراری ارتباط با ايران روشن است. ما همواره گفته ايم با گفتگو با ايران مخالف نيستيم، اگر و هنگامی که تصميم به اين کار گرفتيم و زمانی که رئيس جمهور تصميم گرفت اين کار به نفع منافع ملی ما است اينکار انجام خواهد شد. بنابراين اين يک سخن کلی درباره اصول است. من از هيچ بررسی جدی درباره اين موضوع اطلاعی ندارم. چرا؟ چون، واقعا، به نظر ما فرصتی برای اينکار به نظر نمی رسد.

موضوع دومی که درباره آن صحبت کرديد توليد اسلحه است. اين مسئله ای است که ما از طريق IAEA با آن برخورد می کنيم، از طريق ديپلماسی چندجانبه. از نظر ما اين کار موثر بوده است و روش مناسبی برای برخورد با آن است، و ما تلاش خود را بر آن متمرکز کرده ايم.

سوال: ادم، می خواستم ببينم حرف شما را درست شنيدم و بعد از شما خواهش کنم سعی کنيد دو مطلب را توضيح دهيد. اگر درست شنيده باشم شما گفتيد که برنامه توليد سيستم های پرتاب آنها تهديدی برای ايالات متحده است.

آقای ارلی: درست.

سوال: و بعد گفتيد که شما مخالف مذاکره با هستيد مگر اينکه به نفع آمريکا باشد. اگر تهديد مستقيمی برای آمريکاست چرا نبايد به نفعتان باشد با آنها گفتگو داشته باشيد؟

آقای ارلی: بگذاريد به اين صورت بگويم. نمی خواهم اينجا حرف تازه ای درباره مذاکرات با ايران شروع کنم. و برای مقصود ما در اين جهت تصور می کنم در شهادت معاون وزير و وزير که در دسترس عموم است بخوبی بيان شده است که موضع ما چيست، می دانيد، موضع ما در مورد گفتگو با ايران چيست، به آنها مراجعه کنيد. من درباره آن متن صحبت می کنم پس آن اول است.

دوم، برنامه های ايران تهديدی برای ايالات متحده هستند. تصور می کنم، مجددا، اين کاملا مشخص است. سوال شما به اين برمی گردد که بهترين راه مقابله با اين تهديد و حفاظت از آن منافع چيست. در اين مقطع از زمان موضع ما، برداشت ما اين است که موثرترين راه برخورد با اين تهديد از طريق مکانيزم ها و مراحلی است که در دست داريم، از طريق IAEA ، از طريق همکاری بين المللی، از طريق ديپلماسی چندجانبه، که من حدس می زنم، راه را در جهتی که ما می خواهيم پيش می برد.

من اين احتمال را در آينده بستگی به موقعيت ، و انتخاب راه های ديگر، رد نمی کنم و اين چيزی است که مقامات ارشد ما رسما درباره آن صحبت کرده اند. بنابراين برداشتی بيشتر از آنچه که بايد از سخنانی که تا کنون گفته شده است نکنيد.

سوالک اما مطالبی که شما می گوييد همه اظهارات قديمی است. ما به آينده نگاه می کنيم. و آنها اظهاراتی است که از قرار قبل از اين اتفاقات ناراحت کننده در مورد تلاش در ملحق کردن موشک و اسلحه ، که در ضمن ، نمی دانم شما می گوييد آنها در تلاش اينکار هستند يا موفق به پيدا کردن راهی برای انجام آن شده اند ، می باشد. تصور می کنم شما می گوييد هنوز در حال تلاش هستند.

بنابراين حدس می زنم ما حرف خودمان را تکرار می کنيم. سعی می کنيم به آينده نگاه کنيم ، چند روز جلوتر، و واقعا، مشکل است بتوان باور کرد اگر شما ... نه، منظورم اين است که، من آنچه شما می گوييد را باور می کنم ... اما مشکل می توان تصور کرد که نگرانی داشته باشيد و در يک اتاق با ايرانی ها باشيد ، چه ضرری دارد با آنها گفتگو کنيد؟ چه چيزی از دست می رود؟ شما با کره شمالی مذاکره داريد. شما با ... حرف می زنيد، شما تقريبا با هم مذاکره می کنيد...

آقای ارلی: اجازه دهيد موضوع را اينطور بيان کنم. بگذاريد اينطور بگويم. مسئله مذاکره نيست. مسئله اين نيست که اگر شما در يک اتاق باشيد و مذاکره کنيد شايد راه حلی پيدا شود. تصور می کنم اين کمی ايده آليستی باشد. مسئله تحليل رفتار ايران است و بر اساس اين تحليل، به قضاوتی دست يافتن درباره اينکه چه روشی به نتيجه ای که می خواهيد می رسد. و به اين دليل است که ما روشی را انتخاب کرده ايم دنبال می کنيم.

حال، در واقع، با توجه به اينکه اوضاع در چه مرحله ای می باشد، ، با توجه به نگرانی های جدی که ما درباره رفتار ايران داريم، نه تنها در زمينه سلاح کشتار جمعی و تکنولوژی موشکی، اما در زمينه حمايت از تروريسم، مخالفت با پروسه صلح، برخورد نسبت به عراق، سوال اين نيست که در يک کنفرانس بين المللی يا يکی ديگر آنها را به کناری کشيد. مسئله حرکت در ... مسئله برخورد با اين مسائل بصورتی سيستماتيک و موثر است، و اين چيزی است که ما روش خود را بر اساس آن گذاشته ايم.

سوال: به مسئله شورای امنيت برگرديم. شما گفتيد که سياست شما اين است که آنها را ارجاع کنيد. اگر به اندازه کافی از اروپايی ها ، از سه کشور اتحاديه اروپا و هر کس ديگر، IAEA، بشنويد، آيا حاضريد احتمال به تعويق انداختن ارجاع آنها را به شورای امنـيت در نظر بگيريد؟

آقای ارلی: اين موضوع بحث در IAEA خواهد بود. نمی خواهم اکنون به پيش بينی بپردازم که آن مذاکرات چه حاصلی خواهند داشت. من برای شما توضيح می دهم که موضع رسمی ما چه بوده است و اهدافمان چيست. اهداف ما عبارتند از: وادار کردن ايران به توقف و پايان دادن به برنامه های سلاح هسته ايش. و ما با همکاران اروپايی خود و همکاران IAEA خودکار خواهيم کرد به اين هدف برسيم.

اينکه چه قدم های خاصی به چه ترتيبی در پاسخ به چه عملی برداشته شده است ، مجددا، من وارد فرضيات نخواهم شد. من به شما می گويم اهداف ما چيست، و هدف ما عوض کردن مسير ايران از راهی است که انتخاب کرده است، که توليد سلاح هسته ای است.

سوال: اما اگر راه شما برای رسيدن به اين هدف کمی انعطاف بيشتر در سياست خود باشد، آيا حاضريد آن را در نظر بگيريد؟

آقای ارلی: همانطور که گفتم، من درباره تمام راه های احتمالی مختلف رسيدن به هدفمان با شما صحبت نخواهم کرد. در حال حاضر، تمرکز ما در ديپلماسی چندجانبه، همکاری با شرکای خود در رسيدن به يک اجماع بين المللی، يک اقدام بين المللی در پاسخ به تهديدی مشترک است. و آن شامل، می دانيد، شامل تمام جنبه های ديپلماسی چندجانبه است.

(پايان متن)

 

ايران به انرژی هسته ای نيازی ندارد

وزارت خارجه آمريکا: ما معتقديم کشوری که دومين کشور جهان از نظر ذخاير گاز طبيعی به انرژی هسته ای نيازی ندارد، و هيچ منطقی بجز اهداف غيرصلح آميز برای اينگونه سرمايه گزاری در اينگونه فعاليتها وجود ندارد


19 نوامبر 2004

ادم ارلی، معاون سخنگوی وزارت خارجه آمريکا در جلسه مطبوعاتی ظهر روز 19 نوامبر 2004 اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه درزير می خوانيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالات خبرنگاران درباره ايران است:

(آغاز متن)

سوال: آيا وزير و يا اين وزارتخانه نگرانی دارند که اطلاعاتی که وی درباره تلاش ايران در جهت دستيابی به سلاح به ما داد ممکن است بر اساس اطلاعات تاييد نشده بوده و احتمال اعتبار ... افزايش مشکل اعتبار که آمريکا در حال حاضر با آن دست به گريبان است بوجود آيد؟

آقای ارلی: من درباره اطلاعات سری که در دسترس ماست صحبت نخواهم کرد. آنچه خواهم گفت اين است که ما معتقديم ما پايه بسيار محکمی درباره افشای تلاش مخفيانه ايران در توليد سلاح کشتار جمعی و سيستم های پرتاب آنها داريم. ايالات متحده به مدت ده سال درباره اين موضوع خودداری نشان داده است و اين موضوع متداومی در ديپلماسی علنی و خصوصی ما بوده است. و ما به فراخوانی توجه به آنچه معتقديم تلاش مخفيانه ايران است که منطقه و منافع ايالات متحده در منطقه را تهديد می کند، ادامه خواهيم داد.

سوال: بنابراين آيا شما واقعا معتقديد که ايران در حال مسلح شدن است؟ آيا اين ... شما درباره پايه محکم صحبت کرديد.

آقای ارلی: همانطور که گفتم، ما معتقديم اطلاعات محکمی در اثبات تلاش های مخفيانه ايران در توليد سلاح کشتار جمعی و سيستم های پرتاب در دست است و اين حرفی است که ما مدتهاست زده ايم. و اشاره می کنم که در ارتباط با بحث حاضر در شورای حکام و برنامه غنی سازی ايران، ما چهار سال پيش شروع به پافشاری در جلب توجه جامعه بين المللی به آن کرديم ، با ترديد و شک روبرو شديم و طی مدت زمان تلاش های ما در پافشاری بر موضوع موجب شد اکنون جامعه بين المللی متوجه مشکل شود و اکنون معتقد است ادعاهای گذشته ما اثبات شده است و در نتيجه با هم همکاری می کنيم تا با مشکلات ناشی از فعاليتهای هسته ای ايران که در تضاد با بسياری از تعهدات عهدنامه های آن کشور است برخورد کنيم.

سوال: اما، دقيقا چه کشورهايی با شما موافقت کردند که شواهد شما درباره قصد ايران اثبات شده است؟

آقای ارلی: خوب، اشاره می کنم که در نتيجه اين تلاش، روسيه موافقت کرده است به بوشهر سوخت ارائه ندهد تا وقتی که به اين نگرانی ها رسيدگی شود، و اگر سوخت را ارائه دادند بر اساس يک دوره بسته سوخت خواهد بود. اگر تصور می کرديد اين نگرانی ها اثبات نشده است و اعتباری ندارد اينکار را نمی کرديد. و همچنين به هفت قطعنامه شورای حکام اشاره می کنم که بطور اجماع تصويب شده است و سوالات جدی درباره برنامه ايران مطرح می کند، و به قصور ايران اشاره می کند و از ايران می خواهد اقداماتی انجام دهد تا به IAEA تضمين دهد و به جامعه بين المللی تضمين دهد. بنابراين اينها نشانه های بسيار قابل لمسی هستند.

سوال: هيچکدام از آنها نمی آيند بگويند، فقط بگويند با ايالات متحده موافق هستند که مدارکی داريد که ثابت می کند ايران در تلاش توليد سلاح هسته ای است.

آقای ارلی: من می گفتم. ..

سوال: می گويند يا نمی گويند؟ منظورم اين است که IAEA بطور خاص اين حرف را نزده است. ... در گفتن اينکه ...

سوال: (نامفهوم) امروز آن را گفت.

آقای ارلی: بسيار خوب، اجازه دهيد، شايد بصورتی ديگر بيان کنم ، که آنچه ما در شورای حکام IAEA می بينيم، آنچه ما در روابط خود با ديگر کشورها می بينيم اين است که در مقايسه به چهار سال گذشته ... موضع ايالات متحده در قبال فعاليتهای هسته ای ايران اعتبار دارد ... و موجب نگرانی است و بنابراين بر اساس اين واقعيت موضع ما جريان پيدا کرده است، به دليل ديپلماسی ما ، و ما سطحی از اجماع و تعهد به مقابله با اين مشکل می بينيم که قبلا وجود نداشت.

حال، درباره مسئله برنامه مخفی هسته ای اختلاف نظر وجود دارد. ما معتقديم بحث ها به نفع ما پيش می رود. ما به پافشاری در موضوع ادامه خواهيم داد. ما معتقديم کشوری که دومين کشور جهان از نظر ذخاير گاز طبيعی به انرژی هسته ای نيازی ندارد، و هيچ منطقی بجز اهداف غيرصلح آميز برای اينگونه سرمايه گزاری در اينگونه فعاليتها وجود ندارد. و ما به پافشاری درباره ادعای خود ادمه می دهيم.

سوال: اما اين واقعيت که ... شما به بخش اول جواب داديد نه بخش دوم ، اما جواب به بخش اول درست برمی گردد به سوال تمی. بله شما موفق شده ايد پاندول نظر جهانی را طوری بچرخانيد که اگر با نتيج گيری شما موافق نيستند حداقل با نگرانی شما موافقند. آيا اين نگرانی وجود ندارد که اطلاعاتی که ديروز ارائه شد ممکن است اين تلاش را با مشکل مواجه کند و همينطور تلاش دراينکه ديگران به نتيجه شما برسند نه تنها نگرانی شما؟

آقای ارلی: تصور می کنم نکته ای که ما متداوما به آن اشاره می کنيم اين است که به متن توجه شود. تنها بر
غنی سازی ... برنامه غنی سازی اورانيوم تمرکز نشود. تنها بر تاسيسات هسته ای در اين محل يا آن محل تمرکز نکنيد. اما به کل تصوير توجه کنيد. و تصوير کلی اين است که شما فعاليتهای اعلام نشده داريد ... فعاليتهای هسته ای اعلام نشده، اطلاعات عمدا اشتباه درباره فعاليتهای هسته ای، توسعه سيستم های پرتاب و تحقيقات تکنيکال ديگر که بر روی هم رفته تصويری بسيار نگران کننده طرح می کند.

و لازم است بجای تنها يک جنبه خاص مشکل جدا از مشکلات ديگر جدا از کل قضيه، از اين نقطه نظر به آن نگاه کنيد. و در اين متن وقتی همه مسائل را با هم جمع کنيد تصوير بسيار ناراحت کننده ای است. و تصور می کنم آنچه ما سعی داريم انجام دهيم توضيح اين است که اين تنها بخشی از يک تلاش هماهنگ است.

سوال: می توانم ادامه دهد، ادم؟ آيا می توانيد چيزی را تاييد کنيد؟ اول، آيا برنامه هسته ای ايران به هيچ صورتی به عبدالکريم خان رابطه دارد، و دوم، گزارش رسيده بود که ايران قادر است در عرض يک سال بمب بسازد ، و آخر اينکه اگر ايران در هر زمانی، يا ايالات متحده يا متحدان اروپايی بيانيه ای صادر کردند يا موافقتنامه ای که ايران حاضر است برنامه هسته ای خود را با شرايطی پايان داده يا حذف کند؟

آقای ارلی: من از موافقتی توسط ايران برای حذف برنامه اش با شرايط خاصی اطلاع ندارم.

سوال: (نامفهوم) ليبی؟

آقای ارلی: خير، چنين چيزی وجود ندارد .. من چنين پيشنهادی نديده ام. در مورد سوال مربوط به عبدالقادر خان، اطلاعاتی درباره رابطه ای بين عبدالقادر خان و ايران برای گفتن به شما ندارم. به شما می گويم که مسلما پاکستان به عقيده من در از بين بردن شبکه عبدالقادر خان و يا تلاش در جهت يافتن اينکه اين شبکه تا کجاها می رسد قاطعانه عمل کرده است. و مسلما شبکه عبدالقادر خان ارتباطاتی با کشورهای ديگر دارد و مسملما موضوع مورد توجهی است اما چيز خاصی برای بيان درباره آن ندارم.

و سوال سوم چه بود؟

سوال: بمب در عرض يک سال، ايران می تواند در عرض يک سال بمب بسازد.

آقای ارلی: تجزيه تحليل ها و توجه زيادی به اين موضوع شده است اما من قضاوت خاصی برای بيان در اين باره ندارم.

سوال: و بالاخره، فرضا ايران واقعا با IAEA يا فشار بين المللی موافقت نکند. فشار سازمان ملل و غيره. همانطور که ليبی اول انجام می داد. و در آن صورت وضعيت ما چه خواهد بود، چون تهديد از ايران می باشد و همچنين از سوی کانادايی ها قطعنامه ای به سازمان ملل ارسال شده درباره تخلفات از حقوق بشر يا اينکه مردم ايران از نظر تخلفات از حقوق بشر در رنج می باشند. بنابراين آنچه می پرسم اين است که آيا ايالات متحده عمليات نظامی انجام خواهد داد يا، در صورتی که ايران با هيچ شرايطی موافقت نکند؟

آقای ارلی: اقدام نظامی چيزی نيست که ما درباره آن صحبت می کنيم. ما بوضوح گفته ايم ما به برخورد با اين تهديد از طريق ديپلماسی چندجانبه تعهد داريم و اين موضع ما باقی می ماند.

سوال: و تخلفات از حقوق بشر؟

آقای ارلی: تخلفات از حقوق بشر نگرانی متداوم و مکرر ما بوده است. ما در عام و رسما درباره اين موضوع صحبت می کنيم، و با ديگران همکاری می کنيم تا با اين مشکل برخورد شود، و هنوز مسئله ای به جای خود باقی است.

سوال: ادم، با توجه به ديپلماسی چندجانبه، می توانم درباره عراق سوالی کنم؟

آقای ارلی: ديگر درباره ايران سوالی نيست؟ بله.

سوال: خير ادم. برای پيچيده کردن بيشتر مسائل، گزارش ديگری صبح امروز از وين رسيد که ديپلماتها می گويند ايران با عجله در تلاش توليد يک گاز است و ديپلمات ديگری گفته است اين ديپلمات اول ممکن است مسائل را قاطی کرده باشد. آيا اطلاعاتی مبنی بر آنچه اين ديپلماتها می گويند داريد؟

آقای ارلی: ما گزارشاتی درباره توليد يو اچ- 6 در ايران دريافت کرده ايم. نمی توانم درباره اعتبار آنها صحبت کنم. مسلما باعث نگرانی است. اگر حقيقت داشته باشد، مجددا نگرانی های جدی درباره اهداف و ايمان ايران ايجاد می کند. برداشت ما اين بود که لازمه توافق 14 نوامبر بين ايران و سه کشور اتحاديه اروپا تعليق بلافاصله فعاليتهای غنی سازی بوده است. و بنابراين ما با اروپايی ها و ديگر اعضای شورای حکام درباره اين موضوع مشورت خواهيم کرد. اين تهمت ها تنها نگرانی ما را افزايش می دهد که ايران به تلاش خود در دستيابی به سلاح هسته ای ادامه می دهد و به تعهدات خود احترام نمی گذارد.

(پايان متن)

 

پاول، وزير خارجه آمريکا: ما مشغول بسيج نيروهايمان بوده ايم

وی گفت ما با IAEA همکاری می کنيم، ما با اتحاديه اروپا همکاری می کنيم، ما بطور چندجانبه کار می کنيم نه يک جانبه


20 نوامبر 2004


کالين پاول، وزير خارجه ايالات متحده که در کنفرانس همکاری اقتصادی آسيا-پاسيفيک (APEC) در سانتياگو پايتخت شيلی شرکت کرده بود، قبل از ترک سانتياگو در يک مصاحبه با خبرنگاران شرکت کرد و به سوالاتی درباره سفر خود به خاورميانه پاسخ گفت. هنگامی که از وی درباره انکار ايران به تلاش در توليد سلاح هسته ای سوال شد، آقای پاول گفت: "ما می دانيم ايران برنامه پيشرفته موشکی دارد. و با وجود چنين برنامه ای بايد انتظار داشت اگر آنها کلاهک جنگی هسته ای و سلاح هسته ای توليد می کنند می بايست راهی برای پرتاب آنها بيابند. بنابراين مطلبی که من چند روز پيش ادا کردم ... که دليلی برای اعتقاد به اينکه آنها چنين توانايی دارند ... مطلب صحيحی است، و ما بر روی حرف خود ايستاده ايم."

پاول در پاسخ به اين سوال که اگر ايران بر اساس انتظارات آمريکا عمل نکند چه خواهد شد، گفت: "موضوع ايالات متحده در مقابل ايران نيست. موضوع ايران با اينگونه برنامه هاست که موجب نگرانی جامعه بين المللی است."

آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای پاول در پاسخ به سوالات خبرنگاران درباره ايران در مصاحبه مطبوعاتی وی در سانتياگو شيلی می باشد:

(آغاز متن)

سوال: آقای وزير، در مورد موضوع توسعه سلاح هسته ای، ايالات متحده در مقابله با تهديد ايران چه خواهد کرد. نخست وزير ايران گفت اتهام اينکه ايران کلاهک جنگی هسته ای دارد حقيقت ندارد. نظر شما در اين مورد چيست؟

آقای وزير پاول: خوب، مسلما من با اين حرف موافق نيستم. ايرانی ها سالها وقت صرف کرده اند تا چيزهايی را از ما مخفی نگاه دارند. ما مدتهاست گفته ايم معتقد هستيم آنها برنامه هسته ای که برای توليد سلاح هسته ای طراحی شده است دارند. آنها گفته اند نه. اما ما به شواهد اشاره کرديم. آژانس بين المللی انرژی هسته ای مکررا شواهدی پيدا کرد که ايرانی ها به آنها گزارش نکرده بودند. چيزهايی که از آنها مخفی کرده بودند. وزرای خارجه اروپايی در پائيز 2003 با ايران قراردادی بستند که بر اساس آن ايران اين فعاليت را به تعليق در آورد اما ايران در سال 2004 اين موافقت را شکست. اکنون آنها موافقتنامه جديدی با اتحاديه اروپا دارند . اميدوارم به تعهدات خود عمل کنند. اما هيچ دليل خوبی برای تنها قبول تضمين های ايران وجود ندارد. ما بايد عمل آنها را ببينيم. لازم است آژانس بين المللی انرژی اتمی به ايران و به اين تاسيسات بازگردد. و ما می دانيم که ايران برنامه موشکی پيشرفته ای دارد. و با وجود چنين برنامه ای بايد انتظار داشت اگر آنها کلاهک جنگی هسته ای و سلاح هسته ای توليد می کنند می بايست راهی برای پرتاب آنها بيابند. بنابراين مطلبی که من چند روز پيش ادا کردم ... که دليلی برای اعتقاد به اينکه آنها چنين توانايی دارند ... مطلب صحيحی است، و ما بر روی حرف خود ايستاده ايم.

سوال: وچنانچه ايران بر اساس انتظارات ايالات متحده عمل نکند، چه خواهد شد؟

آقای وزير پاول: موضوع ايالات متحده در مقابل ايران نيست. ايران همچنان به جامعه بين المللی می گويد که اين کار را نمی کند. جامعه بين المللی مکررا شواهدی پيدا می کند مبنی بر اينکه ايران اين کار را انجام می دهد. بنابراين موضوع ايالات متحده در مقابل ايران نيست، موضوع ايران با اينگونه برنامه هاست که موجب نگرانی جامعه بين المللی است.

اکنون آنچه ما بشدت مشغول انجام آن بوده ايم بسيج نيروهايمان بوده است. چکار می کنيم؟ ما با IAEA همکاری می کنيم، ما با اتحاديه اروپا همکاری می کنيم، ما بطور چندجانبه کار می کنيم نه يک جانبه. ما دقيقا همان کاری را می کنيم که مردم می گويند بايد بکنيم. حال، مردم بعضی وقتها از ايالات متحده عصبانی می شوند که درباره اين مسائل مکررا فشار می آوريم. اما تا وقتی کا فشار نياورده بوديم هيچکس واقعا باور نمی کرد ايرانی ها کارهايی را که انجام می دادند می کنند. بنابراين در عرض چهار سال گذشته به دليل اصرار ايالات متحده در گذاشتن مشکل پيش روی همه که بتوانند متوجه آن شوند، اکنون روسها می گويند برای رآکتور اتمی بوشهر سوخت ارائه نخواهند داد ، مگر آنکه کاملا کنترل شده باشد و سوخت مصرف شده به روسيه برگردانده شود. اکنون IAEA بسيار فعال تر شده است. و اتحاديه اروپا نيز وارد موضوع شده است. بنابراين ما نورافکن و چراغ حرارتی را متوجه برنامه ايران کرده ايم، و در نتيجه برای ايران مشکل شده است به کاری که در صورت عدم وجود چنين توجهی انجام می دادند عمل کنند.

(پايان متن)

 

ايالات متحده در انتظار عمل از سوی ايران است نه حرف درباره غنی سازی اورانيوم

وزارت خارجه درباره جلسه احتمالی در شرم الشيخ به فرضيات نخواهد پرداخت


22 نوامبر 2004

ادم ارلی معاون سخنگوی وزارت خارجه ايالات متحده، در جلسه مطبوعاتی ظهر 22 نوامبر 2004 به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالات درباره ايران است:

(آغاز متن)

سوال: آيا باور داريد که ايران به تمام فعاليتهای مربوط به غنی سازی پايان داده است و حداقل تاکنون بر سر توافق خود با سه کشور اتجاديه اروپا ايستاده اند؟

آقای ارلی: اطلاع نداريم، جواب کوتاه است. تا جايی که ما اطلاع داريم بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی در حال حاضر در ايران هستند ، و تلاش می کنند تاييد کنند ايران واقعا تمام فعاليتهای مربوط به غنی سازی خود را متوقف کرده است. انتظار داريم اين بازرسان به دبيرکل گزارش دهند، و دبيرکل به شورای حکام در جلسه 25 نوامبر در وين گزارش خواهد داد.

مسلما همانطور که قبلا گفتيم ، قبلا در اين موقعيت بوده ايم، که ايران گفته است فعاليتهای خود را به تعليق در می آورند و بعد به شکستن آن تعهدات پرداخته اند . بنابراين مسلما، ما علاقمنديم نه حرف آنها بلکه در واقع عمل آنها را ببينيم.

سوال: و انتظار نداريد .... می دانيد، آقای البرادعی به خبرنگاران در وين گفته است: "تصور می کنم تقريبا همه چيز در حال حاضر متوقف شده است." آيا اين کافی نيست؟

آقای ارلی: هيچ گزارشی به شورای حکام نرسيده است، بنابراين قبل از اعلام نظر ما در مورد آنچه اتفاق افتاده يا نيافتاده من فقط صبر می کنم تا يافته های بازرسان رسما توسط دبيرکل به شورای حکام ارائه شود.

سوال: و انتظار آن را تا قبل از جلسه بيست و پنجم شورا نداريد؟

آقای ارلی: درست.

سوال: وزير خارجه ايران گفت با ... در مصاحبه ای با سی.ان.ان. چند ساعت پيش گفت آنها موافقت ما با اروپايی ها را در عرض سه ماه آينده ارزيابی خواهند کرد . آيا چيزی درباره اين ارزيابی بعد از سه ماه می دانيد؟

آقای ارلی: اين اعلاميه ای توسط وزير خارجه ايران بود؟

سوال: بله.

آقای ارلی: اين توافقی بين ايران و سه کشور اتحاديه اروپاست. بنابراين واقعا چيزی نيست که ما مطلبی برای اظهار درباره آن داشته باشيم بجز اينکه مهم است ايران به تعهدات خود به آژانس بين المللی انرژی اتمی عمل کند. تا کنون اين کار را نکرده است. سابقه بدی دارد. ما با سه کشور اتحاديه اروپا درباره اين توافق مشورت کرده ايم، اما به عهده آنها و ايران می گذاريم تا درباره شرايط آن و اقدامات بعدی صحبت کنند. مسلما، درباره اين موضوع در جلسه شورای حکام بحث خواهد شد و ما نظر خود را روشن خواهيم کرد.

سوال: شما پيام روراستی خواهيد داشت. آيا وزير آن را به اطلاع وزير خارجه ايران در شرم الشيخ خواهد رساند؟

آقای ارلی: اين سوالی بوده است ، تصور می کنم، که در عرض دو سه روز گذشته بارها به آن پاسخ داده شده است. آقای وزير در همان جلسه که وزير خارجه ايران شرکت خواهد کرد خواهد بود و تصور می کنم ما فرصت اين را خواهيم داشت نظرات خود را درباره مسائل مختلفی روشن کنيم، بخصوص درباره عراق و نياز به حمايت از ثبات، امنيت، و بازسازی عراق. نمی دانم اگر اين موضوع در متن اين قضيه مطرح خواهد شد.

سوال: اطلاع نداريد که موضوع مطرح خواهد شد؟

آقای ارلی: يا در چه متنی.

سوال: و در حين، منظورتان اين است که به شکلی، مانند دوجانبه يا چندجانبه؟

آقای ارلی: خير، آيا بصورت ميزگرديا غير ميزگرد، بصورتی ديگر. بنابراين اصلا نمی توانم درباره آن صحبت کنم.

سوال: شما هنوز نمی توانيد بگوييد که مطلقا هيچ جلسه دوجانبه ای بين ايران و آمريکا در شرم الشيخ نخواهد بود؟

آقای ارلی: من آنچه را که آقای وزير و معاون وزير قبلا گفته اند منعکس می کنم، و آن اين است که ما به اين جلسه می رويم همانطوری که قبلا در جلسات بين المللی شرکت کرده ايم، و به اين صورت با اين موضوع برخورد می کنيم.

سوال: اما معاون وزير، ما اجازه سوال کردن از او را نداريم چون او مصاحباتی کرده است که ... می دانيد، با شبکه های بين المللی و غيره، و در آخرين برنامه که من ديدم وی گفت "اين يک سوال فرضی است." چه چيزی درباره آن فرضی است؟ ما به فرضيات نمی پردازيم. ما از وزارت خارجه سوال می کنيم درباره جلسه خود به ما بگويند. چه کسی به فرضيات پرداخته است؟

آقای ارلی: از من خواسته شده وجود احتمال را رد کنم، و اين يک فرضيه است.

سوال: خير، خير، آنچه من می گويم اين است که شما الآن به سخنان معاون وزير اشاره کرديد و من روز جمعه متن سخنان او را خواندم. تصور می کنم ... با الجزيره بود؟ بياد ندارم. و مصاحبه کننده سوال روراستی پرسيد. وی گفت اين يک فرضيه است. خوب، البته که يک فرضيه است، اما موضع ايالات متحده چيست؟ چه چيزی درباره آن فرضی است؟

آقای ارلی: فزضيه اين است که آيا جلسه ای خواهد بود يا نه، آيا می تواند جلسه ای باشد، يا شايد جلسه باشد؟

سوال: صحيح.

آقای ارلی: و من الآن موضع ما را بيان کردم. و موضع ما اين است که ما به شرم الشيخ می رويم تا با تعدادی از کشورها درباره آينده عراق ملاقات کنيم، از جمله ايران، و از فرصت استفاده می کنيم تقاضای حمايت کنيم ... از آن کشورها خواهيم خواست از امنيت عراق و بازسازی آن حمايت کنند و از عملياتی که بر عليه هر يک از اين دو کار باشد خودداری کنند.

(پايان متن)

 

پاول، وزير خارجه ايلات متحده: ما از توافق اروپايی ها با ايران حمايت می کنيم

وی گفت از نظر ايرانی ها اين هنوز تنها يک تعليق است و تعليق يعنی آنها می توانند از آن برگردند. ما می خواهيم غنی سازی دائما متوقف شود، و اميد است با زمان بيشتر و مذاکرات بيشتر بتوانيم به اين نقطه برسيم.


23 نوامبر 2004

کالين پاول، وزير خارجه آمريکا روز سه شنبه 23 نوامبر 2004 در مصاحبه با کريستيان امانپور از شبکه خبری سی. ان.ان شرکت کرد. وی که درباره سياست خارجی ايالات متحده در رابطه با خاورميانه و عراق سخن می گفت، به سوالات خانم امانپور درباره ايران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای پاول در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: درباره ايران، تصور می کنم شما هفته گذشته گفتيد اطلاعاتی ديده ايد که حاکی از اين است که ايرانی ها، و نقل قول می کنم: "به سختی در تلاش هستند موشک هايی با کلاهک هسته ای بسازند." ما ديشب از وزير خارجه ايران سوال کرديم و وی گفت آمريکا لازم است درباره آنچه درباره اطلاعات می گويد بسيار مطمئن باشد، و مطالب ارائه شده خود به شورای امنيت درباره سلاح کشتار جمعی عراق را بياد بياورد، که درست از آب درنيامد. آيا درباره تهمتی که به ايران زده ايد اطمينان بيشتری داريد؟

آقای پاول: چندان موضوع تهمت نيست. موضوع اطلاع عمومی است که ايران مدت زيادی است بر روی موشکهای دوربرد کار کرده است. همچنين موضوعی است که کلا مورد قبول واقع شده که آنها سعی کرده اند توانايی موشک های خود را به حد مسافت دورتر و دورتری از ايران توسعه دهند. حال، شما يک موشک گران با چنين توانايی نمی سازيد که تنها کلاهک هايی با مواد منفجره زياد با آن پرتاب کنيد، که دقت محدودی دارد.

بنابراين تصور می کنم نوع توليد موشکی که ايران مشغول به آن مشغول بوده است و اطلاعات اخيری که من دريافت کرده ام، نشان می دهد که اين بخشی از برنامه گسترده تری است که می تواند منجر به توليد سلاح هسته ای گردد. هنوز آن را ندارند. اما اگر اينطور باشد، همانطور که ما مظنون هستيم، آنها در تلاش توليد سلاح هسته ای هستند. و منظورم اين است که سه کشور اتحاديه اروپا با ايران در تماس هستند چون آنها نيز همين شک را دارند. آژانس بين المللی انرژی اتمی به اطلاعاتی دست يافت که قبلا نمی دانستند و آنها نيز همين شک را داشتند. به اين دليل است که در حال حاضر نورافکن روی ايران انداخته شده است. اما اگر آنها واقعا در تلاش توسعه توانايی توليد کلاهک جنگی بوده اند، به نظر من کاملا منطقی است فرض کنيم آنها در تلاش توليد وسيله ای برای پرتاب کلاهک جنگی بوده اند. در مورد عراق، اطلاعاتی که ما درباره توليد موشک ارائه داديم، و آنچه آنها در تلاش انجام آن توسط موشک بودند درست بوده است. اطلاعات ارائه شده ما درباره ذخيره موشک ها بود که درست نبود.

سوال: آيا فکر می کنيد اگر اين تعليق غنی سازی اورانيم کار کند، تعهد حاضر ايران به تعليق غنی سازی اورانيوم، ايالات متحده از تلاش اروپا حمايت کامل به عمل آورد؟

آقای پاول: ما در حال حاضر از تلاش اروپا حمايت کامل می کنيم. من داشتم ...

سوال: سخنگوی شما گفت به آن مشکوک هستيد.

آقای پاول: من از آغاز وارد قضيه بوده ام. تمام مواضعی که آنها داشته اند را می دانم. آنها تمام مطالبی را که به ايران ارائه داده اند به من گفته اند و آنها مستقيما به من و همکارانم گفته اند در جواب از ايران چه شنيده اند. بنابراين ما موضوع را دنبال کرديم. اما بهتر ديديم به اروپايی ها اجازه دهيم اين کار را انجام دهند و ما عقب بايستيم و ببينيم ايران چگونه پاسخ می دهد. تصور نمی کنم ايرانی ها از اينکه ما بخشی از جريان باشيم استقبال می کردند.

ما همچنين مجبور بوديم تا حدی مشکوک باشيم زيرا اروپايی ها معامله مشابهی در پائيز 2003 داشتند و موافقتی برای تعليق دريافت کردند که تنها ديدند ايران در 2004 از آن عقب نشست و بنابراين اتحاديه اروپا اکنون معامله ديگری با ايران دارد که برنامه تاييد محکم تری با آن همراه است. آژانس بين المللی انرژی اتمی بر تمام اين کار نظارت خواهد کرد. اين چيز خوبی است. ما از آن حمايت می کنيم. اما در نظر داشته باشيد از نظر ايرانی ها اين هنوز تنها يک تعليق است. و تعليق يعنی آنها می توانند از آن برگردند. ما می خواهيم دائما متوقف شود، و اميد است با زمان بيشتر و مذاکرات بيشتر بتوانيم به اين نقطه برسيم.

سوال: شما يکی از محبوب ترين شخصيت های ايالات متحده بوده ايد. مسلما بسياری از رهبران در سراسر جهان بخاطر کناره گيری شما کارهای ديپلماتيکی مشابه ماتم گرفتن و فشردن دندان هايشان می کنند، با توجه به اينکه شما بانگ تعادل در سياست خارجی در عرض چهار سال گذشته بوده ايد. اگر حتی شما نتوانستيد غرايض کسانی مانند ديک چينی و دونالد رامسفلد را معتدل سازيد، چه کسی می تواند؟

آقای پاول: خوب، تنها کسی که من سعی در مشورت و ارائه نظر به او کرده ام رئيس جمهور ايالات متحده بوده است، در کنار آقای وزير رامسفلد و معاون رئيس جمهور چينی، و دکتر رايس. همه ما مسئوليت مشاوره با رئيس جمهور را داريم. و تصميماتی که رئيس جمهور می گيرد سياست خارجی ما را شکل می دهد. و چنانچه به آنچه وی انجام داده است بنگريد سياست خارجی مبنی بر دست دراز کردن بسوی متحدان ما بوده است، سياست خارجی مبنی بر شراکت در توسعه ناتو، توسعه اتحاديه اروپا، که روی آن کار کرديم. روش چندجانبه ای که نسبت به ايران داريم. ما نمی خواهيم ارتش آمريکا در تهران رژه برود. ما با سه کشور اتحاديه اروپا با آژانس بين المللی ... همکاری می کنيم. البته ما هيچ حق انتخابی را از روی ميز برنداشته ايم، اما آنچه روی آن کار می کنيم چارچوبی چندجانبه است.

(پايان متن)

 

پاول، وزير خارجه ايلات متحده: ما از توافق اروپايی ها با ايران حمايت می کنيم

وی گفت از نظر ايرانی ها اين هنوز تنها يک تعليق است و تعليق يعنی آنها می توانند از آن برگردند. ما می خواهيم غنی سازی دائما متوقف شود، و اميد است با زمان بيشتر و مذاکرات بيشتر بتوانيم به اين نقطه برسيم.


23 نوامبر 2004

کالين پاول، وزير خارجه آمريکا روز سه شنبه 23 نوامبر 2004 در مصاحبه با کريستيان امانپور از شبکه خبری سی. ان.ان شرکت کرد. وی که درباره سياست خارجی ايالات متحده در رابطه با خاورميانه و عراق سخن می گفت، به سوالات خانم امانپور درباره ايران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای پاول در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: درباره ايران، تصور می کنم شما هفته گذشته گفتيد اطلاعاتی ديده ايد که حاکی از اين است که ايرانی ها، و نقل قول می کنم: "به سختی در تلاش هستند موشک هايی با کلاهک هسته ای بسازند." ما ديشب از وزير خارجه ايران سوال کرديم و وی گفت آمريکا لازم است درباره آنچه درباره اطلاعات می گويد بسيار مطمئن باشد، و مطالب ارائه شده خود به شورای امنيت درباره سلاح کشتار جمعی عراق را بياد بياورد، که درست از آب درنيامد. آيا درباره تهمتی که به ايران زده ايد اطمينان بيشتری داريد؟

آقای پاول: چندان موضوع تهمت نيست. موضوع اطلاع عمومی است که ايران مدت زيادی است بر روی موشکهای دوربرد کار کرده است. همچنين موضوعی است که کلا مورد قبول واقع شده که آنها سعی کرده اند توانايی موشک های خود را به حد مسافت دورتر و دورتری از ايران توسعه دهند. حال، شما يک موشک گران با چنين توانايی نمی سازيد که تنها کلاهک هايی با مواد منفجره زياد با آن پرتاب کنيد، که دقت محدودی دارد.

بنابراين تصور می کنم نوع توليد موشکی که ايران مشغول به آن مشغول بوده است و اطلاعات اخيری که من دريافت کرده ام، نشان می دهد که اين بخشی از برنامه گسترده تری است که می تواند منجر به توليد سلاح هسته ای گردد. هنوز آن را ندارند. اما اگر اينطور باشد، همانطور که ما مظنون هستيم، آنها در تلاش توليد سلاح هسته ای هستند. و منظورم اين است که سه کشور اتحاديه اروپا با ايران در تماس هستند چون آنها نيز همين شک را دارند. آژانس بين المللی انرژی اتمی به اطلاعاتی دست يافت که قبلا نمی دانستند و آنها نيز همين شک را داشتند. به اين دليل است که در حال حاضر نورافکن روی ايران انداخته شده است. اما اگر آنها واقعا در تلاش توسعه توانايی توليد کلاهک جنگی بوده اند، به نظر من کاملا منطقی است فرض کنيم آنها در تلاش توليد وسيله ای برای پرتاب کلاهک جنگی بوده اند. در مورد عراق، اطلاعاتی که ما درباره توليد موشک ارائه داديم، و آنچه آنها در تلاش انجام آن توسط موشک بودند درست بوده است. اطلاعات ارائه شده ما درباره ذخيره موشک ها بود که درست نبود.

سوال: آيا فکر می کنيد اگر اين تعليق غنی سازی اورانيم کار کند، تعهد حاضر ايران به تعليق غنی سازی اورانيوم، ايالات متحده از تلاش اروپا حمايت کامل به عمل آورد؟

آقای پاول: ما در حال حاضر از تلاش اروپا حمايت کامل می کنيم. من داشتم ...

سوال: سخنگوی شما گفت به آن مشکوک هستيد.

آقای پاول: من از آغاز وارد قضيه بوده ام. تمام مواضعی که آنها داشته اند را می دانم. آنها تمام مطالبی را که به ايران ارائه داده اند به من گفته اند و آنها مستقيما به من و همکارانم گفته اند در جواب از ايران چه شنيده اند. بنابراين ما موضوع را دنبال کرديم. اما بهتر ديديم به اروپايی ها اجازه دهيم اين کار را انجام دهند و ما عقب بايستيم و ببينيم ايران چگونه پاسخ می دهد. تصور نمی کنم ايرانی ها از اينکه ما بخشی از جريان باشيم استقبال می کردند.

ما همچنين مجبور بوديم تا حدی مشکوک باشيم زيرا اروپايی ها معامله مشابهی در پائيز 2003 داشتند و موافقتی برای تعليق دريافت کردند که تنها ديدند ايران در 2004 از آن عقب نشست و بنابراين اتحاديه اروپا اکنون معامله ديگری با ايران دارد که برنامه تاييد محکم تری با آن همراه است. آژانس بين المللی انرژی اتمی بر تمام اين کار نظارت خواهد کرد. اين چيز خوبی است. ما از آن حمايت می کنيم. اما در نظر داشته باشيد از نظر ايرانی ها اين هنوز تنها يک تعليق است. و تعليق يعنی آنها می توانند از آن برگردند. ما می خواهيم دائما متوقف شود، و اميد است با زمان بيشتر و مذاکرات بيشتر بتوانيم به اين نقطه برسيم.

سوال: شما يکی از محبوب ترين شخصيت های ايالات متحده بوده ايد. مسلما بسياری از رهبران در سراسر جهان بخاطر کناره گيری شما کارهای ديپلماتيکی مشابه ماتم گرفتن و فشردن دندان هايشان می کنند، با توجه به اينکه شما بانگ تعادل در سياست خارجی در عرض چهار سال گذشته بوده ايد. اگر حتی شما نتوانستيد غرايض کسانی مانند ديک چينی و دونالد رامسفلد را معتدل سازيد، چه کسی می تواند؟

آقای پاول: خوب، تنها کسی که من سعی در مشورت و ارائه نظر به او کرده ام رئيس جمهور ايالات متحده بوده است، در کنار آقای وزير رامسفلد و معاون رئيس جمهور چينی، و دکتر رايس. همه ما مسئوليت مشاوره با رئيس جمهور را داريم. و تصميماتی که رئيس جمهور می گيرد سياست خارجی ما را شکل می دهد. و چنانچه به آنچه وی انجام داده است بنگريد سياست خارجی مبنی بر دست دراز کردن بسوی متحدان ما بوده است، سياست خارجی مبنی بر شراکت در توسعه ناتو، توسعه اتحاديه اروپا، که روی آن کار کرديم. روش چندجانبه ای که نسبت به ايران داريم. ما نمی خواهيم ارتش آمريکا در تهران رژه برود. ما با سه کشور اتحاديه اروپا با آژانس بين المللی ... همکاری می کنيم. البته ما هيچ حق انتخابی را از روی ميز برنداشته ايم، اما آنچه روی آن کار می کنيم چارچوبی چندجانبه است.

(پايان متن)

 

ايالات متحده اميدوار است بحث کاملی درباره برنامه هسته ای ايران در جلسه IAEA در وين صورت گيرد

معاون سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت سوالات بدون جوابی باقی است که بايد به آنها پاسخ داده شود


24 نوامبر 2004

ادم ارلی، معاون سخنگوی وزارت خارجه ايالات متحده، در جلسه مطبوعاتی ظهر روز 24 نوامبر 2004 اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالی درباره ايران است:

(آغاز متن)

سوال: می توانيد اطلاعاتی درباره اميدها و انتظاراتتان در جلسه آژانس بين المللی انرژی اتمی که روز پنجشنبه در وين برگزار می شود به ما بدهيد؟

آقای ارلی: اميدها و انتظارات ما ... ما اميدواريم بحث کامل و منصفانه ای درباره برنامه هسته ای ايران بر اساس گزارش دبيرکل صورت بگيرد. ما نظر خود را روشن خواهيم کرد که اين برنامه هنوز موجب نگرانی شديد است و تعدادی سوالات بدون جواب باقی است که می بايست به آنها پاسخ داده شود.

موضوع مسلم ديگری برای گفتگو توافقی است که بين ايران و سه کشور اتحاديه اروپا درباره تعليق فعاليت غنی سازی اورانيوم دست داده است. ما انتظار داريم اين موضوع مورد بحث قرار گرفته و درباره اقدامی که بر اساس اين توافق بايد انجام گيرد به اجماعی دست يافته شود. اما، تصور می کنم، واقعا، نهايتا فعاليتهای ايران موجب نگرانی باقی خواهد ماند. سوالاتی خواهد بود که نياز به پاسخ دارند.

و همانطور که می دانيد، با توجه به نه تنها وضع موجود بلکه به اينکه می خواهيم به جايی برسيم که هيچکس درباره اينکه ايران مشغول به چه کاری است دليلی برای شک و سوال نداشته باشد، ما نظر درازمدتی درباره اين موضوع خواهيم داشت. مسلما امروز چنين چيزی نيست، و هدف ما ايجاد فضايی بين المللی است که در آن اقدامات ايران در زمينه های هسته ای ... و اعمال ايران، می دانيد، در رعايت کامل مقررات بين المللی، با شفافيت کامل و بدون تهديد باشد.

(پايان متن)

 

کاخ سفيد بر اهميت تاييد اعمال توافق از سوی ايران تاکيد کرد

مک کليلن، سخنگوی کاخ سفيد گفت ما از زحمات دوستان اروپايی خود ممنونيم و از آن استقبال می کنيم


29 نوامبر 2004

اسکات مک کليلن، سخنگوی کاخ سفيد، در جلسه مطبوعاتی روز 29 نوامبر 2004 خود به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد متن سخنان آقای مک کليلن در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: موضع کاخ سفيد درباره مذاکرات درباره موضوعات هسته ای ايران چيست؟

آقای مک کليلن: خوب، ما از زحمات دوستان اروپايی خود ممنونيم و از آن استقبال می کنيم که ايران را وادار کنند فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی و فعاليتهای سلاح هسته ای خود را متوقف کنند. آنچه اکنون مهم و حياتی است اعمال و تاييد است. پروسه ای برای تاييد در دست است. ما در عرض زمان خواهيم ديد آيا ايران متداوما به رعايت کامل تعهدات خود متعهد است يا نه. ما درعرض يک سال و نيم گذشته ديده ايم که ايران مجددا در رعايت تعهدات خود قصور کرده است. و اميدواريم جامعه بين المللی ... اميد داريم و معتقديم جامعه بين المللی در تضمين اينکه ايران به اين تعهدات پايدار می ماند محکم خواهد بود.

سوال: آيا اعتراض يا شکی درباره توافق کنونی که آنها دارند و اين واقعيت که آنها بازرسی در محل تحقيقات و تلاش های رآکتور هسته ای نخواهند داشت و فقط دوربين و غيره خواهد بود داريد؟

آقای مک کليلن: خوب، پروسه ای برای تاييد در دست است و ما انتظار داريم ايران کاملا با پروسه تاييد همکاری کند، با آژانس بين المللی، همچنانکه آنها از طريق پروسه تاييد به کار خود ادامه می دهند، همچنان که به تاييد اعمال تعهدات از سوی ايران ادامه می دهند، همکاری کند. جامعه بين المللی با صدايی متفق بروشنی سخن گفته است. همه ما درباره مقاصد ايران در عزم پيشروی بسوی توليد سلاح هسته ای نگران هستيم. به اين دليل است که سه کشور اتحاديه اروپا تلاش کردند ايران را وادار کنند به رعايت مقررات بپردازد.

همانطور که گفتم ايران بارها انکار کرده است و جامعه بين المللی را فريب داده است و ما در عرض زمان از طريق پروسه تاييد خواهيم ديد که آيا آنها اکنون در رعايت کامل تعهدات خود هستند. و ما مدتها گفته ايم عدم رعايت توسط ايران که درعرض زمان نشان داده اند موضوعی است که بايد توسط شورای امنيت سازمان ملل بررسی شود. اين مدتها موضع ما بوده است. اما اکنون موافقتی در دست است، يک پروسه تاييد تا تضمين شود ايران در عرض زمان به اين توافق عمل می کند.

سوال: بنابراين از آنچه گفتيد نتيجه می گيريم با وجود آنکه هميشه معتقد بوده ايد موضوع بايد به شورای امنيت برده شود اکنون که موافقتی در دست است صبر خواهيد کرد ببينيد آيا ايران در واقع به جرئيات موافقتنامه عمل خواهد کرد قبل از اينکه برای ارجاع به شورای امنيـت سازمان ملل فشار بياوريد؟

آقای مک کليلن: خوب، ما همواره حق ارجاع موضوع به شورای امنيت را به عنوان عضوی از شورای امنيت حفظ می کنيم. تصور می کنم نظرات خود را درباره عدم رعايت قوانين توسط ايران کاملا روشن کرده ايم. آنچه اکنون اهميت دارد اين است که پروسه تاييدی در دست است تا تضمين شود ايران کاملا به تعهدات خود عمل می کند. بنابراين ما به اين پروسه نگاه می کنيم. چنانچه تخلفاتی از اين پروسه بوجود آيد آنوقت موضوع به اعضای آژانس گزارش خواهد شد تا اقدامات جديدی در نظر بگيرند.

سوال: و تا آن زمان ...

آقای مک کليلن: اما ما درباره اين موضوع در تماس نزديک با دوستان اروپايی خود، انگليس، آلمان، و فرانسه خواهيم بود. ما از تمام تلاش آنها گرفتن اين توافق و در ايجاد اين پروسه تاييد ممنون هستيم.

سوال: اما تنها جهت روشن کردن قضيه، تا زمانی که از هر طرف اقدامی انجام شود، تا زمانی که آنها رعايت کنند يا نه شما واقعا قصد اقدام ديگری نداريد؟

آقای مک کليلن: خوب، جيم، تصور نمی کنم ما امکان هيچ اقدامی را از روی ميز برداشته باشيم.

سوال: اسکات، دنبال اين سوال را بگيرم. می دانيد که دولت بدنبال اقدامات شديدتری در اين زمينه بوده است. آيا توافق را برای جلو رفتن در اين موضوع کافی می دانيد؟

آقای مک کليلن: بستگی به تاييدات دارد. همانطور که گفتم، اعمال و تاييد بسيار مهم است. و اين چيزی است که ما به آن نگاه خواهيم کرد. در انتظار خواهيم بود ببينيم ايران کاملا مقررات را رعايت می کند يا نه. و مهم است جامعه بين المللی به هوشياری خود در تضمين رعايت کامل ايران از مقررات ادامه دهد.

(پايان متن)

 

دولت بوش در مورد استراتژی اروپا در مقابل ايران كماكان بدبين است

آرميتاژ گفت ايالات متحده نسبت به بهبود روابط با سوريه باز است



معاون وزارت خارجه ايالات متحده، ريچارد آرميتاژ گفت ترديد دارد مذاکره کنندگان اروپايی بتوانند ايران را ترغيب به ترک اهداف هسته ايش کنند اما دولت بوش حاضر است اجازه دهد اروپايی ها به مذاکرات پيشنهادی خود ادامه دهند.

آرميتاژ در مصاحبه ای در 22 اکتبر با سعد محمد از آژانس خبری کويت گفت: "ما به آن ترديد داريم، اما خوشحال خواهيم شد آنها بروند پيشنهاد خود را ارائه دهند." وی اضافه کرد به تصور وی اروپايی ها نيزترديد دارند اما ادامه داد که بايد صبر کرد و ديد نتيجه چه می شود.

آرميتاژ گفت او به ايران به عنوان تهديدی به منظقه خليج می نگرد. وی گفت: "ما اغلب با دوستان خود در منطقه خليج مشورت می کنيم و حرفهای زيادی درباره ايران می شنويم." وی اضافه کرد: "چناچه آنها احساس تهديد می کنند و در محدوده نزديک قرار دارند ما نيز بايد احساس تهديد کنيم." با توجه به سوريه، معاون وزارت خارجه درباره آنچه "آغاز علائم" خواهند که روابط سوريه با ايالات متحده امکان بهبود دارد. وی گفت: "ما حاضريم روابط بهتری داشته باشيم." اما اضافه کرد: "سوريه می بايست درباره مرزهای خود جدی تر باشد، درباره کل موضوع تروريسم جدی تر باشد، و معتقدم می بايست جدی تر بوده درباره لبنان به جامعه سازمان ملل گوش دهد.

وی گفت زمان آن رسيده است که سوری ها به مفاد قرارداد تائف که توسط ميانجی های سعودی در1989 تنظيم شد عمل کنند، که از سوريه خواسته بود نيروهای خود را از لبنان بيرون کشد.

آنچه در زير می خواهيد مصاحبه آقای آرميتاژ با سعد محمد آژانس خبری كويت می باشد:

(آغاز متن)

وزارت امور خارجه ايالات متحده
دفتر سخنگو
25 اكتبر 2004
مصاحبه
ريچارد ال. آرميتاژ (1) معاون وزير خارجه
با سعد محمد از آژانس خبری كويت (2)
22 اكتبر 2004
واشنگتن دی. سی.


آرميتاژ، معاون وزير: لطفا اجازه دهيد، قبل ازاينكه شروع كنيم، اميدوارم --- آيا خبرگزاريها اين مصاحبه را دريافت خواهند كرد؟
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: ما به همه خواننده هايمان در خاورميانه ميانه ماه رمضان را تبريك می گوييم.
آقای محمد: متشكرم. رمضان مبارك.
آقای وزير، اجازه بدهيد اين طور شروع كنم، واقعا از دريافت خبر خوبی كه كنفرانس مربوط به عراق در شرم الشيخ برگزار خواهد شد، خوشحال شديم.
آرميتاژ، معاون وزير: بله.
آقای محمد: پس شما --- انتظارات اصلی دولت ايالات متحده از اين كنفرانس چيست؟
آرميتاژ، معاون وزير: خوب، اول از همه اينكه اين پيشنهادی از طرف دولت موقت عراق بود. آنها می خواستند كنفرانسی را در مصر برگزار كنند كه، اول از همه، تمام همسايه ها و بعد كشورهای گروه 8 و برخی از موسسه های بزرگ مانند ليگ عرب (3)، و غيره را شامل شود. اين امر بدين منظور است كه همگی اين نياز را احساس كنند كه می بايست هر كسی، هر كاری كه از دستش برمی آيد برای حمايت از آرمانهای مردم عراق انجام دهد. برخی از همسايه ها اقدامات نسبتا مناسبی در مورد مرزها انجام داده اند تا از استفاده آنها توسط افرادی كه می خواهند وارد عراق شوند و جهاد كنند جلوگيری نمايند، و بقيه كشورها اقداماتشان خيلی خوب نبوده است.
بنابراين يكی ازنتايجی كه می خواهيم از اين كنفرانس بگيريم اقدامات مناسبتری --- كه عراقی ها اميدوارند حاصل شود --- اقدامات مناسبتری جهت حفاظت از مرزها می باشد. به غير از اين مورد، من فكر می كنم كه دولت موقت عراق دنبال فرصتی است كه بتواند اميدها و آرمان های مردم عراق را برای همسايگانش و جامعه بين المللی روشن سازد، تا ثابت كند عراقی آزاد و دموكراتيك، و نه عراقی كه تهديدی برای همسايگانش می باشد، عراق جديدی است كه در آينده شاهد آن خواهند بود.
آقای محمد: حالا، وقتی شما راجع به كنترل مرزها صحبت می كنيد آيا منظورتان سوريه است؟
آرميتاژ، معاون وزير: اخيرا سوريه تلاش هايی انجام داده است. من فكر نمی كنم اين اقدامات كافی باشند، ولی آنها تلاشهايی در اين رابطه انجام داده اند. بيشتر ايرانی ها مد نظرم بود.
آقای محمد: ايرانی ها، آنها مرزها را كنترل نمی كنند؟
آرميتاژ، معاون وزير: ببخشيد؟
آقای محمد: آنها مرزشان را كنترل نمی كنند؟
آرميتاژ، معاون وزير: آنها كنترل نمی كنند، تا آنجايی كه من می بينم.
آقای محمد: آيا ايران در اين كنفرانس شركت خواهد كرد؟
آرميتاژ، معاون وزير: عراق؟
آقای محمد: ايران.
آرميتاژ، معاون وزير: تا آنجاييكه كه من می دانم از آنها دعوت خواهد شد. من نمی دانم كه آيا اين دعوت را پذيرفته اند، ولی آنها دعوت خواهند شد.
آقای محمد: ولی شما نمی دانيد كه اگر از آنها دعوت بعمل آيد، آنها ---
آرميتاژ، معاون وزير: من نمی دانم. شايد همكارانم بدانند.
آقای ارلی (4): من فكر نمی كنم --- دعوت ها هنوز به صورت رسمی فرستاده نشده اند.
آرميتاژ، معاون وزير: بله، تا آنجاييكه من می دانم از آنها دعوت خواهد شد، ولی فكر نمی كنم تا كنون اقدامی كه نشان دهنده متعهد بودنشان باشد، انجام داده باشند.
آقای محمد: آقای وزير، آيا قضيه بدهی ها در اين كنفرانس مطرح خواهد شد؟
آرميتاژ، معاون وزير: معلوم نيست. من كه به اندازه كافی اين قضيه را عنوان كرده ام، كه حتما خود شما نيز شاهد بوده ايد و به احتمال زياد گزارشهايی هم در اين مورد داده ايد. ما به احتمال زياد اين قضيه را در كلوپ پاريس (5) مطرح خواهيم كرد. ولی گمان می كنم می توان پيش بينی كرد كه اشاره ای به اين قضيه خواهد شد، زيرا كشوری با 125 ميليارد دلار بدهی كشوری است كه اعتبارش آنقدر بد است كه نمی تواند از موسسات وام دهی بين المللی استفاده كند تا هر چه سريعتر وضعيت بسيار بد مردم خود را بهبود بخشد. ولی اين --- من فكر نمی كنم كه اين قضيه مسئله اصلی كنفرانس باشد. ولی همان طوری كه گفتم، اين قضيه مربوط به خود عراقی ها می باشد. گرداننده اصلی اين كنفرانس آنها خواهند بود.
آقای محمد: آقای وزير به مسئله بدهی ها برگرديم ---
آرميتاژ، معاون وزير: بله.
آقای محمد: در يكی از جلسات رسيدگی سنا، فكر می كنم كه حدود يك ماه پيش بود ---
آرميتاژ، معاون وزير: مجلس. يكی از جلسات رسيدگی مجلس.
آقای محمد: بله، جلسه رسيدگی مجلس بود. و شما گفتيد كه، در رابطه با كشورهای خليج فارس اين مبلغ حدود 40 ميليارد است، يا چيزی شبيه اين، و اين مبلغ در دوران جنگ ايران-عراق به عنوان كمك بلاعوض به عراق داده شده بود. و شما گفتيد به عنوان كمك بلاعوض. و ما شنيديم كه برخی از كشورهای خليج، منجمله كويت و عربستان سعودی، در اين رابطه عكس العمل نشان دادند، و گفتند كه آقای آرميتاژ نظر شخصی خودشان را بيان كردند. نظر شما در اين رابطه چيست؟
آرميتاژ، معاون وزير: من می گويم كه اين نظر شخصی من بود. واقعيت اين است كه بيشتر اين كمك ها، نه همه كمك ها، ولی بيشتر كمك هايی كه اعطا شد در دورانی بود كه همه ما، مخصوصا دوستان ما در خليج، تهديد بزرگی از طرف ايران احساس می كردند.
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: و به عقيده من علت اصلی اين كمك ها اين بود كه عراق را به عنوان سنگر محكمی در مقابل ايران حفظ كنند، زيرا در آن زمان، كه حتما به ياد داريد، ايرانی ها در جزيره مجنون بودند، خيلی نزديك به جزيره مجنون.
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: چند تا موشك به چند جزيره در فاصله ای نزديك به كويت اصابت كردند، تا جاييكه من به ياد می آورم.
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: بنابراين اين جور به نظر من رسيد كه --- كشورهای خليج داشتند سرمايه گذاری می كردند. و هنوز برای من مشخص نيست كه آيا مدارك يا تشريفات اداری وجود دارند تا نشان دهند كه اين پولها به عنوان قرض بوده اند يا كمك بلاعوض. بنابراين من فكر می كنم كه گفته هر دوی ما می تواند صحت داشته باشد. به نظر من عراقی ها می توانند بگويند كه با ايرانی ها می جنگيدند تا از پيشروی آنها جلوگيری كنند، و دوستان ما در خليج می توانند بگويند، نه ما اين پول را داديم تا به آنها كمك كنيم، ولی هميشه تصور ما بر اين بود كه اين پول ها توسط عراق كه درآمد نفتی دارد پس داده خواهد شد.
آقای محمد: كه اينطور.
آرميتاژ، معاون وزير: ولی همه اين موارد --- بديهی است كه وقتی به كويت حمله شد هيچ يك امكان پذير نبود.
آقای محمد: بله. آقای وزير، برگرديم به مسئله عراق. شما می دانيد كه انتخابات در ماه ژانويه برگزار خواهد شد. آيا به نظر شما با در نظر گرفتن اقدامات خشونت آميزی كه در فلوجه و ديگر مناطق عراق در جريان است انتخابات در ماه ژانويه برگزار خواهد شد؟
آرميتاژ، معاون وزير: خب، همانطوريكه كه شما به درستی اشاره كرديد اقدامات خشونت آميز در فلوجه و ديگر مناطق وجود دارد، اين اقدامات در بخشهايی --- يا تا حدودی در الرمادی است. در مناطق ديگر، مثل نجف، درگيری ها پيشروی نكرده اند، و سامرا وضعيت نسبتا بهتری دارد و (كلمه ای كه درست شنيده نمی شود) در وضعيت بهتری قرار دارد. در نتيجه اوضاع در همه جا به يك شكل نيست.
ما پيش بينی كرده ايم كه اين اقدامات در طول ماه رمضان و به طور كلی هر چه كه به زمان انتخابات نزديكتر می شويم، افزايش يابند، زيرا كه اگر انتخابات، همان گونه كه خواست دولت موقت عراق می باشد، آزاد، عادلانه و شفاف، به همراه مشاركت همه مردم عراق، برگزار شود، آنوقت اين ضربه جدی خواهد بود بر عناصر سابق رژيم عراق و مبارزين غير عراقی كه می خواهند جلوی انتخابات را بگيرند.
آقای محمد: حالا، ما حرفهای زيادی راجع به انتخابات می شنويم. دولت عراق می گويد خود را موظف می داند كه انتخابات را برگزار كند و دولت ايالات متحده هم می گويد كه در كل خواهان برگزاری انتخابات است. ولی چه نوع انتخاباتی؟
آرميتاژ، معاون وزير: خب، اين مسئله ای است كه عراقی ها دارند روی آن كار می كنند. آنها، توسط كميته مستقل انتخاباتی، شروع به وضع قوانين و مقررات ---
آقای محمد: يعنی هنوز اين كار را انجام نداده اند؟
آرميتاژ، معاون وزير: قسمتی از كار را انجام داده اند. فكر می كنم تا كنون چهار يا پنج تا از دوازده تای آنها را اعلام كرده اند.
آقای محمد: خب.
آرميتاژ، معاون وزير: من تعداد دقيق آنها را به خاطر نمی آورم. آنها تعيين كرده اند مردم چگونه می توانند به عنوان يك حزب نام نويسی كنند، و چه تعداد امضا برای تشكيل يك حزب لازم است؛ و بعد، تا جاييكه می دانم ، فكر می كنم مسئله بعدی كه كميته مستقل انتخاباتی بايد با كمك سازمان ملل تعيين كند، ملاكهايی است كه برای وارد نمودن نام يك حزب در ليست انتخاباتی ضروری می باشد. و تا كنون هر دوی اين موارد شناخته شده و اعلام گرديده اند.
تا آنجاييكه من اطلاع دارم برنامه آموزشی در مورد اين انتخابات در بين مردم شروع شده است. يكی ازفرم های اصلی برای رای دادن فرم مربوط به توزيع عمومی مواد غذايی است و اوراق ديگری نيز وجود دارند، و همچنين فرم های ديگری كه برای عراقی ها يا آوارگانی كه، به هر دليلی، نامشان در فرم های توزيع عمومی مواد غذايی ثبت نشده است، مورد استفاده قرار می گيرند.
بنابراين به نظر من همه چيز به خوبی پيش می رود. وليكن حل همه اين مسائل سخت خواهد بود. نخست وزير علوی، اينجا در واشنگتن، اين موارد را تصديق كرد، ولی او مصمم به انجام اين كار است و ما نيز مصمم هستيم كه سهم خود را در كمك به او به انجام برسانيم.
آقای محمد: آقای وزير برگرديم به مسئله خاورميانه بزرگتر (6) ---
آرميتاژ، معاون وزير: خاورميانه بزرگتر.
آقای محمد: خاورميانه بزرگتر. و می خواهم نظر شما را درباره كنفرانس آتی در عراق بشنوم، كه من ---
آرميتاژ، معاون وزير: در مراكش؟
آقای محمد: بله مراكش، درست می فرماييد.
آرميتاژ، معاون وزير: بله. ماه دسامبر ---
آقای محمد: ماه دسامبر.
آرميتاژ، معاون وزير: فكر می كنم 12 دسامبر. يكی از روزهای اوائل دسامبر.
آقای محمد: فكر می كنم آقای سفير، آقای برنز (7)، در آنجا حضور دارند.
آرميتاژ، معاون وزير: بله. درست است.
آقای محمد: تا آنجايی كه من اطلاع دارم، او سرگرم تدارك امور است. موضوع اصلی كنفرانس چه چيزی خواهد بود؟ آنها راجع به چه موضوعاتی صحبت خواهند كرد؟ امروز، اطلاعيه ای از طرف وزارت امور خارجه صادر شد مبنی بر اينكه 17.5 ميليون به 9 كشور داده خواهد شد، فكر می كنم، و ---
آرميتاژ، معاون وزير: خب، اين در ادامه جلسه ای است كه با 28 كشور در نيويورك داشتند.
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: در همان زمان كه وزير امور خارجه برای شركت دراجلاس عمومی سازمان ملل در آنجا حضور داشت. و بايد بگويم، شركت اين كشورها به ما جرات بخشيد و مراكش قبول كرد كه كنفرانس بعدی در آنجا برگزار شود. جلسه نيويورك به جای خود ، ولی برگزاری جلسه در خاورميانه، كه اين بار در مغرب برگزار خواهد شد، و تلاش برای كمك به كشورهايی كه به صورت بومی در هر زمينه ای، از توسعه گرفته تا آزادی و شفافيت و از بين بردن فساد و مشكلات ديگری از اين قبيل، در حال پيشرفت می باشند، برای ما بسيار حائز اهميت است.
اتفاق پر معنايی كه در نيويورك رخ داد اين بود كه يك سخنران، يك بازرگان از خاور ميانه برخاست و نمی دانم شما اين داستان را شنيده ايد يا نه، بلند شد و گفت، همه ما می دانيم بزرگترين مشكلی كه پيش روی ما قرار دارد چيست . همه افرادی كه در جلسه حضور داشتند نظر شخصی خود را تصور می كردند. او گفت، من به شما می گويم بزرگترين مشكل ما چيست. اين مشكل، مشكل بيكاری است. اين مشكل به مثابه بمب ساعتی ای است كه جهان عرب را تهديد می كند. و واقعا اين طرح كردن اين موضوع به نوعی سمت و سوی كنفرانس را تغيير داد.
آقای محمد: بله، متوجه شدم. حالا، درباره روند صلح در خاورميانه صحبت كنيم. طرح مسير راه (8) چی شد؟
آرميتاژ، معاون وزير: نقطه نظر ما بسيار روشن است: نقشه مسيرراه هنوز هم تنها انتخاب مناسبی است كه وجود دارد و هر انتخاب ديگری مثل سقوط از پرتگاه خواهد بود.
آقای محمد: اگر رييس جمهور بوش دوباره انتخاب شود، آيا دولت كماكان متعهد خواهد بود به ---
آرميتاژ، معاون وزير: بله، بله.
آقای محمد: متعهد خواهد بود كه تضمين كند، يعنی اينكه ---
آرميتاژ، معاون وزير: من فكر می كنم كه آقای پاول (9)، وزير امور خارجه، اين مسئله را كاملا روشن كرده است.
آقای محمد: ولی برخی از طرفهای عربی، آمريكا را به خاطر اقدامات ناكافی سرزنش می كنند.
آرميتاژ، معاون وزير: بله، خب، بدبينی های زيادی وجود دارد، و من اين مسئله را درك می كنم. زمان زيادی است كه همگی به دنبال صلح می باشند ولی تا كنون نتيجه زيادی به دست نياورده اند. ولی همگی به يك ميزان می خواهند كه ايالات متحده، كه متعهد به اين روند است، و رييس جمهور ما نيز به اين روند متعهد می باشد...
آقای محمد: و برخی می گويند كه نقشه مسير راه شاهد مرگ خود است.
آرميتاژ، معاون وزير: شاهد چه چيزی؟
آقای محمد: شاهد مرگ خود.
آرميتاژ، معاون وزير: مرگ؟
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: به نظر من اين راه حل، همانطور كه قبلا گفتم، تنها راه حل موجود است. نخست وزير شارون چند روز پيش اظهار كرد كه نقشه مسير راه قضيه ای است كه او كماكان نسبت به آن متعهد می باشد. مسلما، دوستان فلسطينی ما هنوز هم از آن استقبال می كنند. ولی بياييد قضيه را منصفانه در نظر بگيريم. همين الان، امروز، اگر اسراييل بهترين نيت در دنيا را برای مذاكره از خود نشان دهد، با چه كسی می تواند مذاكره كند؟ با چه كسی؟
وقتی كه روزنامه های فلسطينی را می خوانيد --- و من فقط از طريق متن هايی كه دريافت می كنم و ترجمه هايشان، آنها را می خوانم --- خود مطبوعات فلسطينی نيز از عدم كفايت رهبری در تصميم گيری ها، انتقادات زيادی می كنند. بنابراين من واقعا اميدوارم كه هيات اجرايی فلسطين بتواند در آينده روی پاهای خود بايستد و با اسراييل به توافق برسد. معنای توانايی واقعی برای انجام مذاكره، شريكی است كه در جستجوی صلح باشد.
آقای محمد: و آيا دولت ايالات متحده تلاش بيشتری جهت بازگرداندن سوريه ايها و اسراييلی ها به پای ميز مذاكره از خود نشان خواهد داد؟
آرميتاژ، معاون وزير: خب، همانطوری كه می دانيد ما زمان زيادی را صرف پی گيری امور فلسطين كرده ايم.
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: همكاران ما سفرهای زيادی به فلسطين انجام داده اند. در بسياری از مواقع پر تشنج، آقای پاول، وزير خارجه، موفق شد كه اوضاع را به مقدار زيادی آرام كند. ما گفتگوهايی در دمشق برگزار كرديم و رابطه خود ما هم با سوريه آن چيزی نيست كه ما خواهان آن هستيم. ما دوست داريم كه اين رابطه در وضعيت بهتری باشد. شاهد نشانه هايی هستيم مبنی بر اينكه اين رابطه بهتر خواهد شد. و اگر اينچنين باشد، حتما از بهترين مقام های خود به گونه ای كه هم برای اسراييل و هم برای دمشق مناسب باشد، استفاده خواهيم كرد.
آقای محمد: بسياری از مقام های عربی در پشت صحنه، اظهار می دارند كه دولت ايالات متحده اقدامات كافی جهت كمك به رييس جمهور سوريه انجام نمی دهد.
آرميتاژ، معاون وزير: می دانيد موضوع چيست؟ اين برای من خيلی جالب است. سوريه كشوری است كه، در واقع، كشور ديگری را اشغال كرده است؛ كشوری كه در حال مداخله در امور داخلی كشور ديگری در خاورميانه، يعنی لبنان، می باشد؛ كشوری كه به قضاوت جامعه بين المللی همه اين اقدامات را انجام داده است. به قطعنامه 1559 سازمان ملل اشاره می كنم. بنابراين به عقيده من دوستان عرب ما كه اين قدر نگران اين مسئله هستند، بهتر است زمان بيشتری صرف كنند تا سوريه را متقاعد سازند، كارهايی را كه بايد در زمان معاهده تايف (10) انجام می داد، انجام دهد: امور لبنان را به عهده خود لبنانی ها بگذارد.
آقای محمد: لبنان برای لبنانی ها. درست است. ولی بشار اسد اظهار داشته، به گفته ی خيلی ها، حاضر است فصل جديدی را در روابط با ايالات متحده آغاز كند، وليكن دولت ايالات متحده به اندازه كافی تلاش نكرده است تا به او كمك كند.
آرميتاژ، معاون وزير: بله، در مورد اين مسئله، مدتی است كه رابطه ما با سوريه خدشه دار شده است. آقای پاول وزير خارجه با رييس جمهور اسد ملاقات كرده است و اخيرا نيز با آقای شارا وزير خارجه سوريه در زمان برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل ملاقات كرد. چندی پيش نيز بيل برنز با رييس جمهور اسد صحبت كرده است. ما خواهان برقراری روابط بهتری هستيم. سوريه بايد راجع به مسئله مرزهايش جدی تر باشد، راجع به تمام جوانب مسئله تروريسم جدی تر باشد، و به نظر من بايد از سازمان ملل در مورد مسئله لبنان تبعيت كند و در انجام خواسته های آنها جدی تر باشد.
اين بدين معنی نيست كه ما از فرصت های جديد استقبال نمی كنيم. ما از هر فرصتی استقبال می كنيم.
آقای محمد: تشكيل يك دولت جديد يا تعيين ---
آرميتاژ، معاون وزير: برای لبنان؟
آقای محمد: تعيين يك نخست وزير جديد امروز. آيا به نظر شما اين دخالت ديگری از طرف سوريه محسوب نمی شود؟
آرميتاژ، معاون وزير: من اين قضاوت را به عهده ديگران می گذارم. من می دانم سوريه ايها --- ببخشيد لبنانی ها --- چه می گويند. ديدگاه ما اين است كه وقتی نخست وزير حريری استعفا داد و رييس جمهور لحود استعفای وی را پذيرفت بايد رايزنی ای كه فقط و فقط لبنانی ها در آن شركت می داشتند، انجام می شد. آنچه كه در مورد اين دولت جديد فهميدم اين است كه گويی اين دولت به نوعی ' ساخت سوريه ' باشد. ولی اطلاعات من در اين مورد برگرفته از فرضياتی است كه در مطبوعات بيروت چاپ شده است.
آقای محمد: آيا دولت ايالات متحده در رابطه با به اجرا گذاشته شدن قطعنامه 1559 توسط سوريه مصمم است؟
آرميتاژ، معاون وزير: ما خيلی مصمم هستيم، ولی فقط ما در اين امر مصمم نيستيم. نگاه كنيد، فرانسوی ها و كشورهای ديگر نيز از آن قطعنامه حمايت كردند. ما در مورد اين قطعنامه جدی هستيم؛ ما فكر می كنيم كه سوريه ايها هم بايد راجع به آن جدی باشند. واقعيت امر اين است كه، همانطوری كه قبلا اشاره كردم، دوستان سعودی ما در زمان معاهده تايف به اين نتيجه گيری كلی رسيده بودند كه اين بهترين راه حل برای منطقه است. بنابراين من فكر می كنم تقريبا 14 يا 15 سال پس از معاهده تايف، ديگر زمان آن رسيده كه سوريه ايها از لبنان خارج شوند و اجازه دهند لبنان متعلق به لبنانی ها باشد.
آقای محمد: آقای وزير، اجازه دهيد راجع به ايران صحبت كنيم، مسئله هسته ای ايران. ظاهرا اروپايی ها مذاكراتی را با ايران شروع كرده اند و پيشنهادی نيز از طرف خودشان داده اند. حالا، آيا ايالات متحده اين پيشنهاد را قبول دارد، اين پيشنهاد را به رسميت می شناسد؟
آرميتاژ، معاون وزير: ما با آنها رايزنی كرديم. دوستان اروپايی ما به اينجا آمدند و با مديران سياسی ملاقاتی داشتيم. ما پيشنهاداتی آنها را شنيديم. ما خيلی راجع به اين قضيه ترديد داريم، ولی از اينكه پيشنهادات خود را با ايران مطرح كنند خوشحال خواهيم شد. آنها به هر حال اين كار را می كردند. ايشان تاكيد كرده اند كه پس از بازگشت از مذاكرات، ما را از قضايا مطلع خواهند كرد و ما مسائل را بررسی خواهيم كرد. فكر می كنم ما بدبين هستيم، فكر می كنم كه آنها هم كمی بدبين هستند. ولی بايد صبر كرد و ديد نتيجه چه می شود. ديدگاه ما كاملا روشن است: ايران با برنامه تسليحات هسته اي، و ما يقين داريم كه آنها برنامه تسليحات هسته ای دارند، برنامه ای كه باعث بی ثباتی در منطقه و در واقع در سرتاسر دنيا می شود. و اين كشور نبايد بدينگونه رفتار كند.
آقای محمد: آيا شما ايران را به عنوان يك تهديد حتمی در منطقه خليج فارس پس از سرنگونی صدام حسين به حساب می آوريد؟
آرميتاژ، معاون وزير: من بسيار درگير مسائل وزارت دفاع در دهه 80 بودم، و من اكثر وقت خود را با دوستان كويتی و سعودی و اردني، و خيلی دوستان ديگر، می گذراندم و آنها مدام درباره اين تهديد به من گوشزد می كردند. پس، اگر آنها اين خطر را احساس می كنند، و آنها همسايه های همجوار اين كشور هستند، من فكر می كنم ما نيز بايد اين تهديد را احساس كنيم.
ما بايد ايرانی را دوست داشته باشيم كه تهديدی برای همسايگانش نباشد و برخورد سلطه جويانه نداشته باشد. ما ايران را زير نظر داريم. ولی همانطوری كه گفتم ما با دوستان خود در خليج رايزنی های زيادی انجام می دهيم و مطالب زيادی راجع به ايران می شنويم.
آقای محمد: آقای وزير، اجازه دهيد به صورت دوجانبه راجع به كويت و ايالات متحده صحبت كنم. كويت به عنوان كشور هم پيمان غير ناتو برگزيده شده است.
آرميتاژ، معاون وزير: من در آنجا بودم. (خنده). من فرصت اظهار نظر نيز پيدا كردم. من واقعا افتخار می كردم.
آقای محمد: بله.
آرميتاژ، معاون وزير: من فقط راجع به هوا خيلی عصبانی بودم.
آقای محمد: درست می فرماييد. اين برنامه در محل سرپوشيده برگزار شد.
آرميتاژ، معاون وزير: به ياد می آوريد كه باران آمد. ولی خوب بود؛ باران در كويت خوب بود.
آقای محمد: بله. و فكر می كنم كويت در شرف امضای يك پيمان است ---
آرميتاژ، معاون وزير: بله.
آقای محمد: اين چه معنی و مفهومی برای كويت دارد و چه مفهومی برای ايالات متحده دربر دارد؟
آرميتاژ، معاون وزير: خب، اين بخشی از شبكه روابط ما است. اين برای ما خيلی مهم است كه ارتباط قوی و نزديكی با كويت داشته باشيم، و احساس می كنيم كه در كل اين خواست متقابل دوستان ما در كويت نيز هست. اين دولت خيلی پيش از تجاوز عراقی ها وجود داشت، ولی پس از تمام زحمات و كشته هايی كه كويتی ها و آمريكايی ها و ديگر اعضای ائتلاف برای ازادی كويت متحمل شدند، به نظر من از آن پس اين رابطه جهش بزرگی كرده است. خواسته ما اين است كه اين رابطه تا می تواند بهتر، گسترده تر و عميق تر گردد، و برای كويتی ها نيز بسيار راحت باشد.
در روزی كه ما توافقنامه هم پيمان غير ناتو را امضا می كرديم، مرد جوانی در بين حاضرين بود. نمی دانم كه شما متوجه شديد يا نه، او يونيفورمی پوشيده بود. او يونيفورم دانشجويان دانشكده افسری وست پوينت (11) را به تن داشت. او پسر وزير خارجه بود. واقعا اين نشان دهنده همان رابطه عميقی است كه ما خواهانش هستيم، و اين نمايانگر، به نظر من، احترامی است كه ما برای مردم كويت قائليم.
آقای محمد: عربستان سعودی. آيا ايالات متحده از اقدامات دولت در رابطه با (نا مفهوم) اصلاحات، آزادی، و همكاری راضی است؟
آرميتاژ، معاون وزير: خير. همانطوری كه شاهد بوديد وزير خارجه تاييد نمود كه اولين انتخابات در عربستان سعودی برگزار خواهد شد و بعد اظهارات نسبتا شديد اللحنی در مورد اينكه زنان نيز بايد اجازه رای دادن داشته باشند، بيان كرد.
ما يك دوره سخت را با سعودی ها پشت سر گذاشتيم، و بعد آنها دوره سختی را به علت تروريسم و انسانهای بسياری كه جان خود را ازدست دادند، پشت سر گذاشتند. در طی اين بمب گذاری ها، ما شاهد بوديم كه نه تنها دولت سعودی از خواب بيدار شد، بلكه شاهد تلاشهای زيادی برای از بين بردن و خشكاندن، ساقه و ريشه، تروريسم از طرف حكومت پادشاهی عربستان سعودی نيز بوديم. ما از مشاركت ضد تروريسم اين دولت بسيار خشنوديم، بسيار خشنود.
آقای محمد: به نظر شما اقدامات آنها كافی است؟
آرميتاژ، معاون وزير: در عرصه ضد تروريسم، به نظر من همه ما بايد بيشتر تلاش كنيم. وليكن بايد بگويم كه آنها ---
آقای محمد: و در رابطه با آزادی هم؟
آرميتاژ، معاون وزير: در رابطه با چه چيز؟
آقای محمد: آزادي، اصلاحات.
آرميتاژ، معاون وزير: ببينيد، اين سئوالی است كه خود مردم عربستان بايد جواب آن را بدهند. ما سئوالاتی در مورد آزادی مذهب داشته ايم، و وزير خارجه آقای پاول اظهارات بسيار مستقيمی در رابطه با اينكه مردم سعودی بايد توانايی مشاركت در امور سياسی را داشته باشند، نيز ايراد كرده است. ولی در نهايت، آن چيزی كه حائز اهميت است اين نيست كه چه چيزی برای ريچ آرميتاژ مهم است، ولی چه چيزی برای مردم حكومت پادشاهی عربستان سعودی مهم است. آنها بايد اين تصميم را بگيرند كه آيا راضی هستند يا خير.
آقای محمد: آقای وزير از شما بسيار متشكرم.
آرميتاژ، معاون وزير: متشكرم.
(پايان متن)


1. Richard L. Armitage
2. Kuwait News Agency
3. Arab League
4. Mr. Ereli
5. Paris Club
6. The Greater Middle East
7. Bill Burns
8. Roadmap
9. Powell
10. Taif Accords
11. West Point

آمريکا از فشار اروپا بر ايران در رعايت تعهدات خود به IAEA راضی است

ايالات متحده در انتظار تعليق کامل برنامه های غنی سازی هسته ای ايران باقی است


29 نوامبر 2004

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، در جلسه مطبوعاتی ظهر 29 نوامبر 2004 اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: در عرض ماه گذشته، حدود دو ماه، شماها اصرار کرده ايد که ايران ... زمان اينکه ايران به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع شود گذشته است، يا زمان اينکه آژانس بين المللی انرژی اتمی ايران را به شورای امنيت ارجاع کند گذشته است، و بنظر می رسد شما در اين نبرد شکست خورده ايد. خير، تنها بنظر نمی رسد. شما مجددا امروز در اين نبرد شکست خورديد. و می خواستم بدانم در اين باره چه فکر می کنيد.

آقای باوچر: مت، می دانم که شما بدنبال منفی ترين جنبه های آنچه امروز در وين اتفاق افتاد می گرديد ...

سوال: خير، تنها مشخص ترين آنها.

آقای باوچر: تنها منفی ترين جنبه مشخص، مسلما منفی ترين. آنچه اتفاق افتاد ...

سوال: خوب، ريچارد، شماها در جمع نگفته ايد ...؟

آقای باوچر: ما يک سال است در جمع گفته ايم...

سوال: ... که زمان آن گذشته است که ...

آقای باوچر: ما مدت يک سال است در ملع عام گفته ايم که ايران می بايست به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع شود، بنابراين ...

سوال: بسيار خوب، و آيا امروز اين کار انجام شد؟

آقای باوچر: شما می توانيد هر روز يک داستان بنويسيد. ديروز، امروز، فردا، و روز بعد از آن، اگر بخواهيد، ايران امروز به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع نمی شود، ديروز هم نشد يا روز قبل از آن.

آنچه من مايلم به آن اشاره کنم که ما گفته ايم ... در عرض زمان، ما فشار بين المللی قوی تری بر ايران وارد کرده ايم، ما توجه بين المللی بيشتری متوجه ايران کرده ايم. روسها روشن کرده اند که در صورت وجود چرخه کامل سوخت، آنها بوشهر را حمايت نخواهند کرد ، رآکتور آن را. اروپايی ها روشن کرده اند ايران از آنها مزايايی دريافت نخواهد کرد مگر آنکه با تعليق کامل فعاليت غنی سازی و بازپرداخت موافقت کند.

اين فعاليتها، در طی زمان، از نظر ما، فشار بر ايران و انزوای اين کشور را در اين زمينه افزايش داده و به موافقت ايران جهت تعليق اين فعاليت منجر شده است. گرچه ما نتيجه ديگری را ترجيح می داديم، ما با قطعنامه ای که امروزبدون رای شورا تصويب شد موافقت کرديم، چون دبيرکل، البرادعی، از آژانس بين المللی انرژی اتمی موفق شده است به شورا گزارش دهد که ايران موافقتنامه ای را که با سه کشور اتحاديه اروپا جهت تعليق کامل تمام فعاليتهای مربوط به غنی سازی و بازپرداختی بسته است را اجرا کرده است.

حال اين فعاليت ... اين گزارش تاخير داشت چون ايران سعی داشت مفاد موافقتنامه مربوط به تعليق را تفسير کند. اما آژانس اکنون تاييد کرده است که ايران مفاد تعليق کامل توافق را قبول کرده است، از جمله مقررات عدم آزمايش يا عمليات، از جمله تحقيقات و توليد سنتريفيوژ.

ما توضيح مشروحی از اين رای را انتشار داده ايم که در آن مخالفت خود با تصميم امروز را بيان کرده ايم. اما اکنون در انتظاريم که آژانس بين المللی انرژی اتمی به تحقيقات خود درباره اعمال امور حفاظتی ادامه دهد تا تاييد کند آيا ايران به تعهدات اخير خود عمل می کند يا نه، و ما در انتظار گزارش فوری دکتر البرادعی در صورت قصور ايران در تعليق کامل و يا تخلف از تاييدات آژانس بين المللی انرژی اتمی خواهيم بود .

در آن صورت، ما مسلما معتقديم شورا بايد هيچ انتخابی به جز ارجاع ايران به شورای امنيـت نداشته باشد.

سوال: اما در صورت شکست آن، بصورت کنونی اوضاع، شما به شورای امنيـت نخواهيد رفت.

آقای باوچر: اگر ايران ...

سوال: ببخشيد. شما.

آقای باوچر: اين قطعنامه خاص آنها را به سازمان ملل ارجاع نمی کند.

سوال: آن را می دانم.

آقای باوچر: ما اين را می دانيم.

سوال: موضع ايالات متحده چيست؟

آقای باوچر: چنانچه ايران اين قطعنامه را رعايت کند، به اين معناست که ايران تمام فعاليتهای غنی سازی و بازپرداخت و سنتريفيوژ خود را به تعليق در می آورد، از جمله پروژه های آزمايشی و توليدی. از نظر ما آنگاه نياز است اين کار با پايان کامل آن فعاليتها دنبال شود تا جهان راضی شود، اما بر آن اساس، ما احساس کرديم مناسب بود با قطعنامه ای که امروز صبح تصويب شد موافقت کنيم.

سوال: پس آنها به تاييد نياز دارند و ...

آقای باوچر: می بايست متداوما تاييد شود.

سوال: و سنتريفيوژها ...

آقای باوچر: بايد بطور مداوم تاييد شود. و چنانچه در هر مقطعی دبير کل آژانس کشف کند که ايران به تعهدات خود عمل نکرده است و آيا قول خود را شکسته است، وی طبق اين قطعنامه موظف است موضوع را به شورا گزارش کند. و ما انتظار داريم که آنگاه شورا اقدام مناسب را در ارجاع موضوع به شورای امنيت انجام دهد.

سوال: اما در آينده نزديک ايالات متحده ديگر اصرار نمی ورزد که قصور ايران در رعايت مقررات به شورای امنيت ارجاع گردد. شما حاضريد ... صبر کرده منتظر بمانيد ببينيد چه می شود. موضع "به من نشان بدهيد" است.

آقای باوچر: خوب، موضع تعليق را به من نشان دهيد است. منظورم اين است که بياد داشته باشيم موضوع درباره چيست. فقط درباره ارجاع نيست؛ درباره رفتن به سازمان ملل نيست. ارجاع به سازمان ملل يکی ديگر از ابزاری بود که ما می خواستيم استفاده کنيم تا مطمئن شويم ايران درک کند بايد رفتار خود را در مورد بازپرداخت هسته ای و سلاح هسته ای عوض کند.

اين واقعيت که ايران اين فعاليت را به تعليق درآورده و دبيرکل می تواند آن را تاييد کند قدمی در اين مسير بوده، اميدواريم، بسوی پايان کامل به اين کار و تضمين مجدد به جامعه بين المللی است، که ايران سلاح هسته ای توليد نخواهد کرد. چنانچه اين کار بطور مداوم ادامه يابد، در آن صورت اين قطعنامه انجام شده است. چنانچه بطور مداوم انجام نشود، در آن صورت شورا بايد اقدام ديگری در نظر بگيرد، از جمله اقدامی که ما هميشه معتقد بوديم بايد انجام شود.

سوال: اما شما تمام مدت می گفتيد ... شما از عبارت "صدف بازی" استفاده نکرديد، اما به سابقه اينگونه وعده ها اشاره کرديد. شما بسيار مشکوک بوديد ...

آقای باوچر: خيلی زياد.

سوال: و حتی اين نکته مطرح بود که نقش پليس خوب/پليس بد بازی می شود، اروپايی ها در نقش ميانجی و ايالات متحده سختگير. تصور می کنم شما ديگر سختگير نيستيد. تصور میکنم اکنون حاضريد قانع شويد ايران رفتار خود را عوض کرده است، که اينبار جامعه بين المللی را گول نخواهد زد، که شما می توانيد يا حداقل بازرسان می توانند کشف کنند عمليات سنتريفيوژ چه زمانی به نقطه خطرناک می رسد که ترکيبات سلاح توليد می شود.

آقای باوچر: خير، تمام آنچه اکنون گفتيد اشتباه است.

سوال: مشکل می توان اين کار را انجام داد.

آقای باوچر: تمام حرفی که اکنون زديد اشتباه است. اول از همه، ما اميد جديدی به حسن نيت يا تمايل ايران به انجام اين کار پيدا نکرده ايم. ما هنوز به اندازه هميشه نسبت به ايران شک داريم. سابقه 18 ساله آن به علاوه شش ماه گذشته، به علاوه شش روز گذشته اين را نشان می دهد. شايد نه شش ساعت اما تا آخرين لحظه آنها سعی داشتند چيزهای خاصی را حذف کنند. موفق به انجام اين کار نشدند.

آنها اکنون با تعليق کامل موافقت کرده اند، از جمله آزمايش و توليدات. بسيار خوب؟ خواهيم ديد که اينکار را خواهند کرد يا نه، در آن صورت است که اين قطعنامه عملی است. چنانچه اين کار را نکنند، دبيرکل به شورا گزارش خواهد داد و ما پيش خواهيم رفت.

بياد داشته باشيم، آخرين باری که ايران يکی از اين قراردادها را زير پا گذاشت اين کار را به اعلاميه عمومی و بيرون انداختن بازرسان و امتناع از ملاقاتها و شکستن مهروموم ها و کارهای بسيار ديگر انجام دادند. بنابراين بسيار مشخص بود ايران چکار می کند.

اکنون توافقی بسته شده است که شامل ... با يک سری اقدامات خاص، اما تعليق کامل است و بنابراين هرگونه اقدام غنی سازی يا بازپرداختی تخلفی از آن است.

بنابراين تصور می کنم ايالات متحده به اندازه سابق نسبت به ايران شک دارد که در واقع به مفاد اين موافقتنامه عمل کند، اما تصور می کنم ما مکانيزمی در اين قطعنامه به جريان گذاشته ايم به اين معنا که اگر از آن تخطی کنند، يا از نظر کاملا مشکوک، هنگامی که از آن تخطی کنند، گزارش خواهد شد و آن پايه ای برای اقدامات بعدی شورا خواهد بود.

سوال: ريچارد، شما قبلا اين را داشتيد، و فکر می کردم آن ... خوب، مگراينکه شديدا اشتباه کرده باشم، شماها قبلا می گفتيد آنها در هر حال بايد برای تخلفات قبلی خود ارجاع شوند. اين کل موضوع درباره رفتن به جلسه نوامبر بود که آنها بايد بخاطر تخلفات گذشته خود به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع شوند، نه اينکه ... بدون توجه به آنچه اکنون درباره تعليق با آن موافقت کرده اند. آيا اشتباه می کنم؟

آقای باوچر: خير. و اين مسلما نظر ما بوده است. اين برای يک سال نظر ما بوده است. اين در هر جلسه شورای حکام آژانس بين المللی انرژی هسته ای که ما در آن شرکت کرده ايم نظر ما بوده است. اين نظر اعضای ديگر شورای حکام نبوده است.

سوال: خوب، چرا وقتی من می گويم شما می خواستيد موضوع ارجاع شود اين حرف منفی ترين جنبه است که ...

آقای باوچر: زيرا ... نمی دانم، چرا شما منفی ترين جنبه را انتخاب می کنيد؟

سوال: خير. من می پرسم چرا شما اين حرف را می زنيد وقتی بنظر من می رسد که ...

آقای باوچر: نمی دانم. می خواستم بدانم چرا شما دست روی منفی ترين جنبه جريان می گذاريد.

سوال: بنظر من شکست بزرگی است که شما به هيچ کدام دست نيافتيد.

آقای باوچر: بگذاريد از اول اذعان کنم که در چند جلسه گذشته شورا، اگر نه هر شش جلسه، شورا موضوع را به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع نکرد. بسيار خوب؟

سوال: بله، اما شما نظر عمومی در اين مورد ابراز نکرديد، يک موضع عمومی، قبل از ...

آقای باوچر: اين نظری بود که ما در شرکت در هر کدام از اين جلسات داشتيم، که ايران لايق آن است که به شورای امنيت ارجاع شود. اين هنوز موضع ماست.

سوال: پس آيا نظر شماست که اين قطعنامه مربوط به تخلفات گذشته است؟ چون بنظر می رسد اين حرف را می زنيد.

آقای باوچر: خير.

سوال: اينطور نيست؟

آقای باوچر: خير.

سوال: پس ايران هنوز بايد بخاطر تخلفات گذشته خود به شورای امنيت ارجاع شود، بدون توجه به اينکه اکنون درباره تعليق غنی سازی اورانيوم چه کاری انجام دهد؟

آقای باوچر: بله، و علاوه برآن، چنانچه اين توافق را رعايت نکنند اين خودش دليلی کافی برای ارجاع است.

سوال: خوب، پس ... خوب، آيا برنامه ای داريد که ... متوجه شدم عده ای در وين گفته اند شما حق اين را که به تنهايی ايران را به شورای امنيت ارجاع کنيد حفظ می کنيد. آيا اين کار را به دليل تخلفات قبلی می کنيد؟

آقای باوچر: در حال حاضر اطلاعی از برنامه ای به اين منظور ندارم. در هر حال اين نظر ما باقی خواهد ماند.

سوال: بنابراين شما تصميم به ارجاع نداريد حتی اگر فکر می کنيد که ... بدليل تخلفات گذشته، حتی اگر هنوز فکر می کنيد بايد ارجاع شوند؟

آقای باوچر: اين به مدت يک سال يا بيشتر نظر ما بوده است.

سوال: اگر برنامه سلاح هسته ای آنها، برنامه به قول معروف سلاح هسته ای آنها چنين خطری است چرا شما به تنهايی آن را ارجاع نمی کنيد؟

آقای باوچر: هدف ما در تمام اين قضايا پايان دادن به برنامه های سلاح هسته ای ايران است. نظر ما اين است که اين برنامه ها بر پايه فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی است. به نظر ما جهت راحتی خاطر جامعه بين المللی به اينکه ايران در تلاش توسعه سلاح هسته ای نيست آنها نه تنها بايد تعليق فعاليت کنند بلکه بالاخره دست از تمام فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی بردارند، و رآکتورهايی که دارند تحت اين چرخه بسته قرار گيرد.

ما موفق شده ايم ديگران را در جهان به اين نظر متقاعد کنيم. روسها به توجه به چرخه بسته سوخت اين نظر را پذيرفته اند. اروپايی ها، در مذاکرات خود، اين نظر را اعمال کرده اند که بايد تعليق کامل انجام شود ... تعليق کامل فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی. بنابراين با توجه به موضوع پليس خوب/پليس بد، هرگونه که بخواهيد آن را توصيف کنيد، شک ما و اطلاعات ما و نظرات ما تاثيراتی داشته است، ما ديده ايم جامعه بين المللی در موضع خود سختگيرتر شده است.

و با توجه به اين نظر که به تصور ما بيشتر و بيشتر در قطعنامه های آژانس بين المللی قابل ديد است و بصورتی در اين قطعنامه اخير منعکس شده است، ما احساس کرديم مناسب بود با اين قطعنامه موافقت کنيم حتی اگر شک اساسی خود يا عقيده خود درباره تخلفات گذشته را تغيير نداده ايم.

سوال: ريچارد، آيا اگر تعليق به جای تعليق کامل تعليق دائم بود شک کمتر نمی شد؟

آقای باوچر: مسلما.

سوال: آيا تلاشی برای تقاضای تعليق دائم به عمل آمد؟

آقای باوچر: بايد اين سوال را از اروپايی ها بپرسيد. همانطور که می دانيد اين مذاکرات ما نبود.

(پايان متن)

 

نماینده کنگره لیچ گفت اقدام نظامی علیه ایران عاقلانه نخواهد بود

وی گفت احتمال دارد موجب بروز مشکلات بیشتری در عراق، در زمینه تروریسم، و در اقتصاد جهانی شود


نماینده ایالت آیوا (1) در کنگره ایالات متحده، جیم لیچ (2) می گوید که استفاده احتمالی ایالات متحده یا اسرائیل از توان نظامی به منظور نابود کردن تاسیسات هسته ای ایران راهکاری غیر عاقلانه خواهد بود.

در بیانیه ای به عنوان "موضوع خویشتنداری در ایران" (3) که در 24 نوامبر منتشر شد، لیچ تعدادی دلیل برای موضع خود آورد.

n تلاش های ایالات متحده در جهت تثبیت امنیت در عراق را با مشکل مواجه می کند.
لیچ گفت، "انتظار می رود که هر نوع حمله به ایران، واکنش های خشونت آمیز سریع مردم مناطق شیعه نشین عراق، که در حال حاضر تا حدودی از آمریکا حمایت می کنند، را به دنبال داشته باشد. نفوذ ایران در جمعیت اکثریت شیعه عراق به راحتی می تواند توان ما در تاثیرگذاری در مسیر تغییرات آینده عراق را به تقریبا صفر برساند."

n احتمال عملیات تروریستی آتی علیه ایالات متحده را افزایش می دهد.
لیچ گفت، "اگر در حال حاضر، احتمال بروز حوادثی مشابه حمله 11 سپتامبر در چند سال آینده یک به سه باشد، باید اینچنین فرض کرد که هر نوع حمله پیشدستانه علیه ایران می تواند این احتمال را به دو به سه افزایش دهد."

n ایران را وسوسه خواهد کرد تا با محدود نمودن صادرات نفت خود اقتصاد جهانی را دچار بی ثباتی کند.
لیچ گفت، "و ایران، به مراتب بیشتر از بن لادن توان این را دارد تا نه تنها اوضاع سیاسی، بلکه اوضاع اقتصاد جهانی را دچار بی ثباتی کند. آخر نفت گریس فعالیت اقتصادی است و احتمال کاهش عرضه ای مخرب به رهبری ایران را نمی توان منتفی دانست."

لیچ استدلال کرد که در عوض اقدام نظامی، باید از تدابیر دیپلماتیک و تجاری برای تشویق ایران به مذاکره استفاده کرد.

او پیشنهاد کرد که تلاش هایی در جهت ایجاد منطقه ای عاری از سلاح های هسته ای در منطقه خلیج فارس انجام شود تا از نگرانی های ایران که "شاید در درگیری با همسایه های نفت خیز خود دست پایین را خواهد داشت" کاسته شود.

لیچ گفت ایالات متحده می تواند خواهان آینده ای باشد که نه تنها به عادی سازی روابط تجاری، بلکه به موافقت های تجارت آزاد و روابط فرهنگی گسترده ای نیز منجر شود. لیچ گفت، "در اینجا باید بر این نکته تاکید شود که صدها هزار ایرانی در ایالات متحده تحصیل کرده اند. این کشور گرایشات دموکراتیک قوی ای دارد. در حالی که دستگاه حکومت دموکراتیک ایران گسترده است، قدرت واقعی در ایران در دست ملاها قرار دارد. با این حال، جوامع کمتری در جهان وجود دارند که در حد ایران مستعد حرکت سریع در جهتی دموکراتیک باشند."

لیچ پیشنهاد کرد که ایالات متحده پیوستن به قرارداد فراگیر منع آزمایش سلاح های هسته ای را در نظر گیرد، تا پایبندی خود به خویشتنداری چند جانبه را به نمایش بگذارد.

لیچ گفت، "ما نمی توانیم در حالی از دیگران انتظار خویشتنداری داشته باشیم که خود محدودیتی بر اعمال خود قائل نیستیم."

متن بیانیه لیچ به شرح زیر است:

بیانیه از نماینده کنگره جیمز اِی لیچ
موضوع خویشتنداری در رابطه با ایران
جهت بررسی مجلس نمایندگان
24 نوامبر 2004
آقای رئیس:

مناطق کمتری در جهان وجود دارد که با مسائل ژئوپولیتیک مشکل آفرین موجود در منطقه خاورمیانه روبرو باشد. مسئله این است که جنگ عراق که تا این حد از منابع سیاسی و اقتصادی کشور ما را به خود اختصاص داده، می تواند از چالش هایی که کشورهای منطقه خاورمیانه ایجاد می کنند پیامدهای ناچیزتری به دنبال داشته باشد.

به سمت غرب، درگیری های میان اسرائیل و فلسطین دردناک ترین نمونه روابط بین المللی را شکل داده، اگرچه با فوت یاسر عرفات فرصت های جدیدی برای آشتی در میان دو طرف به وجود آمده است. به سمت شرق، احتمال پیوستن ایران به باشگاه هسته ای خودنمایی می کند.

این شوک در شرق بغداد مسئله ای است که می خواهم امروز بعد از ظهر در مورد آن سخن بگویم.

بعضی اوقات در زندگی، کشورها و افراد با شرایطی روبرو می شوند که در آن هر تصمیم یا گزینه ای نامطلوب است. معضل ایران نمونه ای از همین حالت است. اما این مسئله چیزی فراتر از اتخاذ یک تصمیم نامطلوب است چون مسئله برسر وجود سلاح های هسته ای در دست جامعه زیر کنترل ملاهایی است که سال ها حامی و همدست تروریست های منطقه بوده اند.

در خصوص اطلاعات جدید به دست آمده در مورد تشدید تلاش های ایرانی ها در جهت ساخت سلاح های هسته ای و همچنین سیستم های موشکی که چنین سلاح هایی را حمل می کنند، طرفین درگیر در حال بررسی فعالانه گزینه ها هستند.

برای حل این مسئله، اروپایی ها با تمنای دیپلماتیک پیشگام بوده اند؛ اسرائیلی ها با درخواست تامین بمب های پیشرفته ضد استحکامات از سوی ایالات متحده؛ و سیاستگذاران آمریکایی با امکان حفظ گزینه های متعدد در برنامه ریزی های خود، که بن مایه غالب این برنامه ها تاکنون اعمال زور از سوی نومحافظه کارها بوده است.

در پس زمینه هم اشاراتی به حمله پیشدستانه نیروی هوایی اسرائیل به راکتور اوسیراک (4) عراق در 1981 وجود دارد.

سوال این است که آیا پیشدستی موجه است یا خیر؛ اگر هست، اقدام چگونه باشد؛ و اگر اقدام کردیم، آیا این دخالت به ایرانی مسالمت آمیز و غیر هسته ای خواهد انجامید، یا اینکه تاثیرات اقدام نظامی کوتاه مدت خواهد بود، شاید توسعه هسته ای را تنها یکی دو سالی به عقب اندازد، و ایران و سایر بخش های جهان اسلام را وارد سطح جدیدی از خشونت علیه ایالات متحده و اسرائیل کند که ده ها، و شاید هم صدها سال ادامه داشته باشد.

از زمان بحران گروگانگیری در ایران که تا آن حد دولت آقای کارتر (5) را در اواخر دهه 70 آزار داد، ما سیاست تحریم اقتصادی را پیش گرفته و تلاش های گسترده ای در جهت به انزوا کشیدن ایران کرده ایم.

چهار سال پیش، سناتور آرلین اسپکتر (6) و خود من، سفیر ایران در سازمان ملل متحد را به کاپیتال هیل (7) دعوت کردیم که از زمان گروگانگیری تاکنون، اولین دیدار رسمی یک نماینده عالی رتبه ایرانی از واشنگتن بود.

در خصوص حرکت احتمالی به سوی عادی سازی روابط با ایران، به سفیر این کشور گفتم که در حالی که بسیاری علاقه مند به گرم شدن این روابط هستند، ایالات متحده تا زمانی که ایران دست از حمایت از حماس و حزب الله برندارد، به سوی عادی سازی روابط حرکت نخواهد کرد. سفیر ایران صریحا این نکته که ایران به هر دو این سازمان های تروریستی کمک کرده را تصدیق کرد و همچنین در خوشبینانه ترین اظهارات خود در آن روز توضیح داد که دولت مطبوع او آمادگی دارد تا بلافاصله پس از تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی با مرزهای مورد قبول مردم فلسطین، حمایت های خود از گروه های تروریستی ضد اسرائیلی را قطع کند.

ده ها سال است که جهان اسلام درگیر این بحث بوده که آیا یک راه حل معتبر دو کشوری (اسرائیل و فلسطین) در پیش گرفته شود، یا اینکه دستور کار بازگشت ناپذیر راندن اسرائیل به سوی دریا را دنبال کنند. همانطور که سفیر ایران تصریح کرد، موضع سربسته ایران حمایت از راه حل دو کشوری است. اما اگر ایالات متحده به تنهایی، یا اسرائیل به عنوان جایگزین مفروض آن به ایران حمله کنند، از احتمال چنین سازشی به شدت کاسته خواهد شد.

جهان اسلام با وجود تمام نگرانی های شدیدی که دارد منطق ما برای دخالت در افغانستان، که نقشه حملات 11 سپتامبر علیه ایالات متحده در آنجا کشیده شده بود را درک می کند. اما با مسائل ما در عراق، که هیچ ربطی به حملات 11 سپتامبر نداشت، همدردی ندارد. اما اگر این دخالت ها با دخالت سومی در ایران دنبال شود، احتمالا به چیزی منجر خواهد شد که استاد مورخ دانشگاه هاروارد (8)، ساموئل هانتینگتون (9)، یک "برخورد همه جانبه تمدن ها " می خواند و یهودیان و مسیحیان را در مقابل جهان اسلام قرار خواهد داد. در خاورمیانه، این را جنگی خواهند نامید که ایالات متحده به انتخاب خود آغاز کرده. ما می خواهیم به عنوان اقدامی کوتاه مدت در جهت توقف گسترش سلاح های هسته ای دیده شود. اما جهان اسلام آن را به عنوان ادامه جنگ های صلیبی خواهد دید – اختلاف دینی دیرینه ای با نتیجه ای جدید.

در صورتی که اقدام نظامی ضروری تشخیص داده شود، ایالات متحده تنها سه گزینه تاکتیکی در پیش رو خواهد داشت: (الف) تهاجم و اشغال تمام عیار؛ (ب) حملات دقیق علیه تاسیسات هسته ای و موشکی ایران؛ (ج) یا حمله جایگزینی به دست اسرائیل، چیزی مثل اوسیراک.

موفقیت در گزینه اول در ایران به مراتب مشکل تر از عراق خواهد بود، بخصوص در دوره اشغال بعد از پایان درگیری. دومی مشکلات بسیار زیادی به دنبال خواهد داشت، از جمله فراگیر بودن حمله و اینکه آیا تمامی ابعاد یک برنامه سری می تواند نابود شود یا خیر. و گزینه سوم هم ایالات متحده را در مقام پاسخگویی به اقدامات اسرائیل که از لحاظ فیزیکی مخرب تر ولی در عین حال کم اثرتر از حمله 1981 علیه اوسیراک خواهد بود، قرار می دهد.

با تامل در مورد عواقب اقدام نظامی، حتی با فرض اینکه موفقیت آمیز باشد، سیاستگذاران باید خود را جای یک دشمن احتمالی قرار دهند. حمله ای که فقط برای ما وقت می خرد می تواند موجب تغییر شیوه و منطق ایرانی ها در حمایت از سازمان های تروریستی نیز بشود. همچنین می تواند انگیزه های ژئواستراتژیک کشوری مانند ایران برای دستیابی به سلاح های هسته ای را تغییر دهد.

اینگونه فرض می شود که انگیزه های اصلی ایران برای تلاش برای دستیابی به سلاح های هسته ای با این مسائل در ارتباط باشد: 1- غرور: اعتقاد به اینکه یک جامعه 5.000 ساله حق به مراتب بیشتری از تمدنی جوانتر مانند آمریکا یا همسایه های غربی آن، اسرائیل، شرق، یا پاکستان، برای داشتن مدرن ترین سیستم های تسلیهاتی دارد؛ 2- قدرت: پیامدهای داشتن سلاح های هسته ای با توجه به فرض برتری این کشور در منطقه خلیج فارس و بخصوص اینکه دشمن اصلی آن، عراق، نه تنها به کویت حمله کرد، بلکه ایران را نیز هدف سلاح های شیمیایی قرار داد؛ 3- سیاست: نگرانی از اینکه بخشی از برتری نظامی اسرائیل به دلیل در اختیار داشتن سلاح هایی است که جهان اسلام نمی تواند با آن به توازن برسد، البته به غیر از پاکستان که آن هم نسبت به این مسائل توجه کمتری دارد.

از نقطه نظر آمریکا، مسئله مهم در مقوله سلاح های کشتار جمعی، ساخت و گسترش احتمالی آنها به گروه های تروریستی دولتی و غیر دولتی است. سوالی که از پاسخ دادن به آن ناگزیر هستیم این است که اقدام نظامی علیه ایران آیا می تواند موجب افزایش انگیزه های ایران برای دستیابی به چنین سلاح هایی شود: مثلا استفاده احتمالی از آنها علیه ایالات متحده. شاید به همین اندازه هم مهم باشد که سیاستگذاران به مسئله دنیای جدید تروریسم و آنچه که می تواند سلاح های کشتار جمعی سطح پایین تر نامیده شود نیز توجه کنند.

انتظار می رود که هر نوع حمله نظامی به ایران، واکنش های خشونت آمیز مردم مناطق شیعه نشین عراق، که در حال حاضر تا حدودی از آمریکا حمایت می کنند، را به دنبال داشته باشد. نفوذ ایران در میان جمعیت اکثریت شیعه عراق به راحتی می تواند توان ما در تاثیرگذاری در مسیر تغییرات آتی عراق را به تقریبا صفر برساند.

و نباید شک کرد که در دنیایی که هرچه عوض دارد گله ندارد، حمله به ایران احتمال حملات متقابل به آمریکا در سرتاسر جهان و درون خاک خود کشور را افزایش می دهد. ماهیت نامتقارن جنگاوری مدرن به گونه ای است که ارتش های سنتی دیگر با روش های سنتی به چالش کشیده نمی شوند. این احتمال وجود دارد که دولت های ملی ای که مورد حمله قرار می گیرند احساس کنند که برای پیشبرد منافع ملی خود گزینه خاصی به غیر از اتحاد با گروه های تروریستی پیش رو ندارند.

از نظر ما، تروریسم ابزار نامشروع عوامل تغییر وحشی است. در برخی از نقاط جهان، دیدگاه تعداد فزاینده ای از مردم به این سمت می رود که اقدامات تروریستی پاسخ مشروع جوامع، و در مواردی، گروه های درون جوامع ستم دیده، به قدرت های نظامی برتر است.

اگر افغانستان که کشوری فقیر و دوردست است بتواند محلی برای چیدن توطئه های تروریسم بین المللی شود، افزایش خصومت ایران نسبت به ایالات متحده بخصوص پس از یک حمله نظامی، خطر بروز چنین وضعیتی در این کشور را به شدت تقویت خواهد کرد.

اگر در حال حاضر، احتمال بروز حوادثی مشابه حمله 11 سپتامبر در چند سال آینده یک به سه باشد، باید اینچنین فرض کرد که هر نوع حمله پیشدستانه علیه ایران می تواند این احتمال را به دو به سه افزایش می دهد.

و ایران، به مراتب بیشتر از بن لادن توان این را دارد تا نه تنها اوضاع سیاسی، بلکه اوضاع اقتصاد جهانی را دستخوش بی ثباتی کند. آخر نفت گریس فعالیت اقتصادی است و احتمال یک کاهش عرضه مخرب به رهبری ایران را نمی توان منتفی دانست. با توجه به خطر توجیه ناپذیری اقدام نظامی، سیاستگذاران ملزم هستند که گزینه هایی غیر از گزینه های نظامی را مورد بررسی قرار دهند. یکی از این گزینه ها، که نمونه بارز آن سیاست های بعد از بحران گروگانگیری در قبال ایران بود که تا امروز یک نسل کامل ادامه داشته، منزوی کردن ایران است. این سياست ها را می توان ادامه داد، اما احتمال اینکه بتوان آنها را تشدید کرد ناچیز است. مگر آنکه تحریم هایی چون تحریم دریایی نفت ایران اعمال شود که کسب حمایت بین المللی برای این کار بسیار دشوار خواهد بود و در هر حال به خود ما آسیب بیشتری از ایران وارد می آورد.

تنها گزینه پیشنهاد هویج، بدون از یاد بردن احتمال چوب در آینده، و افزایش گفتگو با این حکومت یک دنده است.

یک طرح پیشنهادی می تواند مذاکره برای ایجاد منطقه ای عاری از سلاح های هسته ای در منطقه خلیج فارس باشد که یکی از انگیزه های فرض شده ایران برای پیگیری دستیابی به سلاح های هسته ای را کم کرده، اگرچه با توجه به احتمال شدید تقلب، آن را کاملا حذف نمی کند – نگرانی از اینکه شاید در درگیری با همسایه های نفت خیز خود دست پایین را داشته باشد. در عوض، آمریکا می تواند نه تنها به عادی سازی روابط تجاری اقدام کرده، بلکه دورنمایی از موافقت های تجارت آزاد و روابط فرهنگی دو جانبه گسترده ای نیز ترسیم کند.

در اینجا باید بر این نکته تاکید داشت که صدها هزار ایرانی در ایالات متحده تحصیل کرده اند. این کشور گرایشات دموکراتیک قوی ای دارد. در حالی که دستگاه حکومت دموکراتیک ایران گسترده است، قدرت واقعی در ایران در دست ملاها قرار دارد. با این حال، جوامع کمتری در جهان وجود دارند که در حد ایران مستعد حرکت سریع در جهتی دموکراتیک باشند. و باور این مسئله که دخالت نظامی از خارج هر نتیجه ای می دهد به غیر از تثبیت حکومت مستبدتری از سوی ملاها، به همان اندازه اعتقاد به این دورنما که بهبود روابط ایالات متحده با ایران متضمن تشکیل یک جامعه بهتر ایرانی است.

در پایان، مطلبی در خصوص کنترل تسلیهات. اگر ایالات متحده قصد دارد تا رهبری خویشتنداری چند جانبه را به عهده گیرد، بهتر است که در عوض نکوهش جامعه بین المللی برای یک قرارداد منع آزمایش سلاح های هسته ای فراگیر، به آن بپیوندد. تمامی دولت ها از آیزنهاور (10) به این طرف با قراردادهای منع آزمایش سلاح های هسته ای فراگیر موافق بوده اند. این دولت هم اکنون همان موضع غلطی را اتخاذ کرده که مجلس سنا پنج سال پیش در برابر چنین ممنوعیتی با بی منطقی اتخاذ کرد. مجلس سنا نارضایتی های خود از رهبری استراتژیک دولت کلینتون را به اشتباه، برسر مسئله دیگری خالی کرد. باید در این گونه عرض اندام های حزبی و ایدئولوژیکی تجدید نظر شود. ما نمی توانیم در حالی از دیگران انتظار خویشتنداری داشته باشیم که خود محدودیتی بر اعمال خود قائل نیستیم.

ما در جهانی زندگی می کنیم که استفاده از زور را در آن نمی توان منتفی دانست. اما در این جهان گزینه های زیادی هم وجود دارد که باید با صراحت مطرح شوند.


1. Iowa
2. Jim Leach
3. The Case for Restraint in Iran
4. Osirak
5. Carter
6. Senator Arlen Specter
7. Capitol Hill
8. Harvard
9. Samuel Huntington
10. Eisenhower

بيانيه خطاب به شورای حكام آژانس بين المللی انرژی اتمی

گزارش ارائه شده توسط دبيركل درباره اجرای اقدامات ايمنی در جمهوری اسلامی ايران



ايالات متحده آمريكا:
بيانيه خطاب به شورای حكام آژانس بين المللی انرژی اتمی

بخش 4d دستور جلسه:
گزارش ارائه شده توسط دبيركل درباره اجرای اقدامات ايمنی در جمهوری اسلامی ايران


سرکار خانم رئيس جلسه (1)، ايالات متحده آمادگی داشت تا اجازه دهد كه اين قطعنامه بدون رای گيری پيش برود، ولی دولت من می خواهد كه شك و ترديد خود را درباره اين قطعنامه جهت اطلاع بيان دارد. به اعتقاد ما مهم است كه توجه شورا را به اين ترديدها جلب نماييم.

وليكن، اول، می خواستم مراتب قدردانی خود را از دبيركل و دفتر اقدامات ايمنی آژانس بين المللی انرژی اتمی برای تلاشهای مستمر و سخت در ايران، و برای گزارش 15 نوامبر به عرض برسانم. واقعيت هايی كه آژانس پيش روی ما گذاشته است، مسئوليت مهمی را بر دوش ما می گذارد؛ مسئوليت مهم رفتار تند و قاطعانه در حمايت از اين اصل كه وقتی كشورها تخلفات جدی و طولانی مدت در رابطه با تعهدات ايمنی و مقررات جدی پيمان انجام می دهند، بايد پاسخگوی اعمال خويش باشند. هدف اصلی ما به عنوان يك شورا می بايستی اين باشد: اقدام در همه زمان برای قويتر ساختن سيستم اقدامات ايمنی و جلوگيری از تحليل تدريجی تماميت آژانس و رژيم ان. پی. تی.، كه نقش مهمی را در آن بازی می نمايد. تاريخ در مورد تصميم امروز ما در مقابل اين معيار قضاوت خواهد كرد؛ من اميدوارم كه قضاوت تاريخ مثبت باشد.

سرکار خانم رئيس جلسه، امروز شورا بدون رای گيری ششمين قطعنامه درباره ايران از ماه سپتامبر سال گذشته را پذيرفت. پس از اينكه ايران متقاعد شد از مقاصد علنی و مشكل آفرين خود جهت ارائه تفسير تازه ای از تعهدات توافق نامه 15 نوامبر پاريس به صورت پيشگيرانه صرف نظر نمايد – با قبول اينكه آژانس تصديق كرده است كه ايران بالاخره شروع به اجرای توافق نامه يك سال پيش خود در رابطه با تعليق تمام فعاليت های مرتبط با غنی سازی و بازپرداختی كرده است، بيشتر آن چيزهايی كه شورا هنوز هم از ايران درخواست می كند، متاسفانه آشنا به نظر می رسد. به راستی، از ژوئن سال 2003 ما در حال طرح همين درخواست ها هستيم. شايد بد نباشد كه بخشی از اين سابقه تاسف بار را به ياد همگان بياوريم.

o نتيجه گيری رييس (2) در جلسه ماه ژوئن 2003 شورا، از ايران خواست تا سريعا تمام سئوالات پاسخ داده نشده را رفع كند، با آژانس همكاری كامل نمايد، و مواد هسته ای وارد نطنز ننمايد. آشكار است كه دو درخواست اول هنوز، به ميزان های مختلف، تامين نشده اند، و ايران درخواست شورا برای جلوگيری از ورود مواد هسته ای به نطنز را ناديده گرفته است.

o قطعنامه سپتامبر شورا همچنين از ايران خواست تا تضمين نمايد كه كوتاهی ديگری در گزارش مواد، تاسيسات و اقدامات مربوط به اقدامات ايمنی انجام نمی دهد؛ با دسترسی بدون محدوديت به هر محلی كه آژانس لازم می داند موافقت نمايد؛ و سريعا پروتكل الحاقی را تصويب كند. يك بار ديگر، هنوز هم اين درخواست های شورا برآورده نشده اند (مثلا در رابطه با دسترسی بدون محدوديت و تصويب پروتكل) يا حل نشده اند (مثلا در رابطه با اينكه آيا كوتاهی از طرف ايران برای گزارش فعاليت های اعلان نشده انجام گرفته است يا می گيرد).

o قطعنامه نوامبر 2003 شورا نقض های متعدد ايران در رابطه با اقدامات ايمنی را شديدا توبيخ كرد، و از ايران درخواست كرد تا هر چه سريعتر همه اقدامات اصلاح كننده را به عمل آورد، و از ايران خواست تا پروتكل الحاقی را تصويب نمايد. اين اقدامات نيز هنوز انجام نپذيرفته اند. شورا همچنين تصميم گرفت كه اگر كوتاهی های ديگری مشاهده شوند، تمام گزينه هايی كه در اختيار دارد را سريعا بررسی نمايد – تصميمی كه همچنان قابل اجرا است. اين اولين قطعنامه ای بود كه از ايران می خواست تا تمام فعاليت های غنی سازی را معلق نمايد – اقدامی كه يك سال كامل طول كشيده است تا ايران آن را اجرا كند.

o قطعنامه مارس 2004 شورا ايران را برای فعاليت هايی كه از اعلاميه اكتبر 2003 از قلم انداخته بود توبيخ كرد، و از ايران درخواست كرد تا همكاری خود را باز هم افزايش دهد، سريعا پروتكل را تصويب نمايد، و به طور موثر و فعالانه تمام مسائل حل نشده را رفع نمايد. همانطوريكه در گزارش فوريه 2004 دبيركل به طور واضح منظور گرديده است، ايران در ارائه تصوير كامل و نهايی از برنامه هسته ای گذشته و حال خود، كه بنا بر قطعنامه شورا ضروری بوده، كوتاهی كرده است. علاوه بر اين، از نوامبر 2003 تا كنون آژانس چندين مورد حذف شده را پيدا كرده است؛ از جمله فعاليت های مرتبط با تحقيقات، ساخت و آزمايش، دو طيف سنج جرمی قابل استفاده در غنی سازی ليزری، و طرح های مربوط به سل های داغ در رآكتور آب سنگين اراك.

o قطعنامه ژوئن 2004 شورا ايران را به خاطر عدم همكاری كامل، به موقع يا فعالانه تر توبيخ كرد. اين شورا از ايران خواست تا در رابطه با پاسخ به سئوالات مربوط به برنامه غنی سازی اش فعالانه تر عمل نمايد، و تمام اقدامات لازم را هر چه سريعتر انجام دهد تا همه سئوالات پاسخ داده نشده رفع شوند. يكبار ديگر، شورا از ايران خواست تا پروتكل الحاقی را بدون تاخير تصويب نمايد، و از ايران درخواست كرد تا به عنوان يك اقدام اعتماد ساز، تصميم تاسف آور و 'اعتماد خراب كن' خود مبنی بر شروع آزمايشات توليد در تاسيسات تبديل اورانيوم و شروع ساخت راكتور تحقيقاتی آب سنگين را مورد تجديد نظر قرار دهد.

o قطعنامه سپتامبر 2004 شورا از ايران خواست تا به درخواست دبيركل در رابطه با ارائه اطلاعات كامل و دسترسی كامل و انجام تمام اقدامات لازم جهت روشن شدن مسائل كماكان حل نشده، پاسخ مثبت دهد. و دوباره، از ايران خواست تا پروتكل را بدون تاخير تصويب نمايد؛ دوباره از ايران درخواست كرد تا از انجام آزمايشات يا ادامه عمليات در تاسيسات تبديلی خود صرف نظر كند، و دوباره از ايران درخواست كرد تا از ادامه ساخت راكتور تحقيقاتی آب سنگين خود صرف نظر نمايد. ولی هنوز هم اين اقدامات يا عملی نشده اند يا با اعتراض ايران عملی شده اند.

اين داستانی است درباره كوتاهی مداوم ايران برای همكاری كامل و نشان حسن نيت اش. ايالات متحده عقيده دارد كه تخلفات ايران در رابطه با موافقت های اقدامات ايمنی، اجرای مقررات، تحت ماده XII.C اساسنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی، را الزامی می دارد، و اينكه شورا بايد اين عدم تبعيت ايران را به شورای امنيت و مجمع عمومی سازمان ملل گزارش دهد. ايالات متحده به طور واضح گفته است، و خواهد گفت، كه برای كمك به بازسازی اعتبار اين نهاد، شورا می بايستی با مطلع ساختن شورای امنيت درباره تخلفات ايران در رابطه با اقدامات ايمنی مطابق با اساسنامه آژانس عمل نمايد.

شورا يك سال پيش تصميم گرفت تا انجام اين وظيفه اساسنامه ای را به تعويق اندازد. شورا تصميم گرفت كه اقدامات ديپلماتيك را امتحان كند تا شايد بتواند مشكلی كه توسط پيگيری های بی ثبات كننده ايران به وجود آمده است را حل نمايد. پيگيری های ايران مربوط به تهيه امكانات غنی سازی ای است كه از لحاظ اقتصادی عاقلانه نمی باشد و به آن احتياجی ندارد – ولی اين امكان را به ايران می دهد تا مواد شكاف پذيری كه در سلاح های هسته ای استفاده می شوند، توليد نمايد. تصميمی كه در نوامبر 2003 مبنی بر به تعويق انداختن ارجاع پرونده به شورای امنيت گرفته شد بر اساس پيش بينی ای بود كه ايران متعهد است كه تمام فعاليت های مرتبط با غنی سازی خود را تعليق نمايد، و همچنين بر اساس بيانيه اكتبر 2003 ايران بود مبنی بر اينكه تصوير كاملی از تمام فعاليت های هسته ای اش را ارائه كرده است.

متاسفانه، بيانه اكتبر 2003 ايران تصوير كاملی ارائه نداد، زيرا كه موضوع حساس سنتريفيوژهای پی-دو را از قلم انداخته بود. علاوه بر اين، طی سالهای بعد، ايران به طور لجوجانه ای ثابت كرده است كه مايل نيست تا به بيشتر تعهدات خود در اين رابطه پايبند بماند. همانطوری كه دبيركل به شورا گزارش داده است، ايران هيچوقت توليد قطعات سنتريفيوژ را متوقف نكرده است. علاوه بر اين، ايران به طور مداوم معنی تعهداتش نسبت به تعليق را زير سوال برده است، و در عوض مواضعی در رابطه با تعريف فعاليت های پوشش داده شده اتخاذ كرده كه با تعاريفی كه در مذاكره با اروپايی ها داشته، و همچنين تعاريف آژانس، به وضوح در تعارض است. بالاخره، تابستان گذشته ايران به كلی تمام تعهدات گذشته خود را منكر شد و كار همه جانبه بر روی فعاليت های تبديل اورانيوم خود را از سر گرفت – فعاليت هايی كه برای توليد خوراك تجهيزات غنی سازی در همان سنتريفيوژهايی است كه ايران تعهد كرده بود ساخت آنها را متوقف كرده است. اوايل ماه جاری – به علت ترس از اينكه شورا ممكن است تصميم به ارجاع پرونده به شورای امنيت بگيرد، كاری كه در سال 2003 به تاخير انداخت – ايران موفق شد در توافق نامه پاريس با مذاكره كنندگان اروپايی همان توافق های سال قبل را مجددا جمع بندی كند تا تعهدی جهت تعليق تمام فعاليت های مربوط به غنی سازی به دست آورد.

وليكن، حتی آن زمان، ايران هنوز هم سعی داشت كه اين تعهدات را مبهم و تاريك جلوه دهد و از اجرای آنها اجتناب ورزد. ايران آژانس را در جريان توافق بر سر تعليق فعاليت های مربوط به غنی سازی قرار داد، ولی در اين اطلاعيه تعريفی كه درباره تعليق استفاده شده بود با تعريفی كه در توافق نامه پاريس ارائه شده بود كمی فرق داشت. ايران همچنين به علت عجله ناپسنديده ای كه برای توليد هر چه بيشتر خوراك سنتريفيوژ قبل از ضرب العجل تعليق از خود نشان داد، باعث تحليل بيشتر اعتماد ما درباره مقاصد صلح جويانه و حسن نيت اين كشور شد.

ايرانيها، هنوز هم ناراضی از ابهاماتی كه سعی در به وجود آوردن آنها داشتند، سپس كوشش كردند تا دوباره سراغ شرايط تعهدهای خود برای تعليق، كه در توافق نامه پاريس ذكر شده بود، بروند – با تظاهر به اينكه توصيف روشن "همه موارد سوار كردن قطعات، نصب، آزمايش يا راه اندازی سنتريفيوژها"، شامل فعاليت های تحقيق و توسعه سنتريفيوژ نمی شود. ايران مراحل بررسی اين شورا را برای چند روز به تاخير انداخت، در واقع، به خاطر پافشاری عبث روی حفظ كردن تعدادی سنتريفيوژ گازی برای كارهای " تحقيق و توسعه ".

اين مشكل مربوط به سنتريفيوژ ممكن است كه اكنون از طريق سازش در آخرين لحظه حل شده باشد؛ سازشی كه ممكن است هنوز هم مفاهيم غير قابل پيش بينی به عنوان يك سابقه برای جلوگيری از نظارت آژانس بر مكان ها و تجهيزات مشكوك در آينده، هم در ايران و هم در كشورهای ديگر، در بر داشته باشد. به ما گفته شده، ايران قبول كرده كه آزمايش روی سنتريفيوژهای گازی انجام ندهد. با در نظر گرفتن قصد آشكار ايران برای ادامه بحث بر سر اين موضوعات در دور اول مذاكرات با اروپايی ها در دسامبر، ما نگران هستيم كه چارچوب واقعی اين تعليق ممكن است هنوز هم كاملا حل نشده باشد. اجازه بدهيد صريح باشم. دولت من به اجماعی كه شورا راجع به قطعنامه به آن رسيده است پيوسته است به شرطی كه معنی آن اين باشد كه ايران تمام فعاليت های مربوط به غنی سازی را به طور كامل و قطعی به حالت تعليق درآورده است – از جمله تمام فعاليت های تحقيق و توسعه روی سنتريفيوژهای گازی و قطعات آن. هر گونه فعاليتی از طرف ايران در اين زمينه به معنای نقض تعهدش می باشد.

يك سال عذاب آور دعوا و منازعه با ايران بر سر موضوعات مرتبط با تعليق – صرف نظر از عدم تمايل مداوم ايران برای رو راست بودن كامل با آژانس، كه بارها از طرف اين شورا درخواست شده بود – كاملا نمايانگر چالش هايی است كه همه ما برای جلب همكاری بسيار ابتدايی و رفتاری درست از طرف ايران در پيش رو داريم. تعليق تمام فعاليت های مرتبط با غنی سازی بارها به عنوان راهی برای احيا اعتماد از دست رفته درباره مقاصد صلح جويانه ايران، از اين كشور درخواست شده است. راه مشقت باری كه برای به دست آوردن اين تعليق شكننده طی شده است – تعليقی كه به هر حال ايران سرسختانه اصرار دارد كه فقط يك تعليق موقتی است – دقيقا نشان می دهد كه ايران چقدر بايد در اين رابطه كار كند. دبيركل شورا ايران را به عنوان كشوری كه با " كسری اعتماد " مواجه است، توصيف نمود. اين كاملا درست است.

ايران بارها عدم حسن نيت خود را نشان داده است، و مدتهاست كه ايالات متحده به هيچ وجه باور ندارد كه مقاصد نهايی ايران صلح جويانه می باشند. سرکار خانم رييس جلسه، ضروری است كه ايران را قاطعانه وادار به پايبندی به تعهد تعليق بر اساس تعريفی كه در توافق نامه پاريس شده (INFCIRC 637, 26 November 2004)، بنماييد – از جمله هر گونه تحقيق و توسعه درباره سنتريفيوژ. ما بايد قاطعانه ايران را پايبند به تعهداتش درباره اقدامات ايمنی بنماييم. ما بايد با يكديگر همكاری كنيم تا نه تنها فعاليت های بی ثبات كننده مربوط به غنی سازی ايران را فلج كنيم، بلكه آن را كاملا متوقف كنيم. و ما نمی توانيم برنامه در حال پيشرفت راكتور آب سنگين و فعاليت های پنهانی برای جداسازی پلوتونيوم اين كشور را فراموش كنيم، كه كاملا نمايانگر تهديد در حال گسترش برنامه سلاح های پلوتونيوم ايران است – كه تا كنون نيز مطرح نشده است. ما بايد هر اقدامی كه لازم است انجام دهيم تا از فقدان هر چه بيشتر اعتماد در سودمندی رژيم ان. پی. تی. در برخورد با مشكلات مهم مربوط به تبعيت، مانند مشكلاتی كه الان با آن مواجه هستيم، جلوگيری نماييم.

قطعنامه امروز شورا

سرکارخانم رييس جلسه، اين فهرست بلند – ولی جانبدارانه – مربوط به نقض ها و كوتاهی های ايران، درخواست های ضروری اجرا نشده يا مورد اعتراض واقع شده، و نگرانی های مورد توجه واقع نشده، بسيار ناراحت كننده است. قطعنامه امروز به عنوان احتمال قدم مثبتی به جلو مورد استقبال خيلی ها قرار گرفته است. اميدواريم كه آنها درست بگويند. ولی نظر ما نسبت به قطعنامه امروز، به خاطر واقعيتی كه ايران هيچگاه درخواست ها را به طور كامل نپذيرفته يا نگرانی های موجود در قطعنامه های سابق شورا را مورد توجه قرار نداده است، ملايم تر است.

اينكه آيا ايران با آخرين قطعنامه برخورد كم اهانت تری نسبت به قطعنامه های قبلی داشته باشد يا خير، تصميمی نيست كه ما به عهده ايران بگذاريم. اين تصميمی است كه به شورا – و اعضای جامعه جهانی، به صورت جداگانه و جمعی – مربوط می شود. برای اينكه اين قطعنامه دورنمای بهتری نسبت به قطعنامه های قبلی شورا در رابطه با ايجاد اعتماد در برنامه های ايران داشته باشد، ما منتظر، و خواستار، شديدترين تلاشهای ممكن آژانس برای بازرسی و كنترل هستيم. ما انتظار داريم كه ايران دسترسی فوری و نامحدود به تمام مكان هايی كه آژانس خواستار بازرسی است را فراهم نمايد.

قطعنامه ای كه اينك پذيرفته شده از دبيركل می خواهد كه " آنچنان كه مقتضی بداند" به شورا گزارش دهد. ما قاطعانه معتقديم كه بهتر است آژانس گزارشات جامع و به روز شده در رابطه با اجرای تعليق ايران را به صورت كتبی در هر جلسه شورای حكام تا زمانيكه تعليق ادامه دارد، به شورا ارائه دهد. ايالات متحده همچنين از دبيركل می خواهد كه هر گونه سرپيچی ايران از فراهم نمودن دسترسی به موقع به هر تاسيساتی، كارگاهی، يا مكانی را ثبت و به شورا گزارش دهد؛ و همچنين هر گونه سرپيچی ايران در مقابل درخواست شورا برای نمونه برداری از محيط يا انجام آزمايش ها يا اندازه گيری های ديگر را ثبت و به شورا گزارش دهد. ما همچنين از دبيركل می خواهيم تا اگر تاسيسات، مواد يا فعاليت های هسته ای جديدی در ايران مشاهده شد، مراتب را سريعا به شورا گزارش دهد. با در نظر گرفتن سابقه قبلی ايران در رابطه با اغفال و تفسيرهای گنگ و مبهم درباره معنی تعهداتش در رابطه با تعليق، هيچ چيز ديگری به غير از اين مراقبت های دقيق و مداوم برای مطلع بودن كامل و مدوام شورا از وضعيت تمام جنبه های تعليق و فعاليت های هسته ای ايران، ما را متقاعد نمی سازد.

اگر سوالاتی يا تناقضاتی در رابطه با تعليق به وجود آيد، ما از دبيركل انتظار داريم كه مراتب را به شورای حكام فورا اطلاع دهد. همچنين، در صورتی كه تعليق ادامه نيابد، دبيركل می بايستی شورا را فورا از اين امر مطلع سازد، و شورا می بايستی سپس تشكيل جلسه فوق العاده دهد تا تمام گزينه های در اختيارش را بررسی نمايد – بر طبق مقررات ذكر شده در توافق نامه اقدامات ايمنی ايران و اساسنامه آژانس بين المللی انرژی اتمی. اگر ايران به تعهدات مربوط به تعليق پايبند نماند، اين به تعويق انداختن مداوم می بايستی كه پايان يابد، و ما بايد تخلفات مربوط به اقدامات ايمنی ايران را – پيرو ماده XII.C اساسنامه آژانس – به شورای امنيت گزارش دهيم، و تخلفات مربوط به تعليق غنی سازی ايران را به شورای امنيت طبق ماده III.B.4 به عنوان تهديد بالقوه ای برای صلح و امنيت جهانی گزارش دهيم. سرکارخانم رييس جلسه، بر اساس سابقه قبلی ايران در رابطه با انكار كردن، به تاخير انداختن و فريب دادن، شورا می بايستی حداقل بر لزوم اجرای اين اقدامات اصرار ورزد.

چالش ادامه دار عدم تبعيت ايران

سرکارخانم دييس جلسه، من همه اعضای شورا را ترغيب می نمايم – در حاليكه به يكديگر برای پذيرش قطعنامه ای ديگر تبريك می گوييم – كه گزارش 15 نوامبر دبيركل را دوباره بخوانند – مخصوصا ارزيابی كلی وی در صفحه 23 گزارش. پاراگراف 107 از اهميت خاصی برای اين شورا برخوردار است، زيرا يافته هايی را كه دبيركل يك سال پيش با ما در ميان گذاشت مجددا اثبات می نمايد: كه سياست گذشته پنهان كاری ايران باعث شده كه تعهدات اين كشور در رابطه با تبعيت از توافق های اقدامات امنيتی به دفعات نقض گردد. قطعنامه امروز به درستی به اين نوع رفتار اشاره می كند.

ايالات متحده پيوسته اظهار داشته است كه شورای حكام می بايستی اين عدم تبعيت اثبات شده ايران را به شورای امنيت سازمان ملل گزارش دهد. همانطوريكه قبلا اشاره كردم، اين وظيفه اساسنامه ای ما است. علاوه بر اين، فعاليت های مداوم ايران نمايانگر تهديدی رو به رشد عليه صلح و امنيت بين المللی می باشد. شورای امنيت دارای اختيارات روشن قانونی و سياسی بين المللی است، كه به اعتقاد ما برای پرداختن به اين تهديد و به پايان رسانيدن موفقيت آميز اين قضيه لازم خواهد بود. شورای امنيت اين قدرت را دارد كه از ايران بخواهد تا تمام اقدامات لازم اصلاحی را انجام دهد – كه بسياری از آنها را ايران هنوز انجام نداده است. شورای امنيت اين اختيار را دارد تا ايران را مستلزم و مجبور به تعليق فعاليت های مربوط به غنی سازی و بازپروری بنمايد. از اين لحاظ و شايد بسياری لحاظ های ديگر، شورای امنيت اختيار اين را دارد تا قابليت آژانس برای ادامه تحقيقاتش در ايران را تقويت نمايد، تا آن زمان كه ايران بتواند تمام اطمينان های لازم را به شورا ارائه دهد. ما هيچ تمايلی برای خارج كردن اين موضوع از آژانس بين المللی انرژی اتمی نداريم.

در واقع، كاملا برعكس، ما اميدواريم كه با حمايت شورای امنيت از آژانس، و متوجه نمودن تمام وزن سياسی، ديپلماتيك و قانونی به وظيفه دشوار تضمين همكاری كامل ايران، شورای امنيت كار آژانس را تقويت و تكميل خواهد كرد. به عبارتی ديگر، ما خواهان استفاده از يك گزارش به شورای امنيت هستيم تا به آژانس كمك كنيم كه به سابقه پنهانی فعاليت های هسته ای، تخلفات در رابطه با اقدامات ايمنی، و شيوه های زايل كننده اعتماد و عدم حسن نيت ايران بپردازد. گزارش وضعيت ايران به شورای امنيت نه تنها برای كمكی كه اين شورا در اختيار آژانس جهت حل اين مسائل خواهد گذاشت اهميت دارد، بلكه برای تماميت آژانس بين المللی انرژی اتمی و رژيم ان. پی. تی. در كل اهميت دارد. سرکارخانم رييس جلسه، با گذشت هر يك از جلسات شورا كه در آن شورا نسبت به انجام وضايف اساسنامه ای در رابطه با ارائه گزارش درباره عدم تبعيت ايران به شورای امنيت سازمان ملل قصور می نمايد، تماميت شورا كاهش می يابد، و تماميت سيستم اقدامات ايمنی آژانس نيز همينطور – سيستمی كه عنصر اصلی رژيم عدم تكثير سلاحهای هسته ای بر مبنای ان. پی. تی. است.

ما همچنين بايد پافشاری كنيم كه اين شورا موضوع اجرای اقدامات ايمنی ايران را تا زمانی كه همه نگرانی ها رفع شده اند، كماكان تحت نظر خود داشته باشد. گزارش 15 نوامبر دبيركل، تاييد كننده اطلاعاتی درباره برنامه هسته ای ايران است كه سئوالات جديدی برای ما به وجود آورده است، و همچنين اين گزارش چند سئوال و نگرانی قبلی را كه كماكان حل نشده اند، مشخص كرد. از جمله:

o آيا ايران دست به فعاليت های اعلام نشده ديگری در رابطه با سنتريفيوژهای پی-دو از سال 1994 تا 2002، همانگونه كه آژانس محتمل می داند، زده است يا خير. اگر جواب مثبت است، ما اين را به عنوان قصور جدی ديگری توسط ايران در پاسخ به سئوالات جواب داده نشده، به حساب می آوريم.

o چرا بايد ايران، كه به دريافت نقشه های طرح پی-يك در 1987 اعتراف كرده است، " يك دستگاه اضافی ديگر" با ظاهرا همان نقشه های مشابه بين سالهای 1994 تا 1996 تهيه نمايد. شايد اين نقشه ها همان نقشه های طرح سنتريفيوژ نبودند. ما مجبوريم از خود بپرسيم چه قطعات، مواد، اسناد، يا طرحهای هسته ای ديگری از طريق اين شبكه پنهانی تهيه شده است.

o ايران به " 13 ملاقات " بين مقامات ايرانی و نماينده های شبكه های پنهانی تامين كننده بين سالهای 1994 تا 1997 اعتراف كرده است. ما از خود می پرسيم كداميك از مقامات ايرانی در اين قضيه شركت داشتند، و آيا اين مقامات فقط مختص سازمان انرژی اتمی ايران بودند، يا شايد مقامات ارتش ايران نيز جزء آنها بودند.

o می پرسيم آيا ايران كماكان اطلاعات مربوط به منشا ذرات UF6 كه در راكتور تحقيقاتی تهران پيدا شدند را مخفی می كند، كه آژانس نيز اين را محتمل می داند. از خود می پرسيم آژانس چه نتيجه گيری از دو نمونه برداری جداگانه ای كه از محلول جداسازی پلوتونيوم، در ارتباط با آزمايش های اعلام نشده پلوتونيوم ايران، برداشته است، می كند. بر اساس نمونه برداری های انجام شده، آژانس هنوز هم اين امر را بسيار نامحتمل می داند كه ايران هيچگونه آزمايش جداسازی پلوتونيوم پس از سال 1993 انجام نداده است. ما از خود می پرسيم اطلاعات اين نمونه برداری چه چيزی را درباره كارهای هنوز اعلام نشده ايران در رابطه با جداسازی پلوتونيوم پس از سال 1993 آشكار خواهد كرد. اگر معلوم شود كه ايران اين كار را انجام داده است، ما اين قضيه را يكی ديگر از كوتاهی های جدی در رابطه با اقدامات ايمنی به حساب خواهيم آورد.

o ما هنوز هم از خود می پرسيم آيا ايران با بريليوم – كه اگر با Po-210 تركيب شود منبع نوترونی درست می كند كه می تواند برای راه اندازی سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گيرد – كار كرده است. ما از خود می پرسيم آيا آژانس مدركی پيدا كرده است كه غير از اين را نشان دهد.

o ما هنوز هم از خود می پرسيم چرا ايران مجبور بود از " شمارشگرهای تمام بدنه " (4) پيچيده برای اجرای فعاليت های ظاهرا ابتدايی در رابطه با دفاع هسته ای در اتاق استريل لويزان استفاده كند. ما همچنين اميدواريم كه آژانس هر اطلاعاتی درباره پروژه های مشخص " دفاع هسته ای " را، كه ارتش ايران يا كشور ديگری انجام داده است، با شورا در ميان بگذارد. ما همچنين منتظر نتايج نهايی نمونه برداری های آژانس از اين محل و هر دو شمارشگر تمام بدنه و آن تريلر هستيم، و اميدواريم كه ايران امكان دسترسی آژانس به تريلر دوم را نيز فراهم آورد.

o ما نگران احتمال وجود يك ارتباط نظامی با معدن گچين (4) هستيم؛ چه مدت است كه اين معدن مورد بهره برداری قرار گرفته است، و چه زمانی و چرا ايران "تاسيسات موقت " آنجا را كه برای توليد " صدها كيلوگرم " كيك زرد (5) مورد استفاده قرار می گرفت، برچيده است. ما مشتاقانه منتظر مطلع شدن از نتايج نمونه برداری آژانس هستيم.

o با در نظر گرفتن اينكه ظرفيت توليد اورانيوم ايران از دو معدن اعلام شده اورانيوم در كل تقريبا 71 تن در سال است، گوشتزد می نماييم كه اين توليد حتی كفاف مصرف سوخت يك راكتور هسته ای نمی باشد، وليكن خيلی بيشتر از مقداريست كه برای حمايت از يك برنامه سلاح هسته ای لازم است. ما از خود می پرسيم چرا تلاش ايران برای دستيابی به امكانات غنی سازی به طرز خطرناكی خارج از تعادل است، هم در رابطه با ذخيره اورانيوم شناخته شده اش و هم در رابطه با وضعيت برنامه انرژی هسته ای اش.

o ما همچنين مشتاقانه منتظر مطلع شدن از نتايج حاصله از تحقيقات آژانس درباره تلاش ايران برای خريد " تجهيزات و مواد دومصرفی كه هم در مصارف متعارف نظامی و غيرنظامی مورد استفاده قرار می گيرند و هم در زمينه هسته ای نظامی" می باشيم. آژانس همچنين درباره " تلاشهای پی. اچ. آر. سی. (7) برای دستيابی به مواد و تجهيزات دومصرفی كه می توانند در فعاليت های غنی سازی اورانيوم يا تبديل اورانيوم مورد استفاده قرار گيرند" تحقيق می كند.

o ما از خود می پرسيم ايران در تلاش بوده چه تجهيزات خاصی تهيه كند، و معتقديم شورا بايد از تلاش های ايران برای تهيه تجهيزات اطلاع داشته باشد، تا ما بتوانيم خودمان درباره مقاصد ايران تصميم بگيريم.

o ما همچنين مشتاقانه منتظر شنيدن توضيحات بيشتر از طرف آژانس در رابطه با اظهارات افشاء كننده اخير ايران، به آژانس، درباره برنامه اين كشور برای توليد فلز اورانيوم كه تا 20% U-235 غنی شده، هستيم. همانطوری كه اعضای شورا می دانند، اگر برنامه های ايران واقعا صلح جويانه باشد، فلز اورانيوم مورد استفاده های كمی برای ايران خواهد داشت؛ ولی بايد بر توليد فلز اورانيوم به اين صورت تسلط كامل داشت تا بتوان اورانيوم مورد مصرف سلاح های هسته ای را توليد كرد.

o بالاخره، ما از خود می پرسيم كه چرا عليرغم درخواست های مكرر آژانس، ايران هنوز به آژانس اجازه بازديد از پارچين را نداده است. ما اميدواريم كه هر چه سريعتر ايران امكان دسترسی نامحدود به اين محل را برای آژانس فراهم نمايد – در راستای قطعنامه امروز – و همچنين دسترسی كامل به هر مكان ديگری كه آژانس برای درك بيشتر و بهتر برنامه هسته ای ايران لازم می داند.

فقط به دليل اين واقعيت كه ايران فعاليت های مرتبط با غنی سازی اورانيوم خود را – با بی ميلی، بطور نامعلوم، و به صورت موقت – تعليق كرده است، بدين معنا نيست كه همه سئوالات كماكان پاسخ داد نشده يا مسائل حل نشده، همانقدر مهم و جدی نمی باشند. ما نمی توانيم آرزو كنيم كه اين مسائل ناپديد شوند، و آژانس بين المللی انرژی اتمی و شورای حكام بايد ساعيانه تلاش كنند تا همه مسائل و مشكلات را حل نمايند.

سرکارخانم رييس جلسه، روشن است زمانی كه دبيركل گزارش 15 نوامبر خود را نوشت، مبنی بر اينكه آژانس " هنوز هم در موقعيتی نيست كه بتواند استنتاج نمايد كه هيچگونه فعاليت يا مواد هسته ای اعلام نشده در ايران وجود ندارد"، او نيز همين سئوالات را در ذهن داشت. اين كاملا روشن است كه آژانس اكنون، يا در آينده نزديك، نمی تواند تضمين های لازم را به عمل آورد كه ايران سعی در توليد مواد هسته ای برای سلاح های هسته ای در يك محل مخفی ندارد.

می بايست خاطر نشان سازم، بر اساس سوابق فعلی، ممكن نيست بتوان از اين امر مطمئن بود كه ايران در جهت تسليحاتی كردن و دستيابی به سلاح های هسته ای به طور مخفيانه كوشش نمی كند؛ سلاح هايی كه قادر به ساخت آنها خواهد بود، اگر بتواند امكانات غنی سازی ايی را به دست آورد كه هنوز هم حاضر به انكار آن نمی باشد. آژانس هم نمی تواند و نبايد – به عنوان سازمانی كه حيطه اختياراتش محدود به اقدامات ايمنی می باشد – نقش رسمی در اين ميان ايفا نمايد؛ برای اينكه آژانس فاقد اختيار تحقيق يا حكم صادر كردن درباره سئوالاتی در مورد مقاصد مربوط به تسليحاتی ساختن يا سلاح ساختن می باشد. گزارش اخير دبيركل درباره ايران، با اشاره به اينكه آژانس توانايی بسيار محدودی برای پيگيری چنين موضوعاتی دارد، اين قضيه را كاملا روشن می سازد.

به لحاظ گزارش دبيركل درباره سابقه فريب كاری هسته ای ايران، ما معتقديم اكنون بيش از هميشه اهميت دارد كه شورا نشانه های واضحی به ايران بدهد تا ايران بداند كه قضيه اين كشور كماكان مورد توجه آژانس خواهد بود. قطعنامه ای كه امروز توسط شورا پذيرفته شد از دبيركل می خواهد تا يافته های خود را " آنچنان كه مقتضی بداند " به ما گزارش دهد. مخصوصا به لحاظ آخرين تلاش های چشمگير ايران در اين هفته برای بازنويسی شرايطی كه خودش برای تعهدات تعليق سازی عنوان كرده بود، ما معتقديم نه تنها لازم بلكه ضروری است كه، قبل از جلسه مارس 2005 شورا، دبيركل كتبا در باره تلاشهای مداوم آژانس در رابطه با اجرای موافقت های اقدامات ايمنی ايران به اعضای شورا گزارش دهد. با در نظر گرفتن سابقه قبلی ايران در امر ابهام آفرينی در مورد تعليق فعاليت های مرتبط با غنی سازی، برای اطمينان حاصل نمودن شورا از اينكه اين تعليق پا برجا می ماند، دبيركل می بايستی درباره وضعيت فعلی تعليق در هر يك از جلسات شورا گزارش ارائه دهد. ما مشتاقانه منتظريم تا اين شورا خيلی زود قدم های لازم بعدی را برای تضمين پايبندی ايران به تمام درخواست ها و مقررات قطعنامه های قبلی و فعلی آژانس بردارد.

سرکارخانم رييس جلسه، و همكارانمان در شورا، ما معتقديم برنامه سلاح های هسته ای ايران تهديد رو به رشدی عليه صلح و امنيت بين المللی، و رژيم جهانی عدم تكثير سلاح های كشتار جمعی محسوب می شود. ما معتقديم آژانس بين المللی انرژی اتمی نقش مهمی را بايد در آشكارسازی فعاليت های ايران ايفا نمايد. ولی ما همچنين معتقديم كه جامعه بين المللی نبايد با خشنودی به كناری بشيند و گمان كند كه آژانس به تنهايی، يا حتی به همراه تلاشهای مشتاقانه سه كشور اروپايی، می تواند اين تهديد را به صورت موثر رفع نمايد. راضی كردن ايران جهت اتخاذ تصميمی استراتژيك برای پايان بخشيدن به دستيابی به امكانات سلاح های هسته ای، مستلزم تلاشهای گسترده تر، عميق تر و شديدتری از طرف همه ما خواهد بود. فشارهای بسيار بيشتر،همه جانبه و دوجانبه، بايد بر ايران وارد شود تا رهبران اين كشور را متقاعد سازد كه هزينه تلاش برای دستيابی به امكانات سلاح های هسته ای، به طور چشمگيری سنگين تر از هر منفعتی است كه ايشان به اشتباه آن را منفعت می دانند. جدا از اينكه شورا چه راهی برای كنترل اوضاع انتخاب می كند، ايالات متحده، حتما، تمام گزينه های مربوط به ارجاع پرونده به شورای امنيت، برای بررسی برنامه سلاح های هسته ای ايران، را در نظر خواهد گرفت. با وجود اين، پيرو ماده 35(1) منشور سازمان ملل متحد، هر يك از اعضای سازمان ملل می تواند شورای امنيت را از هر وضعيتی كه حفظ صلح و امنيت بين المللی را به مخاطره اندازد، مطلع سازد.

مخصوصا به لحاظ عدم توانايی مستمر اين شورا برای وادار كردن ايران به پاسخگويی درباره تخلفاتی انجام شده، ما قصد داريم كار مستقل عليه تكثير سلاح های كشتار جمعی را ادامه دهيم و به اين كار سرعت بخشيم. برای مثال، در سال 2003، رييس جمهور بوش برنامه محافظت از تكثير سلاح های كشتار جمعی (6)، ابزاری قوی برای مقابله با تكثير سلاح های كشتار جمعی، را راه اندازی كرد. اين برنامه برای جلوگيری از پخش WMD ها، سيستم های پرتاب كننده آنها، و مواد مرتبط با آنها در بين اشخاص غيردولتی و كشورهای تكثير كننده، مانند ايران، طراحی شده است. پاسخ های مثبت و چشمگير و همچنين آگاهی فزون يافته ای كه اين برنامه درباره قدم های واقعی و عملی ای كه امكان شكست تكثيردهنده ها را به ما می دهد، در سطح جهانی به وجود آورده است، گواه خوبی است برای اهميتی كه كشورها برای برخورد با چالش تكثير قائلند وهمچنين اهميتی كه به ايجاد ابزارهای مبتكرانه برای مقابله با آن می دهند. دستگيری كشتی پر از سنتريفيوژ BBC CHINA در اكتبر 2004 تحت اين برنامه، از مثالهای بارز موفقيت اين برنامه است. ما كار خود را تحت اين برنامه با كشورهای بسياری كه در اينجا نماينده دارند ادامه می دهيم تا از حمل محموله های مشكوك WMD به كشورهايی كه نگرانی تكثير در آنها وجود دارد، مانند ايران، ممانعت به عمل آوريم.

ما به همه توليدكنندگان هسته ای گفته ايم كه مراقب صادرات به ايران باشند؛ صادراتی كه می تواند، مستقيما يا با تبديل شدن، در برنامه سلاح های هسته ای اين كشور مورد استفاده قرار گيرد – مخصوصا تجهيزات و فن آوری غنی سازی يا بازپرداختی. اين شامل اقلامی است كه تحت رژيم های بين المللی، مانند گروه توليدكنندگان هسته ای (7)، كنترل می شود، و همچنين اقلامی كه كمی پايين تر از آستانه كنترل قرار می گيرند، ولی كماكان می توانند برای يك برنامه سلاح هسته ای مورد استفاده قرار گيرند.

در واقع، از زمانی كه دولت بوش روی كار آمد، ما تحريم های اقتصادی عليه موسساتی كه ادوات مرتبط با WMD را بيش از 50 بار به ايران منتقل كردند، اعمال كرده ايم. قانون عدم تكثير ايران (8) مصوبه سال 2000 ابزار بسيار پرارزشی برای مجازات تكثيركنندگان، برای انتقال غيرقانونی WMD و فن آوری موشك، در اختيار دولت بوش قرار داد. عليرغم اين تلاشها، برخی شركتها، كه ما به آنها تكثيركنندگان زنجيره ای می گوييم، كماكان موادی را كه می تواند به پيشبرد برنامه های WMD و موشكی ايران كمك كنند، به فروش می رسانند. ما می خواهيم همه تكثيركنندگان – از شركتهای چندمليتی گرفته تا صادركنندگان جزء ابزار دومصرفه ماشين آلات – بفهمند كه اگر مشخص شود آنها از برنامه های WMD حمايت می كنند، ايالات متحده فشارهای اقتصادی بر آنها خواهد آورد و آنها را به عنوان تكثيركنندگان زنجيره ای محسوب خواهد كرد. اين پيغامی است كه فكر می كنيم همه آن را فهميده اند، و اين برخوردی است كه از بقيه دولتها می خواهيم تا در اجرای آن با ما همراه باشند.

اگر ما كنترل تكثير را جدی بگيريم، بايد همگی سعی در تضمين اين امر نماييم كه عدم تابعيت پر هزينه تر از تابعيت است. تمام اعضای ان. پی. تی. بايد مايل باشند، چه به صورت فردی و چه دسته جمعي، تا برای ممانعت از تخلفات آتی قدم های محكمی بردارند.

سزکازخانم رييس جلسه، ما از ديگر اعضای شورا و بقيه جامعه جهانی می خواهيم كه اين موضوع را در ارتباط های دوجانبه شان با ايران مطرح نمايند. ما بايد همه برای ايران اين قضيه را روشن كنيم كه در مقابل انتخاب سختی قرار دارد. اين انتخابی است بين تداوم عدم تبعيت و تعهدهايی كه به ان. پی. تی. مربوط می شود – كه فقط ايران را تحت انزوای بيشتر ديپلماتيك، سياسی، و اقتصادی قرار خواهد داد – يا قبول و در نتيجه ترك كامل و غير قابل بازگشت از برنامه سلاح های هسته ای اش، و پايان دادن به تلاش های بی ثبات كننده برای دستيابی به امكانات غنی سازی اورانيوم و بازپرداختی پلوتونيوم؛ قدم مهمی برای احيا اعتماد كه ايران می تواند يك بار ديگر يكی از اعضای سازنده جامعه جهانی باشد. انتخاب با ايران است، ولی همه ما وظيفه داريم كه هر كاری از دستمان برمی آيد انجام دهيم تا ايران را متقاعد سازيم كه انتخاب درست را انجام دهد. ما اميدواريم كه ايران به تعهدات اخير خود درباره تعليق تمام فعاليت های مرتبط با غنی سازی پايبند باشد، وليكن با در نظر گرفتن سابقه قبلی ايران، ما ترديد داريم. گر چه، حتی اگر در نهايت ايران به تعهدات خود پايبند بماند، بايد به ياد داشته باشيم كه برای آنهايی كه موضوع صلح و امنيت بين المللی را جدی می گيرند، تعليق فقط اولين قدم است.

از شما متشكرم.


1. Madame Chair
2. Chairman's Conclusion
3.whole body counters
4. Gchine mine
5. PHRC
6. Proliferation Security Initiative (PSI)
7. Nuclear Suppliers Group (NSG)
8. Iran Nonproliferation Act (INPA)

ايالات متحده تاکيد می کند عمل ايران از بيانيه مهمتر است

آژانس بين المللی انرژی اتمی بايد تعليق کامل تمام فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی را تاييد کرده و يا تخلفات را گزارش کند


30 نوامبر 2004

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، در جلسه مطبوعاتی ظهر 30 نوامبر 2004 اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد متن سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: سوالی درباره ايران. مذاکره کننده اصلی ايران درباره آنچه وی آن را به عنوان پيروزی بزرگ ايران بر ايالات متحده در آژانس بين المللی انرژی اتمی خطاب می کند بانگ برآورده و بخصوص می گويد ايران هرگز از حق خود بر چرخه کامل سوخت هسته ای نگذشته و نخواهد گذشت، و بنابراين همچنين می گويد مدت زمان تعليق فعاليت های آنها تنها در طول زمان مذاکرات آنها با اروپايی ها، نه خيلی طولانی، خواهد بود، يعنی درباره ماه صحبت می کنيم نه سال. آيا سخنی در اين مورد داريد؟

آقای باوچر: بايد بگويم که بيانيه های مختلفی از سوی ايرانی ها صادر شده است. تنها چيزی که مهم است عمل است. ايرانی ها در حال حاضر بر سر قلاب عمل به تعليق کامل تمام فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی، و اجازه به آژانس بين المللی به تاييد اين تعليق کامل، هستند.

همچنين در گزارش کاملا مشخص شده است چنانچه آنها به تعليق کامل احترام نگذارند يا آن را در مقطعی در آينده بشکنند، دبيرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی بايد به شورا گزارش دهد و شورا بايد تصميم بگيرد چه اقدام بعدی در اين مورد انجام دهد.

بنابراين نظر ما اين است که ايران مشخصا در قلاب گير افتاده است تا اکنون به تعهدات و وعده های خود عمل کند، و همانطور که می دانيد، نظر ما همواره اين بوده است تنها راهی که ايران می تواند نگرانی بسياری از مردم در جهان را درباره اهداف هسته ای اين کشور از بين ببرد اين است که آنها به تمام فعاليتهای غنی سازی و بازپرداختی خود پايان دهند و هر نيروگاه برق را از طريق چرخه سوخت بسته اداره کنند.

سوال: آيا با برداشت آقای روحانی درباره آنچه ديروز اتفاق افتاد به عنوان يک پيروزی برای ايران موافقيد؟

آقای باوچر: خير، نيستم.

سوال: نيستيد؟

آقای باوچر: خير.

سوال: آيا درست نيست که شما ... آيا درست نيست که شما، در واقع، به آنچه در زمينه ارجاع اين موضوع به شورای امنيت سازمان ملل می خواستيد نرسيديد؟

آقای باوچر: فکر می کنم اين بحث را ديروز داشتيم. روی حرفی که ديروز زدم ايستاده ام.

سوال: شما آقای روحانی را به برداشتی منفی از قضيه متهم نمی کنيد؟

آقای باوچر: انتظار دارم وی برداشتی مغرضانه، تبعيض آميز، و خلاف واقعيت از اين موقعيت داشته باشد. ممکن است چنين انتظاری از همه دوستان خود نداشته باشم.

(پايان متن)

 

وزارت خارجه سياست خود درباره رفراندوم دولت در ايران و تحريمات بر تکثير کنندگان تسليحات هسته ای چينی را توضيح می دهد

ادم ارلی، معاون سخنگوی وزارت خارجه ايالات متحده، در جلسه مطبوعاتی اين وزارت در ظهر روز 1 دسامبر 2004 به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:


1 دسامبر 2004

(آغاز متن)

سوال: مخالفين در ايران مايلند رفراندومی در مورد دولت انجام شود، و تصور می کنم بنظر می رسد آقای بلر طی ملاقات خود از اينجا از چنين چيزی حمايت کرده است. اگر اين موضوع در حال حاضر خيلی محرمانه نيست ... می دانم موضوعات ديگری در جريان است... آيا ايالات متحده خصوصا موضعی در اين مورد که مردم بايد اين فرصت را داشته باشند در مورد رهبری خود رفراندومی انجام دهند دارد؟

آقای ارلی: من اين پيشنهادات خاص را نديده ام و مطمئن نيستم راجع به چه گروهی صحبت می کنيد. به عنوان يک پيشنهاد کلی، تصور می کنم ايالات متحده همواره حامی حقوق دموکراتيک تمامی مردم ايران بوده است، و آن شامل آزادی بيان، آزادی تجمع، و آزادی شرکت در پروسه سياسی می باشد.

هنگامی که مواردی از تعطيل روزنامه يا محاکمه روزنامه نگاران يا محاکمه فعالان ديگر در جريان است، ما بر ضد آن صحبت می کنيم. تصور می کنم، به عنوان پيشنهادی کلی، مردم دولتهای خود را مسئول می شمارند و ما معتقديم اين اساس دموکراسی است و هر زمانی انجام شود بايد محترم شمرده شود، يا بايد تشويق شده و احترام گذاشته شود، در ايران يا ايالات متحده.

سوال: امروز صبح شماها تحريماتی برای چهار شرکت چينی و يک شرکت کره ای به دليل شروع کالاهايی به ايران در نظر گرفتيد. و می دانم هر بار چنين چيزی پيش می آيد اين کار انجام می شود، اما بعضی از اين اشخاص حقيقی و حقوقی متخلفين مکرر ارائه مواد تسليحاتی هستند، بخصوص اين شخص، کيو. سی. چن، که ... منظورم اين است که اين شخص بايد برای تعداد تحريماتی که ايالات متحده بر او وضع کرده است رکورد جهانی داشته باشد، و همچنين يک شرکت کره شمالی، که هر دو آنها حداقل در هرض پنج سال گذشته تحريم شده اند.

و بنابراين، بايد مجددا بپرسم، اميدواريد اين تحريمات چه نتيجه ای داشته باشد؟ مسلما آنها به کار خود پايان نداده اند ... انجام اين فروش های شنيع ... بله، دقيقا. آيا اميدواريد تحريمات از اين قبيل تاثيری در فعاليت آنها داشته باشد؟

آقای ارلی: در بعضی موارد دارد، در بعضی ديگر ندارد. تصور می کنم موضوع اين است که اين کاری است که قانون آمريکا الزام می دارد، و همانطور که می دانيد درحاليکه برنامه های تسليحاتی کمک می شوند ما مسلما بيکار کنار نخواهيم ايستاد. ما اقداماتی را که مطابق با قانون آمريکا و منافع ملی مناسب می دانيم انجام می دهيم. ما سعی می کنيم از طريق ديپلماتيک سد راه جريان انتقال اينگونه تکنولوژی شويم.

نبرد مشکلی است. اما تصور می کنم دولت بحق به توسعه تسليحات به عنوان نگرانی مهمی اشاره کرده است، اقدامات مهمی انجام داده است بخصوص ابتکار استراتژی امنيت تکثير. اما می دانيد، بگذاريد در اين مورد چشم باز داشته باشيم... تکثير کنندگان توبه ناپذيری وجود دارند و تلاش سخت و متداومی برای مبارزه با آنها لازم است.

سوال: اما شما از سوال من برداشت کرديد که من پيشنهاد می کنم بيکار کناری بايستيد، بقول شما، اما در واقع اين چيزی نبود که من در نظر داشتم. چرا شما بيشتر از بستن اين تحريمات کاری انجام نمی دهيد، چون به نظر نمی رسد فايده ای داشته باشد و مسلما شما ...

آقای ارلی: خوب، تصور نمی کنم اين تحريمات تمام قضيه باشد. بخصوص در رابطه باچين، تلاشی دائم و مستمر در حد مقامات بالا با دولت چين، در درجه اول، جهت ايجاد مقررات صادراتی در قبال اينگون مشکلات، انجام می شود، و در درجه دوم اعمال اين مقررات بصورتی قوی و سيستماتيک تا بتوانيم در قلب موضوع اثر کنيم. کار یدر حال پيشرفت است.

(پايان متن)

 

ايالات متحده با چين درباره ايران صحبت کرد

آمريکا می گويد ايران بايد از بازرسی آژانس بين المللی انرژی اتمی استقبال کند


2 دسامبر 2004

واشنگتن- به عنوان بخشی از جلسه مطبوعاتی روزانه وزارت خارجه، سخنگوی اين وزارت، ريچارد باوچر، گزارشی در زمينه ملاقات روز گذشته معاون وزارت خارجه آمريکا با وزير خارجه چين، دی بينگ گوا، داد. وی همچنين درباره گزارشات رسيده درباره امتناع ايران از اجازه دسترسی به بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی جهت تاييد ادعاهای ايران سخن گفت. آنچه در زير می آيد گزيده ای از متن سخنان آقای باوچر درباره موضوعات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: آيا آمريکا از چين خواسته است خريد نفت خود از ايران را محدود کند، تا می دانيد، به عنوان حربه ای عليه ايران در مورد مسائل هسته ای استفاده شود؟

آقای باوچر: ما در واقع به اين صورت به آن برخورد نمی کنيم. ما با آن به عنوان مسئوليت اعضای شورای حکام در تضمين اينکه ايران به درک خود، به تعهدات خود به شورا و به آژانس بين المللی انرژی اتمی و به اروپايی ها، عمل کند و مقررات قطعنامه ها را اجرا کند. ما معتقديم اين مسئوليتی است که تمام اعضای شورای حکام دارند.

سوال: اما از نظر چوب و هويج که همه درباره آن صحبت می کنند در اين زمينه که ايران وادار شود برنامه هسته ای خود را قطع کند ، منظورم اين است که مسلما، آمريکا انتظار دارد اروپايی ها از نفوذ خود بر ايران استفاده کنند اما آيا فکر می کنيد چين اين نفوذ را دارد؟

آقای باوچر: همانطور که گفتم ما از تمام اعضای شورای حکام انتظار داريم تا آنچه می توانند انجام دهند تا ايران به تعهدات خود عمل کند.

سوال: و ريچارد، همچنين درباره سازمان ملل، ديپلماتهای سازمان ملل امروز گفته اند آنها اجازه بازرسی بيشتر در ايران را پيدا نکرده اند. آنها می خواهند به يک تاسيسات نظامی بروند و جلوی آنها در انجام اين کار گرفته شده است.

آقای باوچر: من بعضی از اين گزارشات را ديده ام و حدس می زنم اين ديپلماتها از ارائه نام خود خودداری کرده اند. نمی دانم آنها ممکن است چه کسانی باشند. اما تصور می کنم سوال را در چارچوب غلطی قرار می دهد، که مسئله تعهد ايران به شفافيت، تعهدات ايران به باز بودن، بيانيه های مکرر ايران درباره اين است که آنها بدنبال توليد سلاح های هسته ای نيستند، و اينکه چگونه ايران می تواند اعتماد جهان را بدست آورد و آنها واقعا صادق و راستگو هستند.

و بنظر می رسد اگر آنها واقعا می خواهند به جهان نشان دهند سلاح هسته ای توليد نمی کنند هيچ مشکلی در دادن اجازه برای بازرسی هر تاسيساتی به دليل هر سوء ظنی به هر دليلی نداشتند، چون چيزی برای مخفی کردن ندارند. بنابراين بار ديگر، تصور می کنم اشکالی در رفتار ايران می بينيم.

آنها می گويند چيزی برای پنهان کردن ندارند. می گويند سلاح هسته ای توليد نمی کنند. ولی هنوز همانطور که در گزارش دبيرکل آمده است وی خواسته است ... اين حرف را در گزارش 15 نوامبر خود گفته است، دبيرکل آژانس بين المللی انرژی اتمی گفته است آژانس بين المللی انرژی اتمی مکررا تقاضا کرده است از سايت های زير سوءظن در تاسيسات آزمايش مواد منفجره پارچين تحت کنترل نظامی ديدن کند، و ايران هنوز جوابی به اين تقاضاها نداده است.

بنابراين بار ديگر، می گويم همانطور که در وين در مذاکرات اخير گفتيم ، انتظار داريم ايران دسترسی سريع و بلافاصله و نامحدود به آژانس بين المللی انرژی اتمی بدهد و معتقديم اين مسئله ای است که طی آن ايران بايد حقيقت و صداقت بيانيه خود را نشان دهد.

سوال: آيا اين نشان قصور آنها در پاسخ به تقاضای آژانس بين المللی انرژی اتمی برای دريافت فهرست تجهيزات نظامی که ديپلماتهای نام برده نشده در وين می گويند در اين باره که ارتش ايران در حال چه کاری است سوءظن وجود دارد ، می باشد؟

آقای باوچر: بله.

سوال: در مورد اجابت تقاضا برای دريافت فهرست ...

آقای باوچر: تصور می کنم از ايران انتظار داشته باشيم تمام تقاضاهای آژانس بين المللی انرژی اتمی را اجابت کند، که اگر ايران واقعا چيزی برای پنهان کردن ندارد انتظار نمی رود اجابت نکنند بلکه مشتاقانه اين کار را بکنند. نمی دانم چطور می توان بهتر از اين موضوع را بيان کرد.

(پايان متن)

 

ایالات متحده جهان را به سوی صلح، آزادی، و دموکراسی هدایت می کند

تصور رئیس جمهور بوش از عراقی آزاد و دموکراتیک – و توان بالقوه آن در ایجاد تغییرات تاریخی در منطقه – از برخی زوایا با شک و تردید نگریسته می شود.



نشریه: میامی هرالد (1)
نویسنده: دونالد اچ رامسفلد (2)

تصور رئیس جمهور بوش از عراقی آزاد و دموکراتیک – و توان بالقوه آن در ایجاد تغییرات تاریخی در منطقه – از برخی زوایا با شک و تردید نگریسته می شود.

شک اندیشان باید توجه خود را معطوف دیدار اخیر رئیس جمهور از شیلی و جلسات او با رهبران آمریکای لاتین کنند. آنگاه خواهند توانست جذابیت قوی آزادی را ببینند. آنها همچنین خواهند توانست قصه موفقیت چشمگیری را در منطقه ای ببینند که تا کمی پیش از این درگیر خشونت، جنگ های داخلی، و استبداد بود.

اخیرا از بازدید چندین کشور آمریکای لاتین که نقطه اوج آن کنفرانسی از وزیران دفاع در اکوادر (3) بود بازگشت کردم. به استثنای کوبا – استبدادی که پایانی برای آن تاکنون نوشته نشده – اغلب کشورهای منطقه در مسیر دموکراسی، آزادی، و احترام به شان انسان گام برمی دارند. رهبران آمریکای لاتین در جهت استقرار تمهیدات امنیتی مشترک به خوبی در حال همکاری هستند. آنها در هائیتی (4) و دیگر مناطق جهان به نحو شایسته ای از صلح محفاظت می کنند. آنها برای مقابله با مشکلاتی همچون قاچاق مواد مخدر، گروگان گیری، قاچاق انسان، باندهای تبهکار، و تروریسم به دنبال همکاری نزدیک تری با آمریکای شمالی هستند.

کشورهای منطقه بر اساس سنت های تاریخی، فرهنگ، و منافع سیاسی خود، هر یک به شکلی این مسئله را پیگیری می کنند. آنها در مدت کوتاهی راه درازی را پیموده اند.

مثلا کشور السالوادور (5). تا چند دهه پیش، این کشور درگیر جنگ های داخلی بود. اما آمریکایی ها به یاری السالوادور آمدند و با نیروهایی که این کشور را به سمت تجزیه می بردند جنگیدند. امروز السالوادور یک دموکراسی است، میان جناح های سیاسی اش آشتی برقرار شده، و در دفاع از آزادی با کشورهای دیگر همکاری می نماید.

طبیعت تغییر تاریخی اینگونه است؛ به ندرت تدریجی است. آمریکای لاتین به هیچ وجه تنها نمونه نیست. توجه داشته باشیم که تا پایان دهه 1980 میلادی، تقریبا تمامی کشورهای اروپای شرقی هنوز تحت تسلط استبداد اتحاد جماهیر شوروی قرار داشتند. اما در ظرف یک دهه، این اقمار سابق اتحاد جماهیر شوروی آزاد شده و در مسیر دموکراسی قرار گرفتند.

اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید

دروغ ها و ترس هایی که اتحاد جماهیر شوروی را پابرجا نگه می داشت با سرعت چشمگیری فرو ریخت و حقانیت و ژرف بینی دموکراتیک افرادی چون رونالد ریگان (6)، واکلاو هاول (7)، مارگارت تاچر (8)، و آلکساندر سولژنیتسین (9) را به اثبات رساند. این نکته که تنها پس از 10 سال مبارزه بود که کمونیسم از لهستان ریشه کن شد قبلا ذکر شده است. اما این پیروزی کمک کرد تا کمونیسم از کشورهای دیگر به مراتب سریع تر ریشه کن شود؛ در مجارستان 10 ماه، در آلمان شرقی 10 هفته، در چکسلواکی 10 روز، و در رومانی 10 ساعت.

در آسیا نیز دموکراسی واگیردار بوده است. منطقه ای که به زعم برخی هیچگاه نمی توانست به خودمختاری برسد، در مدت زمانی در حدود 50 سال دموکراسی و آزادی را در آغوش گرفت.

در طول دهه اخیر همچنین در کشورهای بالکان شاهد پیشرفت های عظیمی در گذر از آشفتگی و یاس به بهبود اوضاع دموکراتیک و آزادی بودیم.

در آغاز سده حاضر کسی گمان نمی برد که بعد از گذشت چهار سال، کشور افغانستان به دست رهبری مسلمان و میانه رو که تحت فرایندی دموکراتیک انتخاب شده اداره گردد. و به راستی که آنهایی که با تاریخ طولانی ظلم به زنان در افغانستان آشنا هستند، اگر پیش از این می شنیدند که اولین رای دهنده انتخابات ملی افغانستان زنی 19 ساله خواهد بود به احتمال قوی با ناباوری می خندیدند.

درسی که تاریخ می آموزد این است: در تمامی مناطق جهان، انسان در طول تاریخ همواره در جهت آزادی مبارزه کرده است. و در میان این همه خشونت و زشتی و آشفتگی، حق حیات به عنوان مردان و زنان آزاد نیرویی بس قوی است، نیرویی وادار کننده، و به راستی نیرویی برنده.

این مسئله موجب برتری فراوان موقعیت هواداران آزادی در عراق می شود. موفقیت در عراق قابل تضمین نیست. اما دلایل بسیار موجهی برای امید وجود دارد.

ماه های آینده برای عراق بسیار سرنوشت ساز خواهند بود. انتخابات ماه ژانویه میزان پایبندی ملت عراق به مسیر دموکراسی و آزادی را نشان خواهد داد. این انتخابات همچنین برای اولین بار در تاریخ عراق به گروه های اقلیت این فرصت را می دهد تا اختلافات خود را از طریق این فرایند سیاسی حل کنند، و نه از طریق زور و اسلحه.

برای رسیدن به موفقیت نمی توان اجازه داد تا نواحی مختلف این کشور تحت کنترل شورشیان، بقایای رژیم قبلی، و تروریست های خارجی باقی بماند. بنا به درخواست دولت موقت عراق، نیروهای ایالات متحده برای آزادی فلوجه از دست این دشمنان پیشرفت عراق، با مسئولین امنیتی عراقی همکاری تنگاتنگی داشته اند. و نیروهای ائتلاف آماده هستند تا دولت عراق و نیروهای امنیتی عراق را برای برخورد و شکست دادن این دشمنان در دیگر مناطق این کشور یاری کنند. مردم عراق باید اطمینان داشته باشند که دولت جدیدی می تواند امنیت آنها و خانواده هایشان را تامین کند؛ این امنیت شالوده ای است که ستون های دموکراسی و فرصت برروی آن ساخته می شوند.

مطمئنا مشکلاتی هم وجود خواهد داشت. دولت عراق بسیار جوان است و این کشور تجربه ای با چالش های ذاتی موجود در آزادی بیان و رسیدن به همدلی دموکراتیک ندارد. اگرچه عملکرد بسیاری از نیروهای عراقی در شهر فلوجه – و همچنین آنهایی که در راه آزادی عراق جان خود را دادند – موجب خوشبینی است، اما با این حال، نیروهای امنیتی عراق باید از لحاظ مهارت و اعتماد به نفس رشد کنند. سنی های بسیاری به این فرایند سیاسی بدبین هستند و ضروری است که اعتماد آنها توسط دولت عراق جلب شود.

در منطقه خاورمیانه و حتی در میان برخی از متحدان قدیمی خود ما، نگرانی هایی از مقاصد آمریکا در عراق وجود دارد. بدبینی های ضد آمریکایی، البته می توانند بهانه ای باشند برای بیرون ماندن از مبارزات سختی که در عراق در جریان است. و بدون شک، رهبران برخی از کشورها ترس از این دارند که عملیات آزادسازی که در عراق آغاز شد شاید آنها را نیز گرفتار کند.

دوستان و متحدان

ایالات متحده بارها و بارها نشان داده که به دموکراسی و حق ملت های آزاد در تعیین سرنوشت خود احترام می گذارد. و اگر واقعا کسانی هستند که به منافع آمریکا در عراق با شک و تردید می نگرند، بگذاریم شاهد شراکت ما با آمریکای لاتین که امروز به بار نشسته است باشند. بگذاریم دوستی نزدیک ما با اروپای شرقی و دوستان و متحدانمان در آسیا را ببینند. و بگذاریم ببینند که چرا آمریکا هنوز رهبر جهان آزاد و الهام بخش میلیون ها انسان است که امید به زندگی در آزادی دارند.

دونالد اچ رامسفلد وزیر دفاع ایالات متحده است.


1. Miami Herald
2. Donald H. Rumsfeld
3. Ecuador
4. Haiti
5. El Salvador
6. Ronald Reagan
7. Vaclav Havel
8. Margaret Thatcher
9. Alexander Solzhenitsyn

اطلاعيه - ميزگرد برای آينده


اطلاعيه
ميزگرد برای آينده (1)

جلسه رباط (2)

ميزگرد برای آينده تلاشی مشترک از سوی کشورهای منطقه خاورميانه و آفريفای شمالی (منطقه (BMENA، گروه هشت کشور صنعتی، و ديگر شرکا است. اين شرکا در پی ترويج و توسعه اصلاحات سياسی، اقتصادی، و اجتماعی در منطقه هستند. اعضای ميزگرد به واسطه دستور کاری مشترک که ارزش های جهانی والايی انسان، دموکراسی، فرصت های اقتصادی، و عدالت اجتماعی را پيگيری می نمايد متحد شده اند. اين ميزگرد همچنين محيطی است برای تجارت ها و گروه های جامعه مدنی منطقه ای به منظور مطرح نمودن اهداف و نظرات برای اصلاح دولت های خود.

اولين ميزگرد برای آينده در 11 دسامبر 2004 در شهر رباط، در کشور مراکش برگزار خواهد شد. وزيران امور خارجه و اقتصاد برسر چگونگی حمايت گروه هشت و ديگر شرکا از تدابير منطقه ای در جهت انجام اصلاحات سياسی، اقتصادی، و آموزشی به بحث و گفتگو خواهند پرداخت. گروه های جامعه مدنی و گفتگوی تجاری (3) موازی اين ميزگرد که از افراد مستقل منطقه تشکيل شده اند نيز به سخنرانی خواهند پرداخت.

تبادل آزاد نقطه نظرات و تدابير و نمايندگی قدرتمند ديدگاه های متفاوت متضمن اين است که تلاش های انجام شده به طور موثری پاسخگوی مسائل مردم اين منطقه باشد.

شرکت کنندگان ميزگرد

به عنوان ميزبان ميزگرد، کشور مراکش از اين کشورها دعوت به عمل آورده است:

· منطقه BMENA: افغانستان، الجزاير، اتحاديه عرب، بحرين، مصر، ايران، عراق، اردن، کويت، لبنان، ليبی، موريتانی، عمان، پاکستان، دولت خودگردان فلسطين، قطر، عربستان سعودی، سوريه، تونس، امارات متحده عربی، و يمن

· گروه هشت: کانادا، فرانسه، آلمان، ايتاليا، ژاپن، روسيه، بريتانيا، و ايالات متحده. اتحاديه اروپا به عنوان ناظر گروه هشت حضور خواهد داشت.

· شرکا: هلند، ترکيه

· سازمان ها: بانک توسعه آسيا (4)، شرکت بين المللی تامين منابع مالی (5)، صندوق بين المللی پول (6)، و بانک جهانی (7)

اهداف

شرکت کنندگان در ميزگرد در چندين زمينه خاص اصلاحات که منطقه برای تقويت مشارکت سياسی، دموکراسی، آموزش، و رفاه اقتصادی ضروری شناخته حرکت خواهند کرد:

فاينانس بين المللی: به منظور حمايت از تلاش های منطقه ای برای بهبود فضای کاری و تجاری و افزايش گزينه های بنگاه های کوچک و متوسط در تامين منابع مالی مورد نياز خود، وزيران دارايی پيشرفت شراکت بنگاه های خصوصی برای خاورميانه و شمال آفريقای (8) شرکت بين المللی فاينانس را مورد بررسی قرار خواهند داد. علاوه بر تعيين اهدافی برای فعاليت ها و ميزان اثرگذاری، بودجه مورد نياز اين صندوق همياری فنی منطقه ای را نيز تامين خواهند نمود.

کار آفرينی: به منظور گسترش فرصت ها و ظرفيت اشتغال، به ويژه در ميان جوانان، وزيران دارايی خبر از تشکيل مراکز آموزش کار آفرينی در مراکش و بحرين که تا اوائل 2005 به بهره برداری می رسند خواهند داد.

گفتگوی کمک به دموکراسی (9): گفتگوی کمک به دموکراسی دولت ها، جوامع مدنی، و ديگر سازمان های علاقه مند را گرد هم می آورد تا برنامه ها و پروژه هايی که تلاش های خود منطقه در جهت دموکراتيزه کردن و افزايش مشارکت عمومی را بهبود بخشيده و گسترش دهد. اين گروه ها در جهت ارزيابی برنامه های موجود برای دموکراسی، تقويت نهادهای دموکراتيک (مانند پارلمان ها، سيستم های قضايی، و مطبوعات)، ترويج نقش زن، و تاکيد بر ارتباط ميان دموکراسی و رفاه اقتصادی کمک خواهند کرد. گفتگوی کمک به دموکراسی اولين جلسه مشترک خود ميان دولت ها و سازمان های جامعه مدنی را در 2005 برگزار خواهد نمود.

فاينانس خرد: گروه مشورتی برای کمک به نيازمندان (10) يک گروه مشورتی فاينانس خرد تشکيل داده که اعضای آن اهدا کنندگان، کارورها، و مسئولين دولتی هستند. اولين جلسه اين گروه در دسامبر 2004 برگزار خواهد شد. وزيران همچنين فعاليت های گروه مشورتی برای کمک به نيازمندان با کشور اردن به منظور تشکيل يک محور فنی و مرکز آموزشی تا آوريل 2005، و با کشور يمن به منظور طراحی پروژه های فاينانس خرد را مورد بررسی قرار خواهند داد.

سوادآموزی: وزيران گروه هشت و BMENA گروه کاری ای متشکل از کارشناسان منطقه ای به منظور بهبود وضعيت آموزش و سوادآموزی بخصوص برای زنان و دختران مطابق با اهداف سوادآموزی منطقه تشکيل و از برنامه اردن برای ميزبانی يک جلسه در سطح وزيران آموزش در 2005 به منظور گفتگو در مورد مسائل کلان آموزشی خبر خواهد داد.

سرمايه گذاری: ميزگرد برای آينده کار گروه کار ويژه سرمايه گذاری (11) BMENA را آغاز خواهد نمود. وظائف اصلی اين گروه، که برخاسته از بخش خصوصی است و زير نظر يک مدير عامل عمل می کند، کمک به افزايش سرمايه گذاری در منطقه به منظور رشد اقتصادی و ايجاد شغل است. با همکاری نزديک با برنامه سرمايه گذاری و مديريت خاورميانه و آفريقای شمالیِ (12) سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (13)، اين گروه کار ويژه موانع موجود برسر راه سرمايه گذاری را مورد مطالعه قرار داده و توصيه های محکمی برای انجام اصلاحات خواهد نمود.

منشا ميزگرد

ميزگرد برای آينده در پاسخ به درخواست های چند سال اخير برای اصلاحات سياسی، اقتصادی، و اجتماعی در منطقه BMENA است. اين درخواست ها شامل اعلاميه اجلاس اتحاديه عرب در تونس، بيانيه های منتشره در صنعا و در اجلاس کتابخانه اسکندريه (14)، و همچنين بيانيه شورای تجاری عرب (15) می شود.

ميزگرد برنامه اصلی "شراکت برای پيشرفت و آينده ای مشترک با منطقه خاورميانه و آفريقای شمالی" (16) بود که در اجلاس سی آيلندز (17) ايالت جورجيا در ژوئن 2004 مورد تاييد هفت کشور BMENA و رهبران گروه هشت قرار گرفت. بيش از 20 وزير امور خارجه و اقتصاد از کشورهای گروه هشت و BMENA، و همچنين نمايندگان جوامع مدنی و گروه های تجاری جلسات مقدماتی ای در 23 و 24 سپتامبر در نيويورک و در 1 اکتبر در واشنگتن دی سی برای ميزگرد برگزار کردند.












1. Forum for the Future
2. Rabat
3. Business Dialogue
4. Asian Development Bank
5. International Finance Corporation
6. International Monetary Fund
7. World Bank
8. Private Enterprise Partnership for the Middle East and North Africa
9. Democracy Assistance Dialogue
10. Consultative Group to Assist the Poor
11. Investment Task Force
12. Middle East and North Africa Investment and Governance Initiative
13. Organization for Economic Cooperation and Development
14. Alexandria Library Summit
15. Arab Business Council
16. Partnership for Progress and a Common Future with the Region of the Broader Middle East and North Africa
17. Sea Islands

گروه های جامعه مدنی جلسه "ميزگرد برای آينده" (1) ترتيب می دهند

گروه های خاورميانه ای در مورد اصلاحات سياسی و حقوق بشر به بحث می پردازند



چندين گروه خاورميانه ای و حقوق بشر بين المللی در حال رهبری سازماندهی بخش جامعه مدنی جلسه آتی ميزگرد برای آينده، در شهر رباط کشور مراکش شد.

موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره (2)، سازمان حقوق بشر مراکش (3)، فدراسيون بين الملی حقوق بشر (4)، و شبکه حقوق بشر اروپا-مديترانه (5) در حال ترتيب دادن جلساتی هستند که نمايندگان سازمان های غير دولتی از 15 کشور عرب، نه سازمان بين المللی، و چهار سازمان آسيايی و اروپايی را گرد هم می آورد.

شرکت کنندگان در کنفرانسی که در هشتم و نهم دسامبر برگزار می شود، به بحث در مورد اصلاحات سياسی و برنامه های حقوق بشر مناسب کشورهای منطقه خاورميانه و شمال آفريقا خواهند پرداخت.

اين ترتيب دهندگان اميد دارند تا گفتگوهايی که در طول يک سری کنفرانس در منطقه، از جمله اولين ميزگرد مدنی (6) در شهر بيروت در مارس 2004 و کنفرانس حقوق بشر قاهره در ژوئيه 2004 آغاز شده را ادامه دهند.

شرکت کنندگان در جلسات جامعه مدنی در رباط توصيه های خود را برای مسئولين دولتی که در 10 و 11 دسامبر گرد هم می آيند مطرح خواهند نمود.

ميزگرد برای آينده اولين سازمان منطقه ای است که مسئولين دولتی، نمايندگان جوامع مدنی، و رهبران تجاری را گرد هم می آورد تا به بحث جامعی در خصوص اصلاحاتی بپردازند که به کشورهای منطقه کمک می کند تا به آزادی سياسی، توسعه اجتماعی، و رفاه اقتصادی بيشتری دست پيدا کنند.

متن اطلاعيه خبری ترتيب دهندگان جامعه مدنی به شرح زير است:

(آغاز متن)

موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره
30 نوامبر 2004

جامعه مدنی کنفرانسی به موازات "ميزگرد برای آينده گروه هشت" در خصوص اصلاحات در جهان عرب برگزار می کند

اطلاعيه خبری

شهر رباط، پايتخت مراکش، در هشتم و نهم دسامبر 2004 ميزبان اجلاس مدنی موازی ای با "ميزگرد برای آينده گروه هشت" خواهد بود که اين اجلاس توسط موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، و با همکاری سازمان حقوق بشر مراکش، فدراسيون بين الملی حقوق بشر، و شبکه حقوق بشر اروپا-مديترانه ترتيب داده شده است. شصت شرکت کننده از سازمان های غير دولتی جامعه مدنی و عواملی از 15 کشور عرب، نه سازمان بين المللي، و نمايندگان چهار سازمان غير دولتی آسيايی و اروپايی در اين اجلاس حضور خواهند داشت. وجوه مورد نياز اين اجلاس توسط بانک جهانی و کميسيون اروپا تامين می شود.

قابل ذکر است که "ميزگرد برای آينده" کار خود را در ژوئن و طی برنامه ای از سوی آخرين اجلاس دوره ای در سطح وزيران گروه هشت به منظور هماهنگی گفتگو ميان کشورهای گروه هشت و کشورهای عربی خاورميانه و پاکستان، افغانستان، و ترکيه آغاز کرد. هدف از اين گفتگوها اصلاحات سياسی، اقتصادی، اجتماعی، و آموزشی است. اين ميزگرد جلسه مقدماتی ای در سپتامبر گذشته در نيويورک برگزار کرد. اولين جلسه رسمی در 10 و 11 دسامبر در مراکش برگزار خواهد شد.

اجلاس موازی در نظر دارد ساز و کار جديدی برای پيگيری فرايند اصلاحات و بهبود وضعيت حقوق بشر در منطقه معرفی کند. اين در کنار ساز و کارهای ديگری است که جامعه مدنی در آن نقش فعال کننده ای ايفا می کند. ساز و کارهای سازمان ملل متحد و شراکت اروپا-مديترانه و آفريقايی نمونه هايی از اين هستند. جامعه مدنی بايد نقش موثری در چنين ساز و کاری ايفا کرده تا ميزان اثرگذاری آن را به بالاترين حد ممکن برساند. در دستور کار ميزگرد، اولويت با مسئله اصلاحات سياسی و حقوق بشر است. افزون بر اين، امکان گفتگو با دولت های عرب که اکثريت آنها از گفتگو با جامعه مدنی در سطح محلی يا منطقه ای در چارچوب اتحاديه عرب سر باز می زنند نيز فراهم می شود.

کنفرانس جامعه مدنی بر استفاده از تجربيات حاصل شده در ديگر مناطق جهان که از لحاظ اصلاحات به جهان عرب مشابه هستند تاکيد دارد. سال 2004 با توجه به بهترين و بدترين اعمال انجام شده در مسير اصلاحات و همچنين بهبود نقش جامعه مدنی و جامعه بين المللی در بهبود وضعيت اصلاحات و حقوق بشر در جهان عرب ارزيابی خواهد شد. توصيه های کنفرانس در اولين جلسه رسمی ميزگرد برای آينده مطرح خواهد شد.

قابل ذکر است که اين کنفرانس مکمل سری کنفرانس های برگزار شده در طول سال جاری توسط جامعه مدنی در خصوص اصلاحات خواهد بود که برجسته ترين کنفرانس از اين سری اولين ميزگرد مدنی بود. اين ميزگرد از 19 تا 22 مارس 2004 توسط موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، با همکاری انجمن دفاع از حقوق و آزادی ها (7) و سازمان حقوق بشر فلسطين (8) و هماهنگی شبکه حقوق بشر اروپايی-مديترانه ای و فدراسيون بين المللی حقوق بشر، و شرکت 87 شرکت کننده به نمايندگی از 52 سازمان غير دولتی از 13 کشور عرب، علاوه بر 13 ناظر از 10 کشور در بيروت برگزار شد. ميزگرد برنامه "استقلال دوم" (9) که توصيه های جامعه مدنی در خصوص چند مسئله مهم در مورد اصلاحات از جمله آن است را اعلام نمود. علاوه بر اين، از پنجم تا هفتم ژوئيه 2004، کنفرانسی در شهر قاهره توسط موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، سازمان حقوق بشر مصر (10) و نشريه السياسة الدولية (11) برگزار شد. صد شرکت کننده از 15 کشور عربی در اين اجلاس شرکت و بيانيه ای تحت عنوان "اولويت ها و ساز و کارهای اصلاحات در جهان عرب" (12) صادر کرد. هر دو سند به علاوه يک سند سوم به مناسبت اجلاس اتحاديه اروپا-ايالات متحده ژوئن گذشته توسط موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره، فدراسيون حقوق بشر بين المللی، و شبکه حقوق بشر اروپا-مديترانه صادر شدند. اينچنين هستند اسنادی که بر اساس آنها کنفرانس رباط آماده شده تا ادامه ای برای تلاش های طاقت فرسای جامعه مدنی در خصوص مسئله اصلاحات باشد.

نکته قابل توجه اين است که کنفرانس ماه مارس 2004 بيروت به موازات اجلاس عرب برگزار شد و توصيه های خود را به پادشاهان و روسای جمهور عرب و همچنين دبيرخانه اتحاديه عرب ارسال کرد. به انضمام اسناد مذکور، تقاضايی برای مطرح نمودن توصيه های اجلاس تونس و درگير کردن جامعه مدنی به عنوان ناظر انجام شد که مورد تاييد قرار نگرفت. افزون بر اين، تونس ميزبانی ميزگرد مدنی را رد کرده بود. موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره تاکنون پاسخ دولت الجزاير در مورد درخواست اجازه برگزاری اجلاسی به موازات اجلاس عرب آتی در مارس 2005 در الجزاير دريافت نکرده است. علاوه بر اين، آيين نامه اتحاديه عرب به سازمان های غير دولتی اجازه شرکت در جلسات خود را نمی دهد مگر با تاييد دولت های مربوطه – فرايند منحصر به فردی در جهان عرب.

برای اطلاعات بيشتر، با افراد زير تماس حاصل شود:

بهاالدين حسن (13) – موسسه مطالعات حقوق بشر قاهره
عبدالله الولادی (14) – سازمان حقوق بشر مراکش
کمال جندوبی (15) – شبکه حقوق بشر اروپا-مديترانه



1. Forum for the Future
2. Cairo Institute for Human Rights Studies
3. Moroccan Organization for Human Rights
4. International Federation for Human Rights
5. Euro-Mediterranean Human Rights Network
6. First Civil Forum
7. Association for Defending Rights and Freedoms
8. Palestinian Human Rights Organization
9. Second Independence
10. Egyptian Organization for Human Rights
11. Al Siyassa Al Dawlia
12. Priorities and Mechanisms of Reform in the Arab World
13. Bahey El-Din
14. Abdullah El-Walladi
15. Kamal Jendubi

به كار گرفتن شركتی ديگر: جهانی شدن امتيازاتی دارد

هر روز، پی می بريم كه فاصله ها كم اهميت تر و كم اهميت تر می شوند. حتی افرادی كه قاره ها بينشان فاصله است می توانند از طريق تلفن و اينترنت تماسشان را با هم حفظ كنند، و كالاها و مشاغل به راحتی از يك كشور به كشور ديگر منتقل می شوند. سياره بزرگ ما بيشتر و بيشتر شبيه دهكده ای كوچك می شود، دهكده ای كه ساكنينش بيشتر و بيشتر برای امرار معاش و بقای خود به يكديگر متكی می شوند.


يادداشت های سردبير


اصطلاح " دهكده جهانی" ، در سال 1962 مارشال مك لوهان (1) نويسنده كانادايی و تئورسين ارتباطات آن را ابداع نمود تا تاثيرات تحولات عظيم در رسانه های جمعی را توصيف نمايد، برای توصيف كردن اقتصاد جهانی جديد نيز بسيار مناسب است. مردم در سرتاسر دنيا اكنون بيش از هر زمان ديگری در تاريخ می بايستی به يكديگر اتكا كنند.


پيشرفت های تكنولوژيكی 20 سال اخير تعريف تازه ای درباره روابط اقتصادی، سياسی و فرهنگی ما ارائه می دهند. شايد اين قضيه بيشترين مصداق را در امر ' به كار گرفتن شركتی ديگر' (2) داشته باشد؛ يعنی منتقل كردن مشاغلی كه بطور سنتی توسط كارگرانی در كشورهايی مانند ايالات متحده انجام می شدند، به خارج از كشور و به كشورهای در حال توسعه مانند هند. بنابراين، در حاليكه تد در آمريكا شغلش را به عنوان يك برنامه نويس كامپيوتر از دست می دهد، آجايا كومار در هند شغلی بدست می آورد كه يك عمر آرزويش را داشته اشت.


با اينكه بحث و جدل ها در له و عليه ' به كار گرفتن شركتی ديگر' در آمريكا و اتحاديه اروپا بسيار زياد است، هيچ بحثی درباره مزيت های ' به كار گرفتن شركتی ديگر' در كشورهای در حال توسعه وجود ندارد. برای اين كشورها، ' به كار گرفتن شركتی ديگر' نمايانگر شغل ها و فرصت های جديد، كاهش نرخ بيكاری و بهبود معيارهای زندگی برای نسل جوانتر می باشد.


مقاله اصلی اين ماه درباره ' به كار گرفتن شركتی ديگر' سعی می كند تنش هايی كه جزيی از اين دوران انتقال می باشند، را روشن سازد. در حاليكه تد (به حق) فرياد می زند، " شغل من كجاست؟ " هزاران كارگر در چين، هند و كشورهای ديگر از اين فرصت های تازه بدست آمده به وجد آمده اند.


شركت ها با فرستادن مشاغل به كشورهای در حال توسعه پول بسياری صرفه جويی می كنند. ولی برای تد و هزاران كارگر ديگر مانند وی، بايد جايگزين ديگری برای مشاغل قبلی شان پيدا شود. اين كارگران را بايد حفظ كرد، و بايد در بخش دولتی و خصوصی مشاغل بهتری به وجود آورده شوند. بخشی از پولی كه از طريق ' به كار گرفتن شركتی ديگر' صرفه جويی شده است می بايست در تحقيقات و توسعه سرمايه گذاری شود.


كالاهای مصرفی كه در چين يا هند توليد می شوند ارزانتر از همان كالاهايی هستند كه در ايالات متحده آمريكا يا آلمان توليد می شوند. پولی را كه مصرف كنندگان در كشورهای توسعه يافته با خريد اين كالاها صرفه جويی می كنند می تواند دوباره در اقتصاد اين كشورها سرمايه گذاری شود. واضح است كه اين كار باعث رشد در كشورهای توسعه يافته می باشد. در سطح جهانی – در سطح دهكده جهانی – هر چقدر كه كشورهای در حال توسعه ثبات بيشتر و اقتصاد شكوفا تری داشته باشند، اين در كل به معنی دنيايی صلح آميز تر و باثبات تر خواهد بود. به نظر می رسد كه اين يك وضعيت " برد- برد " برای همه آنهايی است كه در اين قضيه سهيم هستند. ولی آيا اينگونه است؟


می تواند كه باشد، اگر پولی كه از طريق ' به كار گرفتن شركتی ديگر' صرفه جويی می شود، بتواند در اقتصاد كشورهای توسعه يافته سرمايه گذاری شود، اگر منزلت كارگران در كشورهای توسعه يافته حفظ شود، و اگر بتوان از محيط زيست شكننده سياره مان محافظت كرد.

نويسنده: فادل لامن (3)


1. Marshall McLuhan
2. outsourcing
3. Fadel Lamen

ايالات متحده به فقدان اجماع درباره درخواست ايران برای پيوستن به سازمان تجارت جهانی اشاره کرد

تقاضا بدون اجماع موفق نخواهد بود


7 دسامبر 2004

واشنگتن- ادم ارلی، معاون سخنگوی وزارت خارجه، طی جلسه مطبوعاتی ظهر روز 7 دسامبر اين وزارت به سوالی درباره امنيت در عراق پاسخ گفته اظهار داشت هم ايرانی ها و هم سوری ها می توانند تلاش بيشتری برای پيشبرد ثبات در عراق انجام دهند. وی همچنين اشاره نمود که تقاضای ايران برای پيوستن به سازمان تجارت جهانی فاقد اجماع لازم می باشد. آنچه در زير می آيد گزيده ای است از سخنان آقای ارلی در کنفرانس مطبوعاتی وزارت خارجه در پاسخ به سوالات مربوط به ايران:

(آغاز متن)

سوال: در مورد عراق، تصور می کنم معاون نخست وزير کمی مايوسانه درباره عبور ستيزجويان از مرزها صحبت کرد. آيا می توانيد درباره اينکه مرزها چگونه محافظت نمی شوند، نه از سوی عراق بلکه از طرف های ديگر، مطالب تازه ای بگوييد. آيا کشورهايی هنوز با اجازه به مردم جهت عبور از مرز از براندازی و شورش حمايت می کنند؟

آقای ارلی: وضعيت در دو طرف مرزهای عراق، شرق و غرب، از آنچه ايده آل است فاصله بسيار دارد. موفقيتهايی بدست آمده است بخصوص در زمينه همکاری نيروهای مرزی و امنيتی عراقی و سوری، اما واقعا، من تصور می کنم بيشتر از اين می توان انجام داد، نه تنها از نظر مرزها بلکه از نظر عوامل مرتبط با عمليات براندازی که در سوريه کار می کنند، و يا عملياتی که توسط عواملی در ايران انجام می شود که برضد ثبات عراقی است. بنابراين، ببينيد، اين چيزی نيست که يک شبه حل شود. موضوعی است که ما مصمم هستيم با سوريه پيگيری کنيم و برای ايران روشن کنيم که به نفع آنان است در عراق مسوولانه رفتار کنند.

سوال، بله، سوالی مجدد درباره ايران. سازمان تجارت جهانی، هفته آينده جلسه خواهد داشت تا درخواستی از سوی تهران جهت پيوستن به اين سازمان را بررسی کند. آيا می توانيد به ما بگوييد موضع ايالات متحده درباره اين درخواست چيست؟

آقای ارلی: مجمع عمومی سازمان تجارت جهانی در سيزدهم و چهاردهم دسامبر تشکيل جلسه خواهد داد تا تقاضای سه کشور برای الحاق به سازمان را مورد بررسی قرار دهد. افغانستان، عراق، و ايران. اشاره می کنم که مجمع عمومی تصميم درباره تقاضای عضويت را از طريق اجماع انجام می دهد بناراين همه می بايست در امضای آن شرکت داشته باشند. ايالات متحده از تقاضای عراق و افغانستان برای عضويت در سازمان تجارت جهانی حمايت می کند و معتقديم حمايت گسترده ای برای اين تقاضانامه ها در سازمان وجود دارد.

اشاره می کنيم که چنين اجماعی در سازمان در مورد پيوستن ايران وجود ندارد. و بنابراين، خواهيم ديد نتيجه جلسه چه خواهد شد.

سوال: آيا تصور می کنيد با کانديداتوری ايران مخالفت کنند؟

آقای ارلی: اينطور بگويم: بطور تاريخی عدم اجماعی برای ... در مور د تقاضای ايران برای عضويت وجود داشته است. تقاضا نمی تواند پيش برود مگر آنکه اجماع وجود داشته باشد. بنابراين، بايد صبر کنيم و ببينيم نتيجه جلسه چه می شود.

سوال: منشا عدم اجماع در چيست؟

آقای ارلی: در بين اعضای سازمان. نمی گويم يکی هست ... می دانيد، به يکی يا ديگری اشاره نمی کنم. می توان گفت عدم اجماع کلی وجود دارد.

(پايان متن)

 

کاخ سفيد به پيشنهاد ايران برای گفتگو پاسخ می دهد

ايالات متحده از تلاش اروپايی ها حمايت می کند


14 دسامبر 2004

اسکات مک کليلن، سخنگوی کاخ سفيد، در مصاحبه مطبوعاتی 14 دسامبر کاخ سفيد به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می خوانيد متن سخنان آقای مک کليلن در پاسخ به سوالی مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: امروز نخست وزير ايران گفت کشور وی حاضر است درباره نگرانی های واشنگتن درباره برنامه هسته ای تهران با ايالات متحده گفتگو کند. چنانچه مذاکرات بر اساس احترام متقابل انجام شود هيچ دليلی برای عدم گفتگو وجود ندارد . آيا صحبتی در اين مورد داريد؟

آقای مک کليلن: ما همچنان از تلاش های اروپايی ها حمايت می کنيم. ما از تلاش دوستان اروپايی خود در تشويق ايران برای موافقت با تعليق تمام فعاليتهای غنی سازی خود قدردانی می کنيم. و نهايتا می خواهيم پايانی بر تمام برناه های و فعاليتهای هسته ای آنها ببينيم. اين چيزی است که ما کاملا واضح کرده ايم. و اروپايی ها به مذاکرات خود با ايران ادامه می دهند. ما می خواهيم عمل ايران را در مورد آنچه با آن موافقت کردند ببينيم. اين قدم اولی است در جهت اينکه نهايتا برنامه های سلاح هسته ای خود را تعطيل کنند. ما همچنان در تماس نزديک با دوستان اروپايی خود باقی خواهين ماند، و اين روشی است که ما در برخورد با اين موضوع داريم.

(پايان متن)

 

ايالات متحده به توافق ژنو مبنی بر محدوديت دوره خدمت سران سازمان های بين المللی متعهد است

آمريکا از تلاش اروپايی ها در مذاکرات با ايران حمايت می کند


13 دسامبر 2004

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه ايالات متحده، در جلسه مطبوعاتی ظهر 14 دسامبر اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد گزيده ای از سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات مربوط به ايران می باشد:

(آغاز متن)

سوال: روزنامه ای در شهر معتقد است وزارت خارجه، يا دولت، دوست ندارد دوره خدمت البرادعی تمديد شود. آيا پايه ای برای اين عقيده وجود دارد؟

آقای باوچر: تصور می کنم همه موضع ما را می دانند. هيچ چيز تازه يا هيجان انگيز يا دراماتيکی درباره آن وجود ندارد. ما به موضع خود درمورد آنچه توافق ژنو خوانده می شود پايبند مانده ايم. بهتر است آن را پيدا کنم، بر اساس اين قانون سران نهادهای بزرگ بين المللی، نهادهای سازمان ملل، می بايست تنها دو دوره خدمت کنند. اين نظر ما بوده است، نظری است که ما قبلا ابراز کرده ايم و در اين مقطع تنها بخشی از سياست ماست که به اين وضعيت مربوط می شود.

اگر مشخص شود کانديداهای احتمالی برای اين آژانس بخصوص چه کسانی هستند، آنوقت ما به آن آژانس خاص نگريسته تصميم می گيريم در آن مورد چکار کنيم.

سوال: به اطلاعات بيشتری احتياج داريد؟ ... اگر اين سياست است، سياست آمريکاست، و مطمئن هستم که سياست کشورهای ديگر هم هست، شما اطلاعات متقاعد کننده لازم داريد که، چه؟ اول از همه، شما سعی می کنيد کشورهای ديگر را متقاعد کنيد از نظر شما به موضوع بنگرند. و اطلاعات بيشتر لازم داريد که نظرتان را محکم کاری کنيد؟ يا فقط موضوع اين است که دو دوره بس است؟

آقای باوچر: نظر ما هميشه اين بوده است که دو دوره بس است. گروه ژنو، که يک گروه غير رسمی از 14 کشور اهدا کننده بزرگ به سيستم سازمان ملل است، قانونی دارد که سران موسسات سازمان ملل نبايد بيشتر از دو دوره خدمت کنند. اين نظر ما بوده است، نظر ما باقی می ماند. در مورد هر آژانس خاصی، وقتی زمان تمديد، جانشينی، يا هر چيز ديگر می رسد ما بايد ببينيم. بايد ببينيم کانديداها که هستند و در آن زمان تصميممان را می گيريم.

سوال: آيا می دانيد ... حتی اگر بخواهيد کشورها را بشناسيد .. آيا کشورهای ديگر با شما هم عقيده هستند؟

آقای باوچر: تصور می کنم گروهی که در ژنو جلسه دارد، گروه 14 اهداکننده، به علاوه بخصوص يکی از سران جلسه که بريتانيا می باشد، تصور می کنم نظر ما را دارند، در تمام سياستهای عمومی که در آن شريک هستند.

سوال: آيا شما معتقديد البرادعی واقعا پس از پايان دور دوم خود از دور خارج خواهد شد؟

آقای باوچر: اطلاع ندارم. همانطور که گفتم، خواهيم ديد کانديداها که هستند و تصميم خود را بر آن اساس می گيريم.

سوال: اگر، در واقع، وی بماند، فکر می کنيد چطور بتوانيد به همکاری با وی ادامه دهيد، با توجه به اينکه ...

آقای باوچر: اين چيزی است که ما اينجا به آن "هفت درجه حدس و قمار" می گوييم. من تا آن حد پيش نخواهم رفت.

سوال: در مورد اين تهمت که ايالات متحده عمليات استراق سمعی را عليه البرادعی رهبری کرده است چه می گوييد؟

آقای باوچر: چيزی درباره ادعاها يا تهمت های اطلاعاتی نمی گويم.

سوال: خوب، ريچارد، در گذشته مواردی بوده است که شما گفته ايد محدوديت دوره ای کانديداهايی که به آنها علاقه داريد بايد مجددا بررسی شود. منظورم اين است که اگر شما علاقه ای به البرادعی داشتيد، نمی گفتيد که شايد بايد يک دوره ديگر خدمت کند؟

آقای باوچر: تصور می کنم سياست ما، اين سياست درمورد دو دوره خدمت در سازمان های بين المللی بطور مداوم توسط ايالات متحده اجرا شده است. اين سياست بوده است و باقی می ماند. سياستی است که عموما و خصوصا به سران سازمان ها ابراز کرده ايم، از جمله دکتر البرادعی. اما چيز جديدی نيست. در مقطعی برای تصميم گيری نيستيم، و اين کار را زمانی که وقتش برسد انجام می دهيم.

سوال: ريچارد، می توانم به سوالم برگردم، يعنی، می دانم که وزارت خارجه عمليات استراق سمع انجام نمی دهد اما آيا اينکار مورد قبول است، يعنی آيا ديپلماسی قبول شده است؟ آيا چيزی است که ...

آقای باوچر: ما درباره هيچ مطلب اطلاعاتی که مربوط به اطلاعات ايالات متحده باشد صحبت نمی کنيم. ببخشيد. در اين مورد مطلبی ابراز نخواهم کرد.

سوال: تصور می کنيد البرادعی با توجه به منافع آمريکا کار خود را بخوبی انجام داده است؟

باوچر: اينها همه سوالات مشابهی است در مورد اينکه ما او را می خواهيم يا نه. موضوع اين است که ... تا جايی که به ما مربوط می شود، اين موضوع در حاضر مطرح نيست. موضوع اين است که آيا استاندارد دو دوره خدمت برای موسسات سازمان ملل اعمال خواهد شد، کانديداهای احتمالی برای اين شغل چه کسانی هستند، و همانطور که گفتم، اينگونه تحليل ها را در آينده انجام می دهيم.

سوال: بله. امروز اروپايی ها و ايرانی ها مذاکراتشان را از سر گرفتند و می خواستم بدانم آيا گزارشی از مقدمه مذاکرات داشته ايد يا نه، و ايالات متحده چه پيامی، اگر پيامی هست، به آنها فرستاده است.

آقای باوچر: هنوز گزارشی از آنها دريافت نکرده ام. تصور می کنم پيام ما، آن است که آقای وزير عموما اعلام کرد. ما از تلاش آنها حمايت می کنيم، فکر می کنيم تعليق بايد به مرحله توقف کامل فعاليت غنی سازی برسد، زيرا نهايتا آنچه ايرانی ها لازم است انجام دهند اقدام جهت تضمين به جامعه بين المللی است که آنها برنامه های سلاح هسته ای دنبال نمی کنند. لازمه اين کار يک سری اقدامات است که اروپايی ها درباره آن با ايرانی ها صحبت کرده اند و اميدواريم ايرانی ها با آن موافقت کنند.

سوال: سرمقاله ای توسط مدلين آلبرايت و ديگران درباره ديدگاه آنها درباره ايران، هم از نظر ديپلماتيک و هم از نظر هسته ای، نوشته شده است. آيا شما از اينگونه اظهار نظرها استقبال می کنيد؟ و آيا اميد داريد اين گروه خاص بتوانند در پايان دادن به اين بحران با ايران کمک کنند؟

آقای باوچر: تصور نمی کنم جای ما باشد از آن استقبال بکنيم يا نکنيم. کشور آزادی است. مردم درباره ما مقاله خواهند نوشت. مسلما ما در انتظار اينگونه نظرات هستيم و آنها را می خوانيم و تمام اين بحث ها را جدی می گيريم. اعتقاد داريم سياست ما درباره ايران بسيار روشن بوده، که نگرانی های جدی خود را درباره جنبه های مختلف رفتار ايران بسيار روشن کرده ايم. ما بخصوص نگرانی خود را درباره اتفاقات اخير در مورد سلاح هسته ای کاملا روشن کرده ايم. در سامان دادن يا سازمان دادن يا نيرو دادن به جامعه بين المللی برای برخورد جدی و مستقيم با فعاليتهای هسته ای ايران موفق بوده ايم، و به کار با جامعه بين المللی در اين مسائل ادامه خواهيم داد.

ما آماده بوده ايم، در مواردی که احساس کرديم مهم است اينکار را بکنيم، اگر و زمانی که رئيس جمهور تصميم بگيرد به نفع ماست، باايران ارتباط برقرار کنيم. بنابراين ما به پيگيری اين مسائل بصورت مناسب ادامه خواهيم داد.

(پايان متن)

ايالات متحده به توافق ژنو مبنی بر محدوديت دوره خدمت سران سازمان های بين المللی متعهد است

آمريکا از تلاش اروپايی ها در مذاکرات با ايران حمايت می کند


13 دسامبر 2004

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه ايالات متحده، در جلسه مطبوعاتی ظهر 14 دسامبر اين وزارت به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد گزيده ای از سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات مربوط به ايران می باشد:

(آغاز متن)

سوال: روزنامه ای در شهر معتقد است وزارت خارجه، يا دولت، دوست ندارد دوره خدمت البرادعی تمديد شود. آيا پايه ای برای اين عقيده وجود دارد؟

آقای باوچر: تصور می کنم همه موضع ما را می دانند. هيچ چيز تازه يا هيجان انگيز يا دراماتيکی درباره آن وجود ندارد. ما به موضع خود درمورد آنچه توافق ژنو خوانده می شود پايبند مانده ايم. بهتر است آن را پيدا کنم، بر اساس اين قانون سران نهادهای بزرگ بين المللی، نهادهای سازمان ملل، می بايست تنها دو دوره خدمت کنند. اين نظر ما بوده است، نظری است که ما قبلا ابراز کرده ايم و در اين مقطع تنها بخشی از سياست ماست که به اين وضعيت مربوط می شود.

اگر مشخص شود کانديداهای احتمالی برای اين آژانس بخصوص چه کسانی هستند، آنوقت ما به آن آژانس خاص نگريسته تصميم می گيريم در آن مورد چکار کنيم.

سوال: به اطلاعات بيشتری احتياج داريد؟ ... اگر اين سياست است، سياست آمريکاست، و مطمئن هستم که سياست کشورهای ديگر هم هست، شما اطلاعات متقاعد کننده لازم داريد که، چه؟ اول از همه، شما سعی می کنيد کشورهای ديگر را متقاعد کنيد از نظر شما به موضوع بنگرند. و اطلاعات بيشتر لازم داريد که نظرتان را محکم کاری کنيد؟ يا فقط موضوع اين است که دو دوره بس است؟

آقای باوچر: نظر ما هميشه اين بوده است که دو دوره بس است. گروه ژنو، که يک گروه غير رسمی از 14 کشور اهدا کننده بزرگ به سيستم سازمان ملل است، قانونی دارد که سران موسسات سازمان ملل نبايد بيشتر از دو دوره خدمت کنند. اين نظر ما بوده است، نظر ما باقی می ماند. در مورد هر آژانس خاصی، وقتی زمان تمديد، جانشينی، يا هر چيز ديگر می رسد ما بايد ببينيم. بايد ببينيم کانديداها که هستند و در آن زمان تصميممان را می گيريم.

سوال: آيا می دانيد ... حتی اگر بخواهيد کشورها را بشناسيد .. آيا کشورهای ديگر با شما هم عقيده هستند؟

آقای باوچر: تصور می کنم گروهی که در ژنو جلسه دارد، گروه 14 اهداکننده، به علاوه بخصوص يکی از سران جلسه که بريتانيا می باشد، تصور می کنم نظر ما را دارند، در تمام سياستهای عمومی که در آن شريک هستند.

سوال: آيا شما معتقديد البرادعی واقعا پس از پايان دور دوم خود از دور خارج خواهد شد؟

آقای باوچر: اطلاع ندارم. همانطور که گفتم، خواهيم ديد کانديداها که هستند و تصميم خود را بر آن اساس می گيريم.

سوال: اگر، در واقع، وی بماند، فکر می کنيد چطور بتوانيد به همکاری با وی ادامه دهيد، با توجه به اينکه ...

آقای باوچر: اين چيزی است که ما اينجا به آن "هفت درجه حدس و قمار" می گوييم. من تا آن حد پيش نخواهم رفت.

سوال: در مورد اين تهمت که ايالات متحده عمليات استراق سمعی را عليه البرادعی رهبری کرده است چه می گوييد؟

آقای باوچر: چيزی درباره ادعاها يا تهمت های اطلاعاتی نمی گويم.

سوال: خوب، ريچارد، در گذشته مواردی بوده است که شما گفته ايد محدوديت دوره ای کانديداهايی که به آنها علاقه داريد بايد مجددا بررسی شود. منظورم اين است که اگر شما علاقه ای به البرادعی داشتيد، نمی گفتيد که شايد بايد يک دوره ديگر خدمت کند؟

آقای باوچر: تصور می کنم سياست ما، اين سياست درمورد دو دوره خدمت در سازمان های بين المللی بطور مداوم توسط ايالات متحده اجرا شده است. اين سياست بوده است و باقی می ماند. سياستی است که عموما و خصوصا به سران سازمان ها ابراز کرده ايم، از جمله دکتر البرادعی. اما چيز جديدی نيست. در مقطعی برای تصميم گيری نيستيم، و اين کار را زمانی که وقتش برسد انجام می دهيم.

سوال: ريچارد، می توانم به سوالم برگردم، يعنی، می دانم که وزارت خارجه عمليات استراق سمع انجام نمی دهد اما آيا اينکار مورد قبول است، يعنی آيا ديپلماسی قبول شده است؟ آيا چيزی است که ...

آقای باوچر: ما درباره هيچ مطلب اطلاعاتی که مربوط به اطلاعات ايالات متحده باشد صحبت نمی کنيم. ببخشيد. در اين مورد مطلبی ابراز نخواهم کرد.

سوال: تصور می کنيد البرادعی با توجه به منافع آمريکا کار خود را بخوبی انجام داده است؟

باوچر: اينها همه سوالات مشابهی است در مورد اينکه ما او را می خواهيم يا نه. موضوع اين است که ... تا جايی که به ما مربوط می شود، اين موضوع در حاضر مطرح نيست. موضوع اين است که آيا استاندارد دو دوره خدمت برای موسسات سازمان ملل اعمال خواهد شد، کانديداهای احتمالی برای اين شغل چه کسانی هستند، و همانطور که گفتم، اينگونه تحليل ها را در آينده انجام می دهيم.

سوال: بله. امروز اروپايی ها و ايرانی ها مذاکراتشان را از سر گرفتند و می خواستم بدانم آيا گزارشی از مقدمه مذاکرات داشته ايد يا نه، و ايالات متحده چه پيامی، اگر پيامی هست، به آنها فرستاده است.

آقای باوچر: هنوز گزارشی از آنها دريافت نکرده ام. تصور می کنم پيام ما، آن است که آقای وزير عموما اعلام کرد. ما از تلاش آنها حمايت می کنيم، فکر می کنيم تعليق بايد به مرحله توقف کامل فعاليت غنی سازی برسد، زيرا نهايتا آنچه ايرانی ها لازم است انجام دهند اقدام جهت تضمين به جامعه بين المللی است که آنها برنامه های سلاح هسته ای دنبال نمی کنند. لازمه اين کار يک سری اقدامات است که اروپايی ها درباره آن با ايرانی ها صحبت کرده اند و اميدواريم ايرانی ها با آن موافقت کنند.

سوال: سرمقاله ای توسط مدلين آلبرايت و ديگران درباره ديدگاه آنها درباره ايران، هم از نظر ديپلماتيک و هم از نظر هسته ای، نوشته شده است. آيا شما از اينگونه اظهار نظرها استقبال می کنيد؟ و آيا اميد داريد اين گروه خاص بتوانند در پايان دادن به اين بحران با ايران کمک کنند؟

آقای باوچر: تصور نمی کنم جای ما باشد از آن استقبال بکنيم يا نکنيم. کشور آزادی است. مردم درباره ما مقاله خواهند نوشت. مسلما ما در انتظار اينگونه نظرات هستيم و آنها را می خوانيم و تمام اين بحث ها را جدی می گيريم. اعتقاد داريم سياست ما درباره ايران بسيار روشن بوده، که نگرانی های جدی خود را درباره جنبه های مختلف رفتار ايران بسيار روشن کرده ايم. ما بخصوص نگرانی خود را درباره اتفاقات اخير در مورد سلاح هسته ای کاملا روشن کرده ايم. در سامان دادن يا سازمان دادن يا نيرو دادن به جامعه بين المللی برای برخورد جدی و مستقيم با فعاليتهای هسته ای ايران موفق بوده ايم، و به کار با جامعه بين المللی در اين مسائل ادامه خواهيم داد.

ما آماده بوده ايم، در مواردی که احساس کرديم مهم است اينکار را بکنيم، اگر و زمانی که رئيس جمهور تصميم بگيرد به نفع ماست، باايران ارتباط برقرار کنيم. بنابراين ما به پيگيری اين مسائل بصورت مناسب ادامه خواهيم داد.

(پايان متن)

 

وزارت خارجه آمريکا از ايران می خواهد به تعهد خود به مبارزه با رفت و آمد تروريست ها و حمايت از آنان در سرتاسر مرز ايران با عراق احترام بگذارد

ريچارد باوچر، سخنگوی وزارت خارجه آمريکا، در جلسه مطبوعاتی ظهر روز 15 دسامبر 2004 به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد متن سخنان آقای باوچر در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:


15 دسامبر 2004

(آغاز متن)

سوال: امروز در جلسه مطبوعاتی در پنتاگون، ژنرال لنس اسميت گفت ايران در آن سوی مرز با عراق به شورشيان کمک مالی، نفری، تسليحاتی کرده، سعی دارد در انتخابات اخلال ايجاد کند. وی گفت اين موضوع از طريق کنترل های حساس الکترونيکی کشف شده است. آيا اين چيزی است که وزارت خارجه نيز از طرق در دسترس به آن دست يافته...؟

آقای باوچر: من درباره کنترل های حساس الکترونيکی صحبت نخواهم کرد.

سوال: گفتم از طريق روش های مورد استفاده خود وزارت خارجه.

آقای باوچر: بله. ما مسلما تلاش های مختلفی برای حمايت از گروه ها و يا جهت دخالت در امور داخلی عراق توسط ايران مشاهده کرده ايم. تصور می کنم دولت عراق مدارک کافی در اين مورد در دست دارد. ما نيز درباره آن صحبت کرده ايم. ما دولت ايران را تشويق کرده ايم به بيانيه عمومی خود درباره حمايت از خودمختاری، تماميت ارضی، استقلال، و اتحاد ملی عراق عمل کنند.

ايران تعهد داد با رفت آمد تروريست ها در مرز و حمايت از آنان مبارزه کرده از هرگونه دخالت در امور داخلی عراق خودداری کند. اين تعهد در کنفرانس منطقه ای درباره عراق در 23 نوامبر که در شرم الشيخ برگزار شد تکرار شد. ما معتقديم به نفع همه از جمله همسايگان عراق است که تحول سياسی و روند ثبات را محترم بشمارند و به ما کمک کنند در عراق موفق شويم، و ما به بيان واضح نظر خود که ايران بايد اين استانداردها را اعمال کند ادامه خواهيم داد.

سوال: آيا هيچ احساسی وجود دارد که اين حرکت توسط ايران رو به افزايش است يا آيا اين ... آيا در عرض يکی دو ماه گذشته بصورتی ثابت باقی مانده است؟

آقای باوچر: تصور می کنم بايد از کسانی که بيشتر به موضوع نزديک هستند بپرسيد. من نمی توانم درباره چنين حسی به شما چيزی بگويم. اينگونه فعاليتها را، همانطور که می دانيد، طی دوران بعد از جنگ کمابيش بصورتهای مختلف ديده ايم و بارها از ايران خواسته ايم اين کار را متوقف کند. و به فشار در اين مورد ادامه خواهيم داد و سعی خواهيم کرد هر کاری مناسب است انجام دهيم تا اينگونه دخالتها مسير تحولات در عراق را تحت تاثير قرار ندهد.

سوال: آيا اخبار جديدی درباره جزئيات مبهم داريد ... چون تقريبا اخيرا ...انفجاری در يک مسجد در عراق؟

آقای باوچر: خير، ندارم. ما در حال پيگيری آن هستيم. اما اطلاعات جديدی ندارم.

سوال: می توانيد درباره دخالت ايران مشخص تر صحبت کنيد؟

آقای باوچر: تصور نمی کنم در حال حاضر بتوانم. تا به حال بصورتی عمومی کمی در اين باره صحبت کرده ام. اما، خير، پيشنهاد می کنم به بيانيه های مختلف از سوی دولت عراق توجه کنيد، تصور می کنم آنها جرئيات بعضی از نگرانی های خود را ذکر کرده اند.

سوال: و ايالات متحده در همين نگرانی ها شريک است؟

آقای باوچر: نمی توانم درباره يک يک آنها برای شما مدرک بياورم. اما، بله، ما هم همان نگرانی های آنها را داريم.

(پايان متن)

 

آمریکا گزارش های مربوط به درخواست مذاکرات را تکذیب کرد

رفتار ایرانی ها مهمتر از حرف هایشان است



سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در جریان کنفرانس خبری روزانه خود، درباره شماری از مسائل مربوط به ایران، و عمدتا" درباره اقدامات مستمر این کشور که نشان از پیگیری تلاش برای دستیابی به سلاح های هسته ای دارد، به اظهار نظر پرداخت. بخش های مربوطه در زیر میآید:

سوال: درباره ایران و آمریکا ... اتهامات آمریکا و جاسوسی اسرائیلی ها ... حرف تازه ای برای گفتن دارید؟

آقای باوچر: نه.

سوال: باز هم درباره ایران، دیروز گزراشی منتشر شد حاکی از این که آمریکا ... گزارشی که در آن از قول یک مقام ایرانی گفته شده بود که آمریکا درصدد مذاکرات دوجانبه مستقیم با ایرانی ها در مورد برنامه هسته ای آن ها و احتمالا" مسائل دیگر است. آیا شما هیچگونه اطلاعاتی دارید که این ادعا را ثبات کند؟ آیا شما به هر حال به این سمت حرکت می کنید که ...

آقای باوچر: من هیچگونه اطلاعاتی ندارم که به این نتیجه گیری منجر شود. ما نگرانی های خود را در خصوص رفتار ایرانی ها به طور مشخص تصریح کرده ایم. ما حمایت خود را از تلاش اتحادیه اروپا برای واداشتن ایرانی ها به تعلیق و توقف فعالیت های غنی سازی و برنامه هایی که موجب افزایش نگرانی ها در خصوص گسترش سلاح های هسته ای میشود، تصریح کرده ایم.

ما تصریح کرده ایم که نگرانی هایمان در مورد این مسائل و مسائل دیگر تا چه حد جدی است – ما منتتظریم که ایرانی ها اقدامی در این راستا انجام بدهند. دلیلی ندارد که به طور خاص روی این مساله که با ایرانی ها در حال مذاکره ایم یا نه، متمرکز شویم. ایرانی ها فرصت های زیادی دارند که اقداماتی بکنند و ما منتظریم که این اقدامات را بکنند.

سوال: نکته ای در ادامه همین مطلب فورا" به ذهن من رسید. وقتی آمریکا، لیبی، و بریتانیا مذاکرات خود بر سر از بین بردن توانایی لیبی برای تولید سلاح های هسته ای و دیگر برنامه های مربوط به سلاح های کشتار جمعی را آغاز کردند، شمار افرادی که عملا" از این ماجرا باخبر بودند بسیار محدود بود. آیا دلیلی برای باورپذیر نشان دادن حرفهایتان دارید ... آیا بررس های شما ... بررسی های شما آنقدر همه جانبه بوده که این قضیه را رد کنید؟

آقای باوچر: بله.

سوال: متشکرم.

سوال: شما جناب ریچارد ... آیا شما به دنبال ایفای نقش فعالانه تری در مذاکرات اتحادیه اروپا هستید؟

آقای باوچر: ما فقط به دنبال این هستیم که شاهد باشیم که ایرانی ها از گسترش سلاح های هسته ای دست برمیدارند، از حمایت از تروریست ها دست برمیدارند، از تلاش برای اخلال در روند صلح دست برمیدارند و از نقض حقوق بشر دست برمیدارند.

سوال: خب، آیا شما فکر میکنید میتوانید در صورت ایفای نقش فعالانه تری در این مذاکرات، بر تصمیماتی که ایرانی ها برای اقدامات خود میگیرند تاثیر بگذارید؟

آقای باوچر: ایرانی ها میتوانند هرزمان که بخواهند این تصمیمات را بگیرند. متاسفانه، ایرانی ها وقتی هم با آن ها مذاکره داشته ایم همان رویه هایی را در پیش گرفته اند که وقتی با آن ها مذاکره یی نداشته ایم در پیش گرفته بودند. این تصمیمی نیست که اتخاذ آن در اختیار ما باشد.

سوال: دیروز گزارشی منتشر شد مبنی بر این که ایران توافق نامه خود با سه کشور اتحادیه اروپا را طوری تفسیر کرده است که به این کشور اجازه میدهد 37 تن کیک زرد را به ماده ای تبدیل کند که نوعی ماده واسطه برای مصرف در مرحله نهایی است ... که در سانتریفوژها به کار میرود. با عرض معذرت، من اصطلاحات فنی مربوطه را نمیدانم. و ظاهرا" در این باره که آیا توافقات مربوطه با اروپایی ها اجازه این کار را میدهد یا نه، اختلاف نظر وجود دارد. آیا شما اطلاعاتی در این زمینه دارید؟

آقای باوچر: این قضیه ... نه. جواب فوری شما نه است، در این مورد که توافقات مربوطه چه اقداماتی را مجاز دانسته اصلا" قعطیتی وجود ندارد. این گزارشی بود که دیروز منتشر شد، حاکی از این که آن ها که، من فکر میکنم، آن ها دارند به سمت غنی سازی برای دسترسی به گاز تترا فلورید اورانیوم گام برمیدارند.

سوال: گاز تترا فلورید اورانیوم. فکر میکنم همین است.

آقای باوچر: یا به مرحله ای برسند که مرحله قبل از دستیابی به گاز هگزا فلورید اورانیوم است.

البته نکته ای که من میخواهم مطرح کنم، منظور من، این است که شما همچنان شاهد انتشار این گزارش ها هستید، که بخشی از یک جریان مستمر گزارش هایی هستند که پرسش هایی را در خصوص نیاتی که ایرانی ها در سر دارند پیش میکشند. اگر آن ها به آن گونه توافق نامه ای که با اروپایی ها امضا کردند متعهد باشند، اگر آن ها خود را متعهد بدانند که به جامعه جهانی اطمینان خاطر بدهند که در راه دستیابی به سلاح هسته ای گام برنمیدارند، که این حرفی است که خودشان مدام تکرار میکنند، این سوال پیش میآید که چرا همچنان به فعالیت هایی ادامه میدهند که پرسش های مختلفی را در خصوص نیات آن ها پیش میکشد، چرا به نظر میرسد که آن ها از هر فرصتی برای پیشروی در مسیری که هیچکس مایل نیست آن ها در آن مسیر گام بردارند، استفاده میکنند.

بنابراین، ملاحظه میکنید که من نمیتوانم به طور خاص بگویم که آیا این قبیل اقدامات به موجب توافق با اروپایی ها مجاز محسوب میشود یا نه، اما من فکر میکنم تا حدی تردیدها را در این باره دامن میزند که آیا آن ها نیات خود را تغییر داده اند یا نه، آیا آن ها میخواهند به نتایج نهایی آن توافق نامه گردن بگذارند یا نه.

سوال: خب، اگر کاری که آن ها میکنند به موجب آن توافق نامه مجاز باشد، آیا نباید تردیدها متوجه خود آن توافق نامه و نه نیات ایرانی ها شود؟

آقای باوچر: من فکر نمیکنم که لزوما" همین نتیجه را باید گرفت. قطعا"، شما میتوانید از اروپایی ها و صاحب نظران بپرسید که آیا این توافق نامه بقدر کافی کامل بوده یا نه، آیا از همه نظر سفت و سخت بوده یا نه. ما از این تلاش حمایت کرده ایم چون هدف اصلی این تلاش واداشتن ایرانی ها به پذیرش تعلیق همه فعالیت های غنی سازی و در نهایت متوقف کردن آن ها بوده است. این چیزی است که ما از آن پشتیبانی کرده ایم. این چیزی است که ما میخواهیم شاهد آن باشیم. ما فکر میکنیم، این به نفع ایرانی هاست که به جامعه بین المللی اطمینان خاطر بدهند که در جهت دستیابی به سلاح هسته ای گام برنمیدارند.

بنابراین من فکر میکنم که، در نهایت، این مسئولیت بیشتر از آن که متوجه اروپایی ها یا هر طرف دیگری باشد متوجه ایرانی هاست که با شفاف سازی، با صداقت و با توقف فعالیت هایی نظیر فعالیت هایی که گزارش شده، به دنیا نشان دهند، به دنیا اطمینان خاطر بدهند که هدف واقعیشان چیست ... که هدف واقعیشان دستیابی به سلاح های هسته ای نیست.

سوال: صداقت یک چیز است و متوقف کردن یک چیز دیگر. منظور من این است که در این توافق نامه آنقدر نقاط ابهام در مورد فرایندهای مختلف پیدا میشود که بشود چنین اقداماتی را کلا" در چارچوب کاربرد غیرنظامی و تماما" در جهت برآورده کردن نیازهای در حال افزایش این کشور به انرژی شمرد. اگر این توافق نامه را به دقت مد نظر قرار دهید، آن ها باید از هر اقدامی که ماهیت آن مبهم باشد، از هر اقدامی که به نوعی از آن بشود این تعبیر را کرد که در راستای پیشبرد برنامه سلاح های هسته ای است، دست بردارند. این سوال مطرحی است، این طور نیست؟

آقای باوچر: جامعه بین المللی، از طریق "شورای حکام" آژانس بین المللی انرژی اتمی، از طریق تلاش های اروپایی ها، از طریق شرایطی که روسیه برای تامین سوخت و کسب اطمینان از استرداد همه سوخت مصرفی توسط ایرانی ها قائل شده، به صورت خیلی خیلی صریح اعلام کرده است که فعالیت های غنی سازی از سوی ایرانی ها نگرانی های فراگیری را در خصوص آن چه ایرانی ها در سر دارند افزایش داده است. ما خیلی صریح گفته ایم که معتقدیم این یک نشانه است و یک اقدام الزامی نیست و فعالیت های غنی سازی ای که ما از آن ها خبر داریم نشانه آشکاری از این است که ایرانی ها نیتشان دستیابی به سلاح هسته ای است. دیگران هم، از طریق اقداماتشان، از طریق مذاکراتشان، به طور واضح نشان داده اند که فکر نمیکنند ... فکر میکنند که فعالیت های غنی سازی از سوی ایرانی ها این نگرانی ها را افزایش میدهد.

اگر ایران هدفش واقعا" دستیابی به این سلاح ها نیست، انتظار میرود که از هیچ اقدامی برای نشان دادن این که چنین هدفی ندارد فروگذار نکند، و همه این فعالیت های غنی سازی را متوقف کند.

سوال: چرا شما اطلاعات قطعی در این باره ندارید که آیا فعالیت های خاص، در صورتی که ادامه داشته باشد، مجاز هست یا نیست؟ شما اغلب میگویید که اروپایی ها شما را در جریان جزئیات توافقشان گذاشته اند. آیا آن ها جنبه ای از این توافق را فاش نکرده اند که موجب میشود شما اطلاعات قطعی نداشته باشید، یا این که این فقط یک ابهام است ...

آقای باوچر: نه، من فکر نمیکنم این طور باشد. من نمیدانم که آیا ما این مساله خاص را مطرح کرده ایم یا آن موضوع خاص را بررسی کرده ایم ...

سوال: ممکن است که سوالم را تمام کنم؟ میتوانم سوالم را تمام کنم؟

آقای باوچر: حتما".

سوال: یا این که شما آن توافق نامه را خوانده اید و همه جوانبش را درک کرده اید و این توافق نامه واقعا" مبهم است و بنابراین شما به طور قطع نمی دانید که ...

آقای باوچر: من قصد ندارم درباره توافق نامه اروپایی ها قضاوت کنم. من فکر میکنم بر عهده آن هاست که به شما بگویند چه چیزی در این توافق نامه میگنجد، و چه چیزی نمیگنجد. بر عهده آن هاست که به ما بگویند چه چیزی در این توافق نامه میگنجد، و چه چیزی نمیگنجد. من قصد ندارم که خودم را در موضع ارائه تفسیر حقوقی از توافقات آن ها قرار بدهم.

 

سخنگوی وزارت خارجه آمريکا گفت وضعيت سازمان مجاهدين تغيير نيافته است

وی تصريح کرد ايران بايد مقررات آژانس بين المللی انرژی اتمی را رعايت کند



واشنگتن- معاون سخنگوی وزارت خارجه آمريکا در جلسه مطبوعاتی 10 ژانويه 2005 اين وزارت با خبرنگاران به سوالی درباره وضعيت سازمان مجاهدين که در حال حاضر تحت نظارت ائتلاف در عراق است پاسخ داد. وی اشاره کرد بعضی از اعضای اين سازمان داوطلبانه به ايران بازگردانده شده اند و ديگران امکان کشور سومی را بررسی می کنند. ارلی همچنين به سوالی درباره تهديد موسوينی که ايران ممکن است غنی سازی اورانيوم را در ماه مارس از سر بگيرد پاسخ گفت. وی به تعهد ايران به آژانس بين المللی انرژی اتمی مبنی بر رعايت چندين قطعنامه صادره شورای حکام اشاره کرد.

آنچه در زير می آيد متن سخنان آقای ارلی در پاسخ به سوالات مربوط به ايران است:

(آغاز متن)

سوال: می توانيد خبر جديدی از سازمان مجاهدين به ما بدهيد؟ آيا هيچيک از اعضای اين گروه عراق را به قصد کشورهای ديگر ترک کرده اند، مثلا ايران؟ و وضعيت سازمان از نظر رفتار ايالات متحده با آن در حال حاضر چيست؟

آقای ارلی: وضعيت سازمان از نظر ما تغيير پيدا نکرده است. اين سازمان يک سازمان خارجی تروريست است و ما با آنها به عنوان يک سازمان خارجی تروريست رفتار می کنيم.

همانطور که می دانيد، تعدادی اعضای سازمان مجاهدين خلق و افراد وابسته تحت نظارت ائتلاف در عراق هستند. بعضی از آنها ... که در انجام عمليات تروريستی شرکت نکرده اند داوطلبانه به ايران بازگردانده شده اند. ديگرانی هستند که نمی خواهند به ايران بازگردند و انتخاب اقامت در کشور ثالثی را بررسی می کنند. اما بيشتر از اين چيزی برای گفتن ندارم.

سوال: می توانم درباره ايران از شما سوال کنم؟ امروز مجددا، يک مقام ارشد، موسوينی، که بعضی وقتها درباره مسائل هسته ای صحبت می کند، آب مذاکرات به سه کشور اتحاديه اروپا را گلی کرده، و گفته است اگر به نيازهای ايران تا ماه مارس رسيدگی نشود آنها به تعليق غنی سازی اورانيوم پايان می دهند.

سوال من اين است که عکس العمل شما به اينگونه بيانات که نشان می دهد تعليق آنها تنها يک تعليق محدود است چيست؟ و به نظر نمی رسد دائم باشد. آيا ما فقط برای ازهم پاشيدن غيرقابل فرار مذاکرات صبر می کنيم؟

آقای ارلی: آنچه منتظر آن هستيم اين است که ايران پاسخی کافی به نگرانی های جامعه بين المللی که در قطعنامه های متعدد شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی و همچنين در جلسات آنان با سه کشور اتحاديه اروپا آمده است، بدهد.

برنامه غنی سازی اورانيوم ايران بوضوح موجب نگرانی است. مشخصا سوالات بی جوابی باقی مانده که به آنها پاسخ نداده اند. ما در انتظاريم ايران به سوالات با شفافيت و وضوح و راستی پاسخ دهد که ترديدهای بسيار و چشمگير جامعه بين المللی درباره برنامه های خود را از بين ببرد.

من بيانات موسوينی را نديده ام و نمی توانم درباره آخرين وضعيت مذاکرات بين ايران و سه کشور اتحاديه اروپا صحبت کنم. اما مشخصا هدفی پشت اين مذاکرات است که کمک کند ايران به تعهدات خود نسبت به مقررات NPT و IAEA عمل کند. برنامه غنی سازی اورانيوم آنها مسلما باعث ترديد بسيار درباره اين تعهد است. و آنها هرگونه موقعيتی برای رفع اين ترديدات داشته اند، اما آنها، فکر می کنم، بسرعت اصرار دارند بجای حل مشکلات، مشکلات را ايجاد کنند.

سوال: بنابراين آيا ايالات متحده می تواند کاری در کمک به سه کشور اتحاديه اروپا انجام دهد يا هم چيز بستگی به ايران دارد؟

آقای ارلی: خوب، ببينيد، ايالات متحده و سه کشور اتحاديه اروپا اهداف مشابهی دارند و آن جلوگيری از دستيابی ايران به سلاح هسته ای است. و ما معتقد هستيم آنها برنامه توليد سلاح هسته ای دارند. ما در حدی که از ابتکار اتحاديه اروپا حمايت کرده ايم تصور می کنيم می تواند امور را به مسير صحيح هدايت کند. اما همانطور که گفتم ما به مشورت و شريک شدن اطلاعات با آنها ادامه خواهيم داد.

اما بياد داشته باشيم IAEA روندی دارد که در نهايت ايران بايد به آن پاسخ دهد.

سوال: با توجه به ايران، گزارشی آمده است که شرکت هاليبرتون از طريق بعضی از شرکت های وابسته خود در جزاير کيمن و مناطق ديگر در حال حاضر قرارداد مداومی با ايران دارد. آيا اين از نظر شما بسيار غيرقانونی نيست؟

آقای ارلی: بايد دراين مورد بپرسم. نمی دانم شما درباره کدام قرارداد صحبت می کنيد.

(پايان متن)

 

کاخ سفيد می خواهد ايران نقش سازنده ای ايفا کند

ايران بايد به تعهدات خود مبنی بر عدم دخالت در عراق احترام بگذارد



اسکات مک کليلن منشی مطبوعاتی کاخ سفيد روز 10 ژانويه 2005 در يک جلسه مطبوعاتی به سوالات خبرنگاران پاسخ گفت. آنچه در زير می آيد گزيده ای از سخنان وی در رابطه با ايران است:

(آغاز متن)

سوال: ديروز در روزنامه لس انجلس تايمز آمده بود که ... (نا مفهوم) ... ايران ميليونها دلار به داخل عراق راهی کرده است. شما در اين مورد چه می گوييد...؟

آقای مک کليلن: سخن من همان است که قبلا گفته ايم که تمام ملتها در منطقه وظيفه دارند به مردم عراق کمک کنند بسوی ساختن آينده ای آزاد و صلحجو پيش بروند. ايران نيز مانند سوريه و ديگران در منطقه شفاها و کتبا در اسناد به امضا رسيده گفته اند مطمئن خواهند شد می توانند ... که آنها نقشی سازنده در آينده عراق ايفا خواهند کرد. آن کشورها نبايد سعی کنند در نتيجه انتخابات تاثير بگذارند. آنها بايد تلاش کنند به مردم عراق کمک کنند آينده ای دموکراتيک و صلح آميز بسازند. و آنها تعهداتی بر اين مبنی داده اند و ما انتظار داريم به آن تعهدات عمل کنند و نقشی سازنده در آينده عراق داشته باشند.

(پايان متن)

 

نظر ايالات متحده در مورد آزار شيرين عبادی

واشنگتن- در جلسه مطبوعاتی ظهر روز 13 ژانويه 2005 وزارت خارجه با خبرنگاران، از سخنگوی اين وزارت سوال شد عکس العمل ايالات متحده نسبت به آزار قانونی برنده جايزه نوبل، شيرين عبادی چيست. سخنگوی وزارت در آن زمان جوابی رسمی برای اين سوال نداشت اما کمی بعد پاسخی به اين سوال صادر کرد. آنچه در زير می خوانيد متن پاسخ سخنگوی وزارت خارجه به سوال مربوط به آزار شيرين عبادی است:



(آغاز متن)

سوال: عکس العمل ايالات متحده درباره اين گزارش که برنده ايرانی جايزه صلح نوبل، نويسنده، شيرين عبادی، در صورت عدم حضور در برابر دادگاه ايرانی در معرض بازداشت می باشد، چيست؟

پاسخ: ما گزارشات در اين مورد را ديده ايم. ادامه آزار و اذيت طرفداران ميانه روی، جمع گرايی، و اصلاحات سياسی، که در تنها در اين مورد بلکه در تصميم اخير اي